نوشته های جلال

در باره ی همه چیز و با گرایش اجتماعی و فرهنگی و ...!

 

"سلام نمی دانم چند روز و تا کی، ولی از امروز مسافر گیلان می باشم"

"ضمن عرض تسلیت"

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردندکوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روزحشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو

فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند

روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید

جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب

از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک

آل علی چو شعله ی آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند

جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه

ابری به بارش آمد وبگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شدآشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار

با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره ی هذا حسین زود

سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ماببین

ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلاببین

تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه هاببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین

یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد

بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان

در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز

روی زمین به اشک جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

ای زاده زیاد نکرده است هیچگه

نمرود این عمل که تو شداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست

درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

.::: محتشم کاشانی :::.

"مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

2۷۰

روضه دکتر شریعتی در شب عاشورا

آفتاب

دکتر علی شریعتی*

شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49؛ گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان وتعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم.
اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به نالیدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم ، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گرد.
... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.
در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:
صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.
می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است.به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است
و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...
می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است. به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است. ترسان و مرتعش از هیجان، نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالا می برم:
اینک دو دست فرو افتاده اش، دستی بر شمشیری که به نشانه شکست انسان، فرو می افتد، اما پنجه های خشمگینش، با تعصبی بی حاصل می کوشد، تا هنوز هم نگاهش دارد... جای انگشتان خونین بر قبضه شمشیری که دیگر ...
... افتاد! و دست دیگرش، همچنان بلاتکلیف.
نگاهم را بالاتر میکشانم: از روزنه های زره خون بیرون می زند و بخار غلیظی که خورشید صحرا میمکد تا هر روز، صبح و شام، به انسان نشان دهد و جهان را خبر کند.
نگاهم را بالاتر میکشانم: گردنی که، همچون قله حرا، از کوهی روییده و ضربات بی امان همه تاریخ بر آن فرود آمده است. به سختی هولناکی کوفته و مجروح است، اما خم نشده است. نگاهم را از رشته های خونی که بر آن جاری است باز هم بالاتر می کشانم: ناگهان چتری از دود و بخار! همچون توده انبوه خاکستری که از یک انفجار در فضا میماند و ... دیگر هیچ !
پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت میفشرد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو میرود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که: «هستم»، که «زندگی می کنم».
این همه «بیچاره بودن» و بار «بودن» این همه سنگین! اشک امانم نمی دهد؛ نمی توانم ببینم. پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.در برابرم، همه چیز در ابهامی از خون و خاکستر می لرزد، اما همچنان با انتظاری از عشق و شرم، خیره می نگرم؛
شبحی را در قلب این ابر و دود باز می یابم، طرح گنگ و نامشخص یک چهره خاموش، چهره پرومته، رب النوعی اساطیری که اکنون حقیقت یافته است. هیجان و اشتیاق چشمانم را خشک میکند. غبار ابهام تیره ای که در موج اشک من می لرزد، کنارتر میرود . روشن تر می شود و خطوط چهره خواناتر.
هم اکنون سیمای خدایی او را خواهم دید؟ چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند. سیمایی که ... چه بگویم؟
مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است. و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...
در پیرامونش، جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند، کسی از او دفاع نمی کند. همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج، از موج خون، در صحرا، قامت کشیده و همچنان، بر رهگذر تاریخ ایستاده است.
نه باز می گردد،
که : به کجا؟ 
نه پیش می رود،
که : چگونه؟ 
نه می جنگد، 
که : با چه؟ 
نه سخن می گوید، 
که : با که؟ 
و نه می نشیند، 
که : هرگز !
ایستاده است و تمامی جهادش اینکه ... نیفتد
همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست، در زیر چکش تمامی خداوندان سه گانه زمین(خسرو و دهگان و موبد – زور و زر و تزویر – سیاست و اقتصاد و مذهب)، در طول تاریخ، از آدم تا ... خودش! به سیمای شگفتش دوباره چشم می دوزم، در نگاه این بنده خویش می نگرد، خاموش و آشنا؛ با نگاهی که جز غم نیست. همچنان ساکت می ماند.
نمی توانم تحمل کنم؛سنگین است؛ تمامی «بودن»م را در خود می شکند و خرد می کند. می گریزم. اما می ترسم تنها بمانم، تنها با خودم، تحمل خویش نیز سخت شرم آور و شکنجه آمیز است. به کوچه می گریزم، تا در سیاهی جمعیت گم شوم. در هیاهوی شهر، صدای سرزنش خویش را نشنوم.
خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر، آشفته و پرخروش می گرید، عربده ها و ضجه ها و عَلم و عَماری و «صلیب جریده» و تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر و روی و پشت و پهلوی خود می زنند، و مردانی با رداهای بلند و....... د
عمامه پیغمبر بر سر و....... آه ! ... باز همان چهره های تکراری تاریخ! غمگین و سیاه پوش، همه جا پیشاپیش خلایق!
تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چســــبم، می پرسم، با تمام نیــــــــاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟ چه کرده است؟ چه کشیده است؟ به من بگویید: نامش چیست؟
هیچ کس پاسخم را نمی گوید!
پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است 
برگرفته از کتابِ «حسین؛ وارث آدم»

"مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند چـون بـه خلوت ميروند آن كار ديگرمي كنند
مشـكلي دارم ز دانشـمند مجلس باز پرس تـوبه فـرمـايان چـرا خـود توبه كمتر مي كنند!؟

"مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

مداحانی كه نرخ ميليونی دارند

در آستانة ماه محرم و ايام عزاي آل‌الله بر آن شديم تا به جهت تذكري برادرانه ودر عين حال خاضعانه براي جماعت ذاكر و مرثيه‌خوان حضرت سيدالشهداء (ع) چند سطري را نگارش و انشاء كنيم.

آفتاب: 

مرتضي محسني در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

بدون ترديد يادآوري و تكرار بعضي از موضوعات در اين عرصه بخصوص پرداختن به آسيب‌ها و آفت‌ها يك ضرورت دائمي، قطعي و اجتناب‌ناپذير است.

به همين علت علاوه بر آنچه كه در بيان و تعريف وقايع كربلا مباحثي دور از اصل آنچه كه رخ داده روبرو شده‌‌ايم و از آن به عنوان تحريفات عاشورا ياد مي‌كنيم، يا به جاي بازگويي مناقب و فضايل اهل بيت عليه‌السلام و ايستادگي آنها در برابر ظلم ستمگران تنها به جنبه‌هاي احساسي آن بسنده نمائيم، يا به خاطر عقب‌نماندن از سياست و انجام تكاليف سياسي به سياست زدگي دچار مي‌شويم و يا باغفلت اين صاحب منسبان (نوكري اهلبيت عليهم‌السلام) از رعايت توصيه‌هاي اخلاقي مورد تأكيد با بدبيني‌ها و ذهنيت‌هايي از طرف جامعه روبرو مي‌شويم و...

شايد از مهمترين آسيب‌ها و آفت‌هاي امروز فضاي مداحي اتكا بعضي از ايشان به موضوعات مادي و حق‌الزحمه‌هاي دور از ذهن و هنگفت مي‌باشد.
اگر چه شأن بسياري از بزرگواران از اين نقيصه بدور است ليكن هستند كساني كه متأسفانه در اين وادي گرفتار شده و در تغافل و تجامل بسر مي‌برند.
اشاره به يك نمونه از اين دست غفلت‌ها، ما و شما را بر اين ادعا و استدلال قانع خواهد نمود. از يك مداح براي اجراء مراسم عيد غدير دعوت شد اما بدليل تراكم برنامه‌هاي وي مراسم با توافق برگزار كنندگان هر چند دشوار به دو شب قبل از عيد موكول گرديد.
تماس براي هماهنگي بيشتر با ايشان و احالة موضوع به فرد ديگري كه مدير برنامه‌هاي وي بوده تهيه و تكثير بنرهاي تبليغاتي، تأمين سيستم صوتي عليرغم مشكلات موجود از جمله اموري بود كه با دشواريهاي خاص خود انجام گرفت، ليكن چهار روز قبل از مراسم از طرف مدير برنامه تماس گرفته شد كه ميزان صلة‌(پاكت) در نظر گرفته شده چقدر است؟!
پاسخ اين بوده كه مبلغي به عنوان هديه مد نظر است تشريف آوردند خدمت ايشان تقديم ميگردد. اما متأسفانه چنين بيان مي‌شود كه خير! ‌مبلغ 000/000/15 ريال (براي يك شب يا بهتر براي يك ساعت) به شماره حسابي كه اعلام مي‌كنيم واريز نمائيد. متعاقباً برگزار كنندگان اظهار ميدارند كه آيا اين رفتار كار درستي است؟ گفته مي‌شود اين ديگر به شما ربطي ندارد! درجواب يادآوري مي‌شوند كه بالاخره مطابق رسم مبلغي به عنوان هديه و صله تقديم ايشان مي‌كنيم. نهايتاً مدير برنامه افاضه مي‌نمايد كه رسم و سنت شما با رسم حاجي!؟ جور در نمي‌آيد.
در پايان ضمن منتفي شدن موضوع دعوت واجرا،‌ مراسم، به مداح ياد شده و مدير برنامه وي از طريق پيامك مطالبي از باب نصيحت يادآور مي‌شوند كه تنها پاسخي كه مي‌رسد اين بوده:‌يا حق يا علي! قضاوت با اهل فن، قضاوت با خوانندة اين سطور يا قضاوت با مردم،‌هر چه هست اين حركت چه عوارضي را در پي خواهد داشت؟ براي چند جوان شهرستاني با انرژي،‌ عاشق اهلبيت عليهم السلام و هيئتي با تلاش و زحمت و شوري خاص مراسمي را برنامه‌ريزي كرده ليكن با اين پديده غيرمترقبه روبرو شده و سردرگم بدنبال راه چاره‌‌اي كه جز اتكا به خود و ذاكران و مداحان بومي راه ديگري را پيدا نمي‌نمايند،‌چه بايد كرد؟
باشد كه اخلاص و صداقت و پاكي سرلوحة كار اين عزيزان قرار گيرد و مسائل مادي و مالي، هديه‌هاي سنگين نقدي و دوري از اخلاص در اين مسير ارزاني آناني باشد كه به صرف داشتن نام و شهرت از اين طريق ناصواب و بي‌ثواب كسب روزي مي‌كنند.

"مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

" حسین(ع) و 72 شهید کربلا"

دیر زمانی نیست

خاتم(ص) پیمبران

بر جای گذاشت

آیینی و حکمی

"من کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه"

+

آمد و آمد و آمد

شام و حجاز و ایران

و

شمال آفریقا

و

باز هم اونورتر

+

و

علی(ع) آمد

همو که اول اسلام آورد

صف کشیدند برابر او

ناکس و مارق و قاسط

نکنید که من علی(ع) ام

فاتح خیبر

گویند(ص) در خندق

که من تمام اسلامم

و

او تمامی کفر

پیروز شدیم

که او بماند

الله اکبر

+

گذشت و گذشت

گویند که با ضربتی

رسید او به شهادت

ضربتی که صدها از قبل

چاره ی کار نبود

که او فاتح است و حیدر

+

و

حسن(ع) آمد

و

معاویه

او که از سال ها قبل

فربه شده بود از زمان عمر!

شد حاکم

و

نشست بر جای پیمبر!

در شام

و

مُرد

و

نشست بر جایش

یزید که گویند شراب می خورد و ...

+

پیک فرستاد به جانب مدینه

که بگیرید بیعت

از حسین(ع) فرزند پیمبر

فاسد و شرابخواره

خلیفه است

و

خواهان بیعت

آنهم از حسین(ع)!

زاده ی حیدر

+

چاره ای باید کرد

از مدینه تا مکّه

راهی نیست

هر چند گریزی هست و هجرت

با بزرگ و کوچک از خاندانش

که همه اهل و عیال پیمبرند

اگر چه با این سن و این سال

کاری هست سخت

چاره ای نیست

چرا که بیعت

هدم اسلام است و بس

+

خبر می رسد از کوفه

بیا که ماییم و بس

مسلم و شهادت

حسین(ع) هست و کربلا

حرّ با 1000

عمر سعد با 30000

حرّ فرود نمی آید

تا می رسد به شهادت

+

و

امّا عمر سعد

جزم کرده تا که برسد

ری را به حکومت

و

شد آنچه که نباید می شد

+

کوچک و بزرگ

طفلی شیرخواره

نوجوانان و جوانان

آخر این دنیا و حکومت

به بهای ...!

+

و

امروز 40 روز

از آن همه می گذرد

و

من هستم و ما

تا که فرصت غنیمت شمریم

و

یادی و عزایی

تا که بماند

حسین(ع) و 72 شهیدش

نه در کربلا

که در یادها، خاطره ها و دلها

جلال گنجارودی

5-11-89

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 10:19  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نمایی از گنجارود 1391 

"سلام"

افسانه92
مي كشد باد، محكم غريوي
زير آن تپه ها كه نهان است
حاليا روبه آوازه خوان است
كوه و جنگل بدان ماند اينجا
كه نمايشگه روبهان است
هر پرنده به يك شاخه در خواب
نیما یوشیج

ادامه از پست ۲۶۹

علوی‌تبار:

آینده کشور به تصمیم اصلاح‌طلبان بستگی دارد

علیرضا علوی تبار فعال سیاسی اصلاح طلبی است که پیش از این سردبیر روزنامه صبح امروز بود. وی که معتقد است آینده به تصمیم جریان اصلی اصلاح طلبان بستگی دارد، تصریح می‌کند:

هر تصمیمی که از سوی جریان اصلاحات اتخاذ شود بر طیف منتقد وضع موجود که طیف گسترده ای را شامل می‌شود تاثیر بسزایی خواهد داشت.

آفتاب:

علیرضا علوی تبار در گفت‌و‌گو با ایلنا، با اشاره به اهمیت برگزاری انتخابات در کشورهای جهان و همچنین اهمیت ایجاد تغییر از طریق صندوق‌های رای گفت:

امروز کشوری را سراغ نداریم که انتخاباتی در آن برگزار نشود اما انتخابات در برخی کشور‌ها نشانه دموکراسی است و در برخی دیگر از کشور‌ها می‌تواند تنها نمایش دموکراسی باشد بنابراین در صورتیکه انتخابات با عناصر و شرایط مشخص آن همراه نباشد صرفا نمایشی برای تامین مواردی خاص خواهد بود.
پرهیز از بی‌توجهی به انتخابات حتی در صورت فراهم نبودن شرایط
این استاد دانشگاه معتقد است:

برای تشریح دموکراسی در یک کشور هرمی چهار وجهی ترسیم می‌شود که تنها یک وجه آن برگزاری انتخابات آزاد است در حالیکه وجوه دیگر آن شامل حکومت شفاف و پاسخگو، جامعه مدنی توسعه یافته و رعایت حقوق مردم است.
علوی تبار با تاکید بر اینکه بطور کلی در انتخاباتی که نمایش دموکراسی است نباید شرکت کرد، گفت:

به شکل اصولی درگیر شدن در بازی‌های دیگران کار درستی نیست اما من معتقدم حتی در صورت فراهم نبودن شرایط نیز نمی‌توان به انتخابات بی‌توجه بود.
وی در تشریح آرایش گروه‌های سیاسی کشور در انتخابات نیز یادآور شد:

هم اکنون نیروهای سیاسی کشور به دو دسته کلی تقسیم می‌شود به گونه‌ای که یک دسته اجزایی هستند که قدرت را در دست دارند و پدید آورنده وضع موجود بوده و بیشترین نفع سیاسی و اقتصادی را از این وضع می‌برند در مقابل جریان دیگر منتقد وضع موجود هستند.
این فعال سیای اصلاح طلب با بیان اینکه جریانی که قدرت را دست دارد در درون خود سه گرایش متفاوت را دنبال می‌کنند، تصریح کرد:

می‌توان در کنار گرایش‌هایی همچون راست تندرو و راست محافظه کار گرایش سومی را نیز مشاهده کرد که امروز تیم(band) آقای احمدی‌نژاد نامیده می‌شود.
وی افزود:

راست تندرو عمدتا دارای چهره‌های غیرسیاسی است که دیدگاه سیاسی و اقتصادی خاص خود را دنبال می‌کند ضمن اینکه برخی روزنامه‌ها و خبرگزاری نیز به عنوان سخنگوی این جریان عمل می‌کنند. علاوه بر این جریان راست محافظه کار که بیشتر محصول ترکیب بازار و روحانیت هستند در جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین تجلی دارند.
تیم حامی احمدی‌نژاد به دنبال تضمین حضور خود در سیاست ایران است
علوی تبار با اشاره به اینکه تیم(Band) به گروهی گفته می‌شود که مواضع فکری و جریان رهبری کننده خود را پنهان می‌کند، عنوان کرد:

جریان حامی احمدی‌نژاد نیز در تیم خاصی قرار می‌گیرند که اگرچه از دل جریان راست تندرو بیرون آمد اما امروز به دلایلی از این گروه فاصله گرفته است.
وی همچنین با تقسیم گرایش‌های جریان منتقد وضع موجود اظهار داشت:

گرایش اول این جریان را می‌توان با عنوان مصلحت عملگرا نام برد که بیشتر نزدیک به مواضع آقای هاشمی بوده و به دنبال مصلحت و گذر از بن بست‌های عملی هستند. علاوه بر گرایش اصلی اصلاحات گرایش دیگری نیز وجود دارد که در حاشیه جریان اصلاحات پدید آمده و به نوعی دارای هم پوشانی با جریان اصولگرا است.
این روزنامه نگار اصلاح طلب همچنین اضافه کرد:

مواضع شش گروه یاد شده در انتخابات متفاوت است به گونه‌ای که جریان حامی احمدی‌نژاد تلاش می‌کنند تا بر این نکته تاکید داشته باشند که از محبوبیت اجتماعی بالایی برخوردار هستند. ضمن اینکه تلاش می‌کنند تا در انتخابات آتی نیز با موضع خاص خود شرکت کنند و چون از ریشه اجتماعی قدرتمندی برخوردار نیست به دنبال تضمین حضور خود در سیاست ایران هستند چرا که معتقدم احمدی‌نژاد به خوبی متوجه شده است که بعد از انتخابات سال ۹۲ شرایط برای او و طرفدارانش دشوار خواهد شد.
وی در ادامه بیان کرد:

در مقابل، جریان راست محافظه کار تا مدت‌ها پشت سر راست تندرو پیش می‌رفت و در واقع ابتکار عمل و اعتماد به نفس خود را بعد از انتخابات سال ۷۶ از دست داده بود اما از مدتی پیش متوجه شد که نمی‌تواند بقای خود را از این طریق تضمین کند چراکه ممکن است راست تندرو دست به اقداماتی بزند که اساسا حیات این جریان را به خطر بیندازد. البته این جریان محبوبیت اجتماعی و قدرت سازماندهی ندارد. به همین دلیل همواره در معرفی کاندید، نگران است.
دو جریان اصولگرا پیرامون كاندیداتوری ولایتی چانه‌زنی می‌كنند
علوی تبار افزود:

راست تندرو محبوبیت اجتماعی ندارد ولی از سازماندهی قوی برخوردار است. به گونه‌ای که حتی در روستاهای کشور نیز پایگاه‌های خاص دارد. علاوه بر این از امکانات و سلسله مراتب بالایی برخوردار است و بطور کلی می‌توان گفت این جریان در برخی موارد سوار بر نهاد‌هایی شدند که برای مقاصد دیگری ساخته شدند ضمن اینکه همواره نیز تلاش می‌کنند تا کاندیدای خاص خود را داشته باشند.
وی با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد چهره‌هایی همچون ولایتی و حداد عادل گزینه‌های مورد نظر جریان راست تندرو هستند، گفت:

پس از اینکه حداد عادل در انتخابات مجلس در مقابل لاریجانی از اقبال خوبی برای ریاست مجلس برخودار نشد به نظر می‌رسد آقای ولایتی با توجه به محبوبیتی که دارد چهره‌ای است که راست تندرو و راست محافظه کار در مورد وی به چانه زنی می‌پردازند.
علوی تبار با تاکید بر اینکه جریان مصلحت عملگرا بسیار مایل به شرکت در انتخابات است، اذعان داشت:

این جریان دغدغه حل مشکلات کشور را دارد و به دنبال این است تا با نزدیک شدن به اصلاح طلبان حمایت آن‌ها را جذب کنند. علاوه بر این اولویت جریان حاشیه اصلاحات این است که چه مسائلی می‌تواند حضور آن‌ها را در صحنه سیاست عملی کند.
آینده به تصمیم اصلاح‌طلبان بستگی دارد
وی با تاکید بر اینکه سایر طیف‌ها نیز نمی‌توانند نسبت به جریان اصیل اصلاحات بی‌توجه باشند، گفت:

البته آرایش سیاسی کاملی نیز برای انتخابات در درون جریان اصلاحات شکل نگرفته اما اصلاح طلبان معتقدند که باید از فرصت انتخابات استفاده کرد بنابراین اگرچه ممکن است اصلاح طلبان به صورت تشکیلاتی در انتخابت شرکت نکنند اما می‌توان از این فرصت برای صحبت با مردم استفاده کرد.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد:

آینده به تصمیمی که جریان اصلی اصلاح طلبان اتخاذ می‌کند، باز می‌گردد چرا که هر تصمیمی که از سوی جریان اصلی اصلاح طلبان اتخاذ شود بر طیف منتقد وضع موجود تاثیر بسزایی خواهد داشت.
دموكراسی درمان همه دردها نخواهد بود
علوی تبار با تاکید بر ضرورت ایجاد دموکراسی در کشور خاطرنشان کرد:

اگر از زاویه گذر به مردم سالاری نگاه کنیم برای اینکه فرآیند دموکراتیزاسیون در جامعه‌ای رخ دهد هم جامعه و هم مسئولان باید متحول شوند و تحول هرکدام به تنهایی کافی نخواهد بود.
وی همچنین یادآور شد:

معنای جامعه مدنی وقتی بروز پیدا می‌کند که مردم در دفاع از حقوق خود وارد صحنه شوند. به عبارت دیگر جامعه مدنی یعنی تشکل‌هایی که به صورت مستقل در کشور ایجاد می‌شود و مردم می‌توانند از طریق آن‌ها منافع و مصلحت‌های خود را پیگیری کنند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که ایجاد دموکراسی تنها با داشتن مسئولان دموکرات میسر نمی‌شود و نیاز به ایجاد جامعه‌ای دموکرات نیز دارد که این جامعه دموکرات هم محصول گفت‌و‌گو است. البته مشکل جامعه ما در حال حاضر تنها فقدان دموکراسی نیست بطور مثال مشکل اقتصادی که امروز در کشور گریبان گیر آن هستیم ممکن است حتی با دموکراتیزاسیون نیز ادامه پیدا کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در حال حاضر ما دچار نوعی بحران اخلاق اجتماعی شده‌ایم، تاکید کرد:

همه این بحران لزوما توسط مسئولان قابل درمان نیست بنابراین معتقدم دموکراسی درمان همه دردهای ما نخواهد بود. چرا که تلاش برای ایجاد تحرک و مشارکت جامعه باید همزمان با تلاش‌های مسئولان برای ایجاد چنین فضایی صورت پذیرد. بنابراین نمی‌توان گفت کدامیک بر دیگری مقدم است.
وی با تاکید بر اینکه باید شبانه روزی برای تحول جامعه تلاش کنیم، افزود:

علیرغم مشکلات، من به آینده خوش بین هستم اما این به معنای آن نیست که نیاز به کار بیشتر وجود ندارد. در بسیاری از مواقع مشکلات در بلند مدت به نفع مردم تمام خواهد شد مثل بحران نفت که مردم را نسبت به مصرف آن بیدار کرد.
+
سعید حجاریان:

اصولگراها بهتر است دنبال یک فرد معتدل بگردند

خاتمی اگر کاندیدا شود از هر کسی رای بالاتری دارد

روزنامه آرمان در گفت​وگویی با سعید حجاریان به نقل از وی نوشت

آفتاب:

· اصلاحات زنده است. اما اصلاحات مثل هلو بپر تو گلو نیست. باید خشت روی خشت گذاشت و کار کرد. براي اين كار هم تشكيلات و سازمان يك نياز ضروري است. تشکیلات که فقط حزب نیست. مگر کار تشکیلاتی فقط کار حزبی است؟ در كنار کار حزبی فعاليت ان.جی.اوها، کارهای عام‌المنفعه و نظاير آن نيز مي‌توانند بستري براي ايجاد سازمان و تشكيلات باشند. نگاه کنيد به اخوان‌المسلمين در مصر آنها همواره اصلاح‌طلب بودند. چه در زمان ناصر يا سادات و مبارک؛ صبر کردند و الان ثمرش را بردند. یا در ترکیه، زمان اوزال و اربکان يا همین آقای اردوغان. چقدر کار کردند؟ اصلاحات، کار فوق‌العاده می‌برد برادر من. باید کار کرد، کار نکنیم 100 سال دیگر هم اتفاقي نمي‌افتد. 
· همین الان؛ خود خاتمی اگر کاندیدا شود در ایران چقدر رای دارد؟ او نسبت به هر کسی راي بالاتري دارد؛ پس مي‌بينيد كه اصلاحات به صورت بالقوه پایگاه دارد، اما فعلیت ندارد. مردم ایران هم بیشتر دنبال برخورد اصلاح‌طلبانه و متعادل هستند. یعنی کاراکتری مثل خاتمی را می‌پسندند. خاتمی نباشد، یکی دیگر. مردم می‌گویند بالاخره خاتمي ‌نقطه تعادلی در جامعه است. با اینکه به او انتقاد هست. می‌خواهم بگویم که در عین حال اصلاحات هنوز هم رای دارد؛ رای بالايي هم دارد. 
· بعید است عبدالله نوری وارد جرگه انتخابات شود. او خودش هم اعتقاد دارد که خاتمی هنوز در کشور بالاترین رای را دارد.انتخابات یک فرصتی است برای فعالیت و سازماندهی. وقتی کاندیدایی در صحنه باشد لاجرم ستاد اتنخاباتي ايجاد مي‌كند و در استان‌ها و شهرستان‌ها نيروها را دور هم جمع مي‌كند. 
· الزاما هدف از شرکت در انتخابات، پیروزی نیست. سال 76 اصلا قرار این نبود که پیروز بشویم، هیچ تصوری هم نداشتیم، می گفتیم که 6- 5 میلیون رای بیاوریم که بتوانیم بعد از انتخابات کار کنیم. بنابراین فعالیت در انتخابات الزاما با هدف پیروزی نیست. 
· اصولگراها بهتر است دنبال یک فرد معتدل بگردند، البته هر کسی که بخواهد دولت را به دست بگیرد كار بسيار مشكلي پيش‌رو دارد. 
· من معتقدم اصولگراها هم اصلاح‌طلبند. هر چند به اين شكل آن را ابراز نمي‌كنند. اصلاح‌طلبان و اصولگراها هر دو می‌گویند که مشکلاتی وجود دارد و این نقطه مشترک بزرگی بين ما و آنهاست. منتها یک عده می‌گویند باید سریع وارد عمل شد ما می گوییم که اگر توان دارید بروید اما ما نیستیم. ما می‌گوییم که مشکل هست و بايد مشکل را حل كرد. در اين زمينه حرف ما با آن اصولگراها یکی است. پس می‌شود با آنها صحبت کرد؛
منتها آنها می‌‌گویند اینجایش اینطوری‌است، ما می گوییم آنجایش آنطوری‌است. باید صحبت کرد که در کجاها مشترک هستيم. مثلا بر سر اقتصاد، خیلی از نظرات‌مان مشترک است، پس می‌شود راه آمد. یا در دیگر حوزه‌ها، مثلا در زمینه مواد مخدر، یا آسیب‌های اجتماعی، قتل، چک‌های برگشتی و غیره؛ مگر اینها موضوع نیستند؟ مگر اینها آسیب نیستند؟ پس می‌شود صحبت کرد. حالا درباره موضوعات سیاسی دیرتر می‌شود صحبت کرد ولی در موضوعات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌شود با آنها نشست و صحبت کرد. بايد گفت‌وگو کرد تا کم‌کم باب گفت‌وگو باز شود؛ البته با بخشی از اصولگرایان. چون طيفي از اصولگرایان هم می‌گویند كه باید كلا آتش زد، چون تجدد و مدرنیته باعث آفت است؛ در دو طرف دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.ما که پیاده‌ایم، آنها باید تسامح کنند. 
· انتظار ما خیلی بالا نیست. اصلا نمی‌خواهیم در انتخابات کاندیدا بشویم؛ مجلس هم نخواستیم برویم، به دولت هم نمی‌رویم، ولی کار خیریه که می‌توانیم بکنیم. به اندازه اخوان‌المسلمين که باید بتوانیم کار کنیم. اين برای انتخابات سال آينده وصال نمی‌دهد، اول از همه تفاهم است. ازدواج هم که بخواهد سر بگیرد، اولش کلی کار دارد. بله‌برون دارد، باید بروند و بیایند، آشتی‌کنان دارد و ... 
· تجربه نشان داده که راه تندروانه و رادیکال ثمر نمی‌دهد. 
· من خودم اعتقاد داشتم که باید حتماً از روز اول نقد دولت را آغاز كرد، منتها دوستان معتقد بودند كه اول کار دولت نبايد نقد كرد و بايد منتظر نتايج اقدامات بمانيم سپس نقد كنيم. نقد خوب كم شد. دوزاری اصولگرها هم دیر افتاد. می‌شد که ما دوزاری اصولگراها را زودتر بیندازیم. آنها هم دیر به صحنه آمدند. الان کم‌کم نقدهای خوبی دارند می‌کنند؛ مقاله‌های خوبی نوشته می‌شود حتی از سوي بعضی از اصولگراها. آنها مغبونند، می‌خواهند جبران مافات کنند. چون آنها از اول حامي‌ دولت بودند، برنامه‌اش را تایید کرده بودند و با او همراهی کرده‌اند، نمی ‌توانند مسوولیت را نپذیرند، آنها در قبال کارهای دولت مسئولیت دارند. کما اینکه ما هم در مقابل عملکرد خاتمی مسئولیت داریم.

+
حمیدرضا جلایی‌پور
تحولات اجتماعی تاریخ معاصر بدون روشنگری میسر نبوده و یکی از عوامل روشنگری در ایران ما جنبش دانشجوئی بوده است. 
جلائی‌پور در ادامه سخنان خود از منظر جامعه‌شناسی به اوضاع کشور پرداخت و گفت:

در جامعه ایران نیروهای فعال جامعه، بیشتر اوضاع بیرون را می‌بینند و به هیچ چیز در زندگی خود فکر نمی‌کنند و بیشتر مسائل عمومی فکر آنان را مشغول کرده است. 
وی ادامه داد:

جامعه ما مانند جوامع امروزی معضلات خودش را دارد که نمونه‌های آن معیشت، بیکاری و تورم است، بطوری که ما در جامعه بین ۳ تا ۴ و حتی پنج میلیون بیکار داریم و از سوی دیگر کشور ما با فقر دست و پنجه نرم می‌کند، از سوی دیگر برخی معضل فقر را نسبی می‌دانند و می‌گویند این تعداد فقیر داریم، اما از دیدگاه من ده میلیون افرادی داریم که با فقر گریبانگیر هستند و به‌خاطر همین موضوع با مشکلاتی روبرو می‌شوند و از خیلی مسائل می‌گذرند. 
وی یادآور شد:

اغلب پژوهش‌ها نشان می‌دهد جامعه ما با معضلی به نام بحران اخلاقی و اعتماد مواجه است، بطوری که آمارها و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۷۵ درصد افراد در کشور ما به هم بی‌اعتماد هستند در واقع ایران با فرسایش سرمایه اجتماعی اعتماد مواجه است. 
این استادیار دانشگاه تهران افزود:

زندگی و حاشیه نشینی در کشور نیز زیاد است بطوری که بین ۶ تا هفت میلیون نفر با معضلی به نام مسکن‌های غیررسمی و یا همان حاشیه‌نشینی مواجه هستند. 
وی اظهار داشت:

مساله اعتیاد یکی دیگر از معضلات جامعه ما است که براساس آمارهای مختلف ارائه شده بین ۲ تا ۵/ ۳ میلیوین نفر در کشور معتاد داریم و این معضل از تریاک و هروئین گذشته و به سمت شیشه و کریستال گرایش پیدا کرده که نابودکننده‌تر می‌باشد. 
وی خاطرنشان کرد:

معضل کندی رشد اقتصادی از دیگر مسائلی است که کشور با آن مواجه می‌باشد و همین مساله نشان می‌دهد که بیکاران باید همچنان بیکار بمانند و روز‌به‌روز به افراد افسرده در جامعه اضافه می‌شود. 
جلائی‌پور در ادامه با اشاره به این که این معضلات در جامعه وجود دارد، حال با این اوضاع نیروهای فعال چگونه می‌خواهند این مشکلات را حل و فصل کنند، گفت:

برای حل این معضلات در واقع ۴ نوع الگو و نمونه وجود دارد که ۲ تا از این راه‌حل‌ها و الگوها، اصلی و ۲ تای دیگر فرعی هستند. 
این استادیار دانشگاه افزود:

یکی از الگوهای حل این مشکل که بخشی از وقت و انرژی کشورها را گرفته، وجود دولت‌های مقتدر و اقتدارگرا است و نباید با مردم‌سالاری رودرواسی داشته باشد. 
به گفته جلائی‌‌پور؛ راه نجات مشکلات‌، دولت مقتدر است و هر‌چه دولت را منحرف کند، بدون شک راه انحراف جامعه باز خواهد شد که متاسفانه یک‌سری در جوامع ما دنبال این موضوع هستند. 
وی در ادامه یادآور شد:

جامعه ایران با مشکلات ساختاری روبرو است زیرا در جوامعی که با گرسنگی مریضی گسترده مواجه است، این الگو لازم است، که در دوران پس از انقلاب مشروطه ایران دچار گرسنگی و ناامنی و پیامدهای جنگ جهانی اول اتفاق افتاد، الگوی دولت اقتدار‌گرا که امنیت برقرار کند و دستگاه‌های اجرائی نیز کمک کنند و توسعه را مورد توجه قرار دهد، که رضاخان خود را مصداقی از این الگو می‌‌دانست. 
وی ادامه داد:

اما امروز جامعه ما گرسنه نیست و دچار مریضی گسترده نشده و حتی جامعه ما روزآمد است و ساختارهای جامعه ما به اقتدارگرائی جواب نمی‌دهد به دلیل اتفاقاتی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در جامعه رخ داده است، شرایط جامعه اینطور نیست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت:

امروز ما دارای جهان انعکاسی و شیشه‌ای هستیم و اتفاقاتی که رخ می‌دهد، همه از آن در گوشه و کنار دنیا متوجه می‌شوند و به همین دلیل نمی‌توان دوره اقتدارگرائی داشته باشیم. 
جلائی‌پور گفت:

اقتدارگرائی باید همراه با سانسور مسائل یک جامعه باشد، اما نمی‌توان مسائل جامعه را به دلیل مذکور سانسور کرد و همچنین می‌توان عنوان داشت که شرایط انعکاسی جامعه مخالف شرایط خفقان است. 
وی افزود:

الگوی دوم، سیاست مردم‌سالارانه است یعنی حق حل کردن مشکلات جامعه بدون دخالت مردم معنا ندارد و مشارکت همه مردم جامعه، مشکلات را حل می‌کند. 
به گفته جلائی‌پور؛ از سوی دیگر اگر مشارکت و مردم‌سالاری فعال و پررنگ نباشد، مردم خودشان عقب می‌کشند و مشکلات و معضلات در جامعه ایجاد می‌شود. 
وی خاطرنشان کرد:

یک دولت باید مردم را مشارکت دهد و از آنان استفاده کند، شاید این دولت با این کار هم رای نیاورد، اما این سیاست مردم‌سالارانه است، یعنی ساز و کار مردم‌سالاری باید فراهم باشد که در قانون این شرایط و ساز و کار آمده و تعریف شده است. 
وی اظهار داشت:

آزادی احزاب، گروه‌ها، تشکل‌ها، مطبوعات، اجتماعات و غیره نیز شکلی از مردم‌سالاری است تا انتخابات سالم برگزار شود تا بعد از آن شاهد درگیری و ایجاد مشکل نباشیم و دولت بتواند با استحکام به کار خود ادامه دهد. 
این استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه گفت:

همه جوامع بشری با معضلاتی روبرو هستند شاید این معضلات در برخی جاها کمتر باشد که چنین کشورهائی با مردم‌سالارانه مشکلات را حل کرده‌اند و کشوری در جهان وجود ندارد که اقتدارگرایانه باشد و مشکلات را حل کرده باشد و جوامع اقتدارگرائی که موفق شده‌اند با مشکلاتی بعد از آن نیز روبرو گردیده‌اند. 
جلائی‌پور افزود:

در گذشته تا قبل از سال ۱۳۳۰ عده‌ای نخبه وجود داشت که با سیاست اقتدارگرایانه معضلات را تاحدودی حل کردند، اما بعد از آن سال جامعه مساعدتر شد و شرایط مردم سالارانه حاکم گردید. 
به گفته وی، بعد از سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی با شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" به رهبری امام در راستای الگوی مردم‌سالارانه به پیروزی رسید، هر چه جلوتر آمدیم، شرایط مساعدتر شد که امروز این سیاست و الگو در سراسر جهان بسیار شناخته شده است. 
وی در ادامه به ۲ الگوی دیگر اشاره کرد و گفت:

الگوی سوم و چهارم، الگوی حاشیه است که یکی نشان از آن دارد که اقتدارگراها و مردم‌سالارها باید در کنار هم باشند و این یک الگوی پایدار است که این به معنای آن است، با انتخابات سالم کاری پیش نمی‌رود و می‌گویند که باید تغییرات ساختاری در راستای اصلاحات رخ دهد که معنای دیگر این مساله این است که باید انقلاب دیگری رخ دهد و قانون کلاً عوض شود و بعد انتخابات باشد. 
وی یادآور شد:

اقتدارگرایان شیطان بزرگشان اصلاح‌طلبان هستند و باید گروه سوم و طرفداران الگوی سوم بدانند که چون در ایران انقلاب شده و ملت هزینه داده، دیگر انقلاب نمی‌کنند و این مردم دنبال هر الگوئی نمی‌روند، زیرا معتقدند، پایگاه چنین حرفی قوی تیست. 
به گفته وی؛ الگوی چهارم که زمزمه‌های آن شنیده می‌شود و بودار و خطرناک نیز می‌باشد و بدون داشتن پایگاه قوی و منسجم عده‌ای طرفدار دارد، دخالت بشردوستانه است که این مساله بسیار خطرناک می‌باشد. 
جلایی‌پور خاطرنشان کرد:

آنان که از انقلاب ناامید هستند، تقاضای دخالت بشردوستانه را دارند، بطوری که ۱۷۰ نفر با اسامی خود که مشخص هم هستند، زیر نامه دخالت بشر‌دوستانه را امضاء کردند و بر آن تاکید داشتند و این در واقع به معنای دفاع از جنگ است. 
به گفته وی؛ در این موضوع و الگو تنها جریانی از جنگ در منطقه سود می‌برد که اول در راستای اسرائیل و بعد در راستای آمریکا باشد، پس همه ایرانیان از این الگو ضرر خواهند کرد و همه زیرساخت‌ها نابود می‌شود. 
وی اظهار داشت:

نام الگوی حاشیه‌ای چهارم، جنگ است که می‌توان در برابر آن، نیروهای متخصص را برای ادامه تحصیل و فراگیری علم و دانش به کشورهای اروپائی و پیشرفته اعزام کرد تا بعد از بازگشت به کشور، با نیروی متخصص بومی و متکی به دانش بومی به دستاوردهای عالی برسیم. 
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت:

با توجه به سخنان، سخنگوی جریان اصلاحات، چون شرایط مهیا نیست، در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی‌کنیم. 

حمیدرضا جلائی‌پور همچنین در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در تالار شهید مطهری این شهر، در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر این که با توجه به شرایط موجود شما چگونه اینجا حضور یافتید و این کار شما برای انتخابات است، افزود:

من برای انتخابات نیامدم، زیرا همانطور که گفتم شرایط اصلاً مهیا نیست و ما حضور نمی‌یابیم و تنها دلیل حضورم بحث درخصوص جنبش دانشجوئی و تاثیرات آن بر جامعه می‌باشد. 
وی تصریح کرد:

من در خانواده شهید بوده‌ام و دیده‌ام که این خانواده‌ها چه هزینه‌هائی داده‌اند و اعتقاد دارم نباید شرایطی ایجاد شود و کشور به سمتی برود، تا دوباره مردم هزینه دهند. 
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که اقتدارگراها چه دیدگاهی نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند، گفت:

اقتدارگرایان می‌گویند ما بوروکراسی ایران را شخم می‌زنیم، اما تاکنون موفق نشده‌اند و این دیدگاه آنان کاملاً اشتباه است، ما چون بوروکراسی داریم باید آن را حفظ کنیم و با شایسته‌سالاری در درون نظام، آن را به سمت حل معضلات و مشکلات جامعه سوق دهیم. 
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درخصوص انقلاب فرهنگی گفت:

انقلاب فرهنگی موضوع مهمی است که انقلاب اسلامی به وجود آورد و از آنجائی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مارکسیست‌ها پایگاهی نداشتند، دانشگاه را اتاقی برای خود انتخاب کردند و دو سال دانشگاه‌ها را تعطیل کردند، آنان در واقع در واکنش به وضعیت ناامنی ناشی از جدال گروه‌های مختلف بعد از انقلاب خود را حق می‌دانستند و دست به چنین کاری زدند و امام خمینی‌(ره) به خوبی و به موقع این موضوع را متوجه شدند و مساله انقلاب فرهنگی و بازگشائی دانشگاه‌ها را مطرح کردند. 
به گفته وی؛ متاسفانه امروز عده‌ای بعد از ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی بار دیگر یاد انقلاب فرهنگی افتاده‌اند. 
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اعدام عده‌ای در سال‌های اول انقلاب در کردستان و نقش ما در این خصوص گفت:

از افتخارات من این است که بعد از انقلاب اسلامی به عنوان نیروهای جهاد سازندگی در بلوچستان حضور یافتیم و سپس در درگیری نقده و مهاباد حضور یافتیم و مساله را بطور مسالمت‌آمیز حل کردیم و در سن ۲۱ سالگی فرماندار نقده و سپس فرماندار مهاباد بودم و به مردم کردستان خدمت کردم و درخصوص اعدام‌ها تنها باید از قاضی آن پرونده در تبریز سوال کرد. 
جلائی‌پور در جواب سئوالی در‌خصوص حادثه ۸ آذر امسال درخصوص سفارت انگلیس در ایران و آیا می‌توان نام آن را ۱۳ آبان دیگری و تسخیر یک سفارت گذاشت، گفت:

اصلاً مساله ۱۳ آبان با این موضوع کاملاً فرق دارد، زیرا در آن زمان دولتی شکل نگرفته بود و دانشجویان در مقابل حرکت فدائیان اسلام، این کار را ادامه دادند. 
وی افزود:

اگر بخواهیم روابط را بعد از ۳۰ سال کاهش دهیم، مجلس آن را مصوبه کرده و این حق طبیعی هر کشوری است که سفرا را از کشورش خارج کند و این کار دانشجویان در آن روز بسیار خنده‌دار بود و همه دیدند که مسئولان کشور و نظام آن را تائید نکردند، زیرا آن افراد می‌توانستند به نیروی انتظامی فشار بیاورند تا آنان را اخراج کنند، نه این که دست به چنین حرکتی بزنند و بعد از سوی مسئولان نظام و کشور، محکوم شوند و آتو دست دشمن بدهند تا در اروپا در روز بعدش، همه درخصوص تحریم علیه ما صحبت کنند. 
وی یادآور شد:

اگر مطالب خود دانشجویان و افرادی که چنین کاری کردند را در سایت‌هایشان بخوانیم، متوجه می‌‌شویم که آنان در توهم ۱۳ آبان بودند و آنان باید بدانند تمام کسانی که در بعد از انقلاب اسلامی پست و سمت گرفته‌اند در قبل از انقلاب یک مسئولیت جزئی هم نداشتند. 
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در پاسخ به سئوالی مبنی بر تشکیل بسیج برای مقابله با جنبش دانشجوئی بوده است یا خیر گفت:

بسیج دانشگاهی مصوبه مجلس پنجم است و بهتر است از خود مصوبین آن سوال شود، اما معتقدم کسانی که علاقه دارند با تشکل‌‌های دانشجوئی مقابله کنند، تکثر تشکلات را در دانشگاه‌ها به رسمیت بشناسند تا همه حرف‌های خود را بزنند و راهی جزء این نیست. 
جلائی‌پور در خصوص سوال دیگری مبنی بر این که با مسایلی که مطرح کردید نظر شما تشنج‌زدائی و اعتمادزدائی در دنیا است گفت:

نه، باید شرایطی مانند دوران خاتمی به وجود آورد و بحثی مانند گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرد که به جای صدور قطعنامه علیه ایران، مصوبه به نفع ما باشد، من بحثم اصلاً وادادگی به بیگانگان نیست، بلکه باید شرایطی ایجاد شود تا دکترها و مهندسین و متخصصان هر روز به ایران بیایند و بروند و از سوی دیگر دانشجوی ایرانی به همه کشورها برای ادامه تحصیل راحت تر برود. 
وی در پاسخ به سئوال دیگری در ارتباط با ۸ آذر امسال گفت:

وقتی مجلس قانونی درخصوص کاهش سطح روابط تصویب می‌کند، دولت باید آن را اجرا کند و مساله قدرت نرم باید در برابر جنگ نرم رعایت شود و حتی وزارت کشور می توانست، مجوز راهپیمائی و تظاهرات ۱۰ هزار نفری برای ۱۰ روز را برای آنان صادر کنند که اگر این مجوز هم صادر می‌شد، این تعداد نمی‌آمدند، افرادی که چنین اقدامی کردند در خیال خود تفکر داشتند که پنج میلیون نفر از آنان حمایت خواهند کرد، در صورتی که حتی ۲ روز هم به کار خود ادامه ندادند و مسئولین کار خوبی کردند که تائید نکردند. 
وی در پاسخ به سئوال دیگری گفت:

افرادی که خود را انقلابی می‌دانند در واقع در جهت مقابله با دولت، هستند و دولت را قبول ندارند و آن را نامشروع می‌دانند و خواستار انقلابی دیگر هستند، در صورتی که اصلاح‌طلبان دنبال تغییر با ساخت و ساز موجود می‌باشند و دنبال تغییر دولت و ساختار نمی‌باشند. 
وی در همین زمینه تاکید کرد:

الگوی سوم و چهارم برای حل مشکلات و معضلات جامعه اصلاً کار ساز و صحیح نیست. 
جلائی‌پور در پاسخ به سئوال آخر دانشجوئی در خصوص بسته بودن فضای نقد گفت:

من نیز با این مساله که فضای نقد بسته است، موافق هستم ... اما شاید عده‌ای ادعا کنند که فضای نقد وجود دارد ... منتقدین مجبورند در فضای مجازی اقدام به نقد کنند که آن هم فیلتر می‌شود و ناامنی در این زمینه هم وجود دارد...

+

 

مجید انصاری:

۹۰ درصد نظرات اصلاح‌طلبان و اصولگرایان مثل هم شده

حجت الاسلام مجید انصاری می گوید: برخورد اصولگرایان در قبال احمدی‌نژاد مسوولانه نیست.

آفتاب:

در ادامه گزیده ای از گفت و گوی عضو مجمع روحانیون با روزنامه اعتماد می آید:
•جناحی که در قدرت است راهکارهای مسدود کردن راه رقیب را در هر دوره یاد می‌گیرد و شاید تکرار حادثه سال ‏‏76 به این آسانی میسر نباشد. به تعبیری می‌توان گفت برخی سیاسیون و آقایان در خرداد 76 غافلگیر شدند و پس از دوم ‏خرداد 76 راه‌های جلوگیری از غافلگیری را یاد گرفتند. ‏
•عامل پیروزی آقای احمدی‌نژاد در سال 84، هم اختلاف و تعدد کاندیدا در جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب بود و بر همین ‏اساس نتیجه انتخابات سال 84 هم برای اصولگرایان و هم برای اصلاح‌طلبان غیرقابل پیش‌بینی بود. ‏
•از حق هم نباید گذشت که شعارهای محوری‌ای که آقای احمدی‌نژاد برای انتخابات84 مطرح کردند ‏شعارهای عامه‌پسند و عامه‌فهمی بود که با گفتمان انقلاب انطباق داشت اگرچه بعدها مشاهده کردیم که این شعارها تحقق پیدا ‏نکرد. مهرورزی، عدالت، ساده زیستی، پاک‌دستی و امثال اینها شعارهای جذابی بود... ‏
•آقایان اصولگرا اگر در حال حاضر احساس می‌کنند که انتخاب و حمایت از آقای احمدی‌نژاد اشتباه بوده است باید ‏بیایند و از مردم عذرخواهی کنند. وقتی در کشور حزب قوی وجود ندارد، آقایان می‌آیند و کاری را انجام می‌دهند و بعد که ‏کارها خراب می‌شود، جاخالی می‌دهند و می‌گویند که ما نبودیم. در حالی که اگر حزب بود، باید پاسخگو می‌بود. آقای مصباح‌‏یزدی در قم که تشکیلات و مدرسه‌یی و محوریت فکری‌ای هم در سال‌های اخیر پیدا کرده‌اند در انتخابات 84، خودشان و کل ‏تشکیلات‌شان در حمایت از آقای احمدی‌نژاد بسیج شدند. در آن ایام برای تبلیغات انتخاباتی آقای هاشمی به قزوین رفته ‏بودم که در آنجا آیت‌الله تاکندی، نماینده قزوین در خبرگان رهبری که از حامیان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود ابراز نارضایتی می‌کرد که بچه طلبه‌هایی که تازه مکلف شده به قزوین آمده‌اند و با زبان روزه، نذر کرده‌اند که آقای احمدی‌نژاد رای بیاورد و ‏قربت الی‌الله علیه آیت‌الله هاشمی سخنرانی می‌کنند. حالا امروز تشکیلات موسسه پژوهشی امام خمینی و شخص آیت‌الله مصباح‌‏یزدی و شاگردان‌شان شدیدترین منتقدان آقای احمدی‌نژاد شده‌اند. بعضی آقایان در نماز جمعه و بیرون از نماز جمعه آقای احمدی‌نژاد را لطف خداوند بر حق ملت ایران و از برکت دعای امام زمان می‌دانستند اما امروز این جریان را ضد رهبری و انحرافی و ‏فراماسون معرفی می‌کنند. من فکر می‌کنم که اینها اگر می‌خواهند صادقانه برخورد کنند باید بیایند و یک بار هم که شده از مردم ‏عذرخواهی کنند. اگرچه اینها اصلا فرهنگ عذرخواهی ندارند و بلد نیستند. اینها در حال حاضر جا خالی می‌دهند و با انتقاد شدید از ‏آقای احمدی‌نژاد یک ژست جداطلبانه از ایشان می‌گیرند. به واقع چه تضمینی وجود دارد که اینها دوباره فردی مانند احمدی ‏نژاد را معرفی و با شیوه‌های خاص خودشان به مردم تحمیل نکنند و بعد از چهار یا هشت سال بعد همین رفتارهای امروزی ‏را با او نداشته باشند. اصولگرایان اگر با مردم قصد برخورد صادقانه دارند باید تا آخر کار پای احمدی‌نژاد بایستند. به نظر من این ‏آقایان در حال حاضر هم از آقای احمدی‌نژاد انتقاد اصولی نمی‌کنند. انتقادات‌شان در این حد است که چرا اطاعت از حوزه‌های علمیه ‏نشده و چرا بی‌اعتنایی به برخی آقایان شده و از این قبیل انتقادها دارند که بیشتر جنبه شخصی دارد تا مطالبات ملی. ‏
•قطعا اصلاح‌طلبان پیروز خواهند شد. ما صرفنظر از ایرادات و اشکالاتی که در انتخابات 88 داشتیم و الان نمی‌خواهم وارد آن ‏مساله بشوم اما حداقل 14 میلیون رای در همان فضای تخریبی داشتیم. من تردید ندارم که اگر شرایط عادلانه و مساوی در عرصه ‏انتخابات ریاست‌جمهوری آتی برقرار و این امکان ظرف چند ماه آینده مهیا شود که جریان اصلاح‌طلب درون نظام و معتقد ‏به قانون اساسی و نه جریان‌های تندرو و برانداز فرصت کار انتخاباتی بیابند یقینا پیروز میدان انتخابات بعدی خواهند بود. اگر جریان ‏اصلاح‌طلب علاقه‌مند به نظام با همین چارچوب قانون اساسی موجود در یک فضای رقابتی سالم قرار بگیرد و این امکان را صدا و ‏سیما به وجود بیاورد، اصلاح‌طلبان پایگاه اجتماعی قوی‌ای دارند. البته نزدیک سه سال است که صدا و سیما یک طرفه و در غیاب ‏اصلاح‌طلبان اقدام به اتهام‌زنی و مجرم کردن اصلاح‌طلبان می‌کند که رییس این سازمان باید بیاید و فرصت محدودی را ‏در اختیار اصلاح‌طلبان قرار دهد تا همان‌گونه که اصولگرایان برای معرفی خود از تلویزیون ملی بهره می‌برند اصلاح‌طلبان هم ‏بهره ببرند و آن وقت ببینند که اقبال افکار عمومی به کدام جریان سیاسی خواهد بود. ‏
•اینکه گفته شود حاکمیت علاقه ندارد را نمی‌توان با قاطعیت گفت. حاکمیت که گفته می‌شود این معنی را به اذهان متبادر می‌کند که ‏از رهبری تا همه ارکان نظام علاقه ندارند که معلوم نیست چنین گمانه‌یی وجود داشته باشد. اما جریانی تندرو و تمامیت‌خواه درون ‏حاکمیت قایل به این نیست که گروهی غیر از خودشان در حاکمیت نقش‌آفرین باشند. ‏
مقامات عالی نظام علاقه دارند که اصلاح‌طلبان وارد فضای سیاسی شوند؟
•جریان سیاسی تندروی حاکم تلاش بسیاری دارد تا ارتباط بین گروه‌های سیاسی با رهبری برقرار نشود و این ارتباط اگر وجود دارد ‏، تضعیف شود. ما می‌بینیم که سران این جریان تلاش مضاعفی دارند تا بین آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و رهبری حداقل در اذهان ‏عمومی ایجاد اختلاف و شکاف بکنند و اگر گامی برای تلطیف روابط برداشته می‌شود اینها کاری می‌کنند که این کار را برهم ‏بزنند. من شک ندارم که این جریان مشکوک و افراطی نان و نام و منفعت خودش یا اگر وابسته باشد منفعت اربابانش را در ایجاد ‏شکاف اجتماعی و شکاف بین سران پیدا می‌کند. اما در پاسخ به این بخش از سوال‌تان که ما چرا علاقه‌مند حضور در انتخابات ‏هستیم باید بگویم علاقه ما به قدرت به عنوان نفس قدرت نیست. قدرت سیاسی، ابزاری است که هر حزب و گروه سیاسی تلاش می‌کند این ابزار را در اختیار بگیرد و به قول آقای کروبی کسی برای شب اول قبر که کاندیدای ریاست‌جمهوری نمی‌شود. نکته مهم اما ‏این است که این جریان‌ها قدرت را برای چه می‌خواهند. آیا قدرت را برای باند و منافع شخصی و گروهی خودشان یا برای خدمت به ‏مردم و پیشرفت کشور می‌خواهند. اصلاح‌طلبان بر اساس مکتب آموزشی امام خمینی که بین سیاست و دیانت عینیت قایل است و ‏حضور در عرصه‌های سیاسی را مثل حضور در عرصه‌های عبادی یک واجب عینی می‌داند بر این اعتقاد هستند که انتخاب و ‏شرکت در انتخابات هم یک حق و هم یک تکلیف است. به این جهت حق است که مظهر اعمال اراده و انتخاب انسان‌هاست و هیچ ‏کسی حق ندارد که کسی را از این شروط محروم کند. ما انتخابات را ظرف و فرصت اعلام حضور مردم و اعلام اراده ملی در ‏سرنوشت کشور می‌دانیم که هیچ‌کس حق ندارد این حق را از مردم و از اشخاص سلب کند و سلب این موضوع به هر میزان باشد‏، نزدیک شدن به مرزهای استبداد است و اصولا نظام مردمسالار دینی نمی‌تواند به سمت تحدید کردن میدان اراده ملی حرکت ‏کند. انتخابات تکلیف است و آحاد جامعه هم مکلف هستند در انتخابات شرکت کنند. انتخابات از آن حق‌هایی نیست که گفته شود نمی‌‏خواهیم این حق را متجلی کنیم. ‏
خاتمی چرا شرط گذاشت؟
•نگاه ژورنالیستی به سخنان آقای خاتمی موجب شد که از اظهارات ایشان، شروط خاتمی تلقی شد در حالی که صحبت آقای خاتمی این ‏بود که اگر انتخابات بخواهد در فضای سالم و صحیح برگزار شود این کارها لازمه انجام آن است نه اینکه ما اصلاح‌طلبان در ‏صورتی که این کارها انجام شود در انتخابات شرکت می‌کنیم و اگر نشود، شرکت نمی‌کنیم. شرکت در انتخابات وجوه مختلفی ‏دارد. یکی از این وجوه این است که اصلاح‌طلبان کاندیدا معرفی کنند. مصوبه مجمع روحانیون مبارز درباره انتخابات مجلس هم ‏همین بود که اگر شرایط عادلانه باشد و شورای نگهبان در بررسی صلاحیت‌ها درست عمل کند، سخت‌گیری‌ها و رد صلاحیت‌‏ها نباشد و فضای انتخابات عادلانه و سالم باشد ما لیست انتخاباتی خواهیم داد. شرایطی هم که آقای خاتمی مطرح کردند همین مصوبه ‏مجمع روحانیون مبارز بود. ‏
•مصوبه مجمع روحانیون مبارز در قبال انتخابات مجلس نهم کاملا ‏مشخص بود. ما در مجمع روحانیون مبارز، نظام جمهوری اسلامی را قبول داریم. ما قانون اساسی موجود را قبول داریم. ما حرکت‌های ‏براندازانه را رد می‌کنیم. ما معتقد به اصلاحات در درون نظام با همین ساختار موجود هستیم. این مسائل را بارها و بارها آقای خاتمی ‏و دوستان اصلاح‌طلب با صدای بلند گفته‌اند. اگرچه ما قانون اساسی را وحی منزل نمی‌دانیم اما معتقدیم که با همین قانون اساسی و ‏بدون اعمال اراده شخصی و برخورد گزینشی می‌توان تامین منافع ملی را داشت و می‌توان چهره‌یی دموکراتیک از نظام به نمایش ‏گذاشت. نقص از قانون اساسی نیست بلکه نقص از برخورد تنگ‌نظرانه برخی نهادها و دستگاه‌هاست که این نواقص باید اصلاح ‏شود. بنابراین ما هرگز اعلام نکرده‌ایم که انتخابات را تحریم می‌کنیم و باز هم اعلام می‌کنیم که قصد نداریم انتخابات را تحریم ‏کنیم. انتظار از آقای خاتمی همین بود که رای بدهند چرا که رای ندادن ایشان چه تلقی‌ای جز تحریم انتخابات توسط اصلاح‌طلبان می‌‏توانست داشته باشد. ‏

دلیل رای دادن خاتمی.
•من هم خبر دارم که گلایه‌های بسیاری به آقای خاتمی شد اما این گلایه‌ها به نظرم واقع‌بینانه نبود.
•‏ در عالم سیاست، صفر و صد وجود ندارد. عالم سیاست کاملا نسبی است. سایر امور عالم هم نسبی است. یعنی شما اگر به موفقیت صددرصدی فکر کنید و بگویید یا صددرصد یا هیچ، اشتباه می‌کنید. واقعیت این است که عرصه سیاسی در جهان امروز، عرصه ‏ائتلاف است. نفس ائتلاف میان گروه‌های مختلف به معنای به رسمیت شناختن نسبیت در سیاست است در غیر این صورت اگر ائتلاف ‏به معنای اتحاد باشد مفهومش این است که احزاب ادغام شوند و نه اینکه ائتلاف کنند. ‏
•ما به هیچ عنوان در انتظار چراغ سبز حاکمیت نبوده و نیستیم. چراغ را ما باید سبز کنیم. ‏
•وقتی که همه روزنه‌ها برای ابراز نظر آزاد در داخل کشور ‏محدود می‌شود، خود به خود عده‌یی در خارج از ایران خودخوانده سخنگوی اصلاح‌طلبان می‌شوند. چه کسی رادیو و تلویزیون بی‌بی‌سی و ‏VOA‏ و ده‌ها شبکه تلویزیونی و رادیویی و سایت‌های خبری و حتی چهره‌هایی که به عنوان چهره‌های جنبش سبز می‌‏روند و با اینها صحبت می‌کنند را به عنوان چهره‌ها و نماینده‌ها و سخنگو‌های اصلاح‌طلبان معرفی کرده است. همه اینها ‏نمایندگان خودخوانده اصلاح‌طلبان هستند که رفتند با این رسانه‌ها صحبت کردند. علت این مساله هم این است که سران اصلاحات و ‏چهره‌های اصلی اصلاح‌طلبان در داخل ایران، فرصت بیان مواضع را پیدا نکرده‌اند و عده‌یی در خارج از ایران سعی کرده‌اند ‏با تندروی، ساختارشکنی، افراطی‌گری و ارائه تصویر براندازانه از مطالبات اصلاح‌طلبان خودشان را سخنگو و ‏لیدر جریان اصلاحات معرفی کنند. آنها سخنان آقای خاتمی را به‌گونه‌یی تبیین و تفسیر کردند که بوی تحریم از آن به مشام ‏می‌رسد. فضای تحریمی را از زبان آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان داخل کشور ارائه کردند در حالی که به واقع آقای خاتمی چنین ‏حرفی را زده بودند و نه مجمع روحانیون مبارز. ‏
•اینکه گفته شود زندانیان باید آزاد شوند تا ‏ما در انتخابات شرکت کنیم هیچ الزام و شرطی بین این دو مساله وجود نداشته و ندارد. آقای خاتمی بیشترین تلاش را در این زمینه ‏داشته‌اند و چوب این تلاش را هم ایشان خورده و هم ما می‌خوریم. کسانی که بدون گناه و ناعادلانه در زندان هستند باید آزاد ‏شوند. حتما از جناب آقای میرحسین موسوی و آقای کروبی باید رفع حصر شود و این مطالبه جدی و دائمی اصلاح‌طلبان است. اما ‏معنای این مطالبه این نیست که اگر اینها محقق نشد ما تمام حقوق سیاسی دیگری که در نظام داریم را نادیده بگیریم و صرف ‏نظر کنیم و انتخابات را داوطلبانه به رقیب واگذار کنیم و بگوییم که چون حصر و حبس وجود داشته است ما نیامده‌ایم. این یک ‏نارسایی است... ‏

جریان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطی و عناصر نفوذی باشد.
•به نظرم باید جریان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطی، عناصر نفوذی احتمالی، شعارهای ‏بدلی و جریان‌های برانداز و اقدامات براندازانه باشد. ما طی چند سال گذشته همواره از ناحیه کسانی که کمترین نسبت را با اصلاحات ‏و اصلاح‌طلبان داشته‌اند بیشترین ضربه را خورده‌ایم؛ چرا که غیرمسوولانه سخن گفته‌اند و جناح رقیب سخن غیرمسوولانه یک ‏نفر را به حساب کل جریان اصلاحات گذاشته است و غیرمنصفانه سعی کرده هر نارسایی که از ناحیه یک فرد دست چندم اصلاح‌طلب مطرح شده را به حساب کل جریان اصلاح‌طلب و سران این جریان بگذارد. در حالی‌که این معامله را نسبت به جریان خودشان ‏انجام نمی‌دهند و مشخصا امروز درباره دولتی که خودشان سر کار آوردند از خود سلب مسوولیت می‌کنند در حالی که خودشان ‏شریک نارسایی‌های موجودند.

من فکر می‌کنم جریان اصلاح‌طلب با حوصله، متانت و در نظر گرفتن منافع ملی و با رفتاری ‏منسجم و به دور از هیجان‌زدگی‌های کاذب و افراط و تفریط، جریان قابل حذف از معادلات سیاسی ایران نیست.‏
•من از اینکه در جریان اصولگرا افراد زیادی از چهره‌های اصیل و سابقه‌‏دار و دلسوزان مردم و نظام، کسانی که اصولگرایی را برای نام و نانش نمی‌خواهند بلکه اعتقاد و گرایشی برایشان بوده است بسیار ‏فراوان می‌بینم که نگرانی‌هایشان نسبت به وضع موجود و آینده نظام با اصلاح‌طلبان مشترک است. من هیچ زمانی قرابت و نزدیکی ‏اصولگرایان واقعی با اصلاح‌طلبان واقعی را در پیدا کردن راه برون رفت از مشکلات فعلی و راه ترقی و سعادت کشور را مثل ‏امروز ندیده بودم. ‏
•اصولگرایان از اصلاح‌طلبان تند‌تر حرف می‌زنند
•در جلسات بسیار زیادی شاهد هستیم که دوستان اصولگرا و اصلاح‌طلب که به هر دلیلی یکدیگر را دیده‌اند و سر یک میز نشسته‌اند ‏در تحلیل شرایط کشور و شناسایی تهدیدات بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی و ارائه راه‌حل‌ها حدود 90 درصد مشابه یکدیگر سخن ‏می گویند. حتی در برخی از موارد می‌بینم که اصولگرایان از اصلاح‌طلبان تند‌تر حرف می‌زنند.

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در ‏یک مقطع زمانی گرفتار رفتارهای ساختگی عناصر افراطی شدند که اینها آتش بیار معرکه بودند تا بین دو جناح سیاسی اختلاف ‏اساسی بیندازند. اما در حال حاضر که کشور در شرایط خاصی قرار گرفته است بسیاری از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان واقعی با ‏حفظ مواضع اصولی خودشان در موضوعات مختلف و اختلاف نظرهایی که درباره شیوه‌های اجرایی دارند درباره رفع خطرات و ‏برگزاری انتخابات درست، اداره عاقلانه کشور، حرف مشترک دارند. ‏

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 زنان در مراسم‌عزاداری زمان قاجار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 9:54  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و "مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

"سلام"

افسانه94
عاشق: خسته اين خاكدان، اي فسانه
چشم ها بسته، خوابش ببرده
با خيال دگر رفته از خوش
بگذر از من، رها كن دلم را
كه بسي خواب آشفته ديده است
نیما یوشیج

269

"دست نامحرم!"

سوار اتوبوس بودیم و در راه آمدن به خانه

در یکی از ایستگاه های "BUS"

صدای فحّاشی و بد و بیرای خانمی بلند شد

فحش می داد "آبدار!"

آن هم چه فحش هایی

تمام شد

و

خسته نباشید

و

آقای راننده به قصد "BUS" بعدی حرکت کرد

+

از شما چه پنهان که موضوع از این قرار بود

آقای راننده هنگام گرفتن کرایه

فقط یکبار

و

آنهم فقط یک آن

نوک یکی از انگشتانش

به نوک انگشت شصت خانمی اصابت کرده بود!

خانم هم داد و فریاد و اعتراض

همراه با فحش و بد و بیرا که چرا؟!

"شما مراقبت نکردید تا نوک انگشتان دستم به دست شما نخوره؟!"

+

   راننده هم هرچه می گفت

حاج خانم

خواهرِ من

والله! بالله!

به جان حسن آقا قسم

به جان آقا مرتضی قسم

اصلا به جان همین آقا جلال قسم!

اتفاقی بوده و من منظوری نداشتم

به گوش خانم فرو نمی رفت و افاقه نمی کرد که نکرد

+

خانمِ شاکی همینطوری که داشت می رفت فریاد میزد

شماره ی ماشینت رو ورداشته ام

رفتم خونه زنگ می زنم تا پدرت رو در بیارن

فکر کرده ای که شهر هرته؟!

مرتیکه ی ...!

فکر کرده اینجا آمریکا و انگلیسه!

+

به بغل دستیم گفتم

ببخشید

زشتی و گناه اصابت نوک انگشتان دست به هم

آنهم به قصد گرفتن کرایه بیشتره؟!

یا هوار کشیدن و داد و فریاد و فُحش و بد دهنی آن خانم

به این آقای راننده ی زحمتکش اتوبوس شهری؟!

جلال گنجارودی

22-4-1389

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 23:8  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 گنجارود خانه ی قدیمی مرحوم مشهدی حسن حسین پور گنجارودی 25-6-1391 

"سلام"

افسانه92
مي كشد باد، محكم غريوي
زير آن تپه ها كه نهان است
حاليا روبه آوازه خوان است
كوه و جنگل بدان ماند اينجا
كه نمايشگه روبهان است
هر پرنده به يك شاخه در خواب
نیما یوشیج

ادامه از پست 26۸

یارانه نقدی باتلاق‌های اقتصادی ایجاد کرد

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درخصوص توقف اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها گفت: این توقف به طور قطع به معنی قبول شکست این برنامه از سوی دولت است و اینکه هیچ کدام از اهداف مورد نظر در حد نصاب تعیین و ادعا شده به نتیجه نرسیده است.

آفتاب:

فرشاد مومنی در گفت‌و‌گو با "قانون" با بیان اینکه وقتی سیاست‌گذار در تصمیم‌گیری‌های خود دچار اشتباه می‌شود، مسئله تنها این نیست که آیا اهداف مورد نظر آن سیاست در حد انتظار تحقق نیافته است افزود: مسئله مهم‌تر آن است که این اشتباه خسارت‌های جبران ناپذیری را با خود به همراه خواهد داشت. مانند اتفاقی که درخصوص اجرای هدفمندی یارانه‌ها رخ داد و اقتصاد یک کشور را زیر سؤال برد.
مومنی در خصوص رقم 44 هزار و 500 تومان یارانه نقدی پیش بینی شده در هدفمندی یارانه‌ها و اینکه بعد از توقف اجرای فاز دوم چه اتفاقی در این باره خواهد افتاد‌،گفت: در تجربه جهانی تعدیل ساختاری به اعتبار هزینه‌هایی که کشورهای توسعه‌یافته از محل شوک درمانی متحمل شدند تعبیری به کار گرفته شده به نام "پیشروی در باتلاق ". یعنی می‌گویند دولت اگر به جای روش‌های منطقی بخواهد از طریق روش‌های شو‌ک آفرین مسائل را حل کند در باتلاقی قرار خواهد گرفت که بیرون آمدن از آن ممکن نخواهد بود. پرداخت یارانه‌های نقدی نیز تنها باعث به وجود آمدن باتلاقی بزرگ در اقتصاد کشور بوده است.
ماجرای نوسانات ارز و دستمزدها
دکتر فرشاد مؤمنی در تحلیل این موضوع که نوسانات شدید در نرخ ارز و التهابات بازار سکه تا چه میزان روی کاهش دستمزدها اثر داشته است، توضیح داد: می‌‌خواهم این‌طور توضیح دهم که تمام ماجرای نوسانات نرخ ارز و التهابات بازار سکه و طلا از کانال همان سیاست نادرست دولت در سال 1389 با اجرای هدفمندی یارانه‌ها نشات گرفته است و دلیل دیگری ندارد، خب بالطبع آثار سوء بسیاری را نیز بر اقتصاد خانواده‌ها گذاشته است.

وی در توضیح این مطلب افزود: دولت در اثر اجرای نادرست هدفمندی یارانه‌ها دچار به هم‌ریختگی‌های مالی شده است چرا که دولت در سند لایحه بودجه 1391 برای تامین مالی هزینه‌های خود بر این تلاش بود تا حجم بزرگی از منابع مورد نیاز خود را از طریق سه مؤلفه وام‌گیری داخلی، خارجی وانتشار اوراق مشارکت تامین کند و مجموع منابعی که دولت از ناحیه این سه مولفه پیش بینی کرده بود که در سال 91 محقق شود، رقمی در حدود 4/2 سهم نفت در بودجه عمومی دولت بوده است.
دولت انگیزه افزایش نرخ ارز را داشته است
وی در پاسخ به این پرسش که تحریم‌ها تا چه اندازه در التهابات اخیر بازار ارز اثرگذار بوده است، گفت: با وجود آنکه دولت تلاش می‌کند تمام التهابات بازار ارز را ناشی از تحریم‌ها ببیند، من معتقد هستم سهم سوء تدبیرها در بروز بحران‌های ارزی اخیر به مراتب از سهم تحریم‌ها بیشتر بوده و گواه این مطلب نیز لایحه بودجه دولت است.به گفته فرشاد مؤمنی ، در سند لایحه بودجه سال 91 دولت آشکارا از مجلس اجازه خواسته بود تا اگر توانست دلار را در سال 90 به قیمت‌های بالاتری به‌فروش رساند این امکان را داشته باشد کل اضافه درآمد را در سال 91 خرج کند و همین مسئله نشان می‌دهد که دولت انگیزه افزایش نرخ ارز را در سال 91 داشته است. وی ادامه داد: البته من منکر وجود افرادی که از این شرایط سوء استفاده کردند نیستم اما سرچشمه این بحران‌ها بی‌تدبیری‌های دولت است. مجلس باید دولت کمک کند تا او کم‌تر به سمت اتخاذ سیاست‌های شتاب‌زده پیش رود.
کاهش 30 درصدی اشتغال صنعتی
مؤمنی با تاکید بر این نکته که اگر می‌خواهیم دولت رویه‌های خود را اصلاح کند باید گزارش‌های رسمی و مطالبی که از کانال‌های رسمی منتشر می‌شود را مبنای داوری قرار دهیم‌،گفت: با استناد به گزارش‌های مرکز آمار، در سال 1390 در مقایسه با سال 1389 که هدفمندی یارانه‌ها در کشور اجرا شد، اشتغال صنعتی در کشور 30 درصد کاهش داشته است؛ هرکس کوچک‌ترین درکی از بایسته‌های ملی داشته باشد می‌تواند عمق فاجعه کاهش 30درصدی اشتغال صنعتی را درک کند.به گفته مؤمنی، نباید از آثار و تبعات مضرات اجتماعی آسیب‌های اقتصادی نیز غافل شد چرا که مطالعات بسیار ارزشمندی وجود دارد که نشان می‌دهد که آثار غیر اقتصادی اشتغال و بیکاری از آثار اقتصادی آن بیشتر است.
سالانه 750 هزار نفر زیر خط فقر می‌روند
وی در بررسی دیگر آثار منفی هدفمندی یارانه‌ها، به هزینه‌های بسیار بالای درمان از سال 1389 تا کنون اشاره و تصریح کرد: بر اساس گزارش های رسمی، تا سال 1389 نسبت جمعیتی از کشور که فقط از ناحیه هزینه‌های کمرشکن درمان به زیر خط فقر می‌افتند، معادل یک درصد کل جمعیت کشور بوده است؛ به این معنی که سالانه تا سال 1389، 750 هزار نفر از ایرانیان به واسطه هزینه‌های درمان زیر خط فقر قرار می‌گیرند؛ این اواخر هم که وزیر بهداشت اعلام کرده‌اند این رقم در سال 1390 ، حداقل 5 درصد افزایش داشته است. این تحلیل‌گر مسائل اقتصادی با مقایسه وضعیت فعلی اشتغال با دوران بعد از جنگ اضافه کرد: طبق آمار حتی در دوران بعد از جنگ بنگاه‌های اقتصادی در حدود 75 درصد از نیروهای خود را به صورت دائمی استخدام می‌کردند این در حالی‌است که هم اکنون به گواه دستگاه‌های رسمی 75 تا 85 درصد از شاغلین با قرارداد موقت اشتغال دارند.
به گفته وی وقتی بنگاه‌های تولیدی دچار چنین وضعیت بحرانی می‌شوند مجبورند نیروی کار خود را اخراج کنند و با همین نیروهایشان نیز رفتاری طاقت‌فرسا انجام دهند یعنی وضعیت اقتصاد و اشتغال در کشور بحرانی است. بنا به تحلیل وی اگر تعداد خانوارهایی که براثر کاهش 30 درصدی اشتغال صنعتی از سال 1389 تا کنون با بحران اقتصادی مواجه هستند را در نظر بگیریم و نیز سالانه 750 هزار نفری که به واسطه هزینه‌های درمان به زیر خط فقر می‌روند را نیز به آمار قبلی اضافه کنیم می‌توانیم دریابیم که چشم انداز رفاه خانوارها تا چه اندازه در شرایط بحرانی قرار دارد. فرشاد مؤمنی با تاکید بر اینکه خود دولت نیز در روند اجرای هدفمندی یارانه‌ها آسیب‌های جدی را متحمل شده است ، ادامه داد: با وجود همه ناهنجاری‌ها و بحران‌هایی که سیاست نادرست و غیرکارشناسی هدفمندی یارانه‌ها برای مردم ایجاد کرده باید بگویم خود دولت آسیب بیشتری از آن دیده است.

+

توافق آمریکا و ترکیه درباره ایران

گزارش مشترک یک اندیشکده آمریکایی و مرکز مطالعات وزارت خارجه ترکیه نشان می دهد که احتمال دارد روابط آمریکا وترکیه به خاطر اختلاف بر سر سوریه و ترکیه به تیرگی گراید، در حالی که اشتراک نظر آنها درباره ایران می توانند موجب نزدیکی این دو کشور شود.

آفتاب:

مهر به نقل از روزنامه " تودی زمان" چاپ ترکیه نوشت: در این گزارش که توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل آمریکا و مرکز مطالعات استراتژیک وزارت خارجه ترکیه تهیه شده است تصریح شده هر چند ترکیه و آمریکا دیدگاه ها و منافع مشترکی در سوریه دارند و از زمان آغاز تحولات در سوریه همکاری های اطلاعاتی وعملیاتی خوبی با هم داشته اند اما از نظر دولت ترکیه انی همکاری ها موثر نبوده اند.

در این گزارش آمده است ترکیه بارها اعلام کرده است که به تنهایی توانایی اداره بحران سوریه را ندارد و از سویی دیگر آمریکا از ارائه کمکهای زیاد به مخالفان سوری به جهت بیم ازحضور گروه های افراطی سلفی در بین آنها خودداری می کند.
در این گزارش در خصوص اختلاف آمریکا و ترکیه بر سر عراق نیز اینگونه آمده است : دولت آمریکا با وجود بسیاری از اختلافات از دولت نوری مالکی درعراق حمایت می کند در حالی که ترکیه از گروه های اقلیت افراطی در این کشور حمایت می کند.
همچنین در این گزارش آمده است حمایت دولت عراق از بشار اسد از زمان آغاز تحولات در سوریه سبب تشدید تنش در روابط عراق و ترکیه شده است.
همچنین تهیه کنندگان این گزارش تصریح کرده اند که ایران رهبریت شیعیان در منطقه را در اختیار دارد و همواره تلاش کرده است از نفوذ ترکیه در منطقه بکاهد وهمین مسئله سبب نزدیکی ترکیه و آمریکا که ایران را رقیبی برای نفوذ خود در منطقه می داند شده است.
در پایان این گزارش اینگونه نتیجه گیری شده است : هر چند ترکیه و آمریکا بر سرسوریه و عراق همگرایی زیادی ندارند، اما در خصوص ایران اجماع زیادی دارند.

+

توماس فریدمن:

به ترکیه التماس می‌کنیم بحران سوریه را حل کند

توماس فرید من ستون نویس مشهور روزنامه نیویورک تایمز آمریکا در مصاحبه با روزنامه ملیت ترکیه گفت که از نظر او در دوره چهار ساله دوم اوباما اولویت اصلی دولت آمریکا حل و فصل مشکلات و معضلات اقتصادی خواهد بود و مسایل بین المللی از جمله مساله بحران سوریه در اولویت واشنگتن نخواهد بود.

آفتاب:

فریدمن در این مصاحبه تفصیلی با اشاره به نقش و جایگاه کشورهایی چون ترکیه که متحد مهم واشنگتن و غرب در منطقه محسوب می شوند ، گفت به دلیل عدم تمایل آمریکا به دخالت نظامی برای حل وفصل بحران سوریه ، واشنگتن از کشورهایی چون ترکیه برای حل بحران سوریه استفاده خواهد کرد.
فریدمن در پاسخ به سوال خبرنگار ملیت درباره توهین آمیز بودن لفظ "استفاده از ترکیه" از سوی آمریکا برای حل بحران سوریه و اینکه مردم ترکیه از این مساله احساس خوبی ندارند، گفت: نه اصلا دچار سوء‌تفاهم نشوید وقتی می گویم از ترکیه استفاده خواهیم کرد یعنی اینکه به ترکیه التماس خواهیم کرد که به دلیل ناتوانی ما در حل این بحران و اینکه به هیچ وجه نمی توانیم این بحران را حل کنیم ، کمک مان کند.
به گزارش عصرایران، فریدمن در پاسخ به سوالی درباره انتظار ترکیه از آمریکا درباره حل بحران سوریه گفت: " ما دیگر به اندازه بند انگشتی توانایی مداخله مستقیم (نظامی) در بحران سوریه را نداریم. ما می توانیم پول بدهیم ، سلاح بدهیم و حمایت های سیاسی و لجستیک داشته باشیم اما توان مداخله مستقیم را نداریم از این جهت شما(ترکیه) به پشتیبانی ما ولی به تنهایی عمل خواهید کرد."
این روزنامه نگار آمریکایی افزود:" آمریکا وارد عصری می شود که برای حل بحران های منطقه ای خاورمیانه باید به قدرت های منطقه ای اعتماد کند. درباره بحران های سوریه ، ایران و افغانستان با قدرت های منطقه ای متحدمان همکاری خواهیم کرد. البته آمریکا از بازیگری در صحنه بین المللی حذف نخواهد شد، اما وارد عصری می شود که کمی هم به حل مسایل و مشکلات داخلی خود بپردازد.
هم اکنون "بیت لحم" ایالت پنسیلوانیا برای ما مهم تر از بیت لحم خاورمیانه است. مردم آمریکا وارد دوره ای می شوند که باید برای دریافت خدمات کمتری از دولت خود بهای بیشتری بپردازند. در چنین عصری مدل بازیگری آمریکا در عرصه بین المللی تغییر خواهد کرد و مردم آمریکا بیشتر از گذشته این پرسش را خواهند کرد که چرا نیروهایمان در فلان منطقه از جهان مستقر شده اند؟ من فکر می کنم در چنین شرایطی نقش ترکیه برای سیاست خارجی آمریکا بسیار مهم تر از گذشته خواهد شد."
فرید من افزود :" وقتی ترکیه را با دیگر قدرت های منطقه ای مقایسه می کنیم می بینیم که این کشور از بسیاری جهات پیشرو تر است . وقتی به عنوان رهبران آمریکا تلفن را بر می داریم و شماره ترکیه را می گیریم کسی هست که به ما جواب بدهد . در سوریه چه کسی به تلفن جواب می دهد؟ در ایران جواب می دهند اما ما نمی خواهیم با آنها صحبت کنیم . در مصر کسی که تلفن را جواب می دهد را به درستی نمی شناسیم اما در ترکیه تلفن را رهبری بر می دارد که منتخب مردم است یک اقتصاد قوی را هدایت می کند ، نظامی دموکراتیک دارد و با غرب پیوندهای محکمی دارد."
ستون نویس نیویورک تایمز از جنگ های آمریکا در افغانستان و عراق به عنوان تجربه های نا موفقی یاد کرد که برای دخالت احتمالی آمریکا در سوریه به عنوان یک مانع عمده عمل می کند و در ادامه افزود :" ما در عراق ضامن یک نارنجک را کشیدیم و خودمان را روی آن انداختیم . همه ترکش های جنگ عراق به ما اصابت کرد و البته لاجرم به دیگران نیز صدمه زد... در حال حاضر مردم سوریه نیز تلاش دارند تا ضامن بمب را بکشند و موفق شده اند تا نصف ضامن را هم بکشند اما دیگر هیچ کشوری خواستار ایفای نقشی که آمریکا در عراق بازی کرد برای حل بحران سوریه نیست."

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 18:52  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و "مجلس چهلم مرحوم محمد دانشور 5 شنبه 2-9-1391 ساعت 14 الی 16 مسجد جامع آزاربن علیا"

"سلام"

افسانه93

افسانه: هر پرنده به كنجي فسرده
شب دل عاشقي مست خورده
نیما یوشیج

268

"عجب 2"

" آخرش هم متوجه نشدم!"

آقا عجب جنگ و دعوایی شد!

آنهم توی خونه

و

آنهم با خانمم!

دلیل؟!

"نمیدانم!"

فقط یادم می آید که

دیروز صبح با خانمم

برای خرید به فروشگاهی رفته بودیم!

لیستی را که الانه جلویم هست و نگاهش می کنم نوشته

مایع دست شویی 70 هزار ریال!

مایع ظرفشویی 76 هزار ریال!

صابون گل نرگس 39 هزار ریال!

صابون حمّام گلنار 64 هزار ریال!

شامپو 64 هزار ریال!

پودر لباسشویی 60 هزار ریال!

کیسه ی فریزر 48 هزار ریال!

شکر 35 هزار ریال!

دارچین 18 هزار ریال!

فلفل سیاه نرم 40 هزار ریال!

لوبیا قرمز 80 هزار ریال!

نخود 80 هزار ریال!

لوبیا چیتی 100 هزار ریال!

لپّه 100 هزار ریال!

کره 60 هزار ریال!

روغن مایع سرخ کردنی 83 هزار ریال!

ربّ خوشاب 135 هزار ریال!

دستمال 200 برگی 43 هزار ریال!

تخم مرغ 150 هزار ریال!

مرغ 250 هزار ریال!

و ...!

جمع 2 میلیون 750 هزار ریال!!

عجب!!!

"آخرش هم متوجه نشدم که دلیل جنگ و دعوای دیروزم چه بود!!!!"

جلال گنجارودی

23-8-1391

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 22:43  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 بلال و محمد صادق مهدی پور گنجارودی 25-6-1391

"سلام"

افسانه92
مي كشد باد، محكم غريوي
زير آن تپه ها كه نهان است
حاليا روبه آوازه خوان است
كوه و جنگل بدان ماند اينجا
كه نمايشگه روبهان است
هر پرنده به يك شاخه در خواب
نیما یوشیج

ادامه از پست 267

ضمن ارائه توضیحاتی درباره طرح «دولت وحدت ملی»

آیت‌الله هاشمی:

نظر من همان است که در نماز جمعه بیان کردم

اصلاح روابط خارجی، اولویت «دولت وحدت ملی»

آیت الله هاشمی رفسنجانی در تبیین سازوکار ایجاد دولت وحدت ملی و نقش مهم شخصیت "رئیس جمهور آینده" در تحقق آن، تاکید کرد:

من از این طرح، یک ایده آل غیرواقعی نمی‌خواهم. نظر من این است که این طرح باید با هماهنگی تمام جریان‌های موثر در انقلاب شکل بگیرد.

آفتاب:

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه ای کوتاه با سایت «انتخاب» توضیحاتی را در مورد طرح دولت وحدت ملی ارائه کرد. 
آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه «طرح دولت وحدت ملی باید در یک مجموعه کلی مورد بحث قرار گیرد» و برای اجرای این طرح باید مجموعه اقداماتی که ما را از وضع نامساعد فعلی در عرصه بین الملل و داخل خارج کند، بهره گرفت، افزود:

نسخه کوچک این طرح، همان بود که ما در دولت بعد از جنگ انجام دادیم. 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به این که درحال حاضر مشکل اصلی ما با خارجی هاست، گفت:

در زمان جنگ هم اوضاع همینطور بود. ما اولویت را دادیم به اصلاح روابط خارجی و از قطعنامه شروع کردیم. در آن مذاکرات طرف مقابل هم متوجه شد که با یک جریان منطقی در ایران روبروست. البته خوب هم با ما همکاری کردند. 
آیت الله هاشمی همچنین افزود:

در پایان جنگ در عرصه داخل هم اختلافات تشدید شده بود. راهکار من این بود که دولتی تشکیل دهیم که ترکیبی از جناح های موثر انقلاب (محافظه کاران، مستقل ها و رادیکال ها) باشد و برای تحقق آن در زمانی که اکثریت مجلس در اختیار نیروهای راست بود، در مواجهه با مجلس، بنا را بر تعدیل و تفاهم گذاشتیم. 
ایشان تصریح کرد:

الان هم دولت اگر ترکیبی از این مجموعه باشد، البته با قید اینکه رییس دولت روی آنها نفوذ داشته باشد، می‌توان امیدوار بود. 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه «ما تا آخر 8 سال، کارمان را بدون دردسر انجام دادیم» گفت:

هم رابطه‌مان با نهادها و قوای دیگر بسیار خوب بود و هم در عرصه بین الملل دستاوردهای خوبی داشتیم. 
آیت الله هاشمی افزود:

در زمان ریاست جمهوری‌ام هم کوچکترین مشکلی با رهبری نداشتم و در هر موردی که دیدگاه‌های‌مان متفاوت بود من ایشان را اطاعت می‌کردم. 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خاتمه ضمن تاکید بر اینکه در سایر موارد هم نظر من همان است که در نماز جمعه بیان کردم و آنها را ملاک قرار دادم، تصریح کرد:

در سال‌های اخیر، اکثر طردها و برخوردها نسبت به یک جریان بوده که تعداد کمی هم نیستند.

+
انتخابات آزاد و فراگير، مهمترين تجلّی مشاركت مردم در اداره كشور

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به حضور 60 ساله خود در عرصه مبارزه و انقلاب و نظام اسلامي تصريح كرد:

در تمام اين مدت هيچ چيزي را براي خود نخواسته‌ام و هر آنچه خواسته و تلاش كرده‌ام براي خدمت به انقلاب، نظام و مردم وفادار ايران بوده و تا پايان عمر هم از تلاش براي خدمت و اصلاح امور دست بر نخواهم داشت.

آفتاب

سرویس سیاسی

آیت الله هاشمی رفسنجانی دولت وحدت ملي را بر پايه حضور نيروهاي وفادار و كارآمد جناح‌ها و سلايق گوناگون و تحت حمايت رهبري معظم انقلاب ممكن دانست و تصريح كرد:

موضوع وحدت ملي با شانتاژهاي جاهلانه يا مغرضانه مورد هجمه تندروها قرار مي‌گيرد در صورتي كه منظور، تشكيل دولت وحدت ملي است كه مي‌تواند گره‌گشاي مشكلات و معضلات كنوني جامعه باشد. 
به گزارش آفتاب، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار جمعي از اعضاي كانون نمايندگان ادوار غرب كشور در مجلس شوراي اسلامي، سخنان نمايندگان مردم را برآمده از درد و نياز جامعه و ضروريات حاكم بر كشور خواند و با اشاره به معضلات كشور، گفت:

نبايد اجازه داد اوضاع جامعه اسلامي به جايي برسد كه دوستان انقلاب دل‌خون و دشمنان كشور شاد و اميدوار گردند. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، با توجه به مشكلات كشور در عرصه‌هاي سياست داخلي، خارجي، اخلاقيات، اعتقادات و وضع معيشت مردم تصريح كرد:

بعد از پايان جنگ تحميلي و شروع بازسازي كشور، علي‌رغم وجود خرابي‌هاي بسيار، كسري بودجه 51 درصدي و دشمني‌هاي خارجي، اتحاد و همدلي مردم، اخلاق، صبر و وفاداري آحاد جامعه و وحدت دلسوزان و نيروهاي انقلاب از همه سلايق، سرمايه عظيم كشور براي سازندگي ايران اسلامي بود. 
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تفرقه، پراكندگي و بدبيني را آفت يك جامعه پويا و در حال رشد خواند و با اشاره به وجود ساختارها و بنيان‌هاي محكم و خوب به‌جا مانده از دولت‌هاي پس از جنگ افزود:

اگرچه امروز كارها سخت شده، اما مي‌توان با بازسازي سرمايه‌هاي اجتماعي كشور، در پيش گرفتن عقلانيت و مديريت صحيح در سطح داخلي و بين‌المللي و ايجاد وفاق و ائتلاف بين نيروهاي وفادار به نظام از سلايق و جناح‌هاي گوناگون به سرعت كاستي‌ها و ضعف را تبديل به كارآمدي و رشد و توسعه كرد. 
ايشان در ادامه تاکید کرد:

انتخابات آزاد، قانوني و فراگير، مهمترين نمود و تجلّي مشاركت مردم در اداره كشور است و همين امر زمينه حضور سلايق گوناگون در مجلس، دولت و ساير اركان نظام را فراهم مي‌كند. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه در حال حاضر مردم و مسئولان لزوم وحدت و يكپارچگي را بيش از هميشه احساس مي‌كنند، در پيش گرفتن سياست خارجي معقول و منطقي با اصرار بر احقاق حقوق حقه جمهوري اسلامي را يكي ديگر از نيازهاي كنوني ايران اسلامي خواند و گفت:

آنچه كه موجب اقتدار و عظمت ملت ايران در قبال دشمنان ريز و درشت خارجي است، وحدت و اتفاق مردم و مسئولان است و تفرقه و تشتت، مانند خوره به كشور از داخل لطمه مي‌زند. 
ایشان در پاسخ به درخواست‌هاي بسيار حاضران براي حضور بيشتر در صحنه سياسي و نيز انتخابات آينده، به وجود نيروهاي دلسوز، كارآمد و توانمند كه مي‌توانند بار مديريت صحيح كشور را به عهده گيرند، اشاره و تأكيد كرد:

خوشبختانه در كشور قحط‌الرجال نيست و اميدواريم شرايط به‌گونه‌اي پيش برود كه عرصه ورود و فعاليت نيروهاي دلسوز، فعال و لايق در كشور فراهم شود. زيرا در شرايط كنوني هر كس دلش براي انقلاب و نظام اسلامي مي‌سوزد، بايد اشتباهات را شناسائي و براي جبرانش تلاش كند. 
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به حضور 60 ساله خود در عرصه مبارزه و انقلاب و نظام اسلامي تصريح كرد:

در تمام اين مدت هيچ چيزي را براي خود نخواسته‌ام و هر آنچه خواسته و تلاش كرده‌ام براي خدمت به انقلاب، نظام و مردم وفادار ايران بوده و تا پايان عمر هم از تلاش براي خدمت و اصلاح امور دست بر نخواهم داشت. 

گفتنی است در ابتداي اين ديدار آقايان حشمتيان، داريوش قنبري، احد طهان، كريمان، سيدمحمد تويسركاني، محمدعلي كريمي، حاصل راسه، علي ططري (فرزند مرحوم اسماعيل ططري)، علي‌اكبر متين، حسني، محمديان، يعقوبي، ساداتيان و محمد محمدرضايي در سخنان خود محورهاي زير را بيان كردند: 
- درخواست براي كمك آيت‌الله هاشمي رفسنجاني براي برون‌رفت از مشكلات كشور.
- لزوم تلاش براي دور ساختن كشور از كيد دشمنان و مخاطرات خارجي.
- لزوم تشكيل كميته‌هاي گوناگون از نخبگان و استفاده از تجربيات و توانمندي آنان براي حل مشكلات كشور.
- كشور بزرگ، مستعد و توانمند، به مديريت بزرگ و كارآمد نيز نياز دارد.
- لزوم برقراري عدالت قوميتي و استفاده از توانمندي اقوام و اهالي مذاهب گوناگون در اداره كشور.
- حفظ انقلاب همانند پيروزي آن تنها با حمايت مردم و احترام به آنان امكان‌پذير است.
- لزوم ارائه تفسيري رحماني از دين و نظام اسلامي در داخل و سطح بين‌الملل.
- لزوم بازسازي سرمايه‌هاي اجتماعي براي بهره‌برداري بهتر از امكانات و استعدادهاي جامعه.
- تشكر از خدمات و اقدامات دولت سازندگي براي بازسازي مناطق جنگ‌زده كشور و عمران و آبادي فراوان .
- تحت‌الشعاع قرار گرفتن مسائل و معضلات اجتماعي با برجسته شدن مسائل اقتصادي و سياسي.
- نگراني از سست شدن اعتقادات و ارزش‌ها نزد جوانان.
- لزوم حضور و مشاركت گرايش‌ها و سلايق گوناگون در عرصه سياسي وانتخاباتي كشور.
- تكاپوهاي اجتماعي نشان‌دهنده اميدوار بودن جامعه به اصلاح امور است
+
آملی‌لاریجانی تاکید کرد؛

تلاش وقیحانه رسانه‌های دولت علیه قوه قضائیه در پرونده مرگ وبلاگ‌نویس

رئیس قوه قضائیه با اشاره به جوسازی برخی رسانه‌های حامی دولت در مورد مرگ وبلاگ نویس گفت: آنقدر این تبلیغات شور بود که سایتهای وابسته به دولت گفته‌اند حالا معلوم می‌شود دلیل رئیس جمهور برای بازدید از زندان اوین چه بوده که باید بگویم این تلاش‌ها وقیحانه است.

آفتاب:

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی صبح پنجشنبه در جمع روسای دادگستری سراسر کشور با اشاره به اصل 156 قانون اساسی در مورد استقلال دستگاه قضا گفت:

از تمام روسای دادگستری‌های کشور می‌خواهیم به دور از جوسازی‌های سیاسی فضای حاکم بر کشور و فضای رسانه‌‌‌ای در احکام خود استقلال داشته باشند.

وی با اشاره به نامه نگاری‌های اخیر میان قوا گفت:

این نامه نگاری‌ها نشان از مشی استقلال دستگاه قضا بود و قوه قضائیه پای استقلال خود ایستاده است. قوه قضائیه با کسی سر جنگ ندارد و بدون استقلال صحبت از عدالت کردن بی پایه و اساس است.
آیت‌الله آملی لاریجانی با بیان اینکه برخی از آرای قضات کمی ضعیف است گفت:

روسای دادگستری‌ها باید بر آرای قضات به صورت رندوم نظارت کنند و حتی جلسات نقد آرا بگذارند.
وی با انتقاد از برخی رسانه‌ها گفت:

یکی از اشکالات موجود در رسانه‌ها پرداختن به آرا است. به عنوان مثال در موضوع مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی جوسازی‌های عظیمی هم از سوی رسانه‌های خارجی و برخی رسانه‌ها بر علیه قوه قضائیه انجام شد. این حادثه ناگوار بود و من در همان لحظه اول به دادستان تهران گفتم بدون در نظر گرفتن جوسازی‌ها با قدرت و اقتدار پرونده را رسیدگی کنند ولی متاسفانه برخی رسانه‌ها در خارج از کشور و حتی درون کشور طوری حرف می‌زنند که انگار مقصر دستگاه قضایی بوده است.
رئیس دستگاه قضا افزود:

مثلاً‌ می‌گویند کهریزک دو ایجاد شده است ولی قاطعانه می گویم اگر تخلف در نیروی انتظامی رخ داده شده باشد برخورد قاطع خواهیم کرد ولی اینکه ماموری تخلف کرده و نیروی انتظامی را بکوبیم صحیح نیست. آنقدر این تبلیغات شور بود که سایت‌های وابسته به دولت گفته‌اند حالا معلوم می‌شود دلیل رئیس جمهور برای بازدید از زندان اوین چه بوده که باید بگویم این تلاش‌ها وقیحانه است و این موضوع ربطی به بازدید از اوین ندارد.
آملی لاریجانی با بیان اینکه اصل حادثه برای دستگاه قضا مشخص نیست، گفت:

اینکه دستگاه قضا را متهم می‌کنند صحیح نیست و به این رعایت امنیت ملی کشور نمی‌‌گویند. نباید حرف‌‌های نادرست و ناپخته را در میدان دشمن بریزیم. اگر ما راه درست برویم خدا آبروی ما را درست می‌کند. به به گفتن چند رسانه برای ما ثروت نیست زیرا خیر ذات تقوا است. از همین جا از دادستان کل و دادستان تهران می‌خواهم از راه شرعی و قانونی پرونده را دنبال کند.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 19:49  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

اصفهان 1391 

"سلام"

افسانه92
مي كشد باد، محكم غريوي
زير آن تپه ها كه نهان است
حاليا روبه آوازه خوان است
كوه و جنگل بدان ماند اينجا
كه نمايشگه روبهان است
هر پرنده به يك شاخه در خواب
نیما یوشیج

267

"یک خوشه انگور 1 و 2"

راستی تا حالا شنیده اید که

یک خوشه انگور هم ممکنه آدم رو بد جوری سرِ کار بگذاره!

من که میگویم توی این دنیا هیچ چیزِ نشد و غیر ممکن وجود نداره

تا دلت بخواهد چیزهایی که فکر می کنیم نَشُد و غیر ممکنه

توی این دنیا وجود داره

آقای سلامت برایم تعریف می کرد که

سفری از سر ضرورت برایم پیش آمد

وسایل مورد نیاز سفرم رو

به همراه مقداری نون و پنیر و انگور در ساک شخصی ام گذاشتم

و

به طرف ترمینال حرکت کردم

+

من معمولا سفرهایم رو اولِ صبحی انجام میدهم

چرا که آدم بعد از خواب شبانه،

احساس سبکیِ بیشتری میکنه

و

راحت تر میتونه سختی نشستن در اتوبوس رو تحمّل بکنه

صبحانه را هم تا جایی که بتوانم

در اتوبوس و با آرامش و نم نمک میخورم

تا هم لذّت صبحانه را بیشتر درک کرده باشم

و

هم سختی نشستن در اتوبوس را خیلی احساس نکرده باشم

+

در هر صورت،

جای شما خیلی خالی،

سوار اتوبوس شدیم و حرکت کردیم

از همان ابتدا چشم هایم رو بستم

تا بعد از یک چُرتِ نصف و نیمه

صبحانه ی مشتی بخورم

و

با تماشای مناظر اطراف لذّت ببرم

+

بعد از نیم ساعت از خواب بیدار شدم،

احساس خوبی داشتم،

چشم هایم را چند بار باز و بسته کردم،

دست و پاهایم را حرکت و نرمشی دادم

و

رفتم سراغ ساک و آماده کردن صبحانه

و

سفره ی صبحانه ی نصف و نیمه ای را روی زانوهایم پهن کردم

+

لقمه ی اوّل رو آماده و در دهانم گذاشتم

چند دانه انگور از خوشه ای که در دستم بود جدا کردم

و

می خواستم در دهانم بگذارم که

صدایی که می گفت "آقّا"

نظرم را به خودش جلب کرد

نگاه کردم

خانم و بچه ای که در بغلش بود

و

بر صندلی سمت راست من نشسته بودند

می خواستم تعارف بکنم که

بچهه منتظر تعارفم نماند

و

یک راست پرید توی بغلم!

مثل اینکه بابایش را بعد از عمری،

خوشه ی انگور بدست دیده باشد!

+

طفلک نگو و نپرس

و

در چشم برهم زدنی

فاتحه ی هر چه انگور رو خوند!

من که شانس آوردم و 3 دانه ی اولش رو توی دهانم گذاشته بودم

مادرش را که حتّی فرصت تعارف هم نشد

خیلی حیف شد!

+

حالا دیگر من بودم

و

بچه ای که شکمش پر و سیر شده بود از انگور!

دعا می کردم که گلاب به روی شما یه بار کار دستم ندهد

2 ، 3 بار تصمیم گرفتم بچه را به مادرش تحویل بدهم

بنده ی خدا خواب تشریف داشتند

گویی که عمری بوده از دست بچه اش رنگ خواب رو ندیده باشد

رویم نشد بیدارش بکنم

صبر کردم تا خودش بیدار بشود

و

آنوقت بچه را تحویلش بدهم

بچه هم گویی که تابحال

یک چنین جای گرم و نرمی هرگز گیرش نیامده باشد

داشت خواب 7 پادشاه رو با کنیزکانش یکجا می دید

+

شدیدا خسته شده بودم

به جای خودم، پاهایم به خواب رفته بودند

ولی از اینکه دارم خدمتی به یک مادر و بچه اش می کنم خوشحال بودم

حتی در همین حدّ که مادر و بچه ای در خواب باشند

و

زمینه ی رفع خستگی شان را فراهم نموده باشم

+

بعد از 2 ساعت مادرِ بچه از خواب بیدار شد

خواستم بچه را به مادرش تحویل بدهم،

ولی اعتنایی نکرد!

پیش خودم گفتم شاید تازه از خواب بیدار شده و حال و حوصله نداره!

با خود گفتم

دقایقی صبر میکنم

و

بعد بچه را به مادرش تحویل میدهم

توی این فکر و ذکر بودم که بچه از خواب بیدار شد،

پیش خودم گفتم

الآنه از دیدنم وحشت میکنه و میپّره توی بغل مادرش

ولی بر عکس شد،

بچه از دیدنم خوشحال شد و بِهِم لبخندی زد و بعدش هم قَه قَه خندید!

+

نیم ساعتی گذشت،

2 باره خواستم بچه را به مادرش تحویل بدهم

ولی اینبار،

هم با امتناء مادر مواجه شدم و هم بچه!

نمی دانستم چکار بکنم

امتناع بچه

با آن خوشه ی انگوری که از دستم گرفته و نوش جان کرده بود

دلیل قانع کننده ای داشت

ولی امتناع مادر بچه را نمی توانستم توجیه بکنم

آخه نه بهش خوشه ی انگوری داده بودم

و

نه انگوری از دستم خورده بود

+

"یک خوشه انگور 2"

یواش یواش داشتیم به مقصد نزدیک می شدیم

دعا میکردم یکی پیدا بشود

و

یه جوری مرا از دست این بچه و مادرش خلاص بنماید

شاید هرگز حتیّ فکرش را هم نمی کردم که این بچه و مادرش،

اینجوری کار به دستم بدهند!

+

وارد ترمینال شدیم

مادر بچه، بی اعتنا به من و بچه اش از اتوبوس پیاده شد!

بچه هم انگار نه انگار که مادرش داره میره

بدو بدو خودم را بچه بغل به مادرش رساندم و گفتم

خانم خواهش می کنم بچه ات را تحویل بگیرید

آخه با چه زبانی به شما حالی بکنم که

من هم کار و زندگی دارم

+

مادر بچّه برگشت و گفت

آقای محترم واقعاً که قباحت داره

آخه بچه ی شما چه ربطی به من داره؟!

خجالت بکش آقا

هاج و واج مانده بودم

فقط داشتم نگاهش می کردم

یه لحظه متوجه شدم که 2 باره و بدون بچه اش راه افتاده که بره

جلویش را گرفتم و گفتم

خانم محترم، تو هم مثل اینکه راستی راستی ما رو گرفته ای ها؟!

خانم بچه ات رو تحویل بگیر

با سر و صدای ما،

مسافرهای توی ترمینال دورمان جمع شدند

و

دست آخر هم یه مامور از کلانتری ترمینال از راه رسید

و

هر 3 تای ما رو برد توی کلانتری

خیلی خوشحال شدم از اینکه

توی کلانتری میتوانم از دست شان خلاصی یابم

+

رئیس کلانتری گفت

آقای محترم چرا سرُ صدا راه انداخته اید؟!

شما خجالت نمی کشید؟!

می خواستم دهان باز بکنم که مادر بچه پرید توی حرفم و گفت

سرکار

این آقا خیلی رویش زیاده

آمده و میخواهد بچه اش را به من قالب بکنه

عجب دوره و زمانه ای شده ها

مثل کَنه به من چسبیده و ولکن معامله هم نیست

پُررویِ خجالت نکش!

گفتم

جناب سروان داره دروغ میگه

اصلا هرچه لایقِ خودشه داره بار من می کنه

مادر بچّه دوباره پرید تو حرفم که

رئیس کلانتری اجازه سخن گفتن بهش نداد

و

از من خواست که قضیه رو تعریف بکنم

رئیس کلانتری بعد از توضیحات من به خانمِ گفت

حرف های این آقا رو قبول داری؟!

خانمِ هم گفت

نه جناب سروان

به جان شما همه ی حرفای این آقا ساختگی و دروغه!

+

رئیس کلانتری

در حالی که با انگشت اشاره اش بچه را نشان می داد، گفت

دعوای شما سرِ این بچه هست؟!

گفتم آره جناب سروان

گفت

خیلی خوب،

مشکلی نداره

من الانه مسئله را حلّش می کنم!

دستور داد 2 تا صندلی آوردند

و

در 2 گوشه ی اتاق گذاشتند

و

به من و آن خانم هم گفتند تا

روی صندلی در دو گوشه ی اتاق بشینیم!

آنگاه دستور دادند بچه را از اتاق بیرون ببرند

تا دوباره وارد اتاق بشود

البته با این شرط که

بچه پیش هرکسی رفت حتماً به او تعلّق داره!

قلبم لرزید و پیش خود گفتم

با آن خوشه های انگوری که از دست من قاپیده و نوش جان کرده

حتماً تو بغل من خواهد آمد!

+

همینطوری هم شد

و

بچه یک راست آمد

و

پرید توی بغل من!

رئیس کلانتری هم از جایش بلند شد

و

آمد به سر وقت من

و

آن چنان کشیده ای زیر گوش هایم خواباند که

خودم هم نفهمیدم چگونه از خواب بیدار شدم!

باور بفرمایید که هنوز هم که هنوزه

وز و وزش توی گوش های من می باشد

و

احساسش می کنم

جلال گنجارودی

14-1-1389

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 23:7  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

اصفهان 1391 

"سلام"

افسانه91
چون رها دارمش؟ چون گريزم؟
همرها! باز آمد سياهي
مي برندم به خواهي نخواهي
مي درخشد ستاره بدانسان
كه يكي شعله رو در تباهي
نیما یوشیج

ادامه از پست 266

2

"فقط 15نفردر تهران به مرگ طبیعی مرده اند"

ثبت 998 علت برای مرگ و میر تهرانی‌ها اگرچه جالب است اما باعث نشد که آمار مرگ و میر طبیعی در پایتخت را از یاد ببریم که تنها 15 نفر در این شهر به مرگ طبیعی مرده اند.

آفتاب

این آماری است که مسئولان سازمان بهشت زهرا(س) شهرداری ارائه می‌دهند و می‌گویند در هفت ماه ابتدایی امسال، گریبان 28 هزار و 563 تهرانی را گرفته است. از میان متوفی‌ها بیشترین افراد بر اثر بیماری‌های قلبی و بعد از آن بر اثر انواع سرطان‌ها از دنیا رفته‌اند. البته تنوع سرطان‌ها در تهران خودش مسئله مهمی‌است چرا که آمارها نشان می‌دهد 2384 تهرانی بر اثر 33 نوع سرطان جان خود را از دست داده اند.
به گزارش قانون ؛ شرایط محیطی و شیوه زندگی در تهران به دلیل وضعیت آلودگی هوا و آلودگی‌های صوتی، استرس و عوامل ترافیکی و فشارهای ناشی از هزینه‌های اقتصادی از عوامل مهم رسیدن زودتر به حقی چون "مرگ" است.
هفت ماه ابتدایی سال 91 بر اساس آمار سازمان بهشت زهرا با ثبت 28 هزار و 563 مرگ در تهران همراه بود که ایست قلبی با ثبت 2 هزار و 973 مورد مرگ، بیشترین علت مرگ و میر به شمار می‌رود. علتی که در این مدت، زندگی یک هزار و 624 مرد و یکهزار و 301 زن را در تهران به همراه 48 نوزاد به پایان رساند.
مشکل قلبی تهرانی‌ها
میانگین سنی فوت شدگان به دلیل ایست قلبی در تهران 46 سال است که در دهه‌های قبل، این سن "اول چل چلی" افراد بود و اکنون با سخت و سخت تر شدن شرایط زندگی، پایانی بر آمال و آرزوهای شهروندان است. نکته قابل تامل در این میان در رتبه دوم قرار داشتن آنفاکتوس یا همان سکته قلبی با ثبت دو هزار و 538 فوتی به عنوان عاملی مهم در مرگ و میر شهروندان تهرانی است که رتبه سوم را نیز به نارسایی‌های قلبی با یکهزار و 978 مورد فوتی می‌دهد.
اینکه مشکلات قلبی قاتل شماره یک تهرانی‌ها به شمار می‌رود، شاید از نگاه خیلی‌ها عادی و طبیعی به نظر می‌رسد اما نکته مهم رسیدن میانگین سن فوت شهروندان تهرانی به 54 سال در هفت ماه ابتدایی امسال است که در سال‌های نه چندان دور، میانگین سن مرگ و میر در شهری چون تهران حداقل پنج تا 10 سال بیش از میانگین فعلی بود و این یعنی که تهرانی‌ها نسبت به گذشته، زودتر می‌میرند.
سرطان در تهران ریشه می‌دواند
تحلیل آماری علل مرگ و میر تهرانی‌ها نشان می‌دهد که بعد از مشکلات قلبی، انواع سرطان‌های مختلف جان شهروندان تهرانی را می‌گیرد. ثبت 2384 مرگ بر اثر 33 نمونه سرطان در هفت ماه اول سال نشان می‌دهد سرطان حرکتی خزنده را آغاز کرده است. در میان سرطان‌ها، سرطان‌های بدخیم معده، ریه و پروستات، بیشترین علت‌های فوت را تشکیل می‌دهند. سرطان بعد از مشکلات قلبی، بلای اصلی جان تهرانی‌هاست که 1068 نفر از متوفیان سرطانی زن و بقیه مرد هستند.
دیابت شیرین، نارسایی‌های کلیه، فشار خون، بیماری‌های عروق و مغزی، تومور مغزی، سپسیسو بیماری‌های داخلی از دیگر علل پایان عمر زودرس تهرانی‌ها به شمار می‌رود اما در این میان فوت بیش از 1300 تهرانی به طور مستقیم به دلیل نارسایی‌های تنفسی، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند نقش آلودگی هوای تهران را به عنوان عامل پنهان در مرگ شهروندان پر رنگ کند. اگرچه کارشناسان و مسئولان معتقدند آلودگی هوای شهر به طور مستقیم، آماری از مرگ و میر را بر جای نمی‌گذارد اما این علت، باعث بروز مشکلات و بیماری‌ها و نارسایی‌های مختلف در شهروندان می‌شود که اعداد مختلفی از تعداد مرگ و میر نیز برجای می‌گذارد.
شوک زده نشوید
اما یکی از علت‌های جالب توجه برای مرگ و میر تهرانی‌ها، "شوک" است که در هفت ماه نخست امسال، جان 146 تهرانی را گرفت. شوک عفونی با 59 فوتی، شوک سپتیک با 345 فوتی و شوک کاردیوژنیک با 228 مورد از دیگر اعضای خانواده شوک به عنوان یکی از علل مرگ و میر شهروندان به شمار می‌رود.با آنکه پیشرفت‌های علم و تکنولوژی و دستاوردهای پزشکی به طور دقیقه ای در دنیا اتفاق می‌افتد و خیلی از امراض گذشته، اکنون به راحتی درمان می‌شود، اما هنوز می‌توان نامی‌از "سل، حصبه، طاعون، دیفتیری، مننژیت، تب مالت و کزار" در میان علل مرگ تهرانی‌ها پیدا کرد.
مردان بیش از زنان می‌میرند
نگاهی به آمار فوتی‌های شهر تهران بیانگر این نکته است که در تهران، مردان بیش از زنان می‌میرند و در هفت ماه مرگ 16 هزار و 198 مرد و 11 هزار و 78 زن ثبت شد. این یعنی مردان 30 درصد بیش از زنان در تهرانی فوت می‌کنند و باید بیش از گذشته به کیفیت زندگی خود و سلامت خود برای افزایش طول عمر توجه کنند. ثبت یکهزار و 278 فوت کودکان در هفت ماه اول امسال در تهران نیز آماری جالب توجه است که مرگ داخل رحم با 623 فوتی بیشترین علت فوت نوزادان به شمار می‌رود.
علتی که بسیار عجیب و البته مبهم است. اگرچه در میان علت‌های فوت، کهولت سن با سهم 3/4 درصدی در علل فوت تهرانی‌ها دیده می‌شود اما همین آمار می‌گوید تنها 15 نفر در تهران به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند و این یعنی نیاز به توجه بیشتر مردم و مسئولان به کیفیت زندگی در شهر و لزوم ایجاد شرایطی برای آرام زیستن بی شک بالا بردن امنیت زندگی با ایجاد بسترهای سالم اجتماعی است. البته باید گفت تهرانی‌ها به دلایل متعدد که نیاز به کالبدشکافی دقیق دارد، آرام آرام می‌میرند.
+
"عوامل خطرزا و علائم هشداردهنده سرطان"

سرطان يكی از عوامل اصلی بروز مرگ و مير در جهان امروز است. بر اين اساس آشنايی با پديده سرطان و راه‌های مقابله با اين بيماری از ضروری‌ترين اطلاعاتی است كه جامعه امروز بشری به آن نيازمند است.

آفتاب:

سرطان سومين عامل مرگ و مير در ايران است. بر اساس گزارش كشوري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ( سال 1386 )، سالانه بيش از 40.000 نفر در اثر سرطان جان خود را از دست مي‌دهند. تخمين زده مي‌شود سالانه بيش از 70.000 مورد جديد سرطاني در كشور اتفاق بيافتد كه با افزايش اميد به زندگي و درصد سالمندي در جمعيت كشور انتظار مي‌رود بروز موارد سرطاني در دو دهه آينده به دو برابر افزايش يابد.
‍موسسه تحقيقات، آموزش و پيشگيري سرطان در نظر دارد مجموعه اطلاعاتي را در قالب مطالب آموزشي درباره سرطان و علل احتمالي، علائم هشداردهنده، آزمون هاي غربالگري، تشخيص، درمان و راه هاي پيشگيري به شهروندان ارائه نمايد.
عوامل عمده افزایش خطر ابتلا به سرطان چیست؟ 
درطول زمان چندین عامل ممکن است سبب تغییر سلول سالم به سلول سرطانی شوند.زمانیکه به خطر ابتلا به سرطان فکر می کنید این نکات را به خاطر داشته باشید: 
هر عاملی سرطانزا نیست. 
سرطان در اثر ضربه ایجاد نمی شود.
سرطان مسری نیست. 
داشتن یک یا دو عامل خطر به این معنی نیست که شما به سرطان مبتلا خواهید شد. 
بیشتر افرادی که در معرض عوامل خطر هستند مبتلا به سرطان نخواهند شد. 
بعضی افراد نسبت به سایرین به عوامل خطر شناخته شده حساستر هستند.
• کهولت سن: کهولت سن مهم‌ترین عامل ایجاد سرطان است و بيش‌تر سرطان‌ها در افراد بالای 65 سال اتفاق مي‌افتد؛ اما در عين حال افراد در هر سنی، حتی کودکی، نیز ممکن است به سرطان مبتلا شوند. 
• دخانیات: استفاده از محصولات تنباكو و يا قرار داشتن پیوسته در معرض دود آن خطر ابتلاي به سرطان‌های ریه، حنجره، دهان، مری، مثانه، کلیه، حلق، معده، لوزالمعده و دهانة رحم را افزايش ميدهد. 
• کمبود فعالیت بدنی یا اضافه وزن: فعالیت بدنی کم و اضافه وزن نيز از جمله عواملی هستند که خطر ابتلا به سرطان‌های پستان، روده بزرگ، مری، کلیه و رحم را افزایش مي‌دهند. 
• رژیم غذایی نامناسب: رژیم غذایی می توانددر بروز بسیاری از سرطان ها از جمله روده، معده، دهان، پستان و مری موثر باشد. توصیه می شود رژیم غذایی شامل میوه ، سبزی و فیبر بالا باشد و گوشت قرمز و گوشت فرآوری شده و نمک کمتر داشته باشد. 
• برخي مواد شیمیایی و مصنوعات خاص: كار و تماس با آزبست (پنبه نسوز)، بنزن، بنزیدین، کادمیوم، نیکل یا وینیل کلراید در محيط كارمي‌تواند موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان شود. 
• پرتوی فرابنفش (UV): از اشعة خورشید و دستگاه‌های برنزه کننده ساطع مي‌شود. این اشعه موجب پیری زودرس پوست و آسیب‌دیدگی آن مي‌شود و ممکن است به سرطان پوست منجر شود. 
• برخی ویروس‌ها و باکتری‌ها: بطور مثال ویروس پاپیلوم انسانی از عوامل خطرزای سرطان دهانه رحم شناخته شده است. ارتباط ویروسهایی مثل هپاتیت، ویروس ایدز، ویروس ابشتاین بار و... با برخی دیگر از سرطانها شناخته شده است ارتباط باکتری هلیکوباکترپیلوری بازخم معده وافزایش خطر سرطان معده نیز مشخص شده است. 
• پرتو يونيزان: اینگونه تشعشعات، پرتوهایی هستند که از فضای خارج جو زمین، از غبار راديواكتيو، گاز رادون ، اشعة ايكس و منابع ديگر ايجاد مي‌شوند و مي‌توانند موجب آسیب‌دیدگی سلول‌ها و افزایش خطرابتلا به سرطان شوند. 
• برخی هورمون‌ها: هورمون درمانی مربوط به یائسگی ممكن است عوارض جانبی خطرناکی داشته باشد. هورمون‌ها مي‌توانند خطر ابتلا به سرطان پستان، سکته قلبی، سكتة مغزي یا لخته شدن خون را افزایش دهند. 
سابقة ابتلا به سرطان در خانواده (توارث)
علائم هشداردهنده سرطان 
• وجود توده یا ضخيم‌شدگي در هر قسمتی از بدن
• رشد خال جدید یا تغییراتی در خال قدیمی
• زخمي‌که التیام نمي‌یابد
• تنگی نفس ، خشونت در صدا یا سرفه‌ای که از بین نمي‌رود
• تغییراتی در اجابت مزاج ( اسهال یا یبوست که بیشتر از 6- 4 هفته طول بکشد )
• مشکل دردفع ادرار
• ناراحتی پس از خوردن غذا ( سوء هاضمه مداوم )
• اشکال در بلع
• افزایش یا کاهش بی دلیل وزن
• ترشحات یا خونریزی‌هاي غیر منتظره
• احساس ضعف یا خستگی شدید
• تعریق شبانه بدون علت مشخص
• درد و ناراحتی با علت نامشخص که بیش از یک ماه ادامه یابد
در بيش‌تر مواقع این علائم، به معنی وجود سرطان نیستند . همچنين ممکن است به دلیل وجود تومور خوش‌خیم یا دلایل دیگر باشند و تنها پزشک مي‌تواند در این مورد نظر دهد. شخصی که این علائم یا تغییرات دیگري در او مشاهده شود باید هر چه سریع‌تر به پزشک مراجعه كند تا مشکلاتش تشخیص داده شده و درمان شود.
براي كسب اطلاعات بيش تر به آدرس پايگاه اينترنتي موسسه به نشاني www.ncii.ir مراجعه فرمائيد. 
گردآورنده

دکتر دردانه ابراهیمی

+
"80 درصد بیماران دیابتی اضافه وزن دارند"

دکتر اجلالی یادآور شد:

این شکل از دیابت همراه با سن بالا، چاقی، سابقه خانوادگی دیابت، سابقه قبلی دیابت حاملگی، عدم فعالیت بدنی و نژاد است و حدود ۸۰ درصد افرادی که دیابت نوع دو دارند دچار اضافه وزن هستند.

آفتاب

مسئول مرکز دیابت جهاددانشگاهی آذربایجان‌شرقی با ابراز تأسف از اینکه سن شروع دیابت در کشور بین 25 تا 45 سال بوده و این طیف سنی، نیروی کار را شامل می‌شود، گفت: بیماری دیابت 10 تا 15 سال طول عمر را کاهش می‌دهد.
به گزارش ایسنا، دکتر گلشید اجلالی گفت: با توجه به کاهش سن شیوع دیابت در کشور، افزایش آگاهی، آموزش جهت تغییر شیوه‌های زندگی و تحرک بیشتر دو رکن مهم پیشگیری از ابتلا به دیابت است.
وی شهرنشینی، ماشینی شدن زندگی و رژیم غذایی غلط را در افزایش آمار مبتلایان و کاهش سن ابتلا به بیماری دیابت موثر دانست و گفت: اگر قند بیماران دیابتی تحت کنترل قرار بگیرد، مبتلایان از عوارض دیابت در امان خواهند بود و عمر طبیعی خواهند داشت.
مسوول مرکز دیابت جهاددانشگاهی استان دیابت یا مرض قند را یک اختلال متابولیسم دانست و افزود: دیابت در حالت کلی به سه دسته دیابت نوع یک، دیابت نوع دو و دیابت حاملگی تقسیم می‌شود.
وی خوردن غذاهای سالم، فعالیت بدنی مناسب و گرفتن انسولین تزریقی یا پمپ‌های انسولینی را در درمان دیابت نوع یک موثر دانست و گفت: در این نوع دیابت، سطح قند خون باید به دقت از طریق آزمایشات مکرر قند خون مراقبت شود.
دکتر اجلالی در خصوص دیابت حاملگی نیز با بیان اینکه دیابت حاملگی فقط در زمان حاملگی و در بین کسانی که سابقه خانوادگی دیابت دارند بروز می‌کند، گفت: کسانی که دیابت حاملگی دارند ۲۰ تا ۲۵ درصد شانس ابتلا به دیابت نوع دو را در عرض ۵ تا ۱۰ سال دارند.
وی شایع‌ترین نوع دیابت را دیابت نوع دو عنوان کرد و گفت: حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد دیابتی، به این نوع از بیماری مبتلا هستند.
دکتر اجلالی یادآور شد: این شکل از دیابت همراه با سن بالا، چاقی، سابقه خانوادگی دیابت، سابقه قبلی دیابت حاملگی، عدم فعالیت بدنی و نژاد است و حدود ۸۰ درصد افرادی که دیابت نوع دو دارند دچار اضافه وزن هستند.
وی خستگی یا تهوع، پرادراری، تشنگی غیرطبیعی، کاهش وزن، تاری دید، عفونت‌های مکرر و کاهش سرعت بهبودی زخم‌ها را از جمله نشانه‌های دیابت نوع دو برشمرد و گفت: رژیم غذایی به عنوان آسان‌ترین، بی‌خطرترین و ارزان‌ترین راه کنترل بیماری دیابت شناخته شده است.
وی با بیان اینکه دیابت با عوارض طولانی مدتی که تقریباً بر تمام قسمت‌های بدن می‌گذارد همراه است، گفت: این بیماری اغلب منجر به کوری، بیماری قلبی، حمله مغزی، از کار افتادگی کلیه، قطع عضو و آسیب اعصاب می‌شود.
مسوول مرکز دیابت جهاددانشگاهی استان یادآور شد: دیابت کنترل نشده می‌تواند، حاملگی را عارضه‌دار کند و نقائص عصبی در نوزادان متولد شده از مادران دیابتی بسیار بیشتر است.
وی در خصوص افراد مستعد ابتلا به دیابت نیز گفت: دیابت مسری نیست و افراد نمی‌توانند آن را از یکدیگر بگیرند؛ با این حال 90 درصد ابتلا به دیابت تیپ "ب" متأثر از عوامل ژنتیکی است.
دکتر اجلالی با بیان اینکه بر اساس مطالعات صورت گرفته در کشور از هر 4 نفر یک نفر یا بیماری دیابت دارد و یا مستعد ابتلا به بیماری دیابت است، گفت: تغییر الگوهای زندگی در پیشگیری از دیابت مهم است و آموزش در دراز مدت نتیجه بهتری خواهد داد.
وی گفت: بیماری دیابت درمان قطعی ندارد و استفاده از انسولین به صورت مادام‌العمر در دیابت تیپ یک و کنترل فشار خون و مصرف دارو در دیابت تیپ دو، می‌تواند از در کاهش و پیشگیری از عوارض دیابت موثر باشد.
وی با تأکید بر اینکه دیابت یک بیماری مادام‌العمر است، تصریح کرد: دیابت تیپ دو می‌تواند با تغییر روش زندگی و روش‌های تغذیه‌ای و استفاده کمتر از چربی‌ها، فعالیت بدنی با ورزش و رژیم غذایی مناسب کنترل شود.
مسوول مرکز دیابت جهاددانشگاهی استان گفت: افرادی که سابقه بیماری دیابت در خانه را دارند، افراد کم تحرک، افراد دارای چربی خون بالا، برخی نژادهای خاص مانند نژاد قفقاز و افرادی که سابقه تولد نوزاد چهارکیلو و بیشتر را دارند در زمره افراد مستعد ابتلا به دیابت قرار دارند.
وی یادآور شد: برنامه غذایی درست، فعالیت بدنی منظم و نگهداری وزن در حد ایده‌آل، به کنترل مطلوب قند خون می‌کند و در نتیجه نگهداری وزن در میزان طبیعی به کنترل چربی‌های خون و کاهش فشار خون نیز کمک می‌کند.
+
"هفت درصد ایرانی‌ها دیابت دارند"

سرپرست مرکز بهداشت خوزستان با اشاره به شعار امسال روز جهانی دیابت " از آینده‌مان حفاظت کنیم" گفت: سازمان جهانی بهداشت از سال 2009 تا 2013 را به مدت پنج سال به آموزش پیشگیری از دیابت اختصاص داده است چرا که دیابت یک بیماری مزمن بوده و درمان قطعی ندارد و عوارض زیاد این بیماری با کم کردن قدرت بدنی فرد، ناتوان‌کننده نیز هست.

آفتاب

دکتر مهدی اقتصاد در همایش روز جهانی دیابت که امروز در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز برگزار شد، اظهار کرد: بسیاری از افراد از دیابت خود آگاهی ندارند و تا سال‌ها از آن بی‌اطلاع می‌مانند و ممکن است سرانجام به عوارض این بیماری دچار شوند. در سراسر جهان سالانه 4 میلیون مرگ به دلیل عوارض دیابت رخ می‌دهد که این رقم، 9 درصد مرگ‌ انسان‌ها را شامل می‌شود.
وی افزود: آمار ابتلا به دیابت همچنان رو به افزایش است. در حال حاضر 300 میلیون نفر در جهان دیابت دارند که تا سال 2030 به دلیل سالمند شدن جهان و کاهش سن دیابت تا دوسوم دیگر این تعداد به جمع مبتلایان به دیابت افزوده می‌شود.
سرپرست مرکز بهداشت خوزستان گفت: طبق تخمین‌ها پنج درصد مردم دنیا دیابت دارند که آمار کشوری این بیماران در ایران هفت درصد است و در جمعیت روستایی کشور سه درصد برآورد شده است. با احتساب این که اگر هر فرد دیابتی یک میلیون تومان هزینه برای درمان مشکلات آشکار و پنهان دیابت نیاز داشته باشد، سالانه 4000 میلیارد تومان در کشور صرف این بیماری می‌شود.
وی ادامه داد: ‌برخی افراد در تست‌های قند خون، قند نرمال دارند ولی تست تحمل قند این افراد نشان می‌دهد که دچار عدم تحمل گلوکز هستند. این افراد به شدت در معرض دیابت هستند و خود نمی‌دانند و سرانجام یک‌پنجم آنان به بیماری دیابت دچار می‌شوند.
اقتصاد ادامه داد: شهرنشینی رو به گسترش است و از شهرنشینی بدتر، عوارض شهرنشینی است. عادات غذایی تغییر کرده و به سمت مصرف فست‌فودها رفته است. تحرک‌ها تا حد زیادی کاهش یافته و جمعیت ‌نیز رو به سالمندی پیش می‌رود.
اقتصاد با تصریح این که ایران در چاقی رتبه 66 جهانی را دارد و همچنان نیز ایرانی‌ها رو به چاق شدن پیش می‌روند، گفت: 10 تا 20 درصد کودکان خوزستانی در هنگام آغاز مدرسه دچار اضافه وزن هستند، کم‌تحرکی کودکان و افزایش علاقه به بازی‌های رایانه‌ای برای سلامت آینده آنان ‌نگران‌کننده است.
به گزارش ایسنا؛ وی بیان کرد: علت اصلی بروز بیماری‌های مزمن کلیوی، شایع‌ترین علت نابینایی در بزرگسالان و شایع‌ترین عامل قطع پا و نقص عضو، دیابت است.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 20:4  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 جاده ی فیروزکوه 1391

"سلام"

افسانه91
چون رها دارمش؟ چون گريزم؟
همرها! باز آمد سياهي
مي برندم به خواهي نخواهي
مي درخشد ستاره بدانسان
كه يكي شعله رو در تباهي
نیما یوشیج

ادامه از پست 266

1

"وجدان عمومی منتظر نتیجه پرونده مرگ وبلاگ نویس بازداشتی"

در پی درگذشت یک وبلاگ نویس به نام "ستار بهشتی" که در بازداشت به سر می بُرد ، ستادحقوق بشر قوه قضائیه ، طی بیانیه ای از دستور صریح آیت الله آملی لاریجانی ، رئیس دستگاه قضا برای بررسی بی اغماض این موضوع خبر داد و اعلام کرد: « هر فردی که قصورا یا تقصیرا در این واقعه دخالت داشته، سریع، قاطع و بدون اغماض از سوی دستگاه قضایی مورد پیگرد قرار خواهد گرفت.»

آفتاب:

این بیانیه در حالی صادر شد که گمان برخی بر این بود که احتمالاً مرگ این جوان وبلاگ نویس، به حاشیه خواهد رفت و در میان مسائلی مانند گرانی کالا، نرخ ارز، سوال از رئیس جمهور و صدها موضوع ریز و درشت، گم خواهد شد.
با این حال صدور بیانیه قوه قضائیه و دستور صریح رئیس آن مبنی بر رسیدگی هر چه سریعتر به ماجرا ، این امید را در جامعه برانگیخت که اراده ی معطوف به پایان دادن به "برخی رفتارهای فراقانونی در برخورد با متهمان" ، در این قوه وجود دارد. این، امیدی است که اگر رسیدگی به پرونده فوت ستار بهشتی ، مانند پرونده کهریزک و کوی دانشگاه و ... مشمول اطاله دادرسی شود ، بر باد خواهد رفت.
در این میان البته بسیاری از جریان ها و اشخاصی که امروز خون خواه مرحوم بهشتی هستند ، تمایل جدی دارند که بیانیه قوه قضاییه ، هرگز عملیاتی نشود تا بتوانند آن را دستاویزی جدید برای بازی های سیاسی شان قرار دهند.
همچنین افرادی که احتمالاً مستقیم یا غیرمستقیم ، مسوول مرگ این وبلاگ نویس هستند نیز با هدفی دیگر (گریز از پاسخگویی) ، آرزو دارند که پیگرد جدی در قبال این مسأله صورت نگیرد و قضیه ، مشمول مرور زمان سیاسی شود!
در این میان ، علاوه بر بازماندگان متوفی ، که از منظر حق خصوصی پیگیر ماجرا هستند ، مردم نیز از زاویه نگاه منافع عمومی ، اصرار بر پیگیرد این قضیه دارند چه آن که مرگ یک متهم ، که قاعدتاً باید تحت الحفظ باشد ، بسیار نگران کننده است و این ، اهمیت بیانیه قوه قضائیه را مضاعف می کند.
به نتیجه رساندن سریع ، صریح و بی طرفانه پرونده مرگ ستار بهشتی ، هم یک احقاق حق خصوصی است ، هم مصالح نظام را در خود دارد وهم نفع عمومی را ؛ همچنین به بازسازی چهره قوه قضائیه و ارتقای اعتبار عمومی آن بسیار کمک خواهد کرد کما این که اطلاع رسانی سخنگوی قوه قضائیه در این باره ، اگر نگوییم بی سابقه اما کم سابقه بوده است.
نکته مهمی که مسوولان قوه قضائیه حتماً بدان واقف هستند این است که اگر در بررسی های خود ، مسوولان مستقیم یا غیرمستقیم مرگ این شهروند متهم را شناسایی کنند و فارغ از جایگاه آنان ، محاکمه شان نمایند ، نه تنها مردم نسبت به وجود کاستی های درون سیستم بدبین نمی شوند ، بلکه برعکس ، به توان آن در شناسایی کاستی ها و برطرف کردن آنها باورمند می شوند. آیا وقتی مردم در خبرها می خوانند که فلان مقام ارشد در فلان کشور ، به جرم فساد مالی تحت تعقیب قرار گرفت و محکوم شد ، با خود می گویند "عجب کشور فاسدی!" با به تحسین عدالت و سیستم پایشگر و پالایشگر آنها می پردازند؟ قطعاً گزاره دوم مصداق عینی دارد.
نکته دیگر آن که اگر این پرونده خدای ناکرده به فرجام نرسد ، امید شکل گرفته امروز ، به یأسی عمیق تبدیل خواهد شد زیرا مردم خواهند گفت برغم این همه بیانیه و دستور قاطع شخص اول قوه قضائیه و سخنان سخنگو و پیگیری های رسانه ای و غیر رسانه ای ، این موضوع به جایی نرسید ، وای به حال مسائلی که از پس پرده ، هرگز برون نمی افتند!
بنابر این ، ضمن ارج گذاری به عزم اعلامی قوه قضائیه برای احقاق حق در این پرونده ، امیدواریم در عمل نیز شاهد اجرای بی محابای عدالت در این باره باشیم و البته خبرها و نشانه هایی که از درون سیستم قضایی می رسد ، این امید را تقویت می کند.

در اینجا بی مناسبت نیست متن کامل "قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی" که مبنای بیانیه اخیر قوه قضائیه است را بازخوانی کنیم:
ماده واحده - از تاریخ تصویب این قانون، کلیه محاکم عمومى، انقلاب و نظامى دادسراها و ضابطان قوه قضائیه مکلفند در انجام وظایف قانونى خویش موارد ذیل را به دقت رعایت و اجرا کنند.
متخلفین به مجازات مندرج در قوانین موضوعه محکوم خواهند شد:
۱ - کشف و تعقیب جرایم و اجراى تحقیقات و صدور قرارهاى تامین و بازداشت موقت مى باید مبتنى بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایى مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلایق شخصى و سوءاستفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت و یا بازداشت هاى اضافى و بدون ضرورت اجتناب شود.
۲ - محکومیت ها باید بر طبق ترتیبات قانونى و منحصر به مباشر، شریک و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و راى مستدل و مستند به مواد قانونى و یا منابع فقهى معتبر (در صورت نبودن قانون) قطعى نگردیده اصل بر برائت متهم بوده و هر کس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.
۳ - محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکى عنهم را رعایت کرده و فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را براى آنان فراهم آورند.
۴ - با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرایم و مطیعان از وقایع و کلاً در اجراى وظایف محله برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازین اسلامى کاملاً مراعات شود.
۵ - اصل منع دستگیرى و بازداشت افراد ایجاب مى نماید که در مواردى ضرورى نیز به حکم و ترتیبى باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضایى ارسال شود و خانواده دستگیرشدگان در جریان قرار گیرند.
۶ - در جریان دستگیرى و بازجویى یا استطلاع و تحقیق، از ایذاى افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.
۷ - بازجویان و ماموران تحقیق از پوشاندن صورت و یا نشستن پشت سر متهم یا بردن آنان به اماکن نامعلوم و کلاً اقدام هاى خلاف قانون خوددارى ورزند.
۸ - بازرسى ها و معاینات محلى، جهت دستگیرى متهمان فرارى یا کشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانونى و بدون مزاحمت و در کمال احتیاط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایى که ارتباطى به جرم نداشته و یا به متهم تعلق ندارد و افشاى مضمون نامه ها و نوشته ها و عکس هاى فامیلى و فیلم هاى خانوادگى و ضبط بى مورد آنها خوددارى گردد.
۹ - هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهاى اخذ شده بدین وسیله حجت شرعى و قانونى نخواهد داشت.
۱۰ - تحقیقات و بازجویى ها، باید مبتنى بر اصول و شیوه هاى علمى قانونى و آموزش هاى قبلى و نظارت لازم صورت گیرد و با کسانى که ترتیبات و مقررات را نادیده گرفته و در اجراى وظایف خود به روش هاى خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدى صورت گیرد.
۱۱ - پرسش ها باید مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابى باشد و از کنجکاوى در اسرار شخصى و خانوادگى و سئوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیرموثر در پرونده مورد بررسى احتراز گردد.
۱۲ - پاسخ ها به همان کیفیت اظهار شده و بدون تغییر و تبدیل نوشته شود و براى اظهارکننده خوانده شود و افراد باسواد در صورت تمایل، خودشان مطالب خود را بنویسند تا شبهه تحریف یا القا ایجاد نگردد.
۱۳ - محاکم و دادسراها بر بازداشتگاه هاى نیروهاى ضابط یا دستگاه هایى که به موجب قوانین خاص وظایف آنان را انجام مى دهند و نحوه رفتار ماموران و متصدیان مربوط با متهمان، نظارت جدى کنند و مجریان صحیح مقررات را مورد تقدیر و تشویق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانونى شود.
۱۴ - از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشیاى ضبطى و توقیفى متهمان، اجتناب کرده و در اولین فرصت ممکن یا ضمن صدور حکم با قرار در محاکم و دادسراها نسبت به اموال و اشیا تعیین تکلیف گردد و مادام که نسبت به آنها اتخاذ تصمیم قضایى نگردیده است، در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گردیده و در هیچ موردى نباید از آنها استفاده شخصى و ادارى به عمل آید.
۱۵ - رئیس قوه قضائیه موظف است هیاتى را به منظور نظارت و حسن اجراى موارد فوق تعیین کند. کلیه دستگاه هایى که به نحوى در ارتباط با این موارد قرار دارند موظفند با این هیات همکارى لازم را معمول دارند. آن هیات وظیفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانین، علاوه بر مساعى در اصلاح روش ها و انطباق آنها با مقررات با متخلفان نیز از طریق مراجع صالح برخورد جدى نموده و نتیجه اقدامات خود را به رئیس قوه قضائیه گزارش نماید.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنى روز سه شنبه مورخ پانزدهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شوراى اسلامى تصویب و در تاریخ ۱۶/۲/۱۳۸۳ به تایید شوراى نگهبان رسیده است.
منبع: عصر ایران
+
آفتاب:

در ادامه جلسه روز چهارشنبه گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در خصوص مرگ ستار بهشتی وبلاگ نویس در صحن علنی مجلس قرائت شد.
سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی اصل این گزارش را در صحن علنی مجلس قرائت کرد.
به گزارش مهر،متن کامل این گزارش بدین شرح است:

ستار بهشتی با حدود 35 سال سن، مجرد و با سطح تحصیلات سیکل در عرصه فضای سایبری فعال و دارای وبلاگ ویژه بوده است.
ایشان روز سه‌شنبه 18/8/91 با حکم مراجع قضائی از منزل خود در شهرستان رباط کریم توسط پلیس ویژه فناوری اطلاعات فتا دستگیر و بعد از بازجویی اولیه با صدور قرار قانونی به زندان منتقل می‌شود.
سپس جهت تکمیل تحقیقات از زندان به بازداشتگاه پلیس فناوری اطلاعات منتقل و روز شنبه 20/8/91 در بازداشتگاه مذکور فوت می نماید.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در 22/8/91 جلسه‌ای با حضور دادستان تهران، فرمانده پلیس تهران و رئیس زندان‌های استان تهران برگزار نمود. جمع‌بندی اولیه کمیسیون براساس اظهارات مدعوین به شرح ذیل اعلام می گردد:
1- اصل موضوع فوت وی در بازداشتگاه‌ نیازمند بررسی دقیق و جدی است و به همین علت کمیسیون تصمیم گرفته یکی از قضات با تجربه، دارای درجه ممتاز قضائی و عضو کمیسیون امنیت ملی را در چارچوب وظیفه نظارتی مامور کند تا حصول نتیجه نهایی موضوع را شخصاً پیگیری نماید.
2- اقدام قوه قضاییه به عنوان مرجع پیگیری این مساله در بازداشت عده‌ای از ماموران متهم به بررسی دقیق و کشف حقیقت کمک خواهد نمود و از این قوه می‌خواهیم در صورت احراز تخلف با عناصر متخلف برخورد قانونی شود.
3- با توجه به اینکه پزشکی قانونی اقدام به کالبدشکافی و نمونه برداری با هدف آزمایشات دقیق نموده است کمیسیون منتظر اعلام نتایج این آزمایش‌ها می‌باشد که هنوز نتیجه اعلام نشده است.
4- کمیسیون امنیت ملی و سیاسست خارجی بر ضرورت دقت لازم نیروهای عمل کننده برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه تاکید می نماید و نظارت قوه قضائیه در این روند توصیه می‌شود.
والسلام
پس از قرائت این گزارش در صحن علنی مجلس تعدادی از نمایندگان به متن این گزارش اعتراض کردند و آن را گزارشی غیر شفاف خواندند.
+
اظهارات دادستان تهران درباره مرگ ستاربهشتی، نسرین‌ستوده

دادستان تهران از پیگیری خواسته‌های زندانیان امنیتی زن خبر داد و اعتصاب غذای این زندانیان را رد کرد. او هم‌چنین با اشاره به پرونده مرگ «ستار بهشتی» وبلاگ نویس تاکید کرد که در این ارتباط چند نفر بازداشت شده‌اند.

آفتاب

دادستان تهران در پاسخ به خبرنگار ایسنا مبنی بر اینکه آیا اخبار منتشر شده از سوی رسانه‌های غربی مبنی بر اعتصاب غذای برخی از زندانیان امنیتی زن صحت دارد یا خیر؟ گفت: این خبر از اساس دروغ است. اعتصاب غذایی وجود ندارد، درخواست‌هایی دارند که ما آنها را بررسی کرده‌ایم.
دادستان تهران درخصوص پرونده «ستار بهشتی» نیز اظهار کرد:

ما زمانی که از خبر فوت وی باخبر شدیم، به سرعت پرونده تشکیل دادیم، تحقیقات مفصلی صورت گرفت، بازپرس پرونده از هم‌بندی‌های وی در زندان اوین، پزشک معاینه‌کننده و مامورانی که در این ایام متهم را در اختیار داشتند تحقیق به عمل آورد همچنین روز گذشته جلسه خوبی در مجلس برگزار شد و توضیحات مبسوطی ارائه شد.
وی افزود: سیاست قوه قضاییه رسیدگی بدون اغماض به این پرونده است و این روزها اگر ما مطلبی نمی‌گفتیم، به معنای عدم موضع‌گیری نبود بلکه به معنای این بود که ممکن است بیانات ما باعث شود تحقیقات سوخت شود و سکوت ما از سر این بود که تحقیقات از بین نرود.
دادستان تهران اظهار امیدواری کرد که تا 10 روز آینده تحقیقات کامل شود و اظهارنظر روشنی داشته باشند.
جعفری‌دولت‌آبادی در پاسخ به این سوال که آیا در این رابطه افرادی بازداشت شده‌اند، گفت: روز گذشته چند نفر از افراد بازداشت شدند.
خبرنگار مذکور خواهان بیان سمت این افراد شد که دادستان از بیان آن خودداری کرد و تاکید کرد سیاست قوه قضاییه این است که اگر تخلفی صورت گرفته، بدون اغماض به این پرونده رسیدگی شود و اگر خدایی نکرده مطالبی بی‌جهت در رسانه‌ها منتشر شده، از آنها جلوگیری شود. در عین حال نباید از یاد برد که پلیس و قوه قضاییه زحمات زیادی می‌کشند.
خبرنگار دیگری درخصوص اجازه ملاقات فرزندان «نسرین ستوده» با وی سوال کرد که دادستان گفت: روز گذشته این متهم با فرزندانش ملاقات کرده است.
+
رئیس زندان قصر در دهه۴۰:

بخاطر کمک به زندانیان سیاسی، یک ماه انفرادی بودم

زندانی و زندانبان سابق هم‌محله‌اند. زندانی دیروز، امروز که گاهی از کوچه بالایی رد می‌شود زندانبان را می‌بیند و خوش و بشی می‌کنند. محمد بسته‌نگار اما تنها زندانی‌ای نیست که با زندانبان سابقش چاق سلامتی دارد. زندانبان ‌گاهگاه سری هم به سیدکاظم موسوی بجنوردی در دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی می‌زند و می‌نشینند با چند نفر دیگر از زندانیان قدیمی به گپ و گفت.

آفتاب:

سرتیپ بازنشسته، اصغر کورنگی که متولد ۱۳۰۷ در اصفهان است، دوست نداشته افسر شود. فوق لیسانس حقوق جزایی گرفته بوده و می‌خواست وارد دادگستری شود و به مردم خدمت کند: «ولی به هدایت یکی از مردان بسیار بزرگ زهد و تقوای اصفهان، مرحوم حاج آقا رحیم ارباب از رفتن به دادگستری منصرف شدم و در شهربانی ماندم که بر حسب اتفاق بیشتر خدمتم هم در زندان‌ها بود...» سال ۱۳۲۹ از دانشکده افسری پلیس فارغ‌التحصیل می‌شود و از سال ۱۳۳۲ سر و کارش با زندان‌ها می‌افتد. ابتدا آبادان، بعد شهرهای دیگر و نهایتا گنبدکاووس، همان جایی که با کمک روحانی و معتمدین شهر چهره اسفناک زندان شهر را تغییر می‌دهد و برای زندانی‌ها تخت و کلاس و سرویس بهداشتی و بهداری درست می‌کند. کار‌هایش به چشم تیمسار مبصر، رئیس شهربانی کل می‌نشیند و از آنجا حکمش برای ریاست زندان قصر در سال ۱۳۴۴ صادر می‌شود. کورنگی پیرمرد ۸۴ ساله و خوش مشرب اصفهانی در دولت مهندس بازرگان (زندانی سابقش) هم مدتی معاون شهربانی کل کشور بوده است. او هیچ شباهتی به زندانبان‌هایی که ما می‌شناسیم یا تصور می‌کنیم، ندارد. اگر گفت‌و‌گوی «تاریخ ایرانی» با او که برای نخستین بار پس از سال‌ها بازنشستگی و سکوت انجام شده را بخوانید، به آن پی خواهید برد.
***
چه شد که شما در آن سن به عنوان رئیس زندان قصر انتخاب شدید؟ ۳۷ سال به نظر سن کمی برای مدیریت اصلی‌ترین زندان شهر و مهم‌ترین زندان کشور است.
من افسر شهربانی بودم و بعد از انقلاب هم در دولت موقت مدتی معاون شهربانی کل کشور بودم. اگرچه ابتدا دوست نداشتم افسر شهربانی شوم، برای همین به دانشکده حقوق رفتم و فوق ‌لیسانس حقوق جزایی گرفتم. قصد داشتم در دادگستری خدمت کنم ولی به هدایت یکی از مردان بسیار بزرگ زهد و تقوای اصفهان مرحوم حاج آقا رحیم ارباب از رفتن به دادگستری منصرف شدم و در شهربانی ماندم و بر حسب اتفاق بیشتر خدمتم هم در زندان‌ها بود. در ابتدای خدمتم متوجه شدم آنچه در زندان‌ها می‌گذرد، با آنچه در حقوق جزا و فلسفه مجازات خوانده بودم، کمتر تناسب دارد. کمتر می‌دیدم که آن فلسفه و دلایلی که باعث تاسیس زندان شده است در زندان‌های ایران در دهه ۳۰ رعایت شود.
قبل از زندان قصر، تجربه حضور در زندان‌های دیگر را هم داشتید؟
سال ۱۳۲۹ بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشکده افسری پلیس وارد خدمت شدم اما شروع کارم در زندان‌ها بعد از سال ۳۲ بود که ابتدا در آبادان و بعد شهرهای دیگر خدمت کردم و در سال ۴۴ هم مسوول زندان قصر شدم. پیش از آن مسئول شهربانی گنبدکاووس بودم، زندان آنجا یک حیاط دو سه هزار متری بود با چند اتاق که وسط آن با نی جدا شده بود و آن سویش اسب‌های کلانتری سوار قرار داشتند. وقتی من این وضعیت را دیدم چون فردی بودم که اعتقادات مذهبی داشتم و هیچ کس را شایسته تحقیر نمی‌دیدم و نمی‌بینم، تصمیم به تغییر وضعیت گرفتم. حضور من همزمان شده بود با روزهای محرم؛ گنبدکاووس یک روحانی داشت که اسمش را نمی‌برم برای اینکه در جریان انقلاب محکوم و گرفتار شد، من او را از زمان دانشکده حقوق می‌شناختم. او در مسجد شیعیان گنبدکاووس در روز عاشورا سخنرانی می‌کرد. رفتم مسجد و یادداشتی به او رساندم با این مضمون که می‌خواهم بعد از شما چند کلمه صحبت کنم. صحبت‌هایش که تمام شد رو کرد به مردم و گفت سروان کورنگی (آن زمان سروان بودم) چند کلمه با شما صحبت دارد. رفتم پای منبر گفتم، شما اینجا جمع شده‌اید که برای انسان آزاده‌ای که می‌خواست جلوی ظلم و تجاوز را بگیرد عزاداری کنید، من می‌خواهم امروز شما را ببرم جایی که ببینید بعد از گذشت ۱۳۰۰ سال از این قضایا، در همین شهر شما یک عده‌ای از مردم زیر ظلم و فشار و ستم قرار دارند، جای خوابیدن ندارند، جای نشستن ندارند، حمام ندارند، بهداشت ندارند. شهر گنبدکاووس آن زمان به واسطه زراعت گندم و پنبه شهر ثروتمندی بود. این شد که ۱۰ تا ۲۰ نفر از جمعیت حاضر در مسجد با من همراه شدند و رفتیم به سمت زندان. یادم هست که باران شدیدی هم می‌بارید. این‌ها دیدند که ۱۸۰ زندانی در چند اتاق مخروبه می‌لولند، به عنوان نکته انحرافی و معترضه بگویم که امروز آن شهری که سال ۱۳۳۹، ۱۸۰ زندانی داشت گویا الان بالا‌تر از ۷ هزار زندانی دارد.
مردمی که همراهم آمده بودند خیلی متاثر شدند، یکی دو نفرشان که یکی‌ ترکمن بود و هنوز در قید حیات است، گفت من چقدر کمک کنم تا اینجا درست شود. یادم نیست چقدر پرداخت کرد اما بالاخره همه کمک کردند و ما این زندان را عوض کردیم. کلانتری سوار را از آنجا بردیم. برای زندان یک سالن ساختیم. رئیس سازمان جنگلبانی آن زمان چوب فرستاد، یک کارخانه نجاری هم همت کرد تخت‌های دو طبقه و نیمکت برای ما ساخت و آنجا را به یک آسایشگاه راحت تبدیل کردیم. برایشان حمام ساختیم، منطقه مرطوب بود و اتاق‌هایشان خیلی بو می‌داد. تا پیش از آن مجبور بودیم در ساعاتی حمام عمومی را قرق کنیم و ۴ تا ۵ زندانی با دو مامور بفرستیم حمام، ولی ما با کمک مردم در زندان حمام خوب و آشپزخانه کاشی‌کاری شده، بهداری و کلاس درس ساختیم. رئیس شهربانی کل آن زمان تیمسار مبصر بود، برای بازدید به استان مازندران آمده بود که گنبدکاووس هم آن زمان جزء استان بود. وقتی از زندان بازدید کرد، دید ما آنجا را کاملا متحول کرده‌ایم. تا پیش از آن شناختی از من نداشت. من گزارش کاملی از اینکه چطور شد با کمک اهالی وضعیت زندان را تغییر دادیم شرح دادم. خیلی خوشحال شد و تقدیری از همۀ ما کرد. رفت و سه ماه بعد به من اطلاع دادند که تو رئیس زندان قصر شده‌ای، البته من واقعا دلم نمی‌خواست بروم.
مجرد بودید؟ 
نه، متاهل بودم با سه بچه. ولی دستور بود و باید عمل می‌شد. سال ۴۴ آمدم تهران و شدم مسوول زندان قصر. زندان قصر بسیار بزرگ ولی مخروبه و به شدت تاثرآور بود. من از تجربه گنبدکاووس استفاده و شروع کردم به عریان کردن وضعیت. یعنی سعی نمی‌کردم که مشکلات را بپوشانم.
وضعیت زندان قصر در آن زمان چگونه بود؟
زندان قصر یک ساختمان ورودی داشت، بعد زندان شماره یک، دو، سه و چهار و نهایتا دارالتأدیب. زندان شماره دو، ۹ بند و حدود سه هزار زندانی داشت.
این‌ها زندانیان عادی بودند؟
بله، ما آنجا هم تحت قرار یعنی کسی که تکلیف قطعی‌اش مشخص نبود و هم محکوم قطعی داشتیم اما هیچ طبقه‌بندی‌ای نبود. یعنی کسی که انسان آبرومندی بود و چکش برگشت خورده بود با کسی که فقرات متعددی جعل و سرقت داشت، در یک بند یا اتاق بودند. زندان شماره یک در زمان رضاشاه توسط مارکوف روسی ساخته شده بود. اما آن زمان واقعا مخروبه بود. برای ۳۰۰ نفر در یک بند فقط چهار توالت وجود داشت، زندانی‌ها مجبور بود ساعت مثلا ۵ صبح بیدار شوند که نوبت دستشویی بگیرند. ساختمان ورودی هم مخروبه قدیمی زمان قاجاری بود یعنی حتی گاهی از سقف اتاق رئیس زندان گچ و خاک می‌ریخت.
قبل از شما چه کسی رئیس زندان بود؟
سرتیپ سیاسی‌پور بود که از افسران خوب شهربانی بود، خیلی هم زحمت کشیده بود اما تازه زندان را رسانده بود به آن وضعی که من تحویل گرفتم. وقتی به زندان قصر رفتم شروع کردم به نامه‌نگاری با جاهای مختلف و پیگیر بودم تا سر و سامانی به زندان بدهیم تا جایی که از وزارت مسکن آمدند و بعد از یک مطالعه اولیه ساختمان اداری را تخریب کردند و آجری کردند، این ساختمان هنوز هم هست. کارهای عمده ساختمانی شهربانی آن زمان دست وزارت مسکن بود.
یعنی به طور کامل تخریب و نوسازی شد؟
بله، ولی بخشی از ساختمان که خیلی قدیمی بود را نگه داشتند و قسمت ورودی و دفتری‌اش را دوباره ساختند. خیلی هم با سرعت، ظرف ۱۴ ماه آماده شد. زمان افتتاح ما از وزیر مسکن و مدیرکل آن و رئیس شهربانی هم دعوت کردیم. در همین خلال تصمیم گرفته شد که آقای هویدا، نخست‌وزیر هم دعوت شود. هویدا هم آمد، ما هم از قبل زندان را آماده کرده بودیم که اگر آقای هویدا آمد و خواست برود داخل زندان را هم ببیند و تصمیم من این بود که حتما برود و ببیند. ما کارگاه و مدرسه هم برای زندان ساخته بودیم که از چهار مدرسه دوتایش آماده شده بود.
یعنی قبل از آن در زندان مدرسه نبود؟
در دارالتأدیب که الان کانون اصلاح و تربیت گفته می‌شود یک کلاس بود و سالن ملاقات زندانیان هم بعدازظهر‌ها تبدیل به یک کلاس می‌شد که تعداد زیادی می‌آمدند برای سوادآموزی ولی چون این‌ها واقعا باید گفته شود و در تاریخ بماند من می‌گویم که آن زمان دکتر هدایتی، وزیر وقت آموزش پرورش دو مدرسه در قصر و دو سه تا هم در قزل‌حصار ساخت، مدرسه علمی و حرفه‌ای که حرفه‌ای برق و مکانیک و... و علمی هم کلاس‌های معمول آموزش پرورش بود. خلاصه آن روز هویدا هم آمد که عکس‌هایش را دارم. رئیس شهربانی به من گفت شما فقط در حد یک خیر مقدم صحبت کن و هیچ چیزی نگو، گفتم چشم، وقتی هویدا آمد رفتم پشت میکروفن و گفتم چون نظامی هستم به من دستور داده‌اند که فقط خیر مقدم بگویم، ولی زندان خیر مقدم ندارد، من از شما تشکر می‌کنم که منت گذاشتید و آمده‌اید از زندان قصر بازدید کنید. به من گفته‌اند که شما از کار‌گاه‌ها و مدرسه بازدید کنید ولی من از شما استدعا می‌کنم که نگاهی هم به زندان عمومی بیندازید. مبصر، رئیس شهربانی آن پشت ایستاده بود، ناراحت شد و وحشت کرد که چطور من می‌خواهم او را ببرم زندان شمارۀ یک.
چرا می‌خواستند هویدا زندان شماره یک را نبیند؟
برای اینکه زندانی‌های عمومی، خطرناک بودند، مثلا فرض کنید یک زندانی که حبس ابد بود و ابایی از هیچ کاری نداشت یک دفعه با یک میخ کوچک ممکن بود به یکی از این رجال حمله کند. قبل از آمدن من وزیر دادگستری آمده بود زندان، آن زمان هنوز شوفاژ و این چیز‌ها نبود، از این چراغ‌های والور استفاده می‌کردند. یکی از زندانیان نفت داخل والور را ریخته بود روی پتو و آن را انداخته بود روی سر وزیر دادگستری و یک کبریت هم کشیده بود که اگر به موقع نرسیده بودند وزیر دادگستری که گویا مرحوم الموتی بود، سوخته بود. اما من قبل از آمدن آقایان چند روزی می‌رفتم با زندانیان صحبت می‌کردم و زندانیان خیلی به من لطف داشتند، هرچه می‌گفتیم می‌پذیرفتند. رفتیم بهشان گفتیم اگر شما بیایید جلو صحبت کنید فایده‌ای ندارد، هر نامه‌ای هم بدهید باز می‌گردانند به ما و از دست آن‌ها کاری برای شما ساخته نیست. گفتم شما نشان دهید که انسان‌های شایسته بخشش هستید، شایسته اینکه در زندان بمانید نیستید، الان نخست‌وزیر و وزیران دادگستری و مسکن و کشور و دادستان تهران و کل و رئیس شهربانی همه هستند، می‌بینند که رفتار شما چگونه است، در نتیجه روی شما حساب دیگری خواهند کرد. وقتی در کمیسیون عفو می‌رویم از شما دفاع کنیم، این موثر خواهد بود که آن‌‌ها هم تحت تاثیر قرار گرفتند و وقتی ما همه را آوردیم در حیاط عمومی که گویا هنوز هست و چمن کاری شده، با یک سوت همۀ دو سه هزار زندانی مرتب ایستادند و هویدا آمد دیدار کرد و بعد هم دید که چند جایگاه ورزشی و بارفیکس و میل و ورزش‌های باستانی و بسکتبال و والیبال درست کرده‌ایم.
هنگام بازدید، زندانی‌ها بدون دستبند و پابند بودند؟
بله. هویدا که آن‌ها را دید میخکوب شده بود، شاید خیلی‌ها تعجب کنند اما همۀ زندانی‌های فهمیده سیاسی این‌ها را می‌دانند چون به آن‌ها منعکس شده بود که هویدا رفته زندان شماره یک بازدید کرده است. در آن زمان که هویدا آمد و آنجا را دید و بعد هم خواسته‌های ما را شنید، متاثر شد، به دکتر قاضی، معاون وقت سازمان برنامه گفت این پول‌هایی که اینجا و آنجا خرج می‌کنی باید به اینجا هم برسی و زندان شماره یک را درست کنی. یادم هست به هویدا گفتیم می‌خواهیم یک کارگاه فلزکاری، چاپ و پارچه‌بافی که پارچه لباس زندانی‌ها را تهیه کند داشته باشیم و همه این خواسته‌های ما در زندان شماره یک با مبلغی محدود آماده شد.
هویدا دستور داد و شبانه روزی با سرعتی بالا در دو شیفت در زندان کار انجام می‌شد، یعنی یک عده تا ۶-۷ و عده‌ای از آن ساعت تا ۱۲ شب کار می‌کردند و نهایتا زندان مرتبی با اتاق و سرویس بهداشتی درست شد. هویدا دستور داد بودجۀ همه این‌ها از سوی سازمان برنامه تامین شود و نماینده‌ای در راس هیاتی که به اصطلاح بنگاه تعاون و صنایع زندانیان بود، تعیین شد که کار‌ها را پیگیری کند. این بنگاه تعاون یک موسسه حقوقی و کارش تولید کار و فعالیت حرفه‌ای در زندان‌ها بود. در نهایت زندان قصر شد مجموعه‌ای از کارگاه‌های حرفه‌ای - علمی، حتی ما کلاس تنبک، نی، ویولن، آواز و نقاشی دائر کردیم. بهترین نقاشی آن زمان که مربوط به یک مراسم رسمی (تاجگذاری فرح) بود، به طول ۴ و عرض ۲ متر در زندان کشیده شد. من الان نمی‌دانم این نقاشی کجاست؟
زندانی‌ها این نقاشی را کشیده بودند؟
یک زندانی به اسم هوشنگ پیمان، این نقاشی را از روی عکس مراسم که پشت مجله پاری ماچ چاپ شده بود کشید. اتهام آقای پیمان گویا جاسوسی بود و الان خارج از کشور است و نقاش معروفی است. یادم هست کتابچه‌ای هم برای نقاشی‌اش درست کرده بود. اولش زندانی‌ها با بی‌میلی و ناراحتی سر کلاس‌ها و کارگاه‌ها حاضر می‌شدند، بعد با شوق می‌رفتند چون ۲۵ درصد از دستمزدشان به خودشان، ۲۵ درصد به خانواده، ۲۵ درصد حساب پس‌انداز و ۲۵ درصد به صندوق بنگاه تعاون و صنایع زندانیان واریز می‌شد که قانونی بود و الان هم هست و شخصیت حقوقی دارد. ما کارگاه قالی‌بافی، فلزکاری، نجاری، خیاطی، چاپ، جوراب‌بافی و کفش پلاستیکی راه‌اندازی کردیم. همۀ کفش و دمپایی پلاستیکی زندانیان کل کشور در کارگاهی در زندان قصر تهیه می‌شد؛ ۱۰ تا ۱۲ کارگاه داشتیم. به پیشنهاد وزارت کار همایشی برگزار کردیم به اسم اشتغال بعد از زندان. آئین‌نامه‌ای نوشتند که وزارت کار مکلف بود به کارخانجات ابلاغ کند که در قبال هر چند نفر زندانی یک زندانی آزاد شده را به کار گیرد. ما هم تضمین می‌کردیم. اقلا من ۱۰۰ زندانی در این گاراژ‌ها سر کار گذاشتم، چهار سال و خورده‌ای که در زندان قصر بودم خیلی سختی کشیدم ولی می‌توانم ادعا کنم به اندازه ۲۰ سال کار شد، نه تنها من بلکه ۶۰ افسر آنجا همه فداکاری می‌کردند. یادم هست که همۀ کاشی‌کاری و بنایی و نجاری زندان و آشپزخانه و سرویس بهداشتی‌اش را خود زندانیان با دستمزد کم انجام دادند.
داستان زندان قصر را اگر بخواهم برای شما تعریف کنم ساعت‌ها طول خواهد کشید. زندان نمونه‌ای از افراد جامعه است حالا شاید نمونه بد جامعه باشند اما به اعتقاد من این‌ها نمونه بد نبودند، خیلی‌ها بخاطر یک حادثه یا تاثیرات محیط پایشان به زندان کشیده شده بود. من می‌گفتم همۀ ما مسئولیم، از پاسبان سر کوچه تا معلم مدرسه. وقتی هر یک از ما تکلیفمان را انجام ندهیم جایی آسیب و خرابی به بار می‌‌آید. اما یک نتیجه می‌خواهم بگیرم و آن اینکه در اثر این اقدامات، آمار جرائم بیرون زندان به شدت پایین آمده بود، یعنی یک زندانی که آزاد می‌شد کمتر امکان داشت دوباره برگردد. دلیلش هم این بود که ما از برجسته‌ترین خطبا و سخنرانان اجتماعی مثل دکتر محسن نصر، معاون وزیر کشور و استاد دانشگاه و ابراهیم خواجه نوری در زندان استفاده می‌کردیم که شاید این‌ها از نظر سیاسی گرایشاتی داشتند، یا به جایی متصل بودند اما من چون خودم سیاسی نبودم، در پی این چیز‌ها هم نبودم و از تخصص آن‌‌ها استفاده می‌کردم. آقای شریعمتداری از اوقاف می‌آمدند صحبت می‌کردند. من خودم هم هفته‌ای یک ‌بار از بلندگوی زندان برایشان سخنرانی می‌کردم. کتابی دارم نوشته جان دیوئی آمریکایی و ترجمه مشفق همدانی. نوشته است که شما خیلی بهتر از آن هستید که خیال می‌کنید و این کتاب خیلی در روحیه زندانی‌ها تاثیر گذاشت، چون کسی که زندانی می‌شود نخستین تاثیر زندان بر او افسردگی است، دچار حس گناهکاری می‌شود، بله گناهکار هست اما این حس ر‌هایش نمی‌کند. احساس خفت و خواری و شرمندگی ر‌هایش نمی‌کند در حالی که باید او را از این حالت نجات داد. 
کتاب را از بلندگو برایشان می‌خواندید؟
نه من از روی کتاب نمی‌خواندم. بر اساس نوشته‌های کتاب برای زندانی‌ها سخنرانی می‌کردم. من کلاس وعظ و خطابه دیده بودم، می‌توانستم صحبت کنم و شنونده را تحت تاثیر قرار بدهم. آنجا برای من هم کلاس بود، هم تمرین و هم خدمت. به قدری آمار جرائم داخل زندان پایین آمده بود که ما مشکلی نداشتیم. آئین‌نامه زندان می‌گفت رئیس زندان می‌تواند در صورت تخلف زندانی را تنبیه کند اما من این قانون را تمام قوا تغییر دادم. گزارش دادم که این کار درستی نیست، چون هر رئیس زندانی بیاید ممکن است تحت تاثیر آن موقعیت و قدرت دست به هر کاری بزند. فردی بود به نام آقای دکتر غفوری که اگر هنوز زنده است خدا حفظش کند، دادیار زندان‌ها بود. با همت و کمک او، ما بالاسری‌ها را وادار کردیم آئین‌نامه جدیدی تهیه شود به نام آئین‌نامه انضباطی زندان که اعضایش شامل یکی از زندانیان و رئیس زندان بود که این‌ها شور می‌کردند که چه تنبیهی برای زندانی در نظر گرفته شود.
پس خود زندانی در نوع تنبیهی که برای هم‌بندش تعیین می‌شد نقش داشت؟
بله خود زندانی‌ها یک نماینده انتخاب می‌کردند و می‌فرستادند در این شورا.

پس یک کار صنفی و دموکراتیک بود واقعا.
بله دقیقا. بعد من فکر کردم که باید نام زندان را تغییر دهیم. این اسم هم برای خود زندانی و هم خانواده‌اش آزاردهنده است. ما اسم زندان را گذاشتیم ندامتگاه و اسم زندان‌های داخلی را گذاشتیم اندرزگاه.
عکسی هست مربوط به دهه ۵۰ از نمای بیرونی زندان قصر که روی سردر آن نوشته شده است «ندامتگاه مرکزی». پس چنین سرگذشتی داشته این اسم؟
بله اولین بار در سال ۱۳۴۶ ما این سنگ بنا را گذاشتیم. به ما گفتند نمی‌شود، چون در قانون جزا اسم زندان آمده، ما گفتیم اشکالی ندارد ما در قانون می‌نویسیم ندامتگاه‌‌ همان زندان سابق است و این کار را هم کردیم. به هر صورت این مجموعه زندان عمومی نتیجه بسیار خوبی داشت. من اواخر سال ۴۹-۵۰ که زندان قصر را ترک کردم، ۲۰ درصد اصلاح داشتیم. این ادعا نیست، آمار است. من حاضرم نشان بدهم که ما این تعداد زندانی داشتیم و با افزایش جمعیت باید میزان جرایم این مقدار افزایش می‌یافت که نیافته بود. میزان نزاع‌های داخل زندان به شدت کم شده بود. سال ۱۳۴۶ جشن تاجگذاری برگزار شد و یک قاعده‌ای بود که تا ۹ آبان - روز تولد ولیعهد- کسانی که مثلا حکم حبس ابد داشتند به جز کسانی که شاکی خصوصی داشتند یا محکومان مواد مخدر در حجم بالا، اگر مقدار معینی از حبسشان (مشخص شده بود چه میزان) را پشت سر گذاشته باشند، آزاد می‌شدند. روزی که قرار بود این‌ زندانیان آزاد شوند، حدود ۴۵ نفرشان نرفتند. افسر نگهبان شب زنگ زد به من که این‌ها در باغ زندانند و نمی‌روند، گفتند ما می‌خواهیم با فلانی ملاقات کنیم بعد برویم. شب آن‌ها ماندند. صبح که رفتم سوال کردم چرا نمی‌خواهید بروید، گفتند مگر تو به ما نگفتی که ما انسانیم و جامعه مسئولیت دارد که ما الان اینجا هستیم؟ حالا ما می‌خواهیم آدم شویم، کار به ما بدهید. من دوستی داشتم به اسم تیمسار حسین رزم‌آرا که مرد بسیار شریف و مدیرعامل شرکت واحد بود.
با رزم‌آرا، نخست‌وزیر سابق نسبت داشت؟
نه اصفهانی بود، فامیلش میرمحمدصادقی بود، بعد تغییر داده بود به رزم‌آرا. رفتم نزد او گفتم فلانی این تعداد زندانی هستند که آزاد شده‌اند و گرفتارند، شغلی ندارند، زن و بچه هم دارند. اگر می‌توانی برایشان کاری دست و پا کن، او هم آن‌ها را گذاشت سر کار. روز‌ها محوطه را تمیز می‌کردند و شب‌ها اتوبوس‌ها را. یک روز به من گفت تو با این‌ها چه کرده‌ای؟ گفتم چطور؟ گفت این‌ها یک دوزاری شب کف اتوبوس پیدا کنند، می‌آورند به نگهبانی تحویل می‌دهند. یعنی کسی که از دیوار مردم می‌رفت بالا این طور درست شده بود. این نتیجه تربیت صحیح و برخورد صحیح است. با خشونت نمی‌شود کسی را اصلاح کرد. ما در زندان عمومی توفیق خوبی پیدا کردیم. تابلویی ۱۲ در ۱/۵ متر درست کرده بودیم، در ورودی زندان روی چهارپایه قرار دادیم و نوشتیم این ندامتگاه شامل آموزشگاه‌های علمی و کارگاه‌های علمی است، یعنی زندان آموزش و کار علمی است نه تنبیه. گفتم در همۀ سالن‌های زندان آن کلام گاندی را بزرگ بزنند که «من از گناه نفرت دارم نه از گناهکار»؛ هنری هم نکرده بودیم، قدمی که می‌توانستیم را برداشتیم. من حاضرم در مرجعی ثابت کنم که یکی از دلایل افزایش زندانی‌ها نبود زندانبان صالح است. البته بعد از انقلاب هم آقای سرحدی‌زاده، مسوول زندان‌های کشور از من دعوت به همکاری کرد اما قبول نکردم.
در زندان قصر بند زنان هم داشتید؟
نه بند زنان پشت شهربانی بود و علی‌رغم اینکه زیرنظر کل زندان‌ها بود اما مسئولیتش هیچ وقت با من نبود. البته بعد که معاون کل زندان‌ها شدم چند باری برای بازدید رفتم اما خیلی کم، دلایل زیادی داشت یکی اینکه دیدن بچه شیرخواره که آنجا همراه مادرش زندانی بود من را دیوانه می‌کرد و شب تا صبح خوابم نمی‌برد.
وضعیت ملاقات‌ها چگونه بود؟ آن زمان ظاهرا هنوز ملاقات‌ها کابینی نبود، درست است؟ 
در همۀ زندان‌های شماره یک، دو، سه و دارالتأدیب در تمام طول هفته از صبح تا ساعت ۲ بعدازظهر ملاقات آزاد بود. وسط سالن ملاقات هم اتاقی بود که وسطش میله داشت و یک پاسبان هم ایستاده بود و همه همزمان صحبت می‌کردند و همهمه می‌شد. ۲۰۰ نفر آن طرف، ۲۰۰ نفر این طرف. من یک بار، سه چهار ماه رفتم زندان‌های اروپا را دیدم، بعد آمدم و درخواست کردم از طریق سازمان برنامه و به دستور هویدا، در اتاق ملاقات زندانیان شیشه و گوشی تلفن گذاشتند. به کسانی که می‌دیدیم گرفتاری دارند یا تاجر و کاسب یا کارمند دولت بودند ملاقات حضوری می‌دادیم که حتی در این ملاقات‌ها خیلی‌ها فرار می‌کردند ولی خب بعدا آن‌ها را می‌گرفتیم، خیلی‌ها هم خودشان بعدا برمی‌گشتند.
چطور در ملاقات‌های عمومی فرار می‌کردند؟
یک مورد یادم هست یکی از زندانیان که کاشی‌کار خوبی بود و همه آشپزخانه زندان را کاشی کرد، دو جلسه ملاقات حضوری گرفت. در جلسه دوم با چادر اضافی همسرش و یک ورقه ملاقات که از جایی به دست آورده بود، توانسته بود از زندان فرار کند. خیلی وقت‌ها زندانی‌هایی که آزاد شده بودند به ما خبر می‌دادند و نشانی کسی که فرار کرده بود را می‌دادند. داستان زندانیان عادی خیلی زیاد است اما من در حد خلاصه برای شما گفتم. البته من خاطراتم را نوشته‌ام ولی می‌دانم کسی نمی‌خواند، من هم منتشرش نمی‌کنم.(با خنده) یکی از این خاطرات درباره بازداشت خودم در سال ۴۷ بود که من را ۲۹ روز در انفرادی محبوس کردند. 
چرا؟
چون به زندانیان سیاسی کمک کرده بودم.
یعنی شما خودتان رئیس زندان بودید و همزمان زندانی هم شدید؟
بله به من گفتند که شما به زندانیان سیاسی ملاقات حضوری داده‌اید، یا این‌ها توانسته‌اند نامه به بیرون بفرستند یا شما بهشان اطلاع داده‌اید که در بند میکروفون نصب شده است.
بله آقای بسته‌نگار هم به آن اشاره کردند که میکروفن‌هایی که در زندان نصب شده بود را از جا درآوردند.
گفت من بهشان اطلاع داده بودم؟
اشاره مستقیمی به شما نکردند.
من به آقایان طالقانی و بازرگان و دکتر سحابی شبی که از برازجان به زندان قصر برگشتند گفتم حواستان جمع باشد، اینجا در بند شما میکروفن و ضبط‌ صوت کار گذاشته‌اند. آقای دکتر شیبانی و مرحوم عزت‌الله سحابی هم بودند.
می‌شود قضیه شنود را از ابتدا تعریف کنید؟
اعضای نهضت آزادی که از تبعید برازجان بازگشتند تهران، رفتم زندان شماره ۴ نزد آقایان بازرگان، دکتر شیبانی، سحابی و کاظم سامی، بهشان گفتم که در اتاق‌های شما میکروفن و ضبط ‌صوت کار گذاشته‌اند، حواستان جمع باشد حرف‌هایی نزنید که احیانا به ضررتان باشد. آن‌ها هم نامردی نکردند تمام میکروفن‌ها را از کار انداختند. این‌ها را بعد در شهربانی به من گفتند، وقتی من را گرفتند بردند در اطلاعات شهربانی به من گفتند از یک سال قبل ۲۴ تا از این میکروفن‌ها را از خارج سفارش داده بودند و ۸ تا از این‌ها را در زندان شماره ۴ کار گذاشته بودند که هر ۸ تا را از کار انداختند.
یعنی شما اقرار کردید که قضیه شنود میکروفن‌ها را لو داده‌اید؟
نه، نگفتم ولی گفتم که من به این افراد علاقه‌مندم و کمکشان کردم و می‌کنم. چون به مملکتم علاقه‌مندم و این‌ها را سرمایه‌های مملکتم می‌دانم که حتی گفتم سعی من این بوده که دشمنان مملکتم را کم کنم و حاضرم ثابت کنم که کرده‌ام. این‌ها اگر اعتصاب کنند من بروم بگویم که اعتصاب را بشکنید، می‌شکنند. یادم هست که آن‌ها خیلی وقت‌ها شعار می‌دادند، اما بعد از آن یک شعار هم ندادند در حالی که آن‌ها با شعار خودشان را نشان می‌دادند. بعد گفتند ما رسیدگی کردیم و ثابت شده است تو رابطه عاطفی با این‌ها داری، گفتم بله. ما مسلمانیم و من اصولا آدمی عاطفی هستم. تیمسار مبصر که خدا رحمتش کند، بعد از یک ماه آمد نزد من و گفت کورنگی آن حرفی که تو گفتی دشمنان مملکتت را با این کار کم کرده‌ای را من در گزارشی که به عرض شاه می‌رساندم منتقل کردم، گفتم این افسر تقصیر نداشته و با این‌ها رابطه عاطفی داشته و متدین هم هست و با این رابطه‌اش موجب شده زندان سیاسی بی‌سر و صدا و آرام شود و گفته من با این کار دشمنان مملکتم را کم کرده‌ام. مبصر گفت: شاه بلند شد قدمی زد، سرش را تکان داد و گفت مبصر حرف بی‌جایی نزده است.
شما بعد از تبعید زندانیان عضو نهضت آزادی به برازجان، به زندان قصر رفتید؟
بله، حتی در بازگشت آن‌ها از برازجان به زندان قصر من نقش زیادی داشتم، شاید آقای بسته‌نگار خبر نداشته باشد اما مرحوم سحابی و بازرگان خبر داشتند. بازدیدی از زندان برازجان می‌شود و گزارش می‌دهند که وضع این زندانیان در آنجا خوب نیست، شاه درحالیکه داشت به سفر خارجی می‌رفت، این گزارش را به او دادند. شاه هم از شهربانی گزارش می‌خواهد و بعد هم دستور می دهد که زندانیان برگردند اما خواسته ساواک این بود که هر یک از ‌آن‌ها که حدودا ۴۵ نفر بودند، در یک استان خوش آب و هوا پخش شوند. اما آقای نصرت‌الله امینی که شهردار دوران مصدق و با من دوست بود، به من گفت شنیدی می‌خواهند زندانیان برازجان را بیاورند، گفتم آره، گفت ما داریم بیرون فعالیت می‌کنیم که همه را بیاوریم تهران اما مخالفت‌هایی می‌شود، تو هم تلاشت را بکن. خب من هم علاقه‌مند و وفادار به دولت مصدق بودم. سیاسی نبودم اما می‌دیدم که تنها کسی بود که زمینه حقوق عمومی را در جامعه برای مردم فراهم کرد. من متوجه شدم که هیاتی در شهربانی مسئول بازگرداندن آن‌هاست. رئیس شهربانی تیمسار مبصر بود. آن زمان آقای طالقانی در زندان شماره ۴ بود و همراه بقیه به برازجان تبعید نشده بود. اینجا هم ما با خانواده آقای طالقانی در تجریش همسایه بودیم. خانه اعظم خانم و بچه‌هایش یک خانه با ما فاصله دارد. آقای طالقانی به این خانه زیاد آمده بود و من هم خانه ایشان زیاد رفته بودم. وقتی می‌خواستیم به مکه برویم، با همسرم رفتیم پیش او برای حساب کتاب خمس و... یادم هست آقای طالقانی به من گفت یک کاری بکن این‌ها بیایند تهران، رفتم نزد تیمسار مبصر گفتم این زندانی‌ها اگر پراکنده شوند، ممکن است آن شهرستان را به هم بریزند، مبصر خیلی باهوش بود، گفت حرفت را بزن، حرف واقعی‌ات این نیست. من این شعر سعدی را برایش خواندم که «هر که شاه آن کند که او گوید - حیف باشد که جز نکو گوید». شاه گفته است که این‌ها را بیاورید، این‌ها اگر بروند جاهای دیگر، خانواده‌ها برای ملاقاتشان دچار مصیبت می‌شوند. مبصر گفت جا نداریم، گفتم ما جا داریم، گفت کجا؟ گفتم همین شماره ۴ را من آماده می‌کنم. ما آمدیم و تعدادی را جابجا و زندان را تعمیر و نقاشی کردیم، سرویس بهداشتی‌اش را آماده کردیم. ولی آن روزهای آخر می‌دیدیم که مدام آقایانی کیف به دست می‌آیند و می‌روند. زنگ می‌زدند که یک روز آقای خوش‌صفت می‌‌آید، روز بعد آقای خوش‌اخلاق می‌آمد، روز دیگر نیکوصفت می‌آمد. این اسم‌های مستعار ساواکی‌ها بودند...می‌گفتند برای سیم‌کشی اتاق می‌آیند، یک روز یکی از پاسبان‌های برج نگهبانی به من گفت این‌ها زیر شیروانی دارند یک کارهایی می‌کنند، ما دقت کردیم دیدیم چیزهایی دارند نصب می‌کنند. بعد از اداره اطلاعات آمدند گفتند یک اتاق می‌خواهیم کنار زندان شماره ۴.
از ساواک؟
نه اطلاعات شهربانی، ما با ساواک بطور مستقیم ارتباطی نداشتم. واقعیتش این قدر ازشان متنفر بودم که اگر یک ساواکی هم می‌دیدم حتی اگر قوم و خویشم بود، نمی‌توانستم با او سلام و علیک کنم، چون با مردم‌آزاری مخالف بودم. دلم می‌خواست برای کسانی که به عنوان بازجو هستند، یکی دو جلسه حرف بزنم، بگویم حالا کسی اگر اشتباهی کرده، با قهر و کتک درست نمی‌شود، این رسوب می‌کند و کینه می‌شود. خلاصه در دارالتأدیب یک اتاق به آن‌ها دادیم که به زندان شماره ۴ چسبیده بود. این‌ها سیم‌کشی کرده بودند به آن اتاق و یک ضبط‌ صوت گذاشته بودند، هفت یا هشت تا نوار هم داشت که وقتی کسی حرف می‌زد نوار شروع به کار می‌کرد. یک افسر ساده‌ای هم بود که به او تعلیم داده بودند، یک کیف سامسونت بزرگ دستش بود، می‌گفتند مکلف هستی صبح به صبح این نوار‌ها را برداری ببری شهربانی و هشت تا نوار رزرو را به جای آن‌ها بگذاری.‌‌ روزی که زندانی‌ها از برازجان به قصر آمدند، آقای علی اردلان در خاطراتش نوشته است تنها زمانی بود که به ما نگفتند خودتان اثاثیه‌تان را بغل کنید بروید. من نگذاشتم این‌ها پیاده بروند، با اتوبوس رفتند تا جلوی در زندان شماره ۴، بعد به کارگر زندان گفتم اثاثیه این‌ها را حمل کند و ببرد. من این‌ها را افرادی کم‌نظیر در درستی و تقوا می‌دیدم. آقای طالقانی هم خیلی هیجان‌زده بود که این‌ها دارند برمی‌گردند.
گویا همراه آن‌ها عده‌ای از افسران حزب توده هم برگشتند.
بله، آقای عمویی و کی‌منش بودند. بعد از ساعت ۱۰ شب بود که برگشتند.
غیر از اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی‌، دیگران هم بودند مثل توده‌ای‌ها، اعضای حزب ملل اسلامی‌ها، موتلفه‌ای‌ها و... از آن‌ها چه خاطره‌ای دارید؟
از حزب ملل اسلامی آقای کاظم موسوی بجنوردی، سرحدی‌زاده، حجتی کرمانی، تفرشی و...حدودا ۵۶ نفر بودند. آقای بجنوردی بعد از انقلاب من را به عنوان بازرس هیات امنای دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی انتخاب کرد و من ۱۲ سال با آن‌ها همکاری داشتم. هنوز هم رفت و آمد دارم و آشنایی ما از‌‌ همان زمان زندان است. آقای بجنوردی محکوم به اعدام بود، اما در دادسرای ارتش موقع قرائت حکم، این‌ها شعاری که در جنگ بدر داده می‌شد را می‌خواندند، برای همین منشی دادگاه نمی‌توانست رای را بخواند. به همین دلیل آمدند در زندان و به من گفتند تو که روابطت با این‌ها خوب است، صحبت کن که بتوانیم رای را بخوانیم، ما هر چه با آن‌ها حرف زدیم، موافقت نکردند. بالاخره رفتیم سالن سخنرانی زندان قصر. زندانی‌ها گفتند اول ما نمی‌ایستیم، می‌نشینیم، بعد هم عبارت «به نام نامی اعلیحضرت شاهنشاه» را جلوی ما نگویند، بروند آن پشت بگویند. این شد که منشی دادگاه که می‌خواست رای را اعلام کند رفت آن پشت گفت به نام نامی... و بعد آمد داخل و شروع کرد حکم را خواند.
یک احترام متقابل خاصی بین ما و زندانیان سیاسی برقرار بود. تیمسار مبصر شب عید سال ۴۵ آمد زندان برای بازدید. من گفتم بیا زندانی‌های سیاسی را هم ببین. گفت نه، نه. من می‌فهمیدم ترسش این بود که بهش اهانت شود. اما من بردمش زندان شماره ۴، وقتی وارد شدیم آقایان مشغول کارهای خودشان بودند، یکی گوشه ایوان ایستاده بود، چند نفر راه می‌رفتند.. ما رفتیم جلو زیاد استقبالی نکردند. آقای بازرگان جلو در اتاق داشت می‌آمد بیرون، تیمسار را دید. تیمسار سلام علیک کرد و ایستادند به صحبت، بعد همه جمع شدند دورشان.

مبصر گفت ما وظیفه‌مان نگهداری آقایان است، وظیفه دیگری نداریم.

آقای طالقانی گفت چون این آقای کورنگی را گذاشتی در اینجا، ما این حرف شما را قبول داریم.

من وقتی رسیدم جلو در زندان دست آقای طالقانی را بوسیدم.
در این مدت ساواک به زندان ۳ و۴ رفت و آمدی نداشت؟
چرا، آن‌هایی که در دادگاه بدوی محکوم شده بودند را برای تجدیدنظر می‌بردند، ولی برای بازجویی و بازپرسی نمی‌رفتند. یک اتاق جدا از هم بود که اگر کاری داشتند می‌آمدند آنجا.
درباره کمون‌هایی که در زندان بود چه خاطرات یا اطلاعاتی دارید؟
این‌ها بیشتر مال چپی‌ها بودند که کمون داشتند. توده‌ای‌ها و چپی‌ها با هم اختلاف داشند، چند دسته و گروه شده بودند. یادم هست عمویی در خاطراتش نوشته که زمان جشن تاجگذاری شاه، کورنگی ما را احضار کرد و گفت اگر شما اصلاحات و انقلاب سفید را تایید کنید، در کمیسیون عفو به شما بخشودگی می‌دهند، ما گفتیم چیزی که ندیده‌ایم، تایید نمی‌کنیم. ایشان (کورنگی) گفت من فقط یک پیغام دادم به شما، هر جور می‌خواهید مختارید عمل کنید. آقای بازرگان در خاطراتش در ۹ صفحه این را نوشته است. آقای منتظری هم نوشته که باقی‌مانده مدت زندان، مرا بردند زندان شماره ۳ که با امانی، عسگراولادی، حجتی و... هم‌بند بودیم. خواستم آنجا بمانم اما بعد از موافقت سرهنگ کورنگی رئیس زندان که نسبتا ملایم بود، من به زندان شماره ۴ رفتم. در‌‌ همان خاطراتش مصاحبه‌کننده سوال می‌کند مگر با اختیار شما بوده است که کدام بند بروید، جواب می‌دهد که رئیس زندان می‌خواست احترام کرده باشد به من گفت به هر بندی می‌خواهی برو.
آقای بسته‌نگار می‌گوید زمانی که آقای طالقانی می‌خواسته با مهدی عراقی دیدار داشته باشد، شما اجازه داده‌اید از زندان شماره ۳ بیاید زندان شماره ۴، یک روز با هم ملاقات حضوری داشته باشند. این درست است؟
زمانی که مادر حاج مهدی عراقی در بیمارستان مهر بستری بود به من گفت که مادرم مریض است و من حبس ابدی هستم و شاید تا آخر عمرم نتوانم مادرم را ببینم، می‌شود کاری کنید که من بروم ملاقاتش؟ من گفتم خودت را به قلب درد بزن و به دکتر زندان هم گفتم بنویس برود به بیمارستانی مجهز. قاعدتا باید می‌رفت بیمارستان شهربانی، اما چون آن زمان بیمارستان مهر خیلی مجهز بود او را با یک افسر فرستادم به آن بیمارستان. رفت آنجا مادرش را ملاقات کرد و درباره ملاقات با آقای طالقانی هم بله، راحت دیدار کردند.
از رمضان یخی که در دار و دسته شعبان بی‌مخ بود و ظاهرا ابتدا در زندان شماره ۴ قصر بوده، خاطره‌ای دارید؟
من آن‌ها را از زندان شماره ۴ خارج کردم. قبلش دستور ساواک بود که در بند زندانیان سیاسی باید عده‌ای از اراذل اوباش باشند. رمضان یخی، اصغر جهانگرد و مهدی بلیغ و قاسم کردی از لات‌های جنوب شهر بودند.
زندانیان سیاسی را اذیت می‌کردند؟
اذیت نه، ولی خب مثلا ایستاده ادرار می‌کردند یا اینکه باد گلو می‌زدند. بودن این‌ها با این رفتار در کنار عده‌ای تحصیلکرده مذهبی، آزار بود دیگر.
گویا زندانیان سیاسی در نخواندن سرود شاهنشاهی هم آزاد بودند و به جای آن «ای ایران» را می‌خواندند و ممانعتی هم نمی‌شده است.
بله، مشکلی نبود. ما هیچ وقت وادارشان نکردیم که کاری بکنند.
نامه‌نگاری‌هایشان چطور؟
یکی از گرفتاری‌های ما این بود که زندانیان سیاسی نامه‌نگاری کرده بودند به خارج از کشور و جاهای مختلف. یکی از سوال‌هایی که در آن ۲۹ روز بازداشت از من شد این بود که این نامه‌ها چطور خارج شده است. به نظر خودم که نتیجه‌‌ همان ملاقات‌ها بود.
گویا زمانی هم پول برای سازمان آزادیبخش فلسطین ارسال کرده بودند. در جریان هستید که چطور این پول خارج شد و به دست آن‌ها رسید یا نه؟
بله هر کاری که می‌خواستند می‌کردند، ولی ما به روی خودمان نمی‌آوردیم.
به جز آن ۲۹ روز دیگر تحت فشار نبودید یا به خاطر همکاری‌هایی که با زندانیان سیاسی می‌کردید بازخواست نشدید؟
تیمسار مبصر خیلی به من محبت داشت و خودش می‌گفت من اگر بخواهم تو را جابجا کنم وضعیت زندان به هم می‌خورد. می‌دانید من اصلا دلم نمی‌خواست که یک افسر باشم، می‌خواستم یک انسان باشم و سعی‌ام این بود که از حدود انسانیت خارج نشوم.
درباره زندان شماره ۲ و۳ صحبتی نکردید، در حالی که گویا در شماره ۳ هم زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند؟
بله، زندان شماره ۳ و ۴ متعلق به سیاسی‌ها بود.
زندان شماره ۲ چطور؟
پیش از حضور من، افسران سازمان نظامی حزب توده در زندان شماره ۲ نگهداری می‌شدند.
همان زندانی که از آن فرار کردند؟
نه، آن‌ها از زندان شماره ۴ فرار کردند که همان زمان ساخته شده بود و دست ارتش بود. در دوره ما شماره ۲ زیر نظر خودمان بود و به زندانیان قاچاقچی و معتاد اختصاص یافته بود که قرنطینه داشت. ما آنجا خیلی از افراد مشهور را داشتیم. مثلا یک نوازنده معروف بود که من خیلی دوستش داشتم و الان فوت شده، برای همین اسمش را نمی‌آورم. اما زندان شماره ۴ طبقه‌بندی نداشت. ما سال‌های آخر طبقه‌بندی را در زندان‌های عمومی اجرا کردیم. زندان شماره ۳ و ۴ شبیه یک خانه بود که یک حیاط داشت و چند تا اتاق این طرف و آن طرفش بود، خیلی شمایل زندان نداشت.
در زندان‌های شماره ۳ و ۴ در زمان شما حدودا چه تعداد زندانی سیاسی وجود داشت؟
۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر محکوم بودند. ما زندانی تحت قرار نداشتیم اما حکم بدوی داشتیم. تحت قرار‌ها در ساواک بودند. ما زندانی‌های سیاسی را بر اساس نوع جرم تفکیک نمی‌کردیم. بیشتر بر اساس علاقه خودشان جابجا می‌شدند. یکی از کارهایی که ما در زندان سیاسی کردیم این بود که این زندانیان مرتب شعار می‌دادند. وقتی کسی وارد می‌شد «مرگ بر شاه» می‌گفتند و وقتی کسی آزاد می‌شد همین طور شعارهای تند می‌دادند. این‌ها را ساواک گزارش می‌کرد و به ما نامه می‌نوشت که باید جلوی این مساله گرفته شود، ولی کاری نمی‌شد کرد. زندانی بودند شعار هم می‌دادند. شروع کردیم به صحبت کردن با آن‌ها، به خصوص با نمایندگانشان که ما باید شما را اینجا نگهداری کنیم، کاری دیگر نمی‌توانیم بکنیم اما روی ما فشار می‌آورند، این روی شما هم تاثیر دارد و سختگیری‌ها را بیشتر می‌کند. نمایندگان آن‌ها دکتر عباس شیبانی، مهندس سحابی و آقای کاظم سامی بودند و خواسته‌های زندانیان را منتقل می‌کردند.
هم نمایندگان زندان شماره ۳ بودند و هم ۴؟
نه این‌ها فقط در زندان شماره ۴ بودند. اما ما هر تصمیمی که می‌گرفتیم هم مربوط به زندان شماره ۳ بود و هم شماره ۴. این نماینده‌ها آمدند پیش من، ازشان سوال کردم چه می‌خواهید؟ گفتند ما می‌خواهیم خودمان غذای روزانه‌‌مان را درست کنیم. آشپزخانه تا زندان شماره ۴ خیلی فاصله داشت، دیگ غذا را می‌گذاشتند داخل فرغون، تا می‌بردند سرد می‌شد و این چربی‌ها ماسیده بود روی آن و اصلا قابل خوردن نبود. گفتم ما چه کار کنیم برای شما؟ درخواست کردند که ملاقات‌هایشان بازتر شود. مثلا اگر ملاقات حضوری دارند، زمانش بیشتر شود یا مراسمی که می‌خواهند را برگزار کنند، مثلا مراسم شب میلاد امام رضا که قبل از آن نمی‌گذاشتند برگزار کنند.
یعنی زندانیان عادی چنین درخواست‌هایی نداشتند؟
نه زندانی عادی اصولا خودش حس می‌کند که خطا کرده است. زندانی سیاسی مدعی است که حکومت خطا کرده است؛ این فهمیده است، فاضل است، کسی است که خودش مکتب و فکر دارد. با یک زندانی سیاسی نمی‌شود و نباید مثل زندانی عادی رفتار کرد. در نتیجه من با این آقایان صحبت کردم، فکر کردیم که چه کار کنیم. این بود که ملاقات‌هایشان را سهل‌تر کردیم، مثلا در باغ یا اتاق افسر نگهبان یا زیر هشت ملاقات می‌کردند. ملاقات کابینی آن زمان نبود. برای غذایشان هم با دردسر زیادی در زندان‌شان فر گاز گذاشتیم، لوله‌کشی گاز کردیم. از بیرون تانکر گاز گذاشتیم گوشه زندان و خودشان غذایشان را درست می‌کردند. کار خیلی سختی بود و دستگاه به این سادگی زیر بار نمی‌رفت که جیره نقدی بهشان بدهیم. آن‌ها که می‌خواستند تصمیم بگیرند اصلا نمی‌دانستند زندان یعنی چه؟ فکر می‌کردند زندان مثل دژبانی است.
 
آیا شما اعمال شکنجه در زندان قصر را تایید می‌کنید؟
به ضرس قاطع اعلام می‌کنم که در زندان قصر بحث شکنجه نبود. اصلا وقتی اسم شکنجه را می‌آورید من مشمئز می‌شوم. آقایان سحابی، بازرگان، انواری، حجتی کرمانی، بجنوردی، محلاتی در نامه‌ای به حسن رفتار من شهادت داده‌اند.


از آقای هاشمی رفسنجانی خاطره‌ای ندارید؟ گویا ایشان هم مدتی زندان قصر بودند.
ایشان چند ماهی زندان شماره ۴ بودند. فکر می‌کنم سال ۴۶ بود. رفتارشان خیلی متین بود و یادم هست اهل مطالعه بودند.

+

آزادی زندانیان سیاسی در آبان ۵۷ به روایت علایی و گرانپایه

خواستند مردم را آرام کنند

«به فرمان مطاع مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران به مناسبت بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی و میلاد مسعود شاهنشاه آریامهر، ۴۵۱ تن از کسانی که به علت ارتکاب جرائم مختلف در دادگاه‌های نظامی محکومیت حاصل کرده‌اند مورد عفو ملوکانه قرار گرفتند. فرمان مطاع شاهنشاه جهت اجرا به زندان‌های کشور ابلاغ شد تا این محکومان را روز سوم آبان ماه از زندان آزاد کنند.»

آفتاب:

روزنامه‌ها خبر از آن می‌دادند که این اطلاعیه از طرف «اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی» صادر شده است و متن خبر از آزادی گروهی از زندانیان به واسطه «عفو ملوکانه» حکایت داشت. اما آنکه این فرمان را به زیردستانش داده بود شاید خود نیز می‌دانست، دوران «بزرگ ارتشتاران» به سر آمده و مُلک از دست مَلک خارج شده است. اوضاع عادی نبود، هرچند مقامات و رسانه‌های حکومتی تلاش بزرگی را برای عادی جلوه دادن شرایط آغاز کرده بودند.
بعد از ماجرای آتش‌سوزی در سینما رکس و راهپیمایی روز عید فطر و بعد از آن ماجرای میدان ژاله دیگر شرایط به پیش از این وقایع بازنگشت. نوعی التهاب در جامعه به وجود آمده بود که به هیچ ترفندی التیام نمی‌یافت. گویی زخم آنقدر کاری بود که جز فریاد مرهمی برای آن پیدا نمی‌شد.
محمدجعفر شریف‌امامی که چندی پس از ماجرای سینما رکس در روز ۵ شهریور ۱۳۵۷ جانشین جمشید آموزگار در سمت نخست‌وزیری شد، شعارش «آشتی ملی» بود. آشتی ملی او به سرعت تیتر رسانه‌ها شد و خود او نیز در کنار نامه‌نگاری و پیغام و پسغام با مخالفان دولت که حالا دیگر مخالفان حکومت بودند، نطقی پر طمطراق در مجلس شورا [که خود پیشتر رییس آن بود] ایراد کرد و با بیان اینکه «من شریف‌امامی بیست روز پیش نیستم»، ضمن یادآوری وابستگی‌اش به خاندان روحانیت از مردم خواست تا برای تشکیل «دولت آشتی ملی» بپاخیزند. او گفت:

«دولت تمام سعی خود را مصروف به ایجاد نظم و امنیت کشور خواهد نمود و کوشش خواهد کرد بین طبقات ملت تفاهم به وجود آورد و در حقیقت دولت یک دولت آشتی ملی خواهد بود که تمام تلاش خود را به کار خواهد برد وسایلی فراهم کند که همه طبقات آشتی و تفاهم داشته باشند.»
دولت شریف‌امامی در بازی خود خوب شروع کرد اما در ادامه ماجرا نتوانست تصویر مقبول و تازه‌ای از رژیم سلطنت به نمایش بگذارد. شاه که تصور می‌کرد شریف‌امامی فرشته نجات او از منجلاب سقوط است، تمام قد پشت نخست‌وزیر ایستاده بود. او نیز همچون رییس کابینه، نقطه ضعف حکومتش را [هرچند دیر] دریافته بود و بر «تعظیم به شعائر دینی» تأکید می‌کرد. شریف‌امامی در ابتدای نخست‌وزیری حتی برای جلب نظر مردم به چند اقدام از قبیل تغییر استانداران، تغییر تقویم شاهنشاهی به هجری شمسی، برکناری وزیر دربار و دادن امتیاز به کارمندان، اعطای آزادی به مطبوعات و رادیو تلویزیون برای نشر حقایق، دادن امتیاز به کارمندان، عزل مدیران نالایق و انحلال حزب رستاخیز و تعطیل مراکز فساد، قمارخانه‌ها و نظایر آن نیز اقدام کرد، اما این اقدامات ثمری نداشت چرا که تنها ۱۲ روز بعد از آغاز صدارت او «دم خروس» نمایان شد و کشتار میدان ژاله در روز ۱۷ شهریورماه تصویری که او و دولتش قصد تبلیغ آن را داشتند در هم شکست.
آزادی زندانیان سیاسی؛ از شاهنشا‌ها سپاس تا رهایی بی‌شرط
برقراری حکومت نظامی در تهران و ۱۱ شهر دیگر کشور، کشتار ۱۷ شهریور و بازداشت گروه‌های بزرگی از مردم معترض بار دیگر حکومت را در موضع دفاعی قرار داد و اوضاع را از پیش بد‌تر کرد. عجیب هم نبود. «آشتی ملی» با حکومت نظامی و کشتار و هزاران زندانی سیاسی شعاری به غایت خالی از مفهوم به نظر می‌آمد.
صدای انقلاب آنقدر بلند شده بود که نشنیدنش استعداد خاصی می‌خواست. استعدادی که حالا کمتر کسی چون ژنرال غلامرضا ازهاری [یکی از فرماندهان ارتش که پس از شریف‌امامی نخست‌وزیر شد و صدای الله‌اکبر شبانه معترضان را صدای نوار ضبط شده می‌دانست] از آن بهره برده بود. این چنین بود که حکومت برای اعاده حیثیت به ترفندی دیگر روی آورد. ترفندی که نه تنها تصویر نظامی مقتدر را به دست نداد که اوج اضمحلال دیکتاتوری پهلوی را به نمایش گذاشت: آزادی زندانیان...
این اولین بار نبود که حکومت پهلوی به آزادی زندانیان دست می‌زد. در سال‌های ۵۳، ۵۴ هم حکومت گروهی از زندانیان سیاسی را از زندان‌ها آزاد کرد، اما به شرط طلب عفو. حبیب‌الله عسگراولادی از اعضای هیات‌های موتلفه درباره این نوع از آزادی‌ها می‌گوید:

«در سال ۱۳۵۴ به دلیل اختناق سیاسی جامعه و شرایط نگران‌کننده‌ای که از این اختناق سیاسی احساس می‌شد، دولت آمریکا به شاه فشار آورد که فضای سیاسی را باز کند. لذا رژیم ناگزیر بود تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کند. به واسطه‌ بعضی از علمای بزرگ سفارش‌هایی از امام(ره) به ما رسید که شما یک مطلب ساده‌ای بنویسید تا آزاد شوید. بنده یک عذرخواهی ساده نوشتم...»
افرادی که شامل این گروه از آزادی‌ها می‌شدند، پس از نوشتن عفونامه، به مراسمی برده می‌شدند با عنوان «شاهنشا‌ها سپاس». مراسمی که به نوعی تشکر آن‌ها را از شاه نشان می‌داد. این تصویری بود که شاه در سال ۵۴ از خود می‌‎ساخت. تصویر حاکمی که آنقدر مقتدر است که در صورت درخواست عفو مخالفان موجودیتش، بی‌هیچ هراسی از عواقب این کار، آنان را آزاد می‌کند.

ماجرای آزادی‌های سال ۵۷ اما از این جنس نبود. این آزادی‌ها «بی‌قید و شرط» و «ناگهانی» انجام شد. زندانیانی که در آبان ۵۷ آزاد شدند نه تنها برای نوشتن عفونامه پیشنهادی دریافت نکردند که حتی آزادیشان آنقدر ناگهانی و بی‌مقدمه بود که غافلگیر شدند.
حسین علایی: می‌خواستند فضا را آرام کنند
حسین علایی، تحلیلگر سیاسی، از سرداران سابق سپاه پاسداران و زندانی سیاسی رژیم پیشین از جمله افرادی بود که در آبان ماه ۵۷ از زندان آزاد شدند. او که در دوران رژیم پهلوی دو بار بازداشت شده بود، درباره دلایل بازداشتش به «تاریخ ایرانی» می‌گوید:

«بار اول پس از پایان تظاهرات تاریخی مردم تبریز در روز ۲۹ بهمن ماه سال ۱۳۵۶ بود که توسط ساواک تبریز دستگیر و به ساختمان ساواک منتقل شدم. در آن زمان دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تبریز و در مبارزات اسلامی دانشجویی فعال بودم. مأموران مسلح ساواک پس از اذان صبح روز ۳۰ بهمن ماه با لباس شخصی به دنبال من آمدند و مرا در اتاق ۳۰۹ خوابگاه شاهید که روبروی درب غربی دانشگاه بود دستگیر و روانه زندان کردند. مدتی در زندان ساواک بودم و در آنجا متوجه شدم که تعداد دیگری از دانشجویان دانشگاه نیز دستگیر شده‌اند. چند هفته بعد و قبل از رسیدن عید نوروز اکثر دانشجویان از جمله من آزاد شدیم. بار دیگر در بهار سال ۱۳۵۷ به دلیل اعتراض به حضور مادر فرح همسر شاه در دانشگاه تبریز توسط گارد دانشگاه به همراه تعداد دیگری از دانشجویان دستگیر شدم که این بار به زندان شهربانی منتقل شدم...»
علایی که به هیچ گروه سیاسی خاصی وابسته نبود و به گفته خودش «چون مقلد امام خمینی بودم، راه مبارزه با رژیم سلطنتی را در پیش گرفتم»، درباره اینکه این بازداشت‌ها در ‌‌‌نهایت به صدور چه حکمی علیه او انجامید، می‌گوید:

«ما را به دادگاه نبردند ولی گفتند که برای شما وکیل تسخیری گرفته‌ایم و محاکمه خواهید شد. اما این محاکمه با حضور من انجام نشد زیرا آنقدر اعتراضات و تظاهرات مردم اوج گرفته بود و هر روز بر تعداد زندانیان افزوده می‌شد که ظاهرا امکان برگزاری دادگاه را نداشتند. زندان هم آنقدر شلوغ بود که ما را در چند روز اول در راهروهای زندان جای داده بودند و روی زمین سرد می‌خوابیدیم. بعد‌ها که می‌خواستند ما را آزاد کنند، گفتند دادگاه شما را غیابی تشکیل داده‌ایم ولی من از محتوای حکم مطلع نشدم...»
علایی یکی از هزاران مخالفی بود که در سال آخر حکومت پهلوی به اتهامات واهی و گاهی بدون حکم ماه‌ها در زندان به سر بردند. او که دوران محکومیت خود را در بازداشتگاه ساواک و زندان پادگان تبریز گذرانده است، درباره روز آزادی و چگونگی آن می‌گوید:

«متوجه این موضوع نشدم. احتمالا به دلیل شدت گرفتن اعتراضات مردم انجام شد و شاه می‌خواست تا با آزادی زندانیان سیاسی در فضای ملتهب آن ایام اثر بگذارد و مردم را آرام کند. من دور از پدر و مادر و شهرم زندانی بودم و به یکباره به ما اعلام کردند که می‌توانید بروید. احتمالا به همراه آقای حسن برکتین آزاد شدیم و طبیعتاً خیلی خوشحال شدیم زیرا احساس می‌کردیم این آزادی نتیجه فشار مردم بر دستگاه استبداد است.»
گرانپایه: شاه ناگزیر شد آزادمان کند
بهروز گرانپایه، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اجتماعی از جمله دیگر مخالفانی بود که در آبان ۵۷ از زندان رژیم پهلوی آزاد شد. او که در زمان دستگیری [۵ اردیبهشت ۵۶] دانشجوی رشته ماشین‌آلات کشاورزی دانشگاه شیراز بود، درباره دلایل بازداشتش می‌گوید:

«بعد از نطق شاه در بزرگداشت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله که جمله مشهور «کورش بخواب، ما بیداریم» را بر زبان آورد من این سخنرانی را دستمایه نقدی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرار دادم و مقاله‌ای علیه شاه نوشتم. این دست‌نوشته به سرعت توسط دانشجویان دیگر تکثیر و در دانشکده‌های مهندسی، ادبیات و کشاورزی دانشگاه شیراز پخش شد. متن دست‌نوشته در حمله ماموران به خوابگاه یکی از دانشجویانی که در تکثیر آن مشارکت داشت، کشف شد و به هر حال نام من به عنوان نویسنده آن لو رفت...»
گرانپایه در پی لو رفتن نامش شبانه در خانه‌اش بازداشت و به کمیته شهربانی شیراز منتقل شد. او به «تاریخ ایرانی» می‌گوید ۱۷ روز در سلول انفرادی بود و در این مدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفت:

«این همزمان شد با ورود هیات‌های حقوق بشری به ایران. ما را به زندان عادل‌آباد منتقل کردند و یکی دو هفته بعد محاکمه شدم. در دادگاه نظامی هم با استناد به‌‌‌ همان دست‌نوشته مرا به اتهاماتی از قبیل توهین به شخص اول مملکت و اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۴ سال حبس محکوم کردند.»
گرانپایه ۱۸ ماه در زندان ماند و در دوران حبس خود در بند عمومی زندان عادل‌آباد مدتی را با گروهی از زندانیان ملی- مذهبی از جمله عزت‌الله سحابی که از تهران به برازجان و سپس شیراز تبعید شده بودند، هم‌بند شد، تا اینکه در جریان عفو زندانیان در آبان ۵۷ نامش در فهرست آزادی‌ها قرار گرفت:

«مبارزات انقلابی مردم به گونه‌ای بود که شاه ناگزیر شد به مردم امتیاز بدهد و آزادی زندانیان سیاسی یکی از اقداماتی بود که به اجبار به آن تن دادند. ما هم همراه گروهی از زندانیان که آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله منتظری، مهندس سحابی و گروهی دیگر جزو آن‌ها بودند از زندان آزاد شدیم.»
آیت‌الله منتظری: این آزادی را مرهون ملت‌ایم
با اعلام عفو زندانیان سیاسی از سوم آبان ماه به تدریج گروه گروه از زندان‌ها آزاد می‌‎شدند و از آن جمله آیت‌الله طالقانی و منتظری که هشتم آبان ماه با خروج از در آهنی زندان به جمع استقبال‌کنندگان پرشماری که در مقابل دیوارهای بند اوین تجمع کرده بودند، شادی زایدالوصفی بخشیدند.
آزادی زندانیان سیاسی مشهوری چون طالقانی و منتظری نشانه‌ای بود از تغییر شرایط؛ تغییری که پیروزی مردم را نوید می‌داد. همچنان که آیت‌الله طالقانی نیز‌‌‌ همان روز در اولین گفت‌وگویش پس از آزادی با قاطعیت گفت: «سرانجام مردم مسلمان ایران در این پیکار مقدس پیروز خواهند شد. ما از خداوند متعال توفیق مردم مسلمان ایران را مسالت داریم.»
آیت‌الله منتظری هم پس از آزادی از زندان، این رهایی را مدیون ملت دانست و گفت:

«من رهین منت ملت فداکار ایران هستم. من و همه زندانیان سیاسی که بدون هیچ دلیلی در زندان بودیم، مبارزه بی‌امان ملت بزرگمان را تعقیب می‌کردیم. نگرانی من در حال حاضر برای بقیه زندانیانی است که هنوز در زندان‌ها به سر می‌برند و بسیاری از آنان به سبب شکنجه‌های طاقت‌فرسا در شرایط بد جسمانی و روحی به سر می‌برند. این زندانیان که به قول دستگاه جرم سیاسی مرتکب شده‌اند باید آزاد شوند.»
آزادی آیت‌الله منتظری و آیت‌الله طالقانی در روزهای اوج‌گیری انقلاب و در ادامه سیاست فضای باز و آشتی ملی دولت شریف‌امامی برای خروج رژیم پهلوی از بحران صورت گرفت. آزادی‌هایی که با رهایی صفر قهرمانیان و جمع دیگری از زندانیان از جمله محمدجواد حجتی کرمانی، عزت شاهی، هادی حسینی خامنه‌ای، عبدالمجید معادیخواه، محمدمهدی ربانی، محمدحسین دانش آشتیانی، سید علی غیوری، محمدرضا مهدوی کنی، محمدتقی مروارید، محسن رشید، زرتشت فروهر، عباسعلی اختری، محمد بلوری، حسین شریعتمداری، بهرام تاج‌گردون، مهدی ممکن، اعظم سماواتی، فریدون شهبازی، اصغر سیف، فرج‌الله چراغی، ناصر کاخساز، سید محمدکاظم موسوی، میرمحمود یگانلی، مهدی فیروزان و... آغاز شده بود و یک روز پس از آزادی طالقانی و منتظری با آزادی غنی بلوریان فعال سیاسی، پس از ۱۹ سال زندان، ادامه یافت.
آزادی زندانیان سیاسی؛ نوید پیروزی نهایی
همان روز‌ها یعنی ۱۰ آبان ماه ۱۳۵۷ بود که روزنامه‌ها از قول حسین نجفی، وزیر جدید دادگستری از آزادی تمامی زندانیان سیاسی در آینده نزدیک خبر دادند. نجفی که روز ششم آبان در مقام دادستان کل کشور به خانواده‌های زندانیان سیاسی که در دادگستری تجمع کرده بودند، قول داده بود که طی ده روز جواب قانع‌کننده‌ای برای مساله آزادی زندانیان سیاسی پیدا کند، پس از انتخاب به سمت وزیر دادگستری در یک گفت‌وگوی رادیویی اعلام کرد: «مساله آزادی زندانیان سیاسی مساله مورد توجهی است. چند روز قبل به مناسبت چهارم آبان عده کثیری از زندانیان سیاسی آزاد شدند. البته باید توجه داشت که موضوع رسیدگی به پرونده‌های زندانیان سیاسی در صلاحیت دادرسی ارتش است اما به موجب طرحی که در دست اجراست امیدواریم تا روز ۱۹ آذرماه امسال که روز جهانی حقوق بشر است تقریبا همه زندانیان سیاسی از زندان‌ها آزاد شوند.»
آزادی‌ها ادامه یافت اما نه تنها به بهبود اوضاع حکومت پهلوی یاری نرساند که مردم را که پیروزی شیرینی به دست آورده بودند در ادامه راه مبارزه علیه حکومت مصمم‌تر کرد. این چنین بود که کمتر از ۴ ماه بعد‌‌ همان طور که حسین نجفی وزیر وقت دادگستری پیش‌بینی کرده بود، همه زندانیان سیاسی آزاد شدند اما نه به «اراده ملوکانه»، که به دست مردمانی که پایان رژیم سلطنت را اراده کرده بودند. 
منابع:
آرشیو مجله خواندنیها، آبان ۱۳۵۷
روزنامه‌های اطلاعات و کیهان، شهریور، مهر و آبان ۱۳۵۷
خاطرات حبیب‌الله عسگراولادی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
تاریخ ایرانی/ امید ایران‌مهر

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 18:1  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و جلال گنجارودی در اصفهان 1391

"سلام"

افسانه91
چون رها دارمش؟ چون گريزم؟
همرها! باز آمد سياهي
مي برندم به خواهي نخواهي
مي درخشد ستاره بدانسان
كه يكي شعله رو در تباهي
نیما یوشیج

266

جمعه ها با فیلسوفان و اندیشمندان برجسته12

سوفيست ها(سوفسطاييان)3
هسته اصلى فلسفه سوفسطاييان اعتقاد به قدرت سخنورى و زبان است.

هنگامى كه افلاطون به پى ريزى فلسفه آرمانگرايش مشغول است ودر آن به بنيادها و اصول اهميت مى دهد سوفيست ها ديدگاهاى بسيار متفاوتى را نسبت به او اتخاذ مى كنند و آنها جانب فلسفه اى غير اصول گرا و بدون پايه و بنياد را مى گيرند. زيرا به اعتقاد آنها براى هيچ چيز دليل واقعى و مطلق و كاملى وجود ندارد.
سوفيست ها بين جهان واقعى و زبان وتوانايى آن براى بيان و توضيح چيزهاى موجود در جهان شكاف عظيمى ديدند.

آنها اعتقاد داشتند يا چيزى وجود ندارد و يا اگر چيزى هم هست آن غير قابل درك توسط انسان است و اگر هم چيزى غير قابل درك توسط انسان باشد پس غير قابل انتقال در ارتباطات خواهد بود .

آنها مغايرتى عمده بين محدوديتهاى زبان و بيان حقيقت مشاهده نمودند .

از پروتاگوراس نقل مى شود:

"انسان مقياس و ميزان وجود داشتن همه هستيهايى هست كه وجود دارند و همه غير هستيهايى كه وجود ندارند".

+
هنگام مطالعه سوفيست ها در مى يابيم كه آنها بر خلاف افلاطون نگرانى بابت حقيقت ندارند.

براى آنها مهم تر از ارزش حقيقت، ابهامات ذاتى و دانسته هاى درون ماست.

اين اعتقاد قوى به قدرت زبان و كمبود در پى ريزى حقيقت موجب پديدار شدن پارادوكسهایی شده است كه سوفيست ها براى ايجاد آنها از ضعف و ابهامات زبان استفاده مى كردند.
در برابر مسئله خدا هم عده اى از سوفيست ها مانند پروتاگوراس موضع نمى دانم(لاادرى) و غير قابل اثبات است پيش گرفتند ولى اكثر آنها در موضع انكار خدا قرار داشتند.
در دوره معاصر با پديدار شدن جنبه و ديدگاه هاى فلسفى جديد در باره زبان، بخشى از ديدگاه هاى سوفسطاييان در باره زبان احيا شده است. از آنجمله مى توان به اين عقيده اشاره كرد كه:

"حقيقت و اطلاعات كشف نمى گردند بلكه ساخته مى شوند و اين پروسه ساخته شدن اطلاعات زمانى كه مردم با هم ارتباط برقرار مى كنند اتفاق مى افتد".
نويسنده مطلب: مهدى پدرام

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

نوشته های جلال و پوتین رییس جمهور روسیهنوشته های جلال و پوتین رییس جمهور روسیهدختر 10 ساله ژاپنی «پوتین» را نقش زمین کردآفتاب: دختر 10 ساله ژاپنی توانست «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان را نقش زمین کند. این نوجوان 10 ساله ژاپنی در جریان مسابقه تمرینی جودو که پوتین به آن علاقه زیادی دارد، توانست وی را نقش زمین کند. به گزارش فارس،البته پوتین در این مسابقه تمرینی از این دختر 10 ساله درخواست کرد که وی را به زمین بزند. این مسابقه تمرینی در جریان سفر پوتین به ژاپن انجام شد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 23:33  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 اصفهان 1391

"سلام"

افسانه90
چون فريبم در اين حال كان هست؟
قلب من نامه ي آسمان هاست
مدفن آرزوها و جان هاست
ظاهرش خنده هاي زمانه
باطن آن سرشك نهان هاست
نیما یوشیج

ادامه از پست 265

خرازی

"دولت احمدی‌نژاد برگ‌ریزان نظام بود"

«متاسفانه این روزها شاهد فقر مدیریت در کشور هستیم.» این اظهارات به صادق خرازی تعلق دارد. دیپلماتی که معتقد است حذف نیروهای لایق و کارآمد در عرصه های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری فرصت های کلان و اساسی را از مردم ایران سلب کرده است.

آفتاب:

نماینده اسبق ایران در سازمان ملل متحد که منتقد سیاست های دولت در عرصه های اقتصادی و دیپلماسی است، می گوید:

«با رویه ای که در پیش گرفته شده است نیروهای لایقی که می توانستند تعیین کننده باشند امروز خانه نشین شده اند. افرادی که حرفی برای گفتن داشتند دیگر در عرصه حضور ندارند؛ یا بالاجبار از بدنه اجرایی حذف شده اند و یا جذب بخش خصوصی خارج از کشور شده اند.»

وی که تعبیر برگ ریزان نظام را برای دولت های نهم و دهم مناسب می داند، یادآوری می کند:

«این دولت از همان آغاز کار موجب بروز مشکلاتی در کشور شد که در همان زمان هم بعضی از خردمندان و خیرخواهان کشور تذکر دادند اما کو گوش شنوا؟»
***
* مناسبات امروز نظام بین الملل برپایه مولفه هایی چون دیپلماسی اقتصادی قابل ارزیابی است. از دیدگاه جنابعالی ایران تا چه اندازه توانسته است از این اهرم برای برقراری و بهبود روابط با دیگر کشورها استفاده کند؟
اقتصاد یک عامل و فاکتور بسیار مهم در فرآیند مناسبات خارجی و دیپلماسی و کسب منافع حداکثری کشورهاست. اما اینکه ما تا چه اندازه توانسته ایم از این اهرم در روابط مان با دیگر کشورها استفاده کنیم نکته بسیار مهم و ادعای گزاف و بزرگی است که نیاز به ارزیابی دارد. ما هنوز نمی توانیم مدعی باشیم که با دیپلماسی از زیان ها و بحران هایمان در روند تحریم ها جلوگیری کرده باشیم چه برسد به بهره گیری از فرصت های اقتصادی. در سیاست خارجی بی تردید اقتصاد می تواند و باید در مقیاس کلان خود هم فرصت باشد و هم تهدید که متاسفانه در کشور ما اقتصاد جنبه تهدیدی خود را بیشتر اعمال می کند.
* برخی بر این باور هستند که مشکلات اقتصادی که این روزها گریبانگیر کشور شده است ناشی از اعمال تحریم هاست. شما نیز این دیدگاه را قبول دارید؟ آیا سیاست های ما به گونه ای بوده است که بتوانیم با یک دیپلماسی اقتصادی قوی تحریم ها را خنثی کنیم؟
پاسخ به این سوال صرف بحثی جامع تر از فرآیند دیپلماسی را به خود معطوف می سازد. ما باید بیش از پرداختن به موضوع دیپلماسی به ارزیابی منطقی از شیوه و نحوه مدیریت کلان کشور توجه داشته باشیم. یک مدیر شایسته می تواند سیاست بد را نیز به شکل در خور توجهی مدیریت کند. کشور ما این روزها گرفتار بحران مدیریت است و نمی تواند مدعی باشد که از ظرفیت ها و پتانسیل های خود به نحو مناسبی استفاده کرده است. ایران یک کشور با موقعیت ویژه اقتصادی است اما با تحقق آمال و آرزوهایش فاصله بسیاری دارد.
* شما به مشکلات مدیریتی کشور اشاره کردید. آیا این مشکلات صرفاً در رابطه با موضوعات اقتصادی است یا مباحث دیگری را هم در بر می گیرد؟
در هر کشوری مدیریت نقش اصلی و تعیین کننده ای هم در هدایت منابع و استراتژی توسعه و هم مدیریت بحران دارد. ایران کشوری است که طی سه، چهار دهه گذشته بحران های مختلفی را سپری کرده است. جنگ، تحریم، مقابله با محدودیت های بین المللی، استیلای استقلال ملت ایران در دوره انقلاب و قطع ید از نفوذ خارجی که در تمام این موارد توانست با یک مدیریت قابل قبول و منسجم بر بحران ها فائق آید و در تمام عرصه های صنعتی و اقتصادی از یک کشور صرف مصرف کننده در تکنولوژی به یک کشور تولید کننده در عرصه های های تک و تک تبدیل شود. توفیقاتی که ملت ایران در طول 34 سال گذشته به دست آورده است تنها با برخورداری از مدیریت منسجم به دست آمده است اما متاسفانه ما این روزها شاهد فقدان مدیریت صحیح در همه عرصه های ملی و بومی هستیم. حذف نیروهای لایق و کارآمد در عرصه های مختلف یکی از مهم ترین و تلخ ترین حوادث سیاسی معاصر است گام بر داشتن در مسیر توسعه همه جانبه با فقدان آگاهی و سخت افزاری و نرم افزاری به دست نمی آید و جمع بندی و نتیجه اش آن می شود که فرصت های کلان و اساسی از مردم ایران گرفته شود. در عرصه اقتصاد، فرهنگ، صنعت و دیپلماسی نیروهای لایقی که می توانستند تعیین کننده باشند امروز بالاجبار خانه نشین شده اند. نیروهای با کفایتی که کارنامه درخشان و آمیخته با توفیقات ارزشمندی را به همراه دارند و حرفی برای گفتن داشتند یا دیگر در عرصه حضور ندارند یا بالاجبار از بدنه مدیریت عالی اجرایی کشور حذف شده اند. پدیده فرار مغزها فرآیند تلخی است که به همه دست اندرکاران این هشدار را می دهد که بیشتر مراقبت کنند. تذکرات تمام خردمندان و خیرخواهان نیز در همین رابطه بوده است. متاسفم که بگویم این پدیده حذف نیروی انسانی در دولت نهم و دهم تا از همان آغاز کار این دولت موجب بروز مشکلاتی کلان در کشور شد که در همان زمان هم بعضی از تذکرات جدی خردمندان و خیرخواهان کشور در همین راستا بود تذکراتی که به دولت و شخص رئیس آن داده شد که این روش برگ ریزان مدیریت در کشور را رقم می زنید
* دولتی ها دست های پنهان را در ناکارآمد بودن سیاست هایشان تاثیرگذار می دانند. این دست های غیبی و پنهانی چیست و چرا فقط این دولت را شامل شده است؟
این حرف ها دیگر خریدار ندارد. سیاست فرار به جلو است که بعد از هفت، هشت سال حضور در قدرت برای فرار از پاسخگویی مطرح می کنند. هر کاری شده است نتیجه رفتار و سیاست های ایشان است. آنها هر کاری که خواسته اند کرده اند و انجام داده اند و پس از دخل و تصرف در همه امور حالا این حرف ها را می زنند. این غزل ها و شعرهایی که می خوانند خیلی شنونده ندارد.
* بحثی وجود دارد مبنی بر اینکه در تعریف همان موضوع کارآمدی مدیریت که شما به آن اشاره کردید ما می توانستیم هم به غنی سازی 20 درصد بپردازیم و هم با یک مدیریت اقتصادی مناسب از تاثیرگذاری تحریم ها جلوگیری کنیم.
ما می توانستیم بهتر از وضعیت فعلی باشیم. من نمی توانم به شما بگویم که ما می توانستیم به غنی سازی 20 درصد برسیم یا نه اما قطعاً می توانستیم از تنش ها و تحریم ها بکاهیم. هرچند در دولت های پیشین از تحریم ها جلوگیری شد اما اینک خوب است بررسی شود چه عناصر و عواملی موجب شد که کشور گرفتار این وضعیت شود که با تغییر مدیریت دولت و اعمال سیاست ها و سلیقه ها شرایط این گونه شد. گفتمان ها تغییر کرد. رفتارها و هنجارهای جدیدی جایگزین گفتمان تنش زدایی شد. به قول خودشان به گفتمان بازدارندگی تبدیل شد این در حالی است که گفتمان بازدارنده نیاز به یک عقبه و قدرت مضاعف داشت و دارد. ما از قدرت مضاعف برخورداریم اما به کار بردن قدرت مضاعف در استراتژی بازدارنده در حد و اندازه آقایانی که شعار می دادند نبود. به اعتقاد بنده ما می توانستیم بسیار بهتر از این عمل کنیم اما آقایان با این استراتژی اشتباه کار را به پیش بردند و وضعیت کشور را به اینجا کشاندند.
* با این اوصاف پیش بینی می کنید کشورهای غربی در سیاست های آینده شان از در مذاکره با ایران وارد شوند یا اقدام به تشدید تحریم ها کنند؟
بالاخره آنها سیاست شان مهار ایران است. آنها هدف شان کاستن از توان و انرژی پدید آمده از نیروهای ملی و بومی و خودی است هدف شان مهار ملت ایران است و متاسفانه به دلیل فقدان شناخت و آگاهی حضرات تا حدی هم موفق شده اند. مساله انرژی هسته ای مساله ملی ماست و طبیعی است که مدیریت همه موضوعات اتمی هم در سبد ظرفیت ملی تعریف شود. برای کاستن از تهدیدات بحث اتمی کشور نیازمند یک بازنگری است و باید تحولات و دگردیسی که منطبق با اهداف کلان نظام است به وجود آید. باید وضعیتی ایجاد شود تا کسانی که می خواهند مذاکره کنند، بتوانند با یک پشتوانه قوی وارد بحث شوند.
* به این موارد اشاره می کنید؟
همین علامت هایی که در مورد تاثیر تحریم ها مطرح شده است. درست است که تحریم ها زندگی مردم ایران و بخشی از صنایع را هدف قرار داده است اما بیشتر از آنکه تحریم به صنایع ما ضربه بزند جنگ روانی خودساخته ای است که توسط برخی افراد درست شده است و متاسفانه در حال تاثیرگذاری است. به طور مثال در رابطه با بحث ارز بیشتر مشکلات ما به جای آنکه ناشی از گرانی ارز باشد به دلیل رفتار دوگانه و تناقض در مدیریت هاست. بر همین اساس معتقدم باید یک دگردیسی در عرصه سیاست مدیریتی ایران ایجاد شود. به ویژه در مدیریت اقتصادی و نحوه مقابله با بحران تحریم ها.
* شما به مواضعی که در رابطه با اثرگذاری تحریم ها مطرح شده است، اشاره کردید. در خلال همین اعلام مواضع این گونه عنوان شد که دلیل تاثیرگذاری تحریم ها به دلیل نبود رابطه با برخی از کشورهای غربی چون آمریکاست؟
در اوضاع و احوال فعلی کشور اگر ما بخواهیم به سمت برقراری رابطه با آمریکا حرکت کنیم و مشکلات مان را در پس مذاکره با آمریکا قابل مرتفع شدن بدانیم یکی از فجایع سیاسی در تاریخ کشور را رقم زده ایم. با تلاش برای مذاکره با آمریکا نه تنها دستاوردی به دست نمی آوریم بلکه تحریم ها و فشار مضاعفی را بر کشور وارد کرده ایم ...اگر چه برخی تلاش کرده اند علائم و دیدگاه هایی را به خارج از کشور انتقال دهند که به نفع مصالح ملی کشور نبود و این امر تاثیر نامناسبی بر مذاکرات هسته ای ایران با غرب دارد.
بنابراین پیش از آنکه رابطه با آمریکا و نرمالیزیشن با آمریکا صورت گیرد، که به اعتقاد بنده از آن گریزی نیست باید به مباحث دیگری نیز توجه شود. اینکه ایران و آمریکا دارای ظرفیت های گسترده ای در مناسبات دوجانبه، منطقه ای و بین المللی هستند اما پیش از برقراری مجدد روابط با ایالات متحده باید دگردیسی در سیستم مدیریت صورت گیرد. بدون تغییر در ساختار مدیریتی کشور هرگونه تلاش برای مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا منتج به آن می شود که نظام سلطه از طریق آمریکا قدرت بیشتری را به ما تحمیل کند؛ لذا من که طرفدار حل مناقشات و تنازعات ایران و آمریکا هستم توصیه نمی کنم در این مقطع زمانی مذاکراتی از سر سازش و نیاز صورت گیرد تا آنها کف دست ما را بخوانند و تحریم های ما را بیشتر کنند.
* در کل چشم انداز روابط ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی می کنید؟
ایران و آمریکا کشورهای بزرگ و تاثیرگذاری هستند و امیدوارم با روی کار آمدن دولت جدید در کاخ سفید و تحولات سیاسی آتی ایران و انتخاباتی که مردم آن را شکل می دهند یک فضای گفتمان منطقی میان دو کشور به وجود آید. یعنی ما شاهد یک رفتار معقول و جمع بندی قابل قبولی از برقراری روابط با آمریکا باشیم که منافع مردم ایران را تامین کند.
* سرنوشت برنامه های هسته ای ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را چطور می بینید؟ اوباما بارها گفته است که تمایلی برای اعلان جنگ به ایران ندارد و ترجیح می دهد از گزینه کم هزینه تر تحریم ها استفاده کند.
اتفاقاً این سیاست اوباما بیشتر به ضرر ما است. ضربات این شیوه مقابله با ایران بسیار بیشتر از جنگ است. باید کاری کرد که ماشین تحریم غرب علیه کشور ما متوقف شود و رفتار منطقی ایران توسعه و افزایش پیدا کند. ما باید در چند جبهه کارهای مختلفی صورت دهیم تا اعتماد سازی مجددی به وجود آید. ایران کشور بسیار مهمی در سطح منطقه است و هر دولتی که در آمریکا به روی کار آید در تحقق خواسته های ژئوپولتیک منطقه ای اش نیاز به ایران دارد. بدون ایران ایجاد کمربند امنیتی در خاورمیانه محال و غیرممکن است. بدون ایران ظرفیت سازی در مسائل خاورمیانه و حل مشکلات این منطقه امکان پذیر نیست. نقد کردن این شرایط و موقعیت بسیار مهم است و ما باید به دنبال انجام آن باشیم.
اما در رابطه با سرنوشت برنامه هسته ای ایران پس از ادامه حضور اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا نیز باید گفت در طول سال های آینده باید به این برنامه علاوه بر پروسه بودن به عنوان یک پروژه هم نگریست. برنامه هسته ای ایران در شرایط بحران پروژه است و در مدیریت بحران یک پروسه. در شرایط فعلی چه نیازی هست که ما بخواهیم دامنه مشکلات مان را با مباحث هسته ای گسترده تر کنیم. مسائل هسته ای می تواند به جای آنکه پاشنه آشیل ایران باشد ضریب امنیتی کشور را بالاتر ببرد و ضریب اعتمادسازی کشورمان را افزایش دهد. متاسفانه تا کنون مباحث هسته ای ایران نتوانسته است برای ما ایجاد امنیت کند، توان افزایی کند و توان ملی ایرانی ها را در مذاکره و گفت و گو بالاتر ببرد.
* یکی از مشکلات فعلی سیاست خارجی ما نیز چند صدایی در بحث دیپلماسی است که در بحث هسته ای نیز بسیار نمود داشته است.

چند صدایی در سیاست خارجی یکی از اشتباهات استراتژیک ماست.
* در سال های اخیر ما شاهد موضع گیری های تمام مسوولان و مقامات دولتی و نظامی کشور در مباحث هسته ای هستیم. از نمایندگان تا مدیران مجلس تا فرماندهان دستگاه های نظامی و انتظامی، از مدیران کلان دستگاه سیاست خارجه کشور تا مسوول دفتر برخی از مسوولان، در حوزه سیاست خارجی کشور موضع گیری می کنند اما اشخاص صاحب نظری چون دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان ترجیح می دهند در این میانه سکوت پیشه کنند.
این موضوع از همان بحران مدیریتی ناشی می شود که به آن اشاره کردم. در مسائل ملی که به منافع ملت ایران ارتباط پیدا می کند هرگونه تعدد دیدگاه و پارادوکس خطرناک است. باید توجه داشت که یک استراتژی واحد آن هم از زبان و اندیشه رهبر انقلاب به عنوان رهبر عالی کشور و اجرای آن توسط دولت و در نهایت تبعیت همه ما از ملزوماتی است که رعایت آن ضروری است. در بحث منافع ملی چند صدایی بودن قابل قبول نیست.
* چند صدایی که به آن اشاره شد در بخش های کوچک تری از دستگاه اجرایی کشور نیز قابل مشاهده است. به طور مثال صدایی که از دستگاه دیپلماسی شنیده می شود هم آوا با دولت نیست. ما در بحث رابطه با آمریکا و زمزمه هایی که این روزها شنیده می شود این موضوع را به وضوح مشاهده می کنیم.
این گونه موضع گیری ها وزارت خارجه را بی خاصیت کرده است و طبیعی است اگر وزارت خارجه بی خاصیت شود تبدیل به وزارت تبلیغات و تشریفات می شود. متاسفانه وزارتخانه ای که قدرت مانور و چانه زنی داشت تبدیل به دستگاهی این چنین شده است. نیاز است تا در دراز مدت تحولی شگرف در وزارت خارجه به وجود آید و با مدیریت مناسب کشور را از این وضعیت خارج کنند.
* می خواهم به موضوع انتخابات آمریکا باز گردم. اگر جمهوریخواهی چون میت رامنی در مسند اجرایی این کشور حضور می یافت چه نتایجی برای ایران به دنبال داشت. برخی معتقدند ریاست جمهوری اوباما برای ایران ثمری در بر نداشت.
میت رامنی یکی از تندروترین چهره های سیاسی حزب جمهوریخواه آمریکاست. اما قطعاً آمریکایی ها افراد خردمند زیادی دارند و می توانستند مشورت های مورد نیاز را به وی ارائه دهند. خوشبختانه میت رامنی رئیس جمهور آمریکا نشد و از مواضع وی می توان داوری کرد که با ریاست جمهوری این فرد وضع مناسبات آمریکا و ایران بدتر می شود. مسلماً ایران ظرفیت ویژه ای دارد که هر کسی به روی کار آید ناچار است که با این ظرفیت ها کنار آید. حتی با حضور میت رامنی در کاخ سفید نیز جمهوریخواهان ناچار بودند با گزینه ایران کنار آیند.
* میت رامنی سیاست اوباما را ادامه می داد یا مانند دوران ریاست جمهوری بوش گزینه های نظامی را به روی میز می آورد؟
معمولاً روسای جمهوری آمریکا در یکی دو ماه نخست اقدام به تدوین استراتژی خود می کنند و در آن زمان است که ما می توانیم اظهارنظر کنیم.
* به هر حال موضوع ایران در تعدادی از مناظره های انتخاباتی آمریکا مطرح شده بود؟
موضوع ایران یکی از مهم ترین موضوعات سیاست خارجی آمریکا بوده و هست. اکنون می شود به تاریخ مناسبات دو کشور مراجعه کرد. در هفت دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ایران مهم ترین مساله نامزدان ریاست جمهوری بوده است اما باز هم می گویم که تا زمان مشخص نشدن دکترین سیاست خارجی آمریکا نمی توان در این زمینه اظهارنظر کرد.
* سوالم را این طور مطرح می کنم با توجه به سیاست های جمهوریخواهان در قبال ایران فکر می کنید آمریکایی ها بحث تنش با ما را همچنان در دستور کار خود داشته باشند.
حتماً همین طور است اما می توان به صفحه شطرنج سیاسی به گونه ای نگریست که با بازی برد-برد در رفتار رقیب تعدیل و منطق پدید آورد، ما نه دوست دائمی داریم و نه دشمن دائمی ما منافع ملی دائمی مان را بایست در نظر بگیریم.
* ممکن است رئیس جمهور جدید آمریکا از موضع مقامات اسرائیلی که خواهان جنگ با ایران هستند، حمایت کند؟
موضع گیری های مقامات اسرائیلی بیشتر به یک جوک شبیه است. آنها می دانند که کوچک ترین حرکت شان با واکنش شدید ایران مواجه می شود. قدرت اسرائیل در برابر ایران مانند یک ظرف شیشه ای در برابر ظرف فلزی است.
* خیلی ها می گویند با حضور هر یک از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مک فارلین دومی در راه است. یعنی همان بحث گفت و گوهای مستقیم ایران و آمریکا؟
مک فارلین گفت و گوهای پنهانی بود. این روزها دیگر کسی پنهانی مذاکره و گفت و گو نمی کند. ما اگر بخواهیم با آمریکا پای میز مذاکره بنشینیم به صورت آشکار اقدام خواهیم کرد.
* اما گفته می شود که این روزها آقای ولایتی در حال مذاکره با آمریکایی هاست. شما آن را تکذیب می کنید؟
بله، این خبر شایعه ای بیش نیست. اگر ایران زمانی بخواهد با آمریکایی ها گفت و گو کند در روز روشن آن را انجام می دهد نه به صورت پنهانی. باور و روش و سلیقه مقام معظم رهبری کاملاً روشن و شفاف است. برخی با این گونه شایعات اهداف دیگری را دنبال می کنند. ماجرای گفت وگوی با آمریکا برای کسی نان و آب نمی شود و نخواهد شد آن کسانی که این گونه شایعاتی را دنبال می کنند به دنبال نام و نان هستند.
* دستور کار مذاکرات ایران و آمریکا تحولات کشورهای دیگری چون عراق و افغانستان خواهد بود یا مسائلی که به طور مستقیم ایران و آمریکا را در برمی گیرد؟
ایران و آمریکا دارای موقعیت بین المللی و منطقه ای هستند. هر دو کشور ورای مرزهای سیاسی خود تاثیر و تاثر دارند. پرونده مناسبات دو کشور خیلی قطور است. ایران و آمریکا اگر از بستر تنش زدایی به گفتمان و عادی سازی مناسباتی برسند موضوعی نیست که در پرونده مناسبات دو کشور به عنوان همکاری پیرامونی در آن گنجانده نشود. ایران یک کشور عرب منطقه نیست ایران، ایران است، ایرانیان حاملان مسوولیت های فرا تاریخی خود هستند. نمی توان بدون هیچ زمینه ای موضع گیری کرد.
* منظورم بحث هایی مانند هسته ای است که این روزها ایران و آمریکا را درگیر خود کرده است؟
به طور حتم این موضوع هم در دستور مذاکرات دو طرف خواهد بود. معتقدم مذاکرات ایران و آمریکا به صورت یک بسته پیشنهادی خواهد بود. موضوعات مورد نظر با توجه به مباحث منطقه ای و جهانی مطرح می شود و ظرفیت گفت و گوها براساس آن سنجیده می شود اما اینکه بدون دستور کار و توافق باشد این طور نیست. صرف مذاکره که مشکلی را حل نمی کند. مذاکره باید برای یک هدف مشخص باشد تا به یکسری توافقات دست پیدا شود.
* فکر می کنید صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور آمریکا شود این عقلانیت در دکترین کلان سیاست خارجی آمریکا وجود داشته باشد تا بدون پیش شرط با ایران مذاکره شود؟
فکر می کنم اگر کار به بخش کارشناسی دستگاه سیاست خارجی آمریکا سپرده شود افراد حرفه ای وجود دارند که مشورت های مورد نظر را در اختیار فرد منتخب قرار دهند.
* یعنی بحث رابطه با ایران را در دستور کار قرار می دهند؟
همین طور است.
* شما واقف هستید که در سال جاری و گذشته روابط ایران با برخی از کشورها چون انگلیس و کانادا نیز کاهش پیدا کرد. با این وجود فکر می کنید بحث رابطه با آمریکا به سامان برسد؟
این دو بحث از یکدیگر متفاوت هستند. بحث کاهش رابطه با انگلیس به دلیل رفتار اشتباه هیات حاکمه این کشور بود. البته این موضوع چندان مهمی نیست، زمانی که کشور بتواند سیاست خارجی خود را در یک فرآیندی تعریف کند این مباحث نیز به راحتی حل و فصل می شود. ایران دارای ظرفیت ژئوپولتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک است و این کشورها از خیر رابطه با ایران نمی توانند در میان مدت و بلند مدت نیز بگذرند.
* ما چند روز پیش هم شاهد توقیف اموال سفارت ایران در کانادا به نفع یکی از شهروندان آمریکایی بودیم؟
این موضوع هم نشان دهنده ضعف دستگاه سیاست خارجی ایران بود.
* برخی معتقدند تنش های این روزهای ایران و غرب همان مثال بارز هویج و چماق است. ما شاهد بودیم که تنها چند روز پیش از ابراز تمایل گروه 1+5 برای ادامه مذاکره با ایران کشورهای اروپایی تحریم های یک جانبه خود علیه ایران را تشدید کردند.
این امور نشان دهنده آن است که ما در فرآیند مذاکره با 1+5 موفقیتی نداشته ایم. سیاست خارجی ایران در مدیریت گفت و گوهای خود با 1+5 دستاوردی نداشت و تنها به تبادل نظر پرداخت. آنها کار خودشان را کرده اند و ما نیز کار خودمان را کرده ایم و به هیچ نتیجه ای هم نرسیده ایم.
* یعنی این چند دور مذاکره برای ما ثمری نداشته است؟
خیر، ثمری نداشته است و بیشتر حرف و تهدید بوده است و تصمیم عینی در کار نبوده است. برای همین می گویم که باید یک مدیریت منسجم و قوی در مسائل ملی وجود داشته باشد. اگر ما استراتژی گفت و گو را در پیش گیریم تمامی کشورها برای مذاکره با ایران به صف می ایستند.
* عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای را چطور می بینید؟
من مصلحت نمی دانم و علاقه ای هم ندارم در این زمینه اظهارنظر کنم.
* اگر ما بخواهیم به غنی سازی 20 درصد ادامه دهیم آیا پرونده هسته ای ایران مجدداً در سازمان ملل مطرح می شود؟
حتماً همین طور خواهد بود. ما باید مذاکرات جامعی را در مناسبات خودمان با آمریکایی ها و غرب در دستور کار قرار دهیم. اگر یک بسته پیشنهادی باشد در قالب این بسته پیشنهادی می توانیم تمامی مباحث مورد نظرمان را بگنجانیم از جمله مشکلات پرونده هسته ای کشورمان. داشتن اورانیوم 5/3 درصد و یا مقداری کمتر و بیشتر از آن نه تنها مفهوم تهدید نمی دهد بلکه به معنای ایجاد آرامش نیز است. ما باید مسائل مان را شفاف تر دنبال کنیم و به دنبال ایجاد ابهام نباشیم. به عبارت دیگر در گفت و گوهایمان جدی تر باشیم. اگر به این مباحث عمل کنیم و به جای تبادل مجهولات، دیپلماسی کارآمدی را دنبال کنیم و به ارائه ایده بپردازیم، می توانیم به موفقیت دست یابیم. همان طور که در سال های گذشته به آن دست پیدا کرده بودیم. البته ادبیات امروز دنیا با ادبیات آن روز دنیا متفاوت است. ژئوپولتیک امروز دنیا با ژئوپولتیک آن سال ها فرق می کند. نمی توان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر این دولت بشکنیم و آنها را محکوم کنیم و مذاکره کنندگان را مورد نقد قرار دهیم. صحنه دیپلماسی صحنه جنگ ذهن هاست و اگر ما می توانستیم با چنین ابزاری مذاکرات خودمان را جدی تر دنبال کنیم موفق تر می شدیم. آن روزی که ما بحث هولوکاست را مطرح کردیم و یا در موضوعاتی که به ما ارتباطی نداشت دخالت کردیم، قسمتی از توان ملی کشور را در قبال حل و فصل مشکلات مان با جهان از دست دادیم. این موضوعات ایران را محدودتر کرد چرا که جامعه جهانی درگیر یکسری شعارها و مسائل خاص خودش است. ما با یک نظام سلطه ای سر و کار داریم که از نظام و مکانیزم قدرت می خواهد استفاده لازم را ببرد و حرف خود را به کرسی بنشاند. خب حالا اگر در این فرآیند ما خوب عمل کنیم، رقیب مان را بشناسیم، دستش را بخوانیم و صحنه به صحنه از عملکردش آگاه باشیم نه تنها در بحث هسته ای بلکه در موضوعات دیگر هم موفق خواهیم بود. ایران عراق یا لیبی و پاکستان و افغانستان نیست. ایران کشوری است با موضوعات جهانی خودش. با عقبه بین المللی و تاثیرگذار. به تحولات سوریه بنگرید. سوریه با پشتوانه تهران توانسته تا الان ادامه دهد و بعد از ایران نیز با حمایت روسیه و چین. این نشان دهنده قدرت و توانایی ایران است. در عراق هم همین طور. آمریکایی ها صدام را از قدرت به زیر کشیدند اما ایرانی ها توانستند مدیریت بحران را در عراق به دست گیرند و این موضوعی است که آمریکایی ها هم به آن اذعان دارند. حل بحران امنیتی در عراق با خواهش آمریکایی ها از ایران صورت گرفت. سقوط طالبان در بغداد و شمال افغانستان یعنی فرماندهی ایران. همه کشورها این موضوع را می دانند اما موضوع اصلی اینجاست که آیا این موقعیت ها می توانست به صورت مناسب تری مدیریت شود. بله، حتماً می توانست این گونه باشد. به اعتقاد بنده بحث 20 درصد یا 5/3درصد موضوعات فرعی در مذاکرات ایران و غرب است. موضوع اصلی فهم و درک این پیچیدگی هاست. البته مذاکره کنندگان باید در مورد آن صحبت کنند و نه من. دنیای سیاست دنیای بده و بستان است. دنیای عقلانیت و رفع بحران است. کشورهایی هستند که در جنگند و با مذاکره خطرات جنگ را دفع می کنند. فرانسوی ها ضرب المثلی دارند در مورد ناپلئون که می گوید: «هیچ چیز غیرممکنی در دستان ناپلئون وجود ندارد.» من هم می گویم: «هیچ چیز غیرممکنی نیست که ایرانی ها از عهده حل و فصل آن برنیایند.» یا به قول آمریکایی ها «همه چیز ممکن است و هیچ چیز غیرممکن نیست.» اما اینکه چگونه بتوان به این هدف رسید نیازمند مذاکراتی حرفه ای است.
* شما در صحبت هایتان اشاره کردید که از دخالت در اموری که به ما مربوط نیست خودداری کنیم. می توانم سوال کنم که منظور جنابعالی چه مواردی است؟ حمایت از بومیان کانادا که این روزها در راس سیاست های مقامات دولتی قرار گرفته است از دسته این امور است؟
ابتدا اینکه معتقدم ما می توانیم با هر فردی مذاکره کنیم. با مذاکره و گفتمان است که ما می توانیم به آنچه می خواهیم دست پیدا کنیم. اما حضور بومیان کانادا در ایران واکنش مناسبی به اقدامات دولت کانادا نیست و اقدام مقابله به مثلی تلقی نمی شود. ما باید بر روی گزینه بیداری و آگاهی مردم سرمایه گذاری کنیم. باید شرایطی را فراهم کنیم که تعدادی از نمایندگان کنگره کانادا و یا آمریکا به ایران بیایند و واقعیت های کشورمان را ببینند. یکی از مشکلات ما با غرب شناخت انتزاعی این کشورها از ایران است. شناخت این کشورها از ایران با دوربین و چشم کسانی است که به دنبال فروپاشی نظام سیاسی ایران هستند. قرار بود چند روز پیش تیمی از اتحادیه اروپا به ایران بیاید. خب اشتباه بود که اقدام به لغو این سفر کردند. باید درها را باز کرد. باید اجازه داد به ایران بیایند و با واقعیات ها آشنا شوند. اما در مورد اقدام دولت کانادا برای تقلیل مناسبات با ایران نیز باید گفت یک دولت نمی تواند تصمیم اشتباه بگیرد و هزینه آن را به مردم و دولت های بعدی تحمیل کند. در مورد کانادا هم همین طور است. خانمی که وزیر دفاع کانادا با او ازدواج کرده است با استفاده از زنانگی خودش در هیات حاکمه کانادا نفوذ کرده و منویات خود را به کرسی نشانده است. مگر دولتی که حاکم می شود صاحب یک کشور است. دولتی که بر سر کار می آید مدیر یک کشور است. حالا که وضعیت روابط ما با دولت های آمریکا و کانادا به این شکل درآمده است باید درهای کشور را به روی مردم این کشورها بگشاییم. اگر فکر می کنید این افراد جاسوس هستند سیستم اطلاعاتی کشور را قدرتمندتر کنیم. اینکه ما مدام نگران حضور مردم کشورهای دیگر باشیم درست نیست.
* همزمان با بسته شدن سفارت کانادا این طور عنوان شد که بسیاری از کشورهای دیگر هم می خواهند سفارتخانه هایشان را در ایران تعطیل کنند و یا با حداقل امکانات به فعالیت بپردازند؟
یکی از دلایل کاهش نیروهای سفارتخانه های خارجی در ایران کاهش رابطه اقتصادی این کشورها با مااست. شما فکر می کنید الان انگلیسی ها از کاهش مراوده با ایران خشنودند و خواهان استمرار آن هستند من این طور گمان نمی کنم. البته من اتفاقی را که منجر به کاهش رابطه با انگلیس شد قبول ندارم. کاریکاتوری که به راه انداختند در تقلید از واقعه 13 آبان بود که البته در این زمینه هم من حرف های خاص خودم را دارم. متاسفانه در حوزه سیاست خارجی اشتباهات بسیاری مرتکب شده اند.
منبع: دیپلماسی ایرانی

+

برای اولین بار و به طور علنی توسط روسیه مطرح شد

پیشنهاد مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا

دولت روسیه برای اولین بار به طور علنی آمریکا و ایران را به آغاز مذاکرات مستقیم رو‌درو درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌یی تهران تشویق و استدلال کرد که برقراری این کانال مذاکراتی میان واشنگتن و تهران می‌تواند از وقوع مناقشه جلوگیری کند.

آفتاب:

روزنامه فایننشیال تایمز با اشاره به این خبر افزود: در حالی که آمریکا اقدام بعدی خود برای مذاکره در رابطه با ایران را بررسی می‌کند سرگئی‌ ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه گفت که مسکو تمایل دارد شاهد ورود واشنگتن و تهران به تماس دیپلماتیک مستقیم باشد تا از حمله اسراییل (رژیم صهیونیستی) به برنامه‌ی هسته‌یی ایران جلوگیری شود.
این روزنامه افزود: روسیه تاکنون به طور مستقیم در مذاکرات با ایران مشارکت داشته است؛ زیرا این کشور یکی از شش کشوری است که در قالب سه کشور اروپایی به علاوه سه با ایران مذاکره می‌کند.
ریابکوف در پاسخ به این سوال که در صورت مذاکرات مستقیم آمریکا و ایران مسکو چه واکنشی خواهد داشت گفت: ما کلمه‌ای در مخالفت با آن صحبت نخواهیم کرد. البته امیدواریم از جریان محتوای چنین ترتیباتی مطلع شویم.
ریابکوف که مذاکره‌کننده ارشد روسیه در خصوص مساله هسته‌یی ایران است افزود: تماس‌های غیررسمی (میان آمریکا و ایران) در جریان است اما گفت‌وگوهای مستقیم نیز ممکن است. چنین ترتیباتی مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد؛ حتی اگر 3+3 به صورت تمام و کمال نباشد. ما منطقی هستیم. چیزی را می‌خواهیم که همه را از از این ورطه بیرون بکشد.
این روزنامه افزود: دیپلمات‌های تعدادی از دولت‌های غربی به طور خصوصی گفته‌ بودند که گفت‌وگوی مستقیم آمریکا و ایران زمانی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تمام شود ضروری خواهد بود اما این غیرمعمول است که یکی از دیپلماتهای 3+3 که با ایران مذاکره‌ می‌کنند چنین چیزی را به صورت علنی بگوید.
یک مقام عالی رتبه انگلیسی گفت که بر این باور است که گفت‌وگوی مستقیم میان آمریکا و ایران ممکن است در حال حاضر ضرورت داشته باشد بخشی از دلیل این امر آن است که ممکن است نیاز باشد آمریکا به ایران اطمینان بدهد که اگر چه می‌خواهد برنامه‌ای هسته‌یی ایران به عقب رانده شود اما به دنبال تغییر رژیم نیست.
این مقام انگلیسی که خواست نامش فاش نشود گفت: فکر می‌کنم پروسه 3+3 باید ادامه یابد.
وی افزود: نکته مهم این است که ممکن است نیاز باشد آمریکا گفت‌وگوی مستقیم با ایران را تشدید کند تا به آنها طیفی گسترده‌تر از تضمین‌های امنیتی که نیاز دارند ارائه کند.
ریابکوف اظهار کرد که گفت‌وگوی 3+3 با ایران در صورتی که هر اتفاقی برای روابطه دو جانبه واشنگتن و تهران رخ دهد باید ادامه یابد.
وی گفت: با توجه به اینکه همه می‌دانند چه کسی رییس‌جمهور آمریکاست، هیچ بهانه‌ای برای انجام نگرفتن مذاکرات وجود ندارد؛ ما بر این نظریم هیچ شانس دیگری نباید از دست برود.
ریابکوف ابزار امیدواری کرد که پایان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و روسیه به دو کشور اجازه دهد به کار کردن بر روی برخی حوزه‌ها که در‌آنها روابط دو طرف می‌تواند بهبود یابد بازگردند؛ با این حال بر وجود اختلافات در خصوص طیفی از مسائل دیپلماتیک و دفاعی تاکید کرد.
به گزارش ایسنا، وی گفت که هیچ پیشرفتی در مخالفت مسکو با سپر موشکی بالستیک برنامه‌ریزی شده آمریکا در اروپا پیش‌بینی نمی‌کند. واشنگتن مدعی است که هدف از این سپر ایران است و منظور از آن خنثی کردن بازدارندگی هسته‌یی روسیه نیست.

+
در تحلیل برخورد اخیر هوایی ایران و امریکا

گاردین:

تهران و واشنگتن مراقب باشند

حمله دو جنگنده ایرانی به هواپیمای بدون سرنشین امریکایی و راندن آن از آب‌های ایران نشان می‌دهد که تا چه اندازه آرامش در روابط ایران و امریکا سست است و هر آن امکان متشنج شدن اوضاع میان دو طرف تا مرز یک جنگ تمام عیار وجود دارد.

آفتاب

بحث واكنش ايران به هواپيماي بدون سرنشين امريكايي كه به حريم هوايي ايران تجاوز كرده بود و قصد داشت تا از ايران و امكانات آن اطلاعات جمع‌آوري كرده و كارهاي تجسسي در خاك ايران انجام دهد، واكنش گسترده‌اي در مطبوعات جهان داشته است. در اين ميان برخي از مطبوعات غربي از جمله روزنامه گاردين چاپ لندن تحليل كرده‌اند كه واكنش ايران به اين هواپيماي بدون سرنشين مي‌تواند بيانگر افزايش تنش‌ها ميان ايران با امريكا تا مرز جنگ باشد كه در عين حال نبايد شيطنت‌هاي اسرائيل را نيز كه به دنبال جنگ با ايران به همراه امريكا است، ناديده گرفت.
اين در حالي است كه كاخ سفيد و دستگاه سياست خارجي و نظامي امريكا با بايكوت بيش از يك هفته‌اي خبر حمله ايران به اين هواپيما موجي از انتقاد را در ايالات متحده به خصوص نزد جمهوريخواهان برانگيختند. بسياري از كارشناسان دست راستي حزب جمهوريخواه اين بايكوت خبري را نگراني كاخ سفيد از تاثيرگذاري آن بر افكار عمومي امريكا در بحبوحه انتخابات رياست جمهوري اين كشور قلمداد كردند.
به گزارش وب سايت شبكه خبري الجزيره، گاردين در تحليل اين حادثه مي‌نويسد: حمله دو جنگنده ايراني به هواپيماي بدون سرنشين امريكايي و راندن آن از آب‌هاي ايران نشان مي‌دهد كه تا چه اندازه آرامش در روابط ايران و امريكا سست است و هر آن امكان متشنج شدن اوضاع ميان دو طرف تا مرز يك جنگ تمام عيار وجود دارد.
گاردين نسبت به تكرار حوادثي از اين دست هشدار مي‌دهد و مي‌نويسد كه انجام چنين تحركاتي از سوي امريكا بي‌توجه به عواقب احتمالي آن مي‌تواند به سرعت اوضاع را به سويي سوق دهد كه بوي باروت از كارزار اصطكاك روابط سياسي دو طرف استشمام شود. اگر چه پنتاگون در توضيح آن حادثه آن هم نزديك به 10 روز پس از وقوع آن يادآور شده است كه جنگنده‌هاي ايراني اگر چه چند موشك به سوي اين هواپيما شليك كردند اما نتوانستند آن را هدف قرار دهند و اين هواپيما موفق شده است كه به سرعت از محله حادثه فرار كند.
گاردين تحليل كرده است كه اين حادثه نشان مي‌دهد كه تنش موجود بر سر پرونده هسته‌اي ايران مي‌تواند به سرعت رنگ و بوي ديگري به خود بگيرد و وارد مرحله نظامي ميان ايران با ايالات متحده امريكا شود. جنگي كه مي‌تواند عواقب بسيار وخيمي در بر داشته باشد و كاملا از كنترل خارج شود.
اين روزنامه انگليسي سپس به نگراني‌هاي مسئولان كشورهاي غربي اشاره مي‌كند و مي‌نويسد كه غربي‌ها مي‌گويند عده‌اي از تشديد تنش‌ها در روابط ايران و امريكا سود مي‌برند و تلاش مي‌كنند كه اين تنش‌ها را حتي تا مرز رويارويي نظامي بكشانند كه هم واشنگتن و هم تهران بايد نسبت به كارها و تندروي‌هاي آنها هوشيار باشند و اجازه ندهند كه اين عناصر خطرناك و جنگ طلب آنها را وادار كنند كه دست به خطر بزنند.
گاردين در ادامه مي‌نويسد كه منظور از عناصر خطرناك و جنگ طلب اسرائيلي‌ها هستند كه تلاش مي‌كنند تا ايالات متحده را وارد جنگ با ايران كنند و واشنگتن را وادار كنند كه به تاسيسات هسته‌اي ايران حمله نظامي انجام دهد. آنها بدين ترتيب مي‌خواهند كه از دست ايران هسته‌اي بدون اين كه خود هزينه‌اي بپردازند خلاص شوند و علاوه بر آن همه اين هزينه‌ها را متوجه امريكا كنند. هدف اسرائيل همواره بر اين اصل استوار بوده است كه براي حفظ توازن منطقه‌اي برخورداري از تكنولوژي هسته‌اي فقط در انحصار آن باشد.
گاردين همچنين به اظهارات مقام‌هاي پنتاگون درباره اين هواپيماي بدون سرنشين اشاره مي‌كند و در پايان مي‌نويسد كه مقام‌هاي نظامي امريكا اعلام كرده‌اند كه اين هواپيما از نوع برايديتور بوده كه در اول نوامبر بر فراز آب‌هاي بين المللي خليج فارس به پرواز در آمده بود. اين هواپيما همانند هميشه و بر اساس ماموريت‌هاي روتيني‌اش در حال پرواز و انجام ماموريت بوده است كه دو جنگنده سوخوي 25 ايراني در حادثه‌اي بي‌سابقه به سمت آن پرواز كرده و چند موشك به سوي آن شليك مي‌كنند، اما اين هواپيما آسيبي نديده و به سرعت محل را ترك مي‌كند.
منبع: ديپلماسي ايراني

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

بلندترین ریش جهان گینسی شد یک مرد هندی توانست به دلیل داشتن بلندترین موی ریش جهان در کتاب گینس رکورددار شود.آفتاب: «سروان سینگ» با داشتن موی ریشی به طول 2.37 متر نام خود را به عنوان تنها دارنده بلندترین موی ریش جهان به ثبت رساند. پیش از این یک مرد هندی دیگر توانسته بود در سال 1997 میلادی با داشتن موی ریشی به طول 1.83 متر به این رکورد دست یابد. به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی ثبت رکوردهای جهانی گینس، «سروان سینگ» در ماه مارس سال 2010 میلادی در رم به این عنوان دست یافت. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 18:31  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

اصفهان 1391 

"سلام"

افسانه90
چون فريبم در اين حال كان هست؟
قلب من نامه ي آسمان هاست
مدفن آرزوها و جان هاست
ظاهرش خنده هاي زمانه
باطن آن سرشك نهان هاست
نیما یوشیج

265

"یک خوشه انگور 1"

راستی تا حالا شنیده اید که

یک خوشه انگور هم ممکنه آدم رو بد جوری سرِ کار بگذاره!

من که میگویم توی این دنیا هیچ چیزِ نشد و غیر ممکن وجود نداره

تا دلت بخواهد چیزهایی که فکر می کنیم نَشُد و غیر ممکنه

توی این دنیا وجود داره

آقای سلامت برایم تعریف می کرد که

سفری از سر ضرورت برایم پیش آمد

وسایل مورد نیاز سفرم رو

به همراه مقداری نون و پنیر و انگور در ساک شخصی ام گذاشتم

و

به طرف ترمینال حرکت کردم

+

من معمولا سفرهایم رو اولِ صبحی انجام میدهم

چرا که آدم بعد از خواب شبانه،

احساس سبکیِ بیشتری میکنه

و

راحت تر میتونه سختی نشستن در اتوبوس رو تحمّل بکنه

صبحانه را هم تا جایی که بتوانم

در اتوبوس و با آرامش و نم نمک میخورم

تا هم لذّت صبحانه را بیشتر درک کرده باشم

و

هم سختی نشستن در اتوبوس را خیلی احساس نکرده باشم

+

در هر صورت،

جای شما خیلی خالی،

سوار اتوبوس شدیم و حرکت کردیم

از همان ابتدا چشم هایم رو بستم

تا بعد از یک چُرتِ نصف و نیمه

صبحانه ی مشتی بخورم

و

با تماشای مناظر اطراف لذّت ببرم

+

بعد از نیم ساعت از خواب بیدار شدم،

احساس خوبی داشتم،

چشم هایم را چند بار باز و بسته کردم،

دست و پاهایم را حرکت و نرمشی دادم

و

رفتم سراغ ساک و آماده کردن صبحانه

و

سفره ی صبحانه ی نصف و نیمه ای را روی زانوهایم پهن کردم

+

لقمه ی اوّل رو آماده و در دهانم گذاشتم

چند دانه انگور از خوشه ای که در دستم بود جدا کردم

و

می خواستم در دهانم بگذارم که

صدایی که می گفت "آقّا"

نظرم را به خودش جلب کرد

نگاه کردم

خانم و بچه ای که در بغلش بود

و

بر صندلی سمت راست من نشسته بودند

می خواستم تعارف بکنم که

بچهه منتظر تعارفم نماند

و

یک راست پرید توی بغلم!

مثل اینکه بابایش را بعد از عمری،

خوشه ی انگور بدست دیده باشد!

+

طفلک نگو و نپرس

و

در چشم برهم زدنی

فاتحه ی هر چه انگور رو خوند!

من که شانس آوردم و 3 دانه ی اولش رو توی دهانم گذاشته بودم

مادرش را که حتّی فرصت تعارف هم نشد

خیلی حیف شد!

+

حالا دیگر من بودم

و

بچه ای که شکمش پر و سیر شده بود از انگور!

دعا می کردم که گلاب به روی شما یه بار کار دستم ندهد

2 ، 3 بار تصمیم گرفتم بچه را به مادرش تحویل بدهم

بنده ی خدا خواب تشریف داشتند

گویی که عمری بوده از دست بچه اش رنگ خواب رو ندیده باشد

رویم نشد بیدارش بکنم

صبر کردم تا خودش بیدار بشود

و

آنوقت بچه را تحویلش بدهم

بچه هم گویی که تابحال

یک چنین جای گرم و نرمی هرگز گیرش نیامده باشد

داشت خواب 7 پادشاه رو با کنیزکانش یکجا می دید

+

شدیدا خسته شده بودم

به جای خودم، پاهایم به خواب رفته بودند

ولی از اینکه دارم خدمتی به یک مادر و بچه اش می کنم خوشحال بودم

حتی در همین حدّ که مادر و بچه ای در خواب باشند

و

زمینه ی رفع خستگی شان را فراهم نموده باشم

+

بعد از 2 ساعت مادرِ بچه از خواب بیدار شد

خواستم بچه را به مادرش تحویل بدهم،

ولی اعتنایی نکرد!

پیش خودم گفتم شاید تازه از خواب بیدار شده و حال و حوصله نداره!

با خود گفتم

دقایقی صبر میکنم

و

بعد بچه را به مادرش تحویل میدهم

توی این فکر و ذکر بودم که بچه از خواب بیدار شد،

پیش خودم گفتم

الآنه از دیدنم وحشت میکنه و میپّره توی بغل مادرش

ولی بر عکس شد،

بچه از دیدنم خوشحال شد و بِهِم لبخندی زد و بعدش هم قَه قَه خندید!

+

نیم ساعتی گذشت،

2 باره خواستم بچه را به مادرش تحویل بدهم

ولی اینبار،

هم با امتناء مادر مواجه شدم و هم بچه!

نمی دانستم چکار بکنم

امتناع بچه

با آن خوشه ی انگوری که از دستم گرفته و نوش جان کرده بود

دلیل قانع کننده ای داشت

ولی امتناع مادر بچه را نمی توانستم توجیه بکنم

آخه نه بهش خوشه ی انگوری داده بودم

و

نه انگوری از دستم خورده بود

ادامه دارد

 اصفهان 91

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 22:37  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

اصفهان 1391 

"سلام"

افسانه89
عاشق: ليك افسوس! چون مارم اين درد
مي گزد بند هر بند جان را
پيچم از درد بر خود چو ماران
تنگ كرده به آن استخوان را
نیما یوشیج

ادامه از پست 264

آفتاب: 

* آخرین سال دولت احمدی‌نژاد، به سال پیچیده‌ای برای اصولگرایان تبدیل شده است. محمود احمدی‌نژاد که با حمایت تمام‌قد اصولگرایان، چه در سال 84 و چه در سال 88 به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، در مسیری حرکت کرده که چندان باب‌میل اصولگرایان نبود.
*سردرگمی اصولگرایان در مقابل احمدی‌نژاد در آستانه طرح سوال از رئیس‌جمهور وارد فاز جدیدی شده است. آنها نمی‌دانند در 7 ماه باقیمانده تا انتخابات ریاست جمهوری و 9 ماه باقیمانده تا پایان دولت دهم، چگونه با احمدی‌نژاد تعامل کنند.
* این سردرگمی در موضوع طرح سوال از احمدی‌نژاد اوج گرفته است. روزی که طرح سوال از احمدی‌نژاد از سوی هیات رئیسه مجلس اعلام وصول شد، صداو سیما در بخش‌های خبری اصلی خود، حتی یک خبر کوتاه در این مورد پخش نکرد، اما چند روز بعد در این مورد اقدام به نظرسنجی بی‌سابقه‌ای از بینندگان کرد که حاصل آن رای 80 درصد مردم به طرح سوال از رئیس‌جمهور در صحن علنی مجلس بود. این سردرگمی در سایر تریبون‌های اصولگرایان هم آشکار است. واقعیت آن است که احمدی‌نژاد تبدیل به پدیده‌ای شده که تعامل و حتی تقابل با او، معادلات تازه‌ای را در زمین‌بازی اصولگرایان- بخوانید عرصه سیاسی کشور- رقم خواهد زد.
*سردرگمی اصولگرایان در مقابل احمدی‌نژاد، حاصل نگرانی آنها از عملکرد احمدی‌نژاد و واکنش‌های احتمالی اوست. اصولگرایان برای سوال از رئیس‌جمهور به اجماع رسیده‌اند اما هنوز نگرانند که مبادا احمدی‌نژاد هنگام حضور در مجلس، موضعی بدتر از اسفند گذشته در قبال نمایندگان بگیرد.
* احمدی‌نژاد می‌داند که اصولگرایان برای برکناری او به اجماع نرسیده‌اند و به دلیل هزینه‌های بالای این برکناری، تا پایان دوره ریاست جمهوری او تلاش می‌کنند او را تحمل کنند و همین موضوع چگونگی تعامل اصولگرایان با احمدی‌نژاد را با ابهامات جدی مواجه ساخته است.
* اصولگرایان اکنون بیش‌از هر زمان دیگری نگران 9 ماه باقیمانده دولت احمدی‌نژاد هستند؛ مخصوصا حالا که احمدی‌نژاد تقریبا مطمئن شده در شرایط معمول، دولت آینده، هیچ نسبتی با جریان اصولگرا ندارد و پیش‌بینی ناپذیرتر از گذشته شده است. به نظر می‌رسد چگونگی برخورد مجموعه اصولگرایان با موضوع طرح سوال از احمدی‌نژاد، نقشه راه تعامل یا تقابل اصولگرایان با دولت فعلی را در ماه‌های آینده مشخص خواهد کرد.

+
وقتی کتک خور دولت ملس می شود!

همه مشکلات تقصیر محمود احمدی نژاد است؟

با خلاصه سازی همه مشکلات در نهاد دولت، این توهم به وجود می آید که اگر فلان رئیس جمهور یا دولت برود، "همه"ی مشکلات حل می شود! نتیجه چنین خیال باطلی هم، امید بیهوده بستن به دولت بعدی است و بعد از آن که در دولت بعدی هم مشکلات حل نشد، سرخوردگی ایجاد می شود.بنابراین، انتقال "سهم بقیه قوا از مشکلات" به دوش دولت، هر چند می تواند در کوتاه مدت نفع جناحی داشته باشد ، اما در میان مدت و بلند مدت ، کارگشا نخواهد بود.به عنوان مثال ، آیا می توان نقش مجلس شورای اسلامی در مدیریت کلان کشور را نادیده گرفت؟

آفتاب

جعفر محمدی

هیچ کس نمی تواند نافی مسؤولیت شخص محمود احمدی نژاد و دولت تحت امرش در شکل گیری اوضاع کنونی و مشکلات روز افزون مردم باشد ؛ این نکته ای است که تا کنون ، بارها بدان تصریح و تأکید شده است و تاریخ نیز آن را گواهی خواهد کرد.
با این حال ، شکستن تمام کاسه ها و کوزه ها بر سر احمدی نژادی که دولتش آفتاب لب بام است ، نه می تواند منطبق بر انصاف باشد و نه حاوی نفع ملی است.
واقعیت این است که بخش مهمی از مشکلات موجود ، به سوء تدبیر دولت بر می گردد چه آن که قبل از تحریم های شدید اخیر نیز ، اوضاع اقتصادی داخلی چندان بسامان نبود. در واقع ، تحریم ها ، اوضاع «خوب» را «بد» نکردند ، بلکه اوضاع بدی که محصول عملکرد دولت بود را بدتر کردند. 
اما اگر بخواهیم نگاهی نزدیک تر به واقعیت داشته باشیم ، باید بپذیریم که بخشی از «مشکلات افزوده شده کنونی» ، محصول تحریم هایی است که دولت ، واضع آنها نیست. همچنین برخی کاستی های غیردولتی -مانند ضعف پارلمان- نیز مزید بر علت شده اند تا مشکلات تشدید شود.
بنابراین ، باید سهم دولت از مشکلات (که زیاد هم هست) را جدا دید و به همان اندازه مقصرش دانست.
هر چند برای منتقدان دولت ، قاعدتاً دلچسب است که دولت را مسؤول "همه"ی کاستی ها بدانند و خود را برهانند، اما این نگاه ، گذشته از نامنصفانه بودنش ، این زیان ملی را نیز در دل خود دارد که شناخت ناقصی از علل مشکلات به دست می دهد و باعث می شود چاره اندیشی دقیقی صورت نگیرد.
با خلاصه سازی همه مشکلات در نهاد دولت ، این تصور و توهم به وجود می آید که اگر فلان رئیس جمهور یا دولت برود ، "همه"ی مشکلات حل می شود! نتیجه چنین خیال باطلی هم ، امید بیهوده بستن به دولت بعدی است و بعد از آن که در دولت بعدی هم مشکلات حل نشد ، سرخوردگی ایجاد می شود.
بنابراین ، انتقال "سهم بقیه قوا از مشکلات" به دوش دولت ، هر چند می تواند در کوتاه مدت نفع جناحی داشته باشد ، اما در میان مدت و بلند مدت ، کارگشا نخواهد بود.
به عنوان مثال ، آیا می توان نقش مجلس شورای اسلامی در مدیریت کلان کشور -که در دو قالب مهم قانونگذاری و نظارت تعریف شده- را نادیده گرفت؟
فراموش نکنیم که نهاد حکومت ، یک سیستم است و اگر در درون یک سیستم (مانند موتور خودرو) یک بخش خوب کار نکند ، بقیه قسمت ها نیز خواهند لنگید و ای بسا از حیز انتفاع نیز خارج خواهند شد.
به گزارش عصرایران،"کتک خور" دولت ، این روزها ، "ملس" شده است و خیلی ها برای این که اولاً خود را تطهیر کنند و ثانیاً برای القای این که به پایان مشکلات ، تنها به اندازه ماه های پایانی عمر دولت ، زمان باقی است ، منتقد دولت شده اند و جالب اینجاست که همین ها عمدتاً تا همین دیروز ، "دست به سینه" دولت احمدی نژاد بودند.
البته بدیهی است که با اتمام دولت احمدی نژاد ، آن بخش از مشکلات که ریشه در سوء مدیریت های احمدی نژاد و دولتش دارد ، رو به حل شدن خواهند گذاشت (مشروط بر این که یکی مانند رئیس جمهور فعلی بر سر کار نیاید) ، ولی بهبود اساسی اوضاع ، نیازمند نگرش های ملی تر و مصلحانه تری است که همه تقصیرها را بر گردن یک فرد یا یک دولت نیندازد.

+

خوش چهره رئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل مجلس هفتم

وی افزود: این اشکال اکنون در نظام تصمیم گیری ما وجود دارد، خیلی از افراد فکر می کنند که اکنون متوجه مسائل هستند ولی هنگامی که پای مشاوره و تصمیم گیری می رسد با کمال تعجب و تلخی معلوم می شود که اولویت ها را تشخیص نداده اند و هر کدام مطالبی را مطرح می کنند که بعضی از آنها علیرغم مهم بودن ولی اهم نیستند. بنابراین از بعد مدیریت استراتژیک تشخیص اقدامات آنی و متعاقباً اولویت ها در چنین شرایطی مهم است.
رئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل مجلس هفتم اظهار کرد: چون بازسازی شرایط قطعا امکان پذیر نیست و مستلزم زمان است در چنین حالتی مهم این است که نظام سیاستگذار کلان ما ضمن درک صحیح از شرایط و یک اجماع به تشخیص اهم بپردازد.
خوش چهره با بیان اینکه اقدامات آنی جلوگیری از خونریزی است گفت: تجربه نشان داده که اگر نتوان اقدامات آنی را به درستی تشخیص داد متضرر می شویم. یکی از این اقدام آنی جلوگیری از تضعیف بیشتر پول ملی است که در یک شیب تند قرار دارد و اگر کاهش ارزش پول ملی کنترل نشود به سقوط پول ملی منجر می شود . سقوط پول ملی در عین ناباوری می تواند به فروپاشی اقتصاد بیانجامد.
وی تصریح کرد: تجربه جهانی نشان داده که کشورهایی که علیرغم قدرت و بنیه قوی اقتصاد دچار اختلال شده بود بی توجهی به پول ملی باعث سقوط اقتصاد شد. تجربه ای که حتی در فروپاشی شوروی علیرغم داشتن معادن، نفت فراوان، صادرات نفت، صنایع سنگین و تجهیزات نظامی آنچه که منجر به فروپاشی اقتصاد شوروی کرد سقوط پول ملی بود.
وی با انتقاد از بازی این روزهای دولت با نرخ ارز گفت: بازی خطرناک دولت با نرخ ارز که به تضعیف پول ملی منجر شد این در دستور کار سیاسی قرار نگرفته و هنوز هم هیچ اقدام بنیادی برای بهبودی این موضوع را شاهد نیستیم اگر چه اقداماتی را برای نوعی آرام سازی شاهد هستیم اما اینها بنیادی نیست و بازسازی ارزش پول ملی باید در دستور کار قرار بگید.
وی گفت: اگر به پول ملی که علت اصلی بقا و دوام اقتصاد است کم توجهی بشود و عوامل درون زد و برون زای آن شناسایی نشود بقا و دوام اقتصاد ما به خطر می افتد.
وی تاکید کرد: از اقداماتی که به خروج از برون رفت از وضعیت فعلی می پردازد را بازسازی اعتماد بازار سرمایه، فعالین اقتصادی و آحاد مردم مهم است. نگرانی از کاهش ارزش پول ملی می تواند فضایی را ایجاد کند که خیلی از افراد برای جلوگیری از خسارت های ناشی از سقوط ارزش پول ملی به سمت تقاضاهایی روی بیاروند که این تقاضا ها خود می توانند ضربه شکنده ای به اقتصاد بزند. که می توان حجمه به سوی مواد غذایی و ذخیره سازی آن را نام برد.
این نماینده مجلس هفتم گفت: باید قیمت اقلام اساسی کاهش یابد تا این ترم افسار گسیخته بیش از شلاق های خودش را بر پیکر طبقات محروم جامعه وارد نکند.
او اعتقاد دارد: حمایت از تولید، کمک به کاهش قیمت اقلام اساسی و به نوعی جیره بندی مواد غذایی مختلف باید در دستور کار قرار بگیرد. در کنار رکود شدیدی که اکنون در اقتصاد حاکم بوده علیرغم اینکه پیامدهای مختلفی دارد اما اقدام آنی تبعات ناشی از تعطیلی هاست که اشاره شد.
وی یکی از تبعات چنین تعطیلی هایی حجم بالای بیکاری خواند و گفت: در فضای اقتصادی کنونی هر نوع بیکاری جدید و هر انسان بیکاری می تواند یک بمب انسانی باشد که عملکرد آن در حوزه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی می تواند خطرناک باشد بنابراین حتما باید در چنین مقطعی مخصوصا مجلس با وضع قانونی که مکلف کند تا پایان سال اجازه هیچ نوع اخراجی را به واحدهای دولتی و غیردولتی ندهد و برای عملیاتی شدن چنین تصمیمی هم باید اقدامات لازم را انجام دهند.
وی افزود: اشتباه استراتژیکی که بعضی از افراد با اطلاعات نادرست از اقتصاد در حوزه ارزش پول ملی دارند فاجعه بار است. این ایده که با کاهش ارزش پول ملی افزایش صادرات صورت می گیرد بدون اینکه متوجه چنین متغیری با شرایط اقتصادی کشور تطبیق دارد و چنین کاری چه آثار سوئی دارد به نحوی زمینه ساز چنین اتفاقی بودند.
این استاد دانشگاه گفت: متاسفانه این تفکر در بین برخی سطوح تصمیم گیری رخنه کرده و حتی از افزایش قیمت به بالای ۳۰۰۰ تومان هم نگران نیستند در حالی که توجه ندارند در حالت سقوط ارزش پول ملی برای دلار هر قیمتی می توان تصور کرد که به مفهوم تنظیم نرخ واقعی ارز نیست. و این استدلال های می تواند مغرضانه باشد.
وی با انتقاد از برخی سیاسی کاری ها گفت: شرایط فعلی به افزایش توان و ظرفیت های کارشناسی احتیاج دارد و از چنین فضایی نباید برای تضعیف رقبا استفاده کرد چون فضای شکننده باعث خواهد شد که نه تنها دولت بلکه کل نظام و آحاد مردم متضرر شوند. بنابراین هم افزایی و ارائه راه حل های عالمانه یه ضرورت استراتژیک هست.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 اصفهان 91

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 20:35  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و جلال و مهندس ضیا مهدی پور گنجارودی جهانشهر کرج 1389 

"سلام"

افسانه89
عاشق: ليك افسوس! چون مارم اين درد
مي گزد بند هر بند جان را
پيچم از درد بر خود چو ماران
تنگ كرده به آن استخوان را
نیما یوشیج

264

"حسن آقای ژاندارم 2"

داشتم می گفتم که

حسن آقای سابقاً ژاندارم برایم تعریف کرد

همان دوستان به ظاهر خیلی صمیمی و ندار

امّا به واقع زبل،

برای اینکه به راحتی بتوانند

از من برای جابجایی مواد سوء استفاده بکنند،

تصمیم گرفتند من یعنی حسن آقای ژاندارم رو، آلوده به مواد بکنند!

کار به جایی رسیده بود که شب ها تا به صبح

مشغول ... ... بودیم

و

فکر می کردم که همه چیز بر وفق مراد است و بس!

+

گذشت و گذشت

تا اینکه همان زبل های به ظاهر دوست،

دستم رو در حنای قاچاق مواد مخدّر گذاشتند!

کار از کار گذشته بود،

فکر می کردم خیلی هم اشکال نداره

تازه برای خودم توجیه هم می کردم که مثلا خیلی ها اینکاره اند!

اگه خیلی بد بود که آن های دیگه این کار رو انجام نمی دادند

-البته که برای هر کار خلافی، اول باید توجیه مناسبی صورت بگیرد تا بعد به راحتی بتوان انجامش داد!-

+

بالاخره من یعنی حسن آقای ژاندارم

یا همان سرکار استوار

در دامی که دوستان زبل برایم فراهم کرده بودند گرفتار آمدم

و

سرانجام دستگیر

و

بعد از یک محاکمه ی ساده،

حکم انفصال از کار و خدمت برایم صادر شد

دوستان عزیز و قبلا صمیمی من هم هیچ مسئولیّتی را قبول نکردند!

در نتیجه من ماندم

و

آن کلاه گَلُ  گشادی که از سادگی من به سَرَم رفته بود

توبه و پشیمانی هم سودی نداشت

کار از کار گذشته بود

و

نوشداروی بعد از مرگ سهراب بود

هر چه داد زدم،

فریاد زدم،

دلیل آوردم که من یه بچه ی صاف و ساده ی روستاییم،

تنها نبودم،

بوسیله دوستان زبل سرکار رفته ام،

افاقه نکرد که نکرد

آخه از قدیم گفته اند که

"خود کرده را تدبیر نیست!"

+

درآمد دیگری هم نداشتم

بار و بُنِه ام را برداشتم و بر گشتم به ولایت

مخفی کاری هم سود چندانی بحالم نداشت

تشتِ رسواییم حتّی در ولایت هم به صدا در آمده بود

چاره ای نبود

همه فهمیده بودند

+

تا مدت ها برای گذران زندگی،

مسیر خانه ی پدری و پدر زن رو متر می کردم

گذشت و گذشت

تا اینکه بالاخره یه درآمد بخور و نمیری برای خودم پیدا نمودم

+

حالا من مانده ام با دنیایی از خاطرات تلخ و شیرینی که

چاره ای جز تحملّ و کنار آمدن با آنها

و

وضع موجود را ندارم

آدم های عاقل و فهمیده،

هیچوقت تجربه ی ناکام و تلخ مرا تکرار نخواهند کرد!

از دوستان زبل دوری کنید

هرگز نگویید که

من از او ذبل ترم!

امکان داره که خیلی از چیزها "تر" داشته باشه،

ولی زبلی"تر" نداره!

ببخشید!!!

جلال گنجارودی

11-1-1389

 کرج جهانشهر 1389

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 21:47  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و جلال و مهندس ضیا مهدی پور گنجارودی 1389 

"سلام"

افسانه88
افسانه: حاليا تو بيا و رها كن
اول و آخر زندگاني
وز گذشته مياور دگر ياد
كه بدين ها نيرزد جهاني
كه زبون دل خودشوي تو
نیما یوشیج

ادامه از پست 264

خرازی

آمریکا با دولت فعلی مذاکره نمی کند

دیپلماسی ایرانی متن سخنرانی سید محمد صادق خرازی،‌ معاون اسبق وزارت خارجه در نوزدهمین نشست دیپلماسی ایرانی با عنوان «نگاهی به انتخابات آمریکا» را منتشر کرد.

آفتاب

آمریکا یکی از مهم ترین قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان است و انتخابات ریاست جمهوری در این کشور از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ چرا که بر روند تحولات بین المللی و حتی مسائل منطقه ای و داخلی برخی کشورهای دیگر جهان تاثیرگذار است.
در روزهای آینده مردم آمریکا برای انتخاب رئیس جمهور این کشور به پای صندوقهای رای می روند ولی سوالی که امروز مطرح است این است که آیا اوباما دولت موفقی داشته است؟ سوال ما به این پرسش بایست فرای نگاه مناسبات دو کشور و رفتارها و هنجارهای دو کشور انجام گیرد در یک بررسی اجمالی به ان ایام که باراک حسین اوباما قدرت را در کاخ سفید در دست گرفت و مورد استقبال بخش عمده ای از جامعه جهانی واقع شد نیازمند تعمق در ارائه تحلیل ما و ارزیابی وضعیت ان روز جهان و ایالات متحده است .
درست است که اوباما خودش هم دارای قابلیت هایی بود ولی این استقبال تا حدی به دلیل رفتن بوش از صحنه تصمیم سازی بزرگترین قدرت سیاسی امنیتی و اقتصادی جهان بود. جهان از نبود بوش احساس امنیت می کرد و شعارهای اوباما این احساس آرامش را تقویت می کرد. هنجار شکنی بوش اعتماد جهانی به امریکا را خدشه دار کرده بود و سازمان ملل متحد را بی خاصیت ساخته بود خانواده های بسیاری در اقصی نقاط جهان داغ فرزندان خویش را حس کرده بودند.
بوش چنان بی پروا بر طبل جنگ میکوبید که بیم جنگهای مذهبی و صلیبی را در اذهان مردم جهان بویژه مردم خود ایالات متحده متبادر می ساخت حال سوال این است که پس از گذشت چهار سال ایا اوباما و دولت دمکرات او توانسته است که این احساس آرامش را برای مردم جهان باز گرداند و مردم خود امریکا این حس امنیت را بیشتر درک کنند؟
آیا او توانسته است ماهیت قدرت امنیت وسیاست را که در بستر استراتژی اولترا امنیتی - نظامی حاکم بر دولت آمریکا در زمان بوش را به رهیافت هایی سیاسی و اقتصادی و اصلاحات عمیق در داخل امریکا تبدیل کند؟
به نظر من پاسخ به این پرسش بصورت نسبی در یک ارزیابی اجمالی می تواند مثبت باشد اگر چه ناکامی ها و سرخوردگی های جدی دیگری هم در فرایند ارزیابی عملکرد دولت دمکرات اوباما نیز مدخلیت دارد.
در این شرایط خاص، دولت با گره زدن مشکلات اقتصادی با بحث تحریم ها، تمایل خود را به مذاکره با آمریکا نشان می دهد. واضح است که دولت آقای احمدی ن‍ژاد تلاش می کند در روزهای پایان کار خود این موفقیت مذاکره با امریکا را به نام خود سکه بزند که مشکل رابطه با آمریکا را این دولت حل کرده است. در حالی که بزرگان کشور اهداف این عده در دولت را خوب می فهمند و پس طبیعی است اجازه این کار را نمی دهند.
به زعم من اوباما یکی از موفق ترین روسای جمهور اخیر آمریکا بوده است. او وارث آمریکایی بود که درگیر دو جنگ عراق و افغانستان بود و در زمانی دولت را تحویل می گرفت که این کشور با یکی از بزرگترین بحران های اقتصادی و رکود وحشتناک و بحران بیکاری مواجه بود.
تصمیماتی که او در مورد بیکاری، تامین اجتماعی و بیمه اتخاذ کرد بسیار شجاعانه و بزرگ بود. او تا حدی اعمال قدرت در مدیریت منابع کلان و شرکت های چند ملیتی را با چنان عتاب و تنگناهایی در بخش سرمایه داری امریکا انجام داد که سلطه سیستم سرمایه داری و اعمال قدرت ان بر اقتصاد امریکا را مهار و کنترل کرد دولت امریکا را نه تنها سیاست گذاری در بخش های پولی و مالی کرد بلکه با اعمال مدیریت بحران پدید امده از تجارت پول بی پشتوانه و اوراق قرضه و نهایتاً سیاست گذاری در بخش مدیریت منابع مالی را در قلمرو منافع ملی و تهدیدات ملی تعریف کرد
این ساختار قدرت و این جمهوری امریکایی نخستین تجربه ای بود که امریکاییها در بخش های کلان اقتصادی وصنعتی تجربه می کردند دولت اوباما از این منظر پدیده شد که مالیات و سرمایه گذاری و خدمات اجتماعی را در بستری دیگر دید.
جمهوری اوباما، جمهوری سناتورها و افراد با تجربه بود، افرادی که به جای ذهنی دیدن مسائل، به عینیات و واقعیات موجود می پرداختند.
در بعد سیاست خارجی هم اوباما موفقیت های زیادی داشت. به خصوص اوباما در تشخیص بحران به زعم من هوشمندانه الام انسان و جهان را شناخت ولی در مدیریت و حل ان گرفتار کانون های قدرت و کلان لابی های ایالات متحده که طی چند دهه ریشه گرفته اند و بر اندام تصمیم سازی قدرت در امریکا نقش دارند نتوانست فائق بیاید. ماهیت بحران جهانی امنیت را در نگاه ایدئولوژیک حاکم بر نئوکان ها ارزیابی نکرد بلکه به شکاف میان دو جهان غرب واسلام ریشه تحقیرها و تهدیدات پرداخت با توجه به برداشتی که از جنبه های اجتماعی اسلام و تعامل اسلام و غرب داشت توانست نوعی سخن از آشتی بین آمریکا و دنیای اسلام کند و امال خودش را بیان نماید.
نگاهی به سخنرانی او در مصر که یکی از استرات‍ژیک ترین سخنرانی های روسای جمهور آمریکا در قبال مسائل جهان اسلام بوده است و سخنان وی در ترکیه و ماهیت سخنان وی در هنگام دریافت جایزه صلح نوبل از ذهن او می توان چیز های دیگری بر خلاف گذشتگان دریافت او همچنین در مواجهه با خیزش مردمی در جهان عرب و بیداری اسلامی ، بسیار هوشمندانه عمل کرد. برای نخستین بار آمریکا را در کنار مردم قرار داد و نه بر خلاف نگاه سنتی حمایت از دیکتاتورها این بار امریکا در کنار قدرت های مستبد و حاکم قرار نگرفت . این یکی از مهم ترین تصمیمات استراتژیک وی بود هم پیمانان سابق را در برابر موج انبوه مخالفت های مردمی همراهی نکرد.
بی تردید اعمال این سیاست اتفاق بزرگی در تاریخ تعامل جهان اسلام و آمریکا محسوب می شود. اوباما از همان هنگام تصدی قدرت سعی در مهار اسرائیل کرد و دارای اختلاف جدی با وزیر خارجه خودش بود تضییقاتی که وی در اغاز مسئولیت خود برای دولت غاصب تل اویو ایجاد کرد برخورد متعفنانه و تلخ نخست وزیر و رییس جمهور اسرائیل با جو بایدن را به همراه داشت.
او می توانست همانند بسیاری از جریانات دیگر که آمریکا در کنار حاکمان ستمگر قرار گرفت، مجوز سرکوب را به ارتش مصر بدهد. در حالی که اوباما از خیزش مردمی در مصر و تونس و ... حمایت کرد. اگر چه تصمیم در راستای حمایت امریکا از مردم نبایست تلقی شود این البته با در نظر گرفتن منافع آمریکا صورت گرفت؛ چرا که اصل اساسی سیاست خارجی آمریکا منافع محور است.
اوباما در مورد ایران هم نخست تلاش های زیادی کرد و با پیام های گوناگون سعی برای نزدیکی به ایران داشت ولی اگر چه گام های در حد حرف برداشت ولی گرفتار رفتار پارادوکسیکال سیستم کارشناسی خود شد در حالی سخن از تامل با ایران می کرد که لایحه براندازی و اعتبار و بوجه براندازی را هم امضاء می کرد.
اوباما علیرغم انکه حتی میز ایران در وزارت خارجه را به کاخ سفید آورده بود و خودش می خواست ان را آن را در اختیار داشته باشد نتوانست تصمیمی شجاعانه بر حذف تحریم ها به عنوان یک ژست و گام مثبت نشان دهد. متحدان ان سوی اتلانتیک و اسرائیل در فقدان عدم حضور ایران در صحنه بهترین بهره را در برگراندن نظرات وی داشتد ولی فضای سیاسی موجود در ایران و فهم آمریکایی ها از مسائل ایران به گونه ای بود که این تلاشها چندان با موفقیت همراه نبود؛ با این وجود او می خواست گام های عملی جدی در این زمینه بردارد ولی در حلقه مخالفان و دلالان روابط گرفتار بد فهمی و کژفهمی از ماهیت قدرت و نظام تصمیم سازی در بعد سیاست خارجی در ایران شد.
اما سوالی که امروز بسیار مطرح است این است که آیا پس از انتخابات جاری ریاست جمهوری در آمریکا تحولی در روابط ایران و آمریکا رخ خواهد داد؟ آیا ایران و آمریکا می توانند پس از این انتخابات به گفتگوی مستقیم با یکدیگر اقدام کنند و مشکلات فیمابین را حل کنند؟ به اعتقاد من چنین نخواهد شد و این گونه نیست که در دور دوم ریاست جمهوری وی ما با پدیده عادی سازی و نورمالیزیشن در مناسبات میان دو کشور روبرو باشیم.
من هر گونه تحولی در روابط دوجانبه ایران و آمریکا را تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتفی و غیرعملی می دانم؛ اگر چه انها خوب فهمیده اند که موضوع روابط خارجی تابعی از حیطه اختیارات بالاترین مقام نظام اسلامی یعنی رهبری است ولی دیگر چرا که آنها حاضر نبوده و نیستند با آقای احمدی ن‍ژاد مذاکره کنند و با دولت ایشان مسائل را حل وفصل نمایند. دولت و رئیس جمهوری که ایام ماندگاریش مستعجل است و از موقعیت بسیار منفی در داخل سیستم سیاسی خود امریکا به دلیل ارائه برخی شعارها برخوردار است.
در سفر اخیر آقای احمدی ن‍ژاد به نیویورک نشانه های آشکاری از تمایل ایشان به مذاکره با آمریکا دیده شد ولی آمریکایی ها هیچ اهمیتی به این مواضع ندادند و این رویکرد واکنش جدی از سوی آنها را در برنداشت؛ چرا که از نظر آمریکایی ها کار دولت احمدی ن‍ژاد در ایران به پایان رسیده است.
در این بین این مسئله مطرح است که اوباما یا رامنی چه رویکردی را در قبال ایران در پیش می گیرند؟ آیا ممکن است از گزینه نظامی در مواجهه با ایران استفاده کنند؟ به نظر من ایران ظرفیت های ‍ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک بسیار زیادی دارد، بنابراین هرگونه بحث حمله نظامی در مورد ایران بیشتر یک جنگ روانی و شعار تبلیغاتی محسوب می شود. اما تحریم در دستور کار آمریکا قرار خواهد داشت. اشتباهی که از سوی ما صورت گرفت این بود که در مذاکرات خود علائمی که از کارایی سیاست موفق تحریم ها نشان داده شد و این مسئله آنها را در دنبال کردن سیاست تحریم جدی تر کرده است.
به زعم من این خدمت به ملت نیست که گاهی برخی حضرات برای توجیه و فرافکنی در خصوص ضعف های مدیریتی خود ، مسئله تحریم ها را پیش می کشند. به عقیده من بحران مدیریتی در کشور را نباید به پای تحریم بگذاریم.ما در بحران های اقتصاد و تجارت خارجی و روابط خارجی خود روزهای بسیار سخت تری در این کشور تجربه کرده ایم. بدترین روزهای جنگ را از سر گذرانده ایم. بدترین شرایط اقتصادی ناشی از پایین بودن قیمت نفت را تجربه کرده ایم. زمانی بوده که کشور به دلیل فشارها جهانی بیش از چند روز ذخیره گندم نداشته است. در حالی که در سالهای گذشته به واسطه فروش نفت به قیمت های بالا، درآمد کشور صدها میلیارد دلار بوده است.
در این شرایط نسبت دادن مشکلات اقتصادی به تحریم ها ناشی از ناآگاهی و فرافکنی است. این عملاً نشان می دهد که اقایان تصور دقیقی از مسائل خود ندارند و تصور درستی از مدیریت بحران ندارند و همه سوء مدیریت های خود را به پای تحریم می گذارند .
در این شرایط خاص، دولت با گره زدن مشکلات اقتصادی با بحث تحریم ها، تمایل خود را به مذاکره با آمریکا نشان می دهد. واضح است که دولت آقای احمدی ن‍ژاد تلاش می کند در روزهای پایان کار خود این موفقیت مذاکره با امریکا را به نام خود سکه بزند که مشکل رابطه با آمریکا را این دولت حل کرده است. در حالی که بزرگان کشور اهداف این عده در دولت را خوب می فهمند و پس طبیعی است اجازه این کار را نمی دهند. بنابراین طبیعی است رفتار انتزاعی دولت مردان انها را محدود ساخته و قدرت مانور ایشان را کاهش داده است
ایران و قابلیت های این کشور پتانسیل ها و ظرفیت های بسیاری در سطح منطقه دارد. کمربند امنیتی منطقه بدون حضور ایران معنا ندارد. اما همه بحث این است که چگونه این توانایی ها مورد استفاده قرار گیرد و چگونه این توانمندی ها نقد شود. هنرمندانه مذاکره کردن و کسب موفقیت های سیاسی امری عملی است .
در این راستا، آنچه مهم است این است که دست خود را برای دنیا رو نکنیم و بازیگری هوشمند باشیم. توصیه مهمی که باید برای ایران امروز داشت این است که شرایط را به سمتی پیش ببریم که انتخاباتی پرشور در کشور برگزار کنیم. اگر نتیجه، انتخابات پرشور در کشور باشد نتیجه اش دولت مقتدر باشد و افرادی عاقل و زیرک بر سر کار بیایند و این دولت مقتدر و هوشمند می تواند با کسب امتیاز از آمریکا و مسلما با درک منافع ایران و امریکا بسیار بیشتر از منافع مشترک ایران با اروپا یا دیگر کشورها است.
منافع مشترک ایران و آمریکا ایجاب می کند که بسیاری از مسائل را دو کشور حل کنند و توافقی جامع و فراگیر صورت دهند. ایران در دنیایی از ظرفیت ها و استعداد های کلان منطقه ای قرار دارد و بدون حضور ایران و بازیگری ایران مسائل منطقه قابل حل نیست. آمریکایی ها نیز این مسئله را می فهمند اما نمی دانند که با چه کسی مذاکره کنند و چگونه مسایل را به پیش ببرند.
گفته می شود که میت رامنی آمریکا را به سمت جنگ سردی با روسیه می برد و این به نفع ماست. از ن‍ظر من این نگاه درست نیست. ما باید بحث ها را استرات‍ژیک ببینیم. یعنی این سوال را باید پاسخ داد که آیا بودن اوباما به نفع ایران، جهان اسلام و بشریت نیست؟ اگر به نفع ایران و اسلام و جهان است چرا مسئله را به نحو دیگری تحلیل کنیم؟
این یک واقعیت است که اوباما در رفتار خود در نظام بین المللی را به گونه ای دیگر و متفاوت از دیگر روسای جمهور آمریکا تصمیم بگیرد و سیاست خود را به پیش برد که از تنش میان اسلام وغرب کاسته شود و امریکا از خوی استکباری خود فاصله پیدا کند. کدام مهم تر است؟ علی رغم اختلافات استراتژیک بین ایران و آمریکا، علی رغم همه ظلم های تاریخی که در حق ملت ایران شده است و علی رغم همه محدودیت هایی که برای ایران ایجاد شده است، به نظر من بایست به مسایل و مشکلات جامعه بین المللی فراتر از احساسات بیاندیشیم و امیدوارم نتیجه رای مردم آمریکا تحقق عقلانیت باشد. همچنین امیدوارم با انتخاب دولتی واقع گرا و منطقی و روی کار آمدن دولتی عاقل در دو طرف شاهد تحول مثبت باشیم و تصمیم گیران بتوانند مناسبات خود را به نحوی تنظیم کنیم که ظلم و تحقیری که در سی و چند سال گذشته اروپاییان در قبال مردم ایران روا داشته اند پایان یابد.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

کرج جهانشهر 1389 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 19:44  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

حسن و حسین شعبانی علیکلایه 1389 

"سلام"

افسانه88
افسانه: حاليا تو بيا و رها كن
اول و آخر زندگاني
وز گذشته مياور دگر ياد
كه بدين ها نيرزد جهاني
كه زبون دل خودشوي تو
نیما یوشیج

264

"حسن آقای ژاندارم 1"

ظاهراً این حسن آقای ما

هم تعهد کاری داشته

و

هم گاهی اوقات توسط دوستان زبل خود،

یه جورایی سرِکار می رفته!

شاید بخاطر همین بوده که همه بهش می گفتند

"سرکار"

البتّه غیر از دوستانِ ذبل که بهش می گفتند

"سرکار استوار"

+

حسن آقا که یه بچه ی روستایی صاف و ساده بود

حتّی احتمالش رو هم نمی داد که

توسط همین دوستان غیر صاف و ساده(ذبل)،

آنچنان سر کار بره که مثلا

بعد از 13 سال تلاش و سابقه ی خوب و رضایت مقامات بالاتر،

منجرِ به اخراجش بشود

+

حسن آقا هرچند اهل ورزش و والیبالیست بود،

ولی متاسفانه سیگار فراوانی هم می کشید

اصلا شاید همین سیگار بود که بعدها کار دستش داد!

آخه آدم های سیگاری

یه جورایی احساس خود بزرگ بینی هم دارند!

+

حاجی گنجارودی تعریف میکرد

در اوایل دوره ی جوانیم،

همیشه فکر می کردم که آدم های سیگاری

یه سروگردن از دیگران بزرگترند!

روزی که برای اولین بار تصمیم گرفتم این خود بزرگ بینی رو تجربه بکنم

و

برای همیشه یه سرو گردن از دیگران بالاتر بشوم

از یه هم محلّی سیگاری

-مرحوم محمّد ولی ابراهیمی گنجارودی-

که در حال کشیدن سیگار و خود بزرگ بینی بود

تقاضای یه نخ سیگار کردم

هنوز پُکِ سوم رو

همراه با سرفه و احساس خود بزرگ بینی تمام نکرده بودم که

دستی آشنا

سیگار رو از دستم قاپید

و

زیر پاهایش درب و داغون کرد

-مرحوم غلام حسین شریعتی کدخدای روستای کل محله که گویا نتوانسته بود احساس خود بزرگ بینی و سیگار کشیدنم رو تحمّل بکنه-

+

اولش از اینکه توی ذوقم خورده بود،

تا چند روزی ناراحت بودم که یعنی چه؟!

چرا باید سیگار رو از دستم می قاپید؟!

ولی هرچه زمان می گذشت

و

بیشتر فکر می کردم 

و

بخصوص اینکه بعدها من هم بعنوان کدخدا انتخاب شدم،

بیشتر به درستی کارش پی می بردم

شاید اگر عمل آنروز او نبود،

من هرگز به بزرگی واقعی

و

کدخدایی محل نمی رسیدم

تازه نکبت خود بزرگ بینی سیگار وبال گردنم میشد

و

امان را از من می برید،

همچنان که آن هم محلّی سیگاری ام

عمری نکرد

و

سلامتی خود رو پای سیگار گذاشت

و

خیلی زود زندگی اش رو به شما بخشید

ادامه دارد

 1389

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 22:14  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و آقا شهرام و محمد مهدی کارگر و امیر محمد کارگر گنجارودی 1389 

"سلام"

افسانه87
عاشق: گر نريزم
دل چگونه تواند رهيدن؟
چون توانم كه دلشاد خيزم
بنگرم بر بساط بهاران
نیما یوشیج

ادامه از پست 263

 احمدی نژاد:

هر وقت می‌خواهیم به مردم پول بدهیم صداها بلند می‌شود!

رئیس جمهور با بیان اینکه هر وقت می‌خواهیم به مردم پول بدهیم صداها بلند می‌شود گفت:

ملت هرکس را در مقابل منافع خود ببیند زیر پایش له می‌کند.

آفتاب: 

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور در مراسم تجلیل از بازنشستگان نمونه کشوری در تالار وحدت از ایران به عنوان عشق مشترک و پیوند دهنده قلب ملت یاد کرد.
رئیس جمهور گفت: متاسفانه برخی برای منافع سرمایه داران همه تلاش خود را به کار گرفتند تا انسان را به کارگری برای نظام سرمایه داری تبدیل کند و برای رسیدن به این هدف بنیان‌ها را هدف قرار دادند.
احمدی‌نژاد افزود:‌ وقتی یک خانواده مستحکم نباشد جنایت صورت می‌گیرد و در مقابل از درون یک خانواده مستحکم و پایدار انسان‌های بزرگ و با محبت به جامعه تقدیم می‌شود.
وی تصریح کرد: اینکه در یک جامعه عده‌ای به قیمت فقر و زجر دیگران جیب خود را پر کنند ناشی از فقدان محبت در دل‌های آنهاست که گاهی به درجه‌ای می‌رسند که از حیوان پست‌تر می‌شوند.
احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: خانواده یک مجموعه به هم پیوسته است و هر چقدر کیان خانواده را حفظ کنیم جامعه را حفظ کرده‌ایم و بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی ناشی از تضعیف نظام خانواده است.
رئیس جمهور گفت:‌ملت ایران برای ارتباطات و احترامات و محبت‌ها زنده است و دولت همه تلاش خود را به کار می‌گیرد تا نظام خانواده مستحکم‌تر شود.
وی با بیان اینکه مطالبات پرداختی به بازنشستگان پاسخگوی نیازهای آنها نیست، گفت: در حال حاضر با توجه به وضعیت اقتصادی و فشارها نمی‌توان گفت پرداختی‌ها موثر است اما دولت از هیچ خدمتی در این عرصه فروگذار نخواهد بود.
رئیس جمهور با بیان اینکه اگر خزانه دولت پر پول باشد اولویت اول حل مسائل و مشکلات بازنشستگان است دو مشکل عمده را پیش روی دولت دانست.
احمدی‌نژاد گفت: یک مشکل این است که دشمن دست و پا می‌زند تا برای ما محدودیت ایجاد کند اما انشاءاله به سرعت از این مرحله عبور می‌کنیم و روسیاهی برای کسانی خواهد ماند که می‌خواهند فضا را زمستانی کنند.
وی ادامه داد:‌ مشکل دیگر این است که به محض تصمیم دولت برای اینکه پولی در جیب مردم برود، از 80 جا افراد بسیج می‌شوند که نگذارند این اتفاق بیفتد.
احمدی‌نژاد گفت: ‌این کشور متعلق به ملت است و دولت، مجلس و قوه قضائیه نوکر ملت هستند اما همین که می‌خواهیم نصف پول‌هایی که برخی برده‌اند و پس نیاورده‌اند به بازنشستگان بدهیم فریادها بلند می‌شود.
رئیس جمهور ادامه داد: اینکه فردی 100 میلیارد بگیرد و پس نیاورد اقتصاد کشور را به هم نمی‌ریزد اما اگر بخواهیم به یکنفر 5 میلیون وام قرض‌الحسنه بدهیم تلاش می‌کنند مانع شوند و می‌گویند اقتصاد به هم می‌ریزد.
احمدی‌نژاد افزود: اکنون وام‌های کلان در دست حدود 10 درصد جمعیت است که 3 هزار نفر می‌شوند و ما به آنها می‌گوییم شما که پول را برده و کار خود را انجام داده‌اید برگردانید تادیگران هم از این سرمایه بهره‌مند شوند.
وی ادامه داد: 90 درصد مردم تنها از 10 درصد وام‌ها بهره‌مندند که به جایی برنمی‌خورد و اگر از آن 80 درصد، 20 درصدشان معوقات بانکی را برگردانند همه از مشکلات حل خواهد شد.
رئیس جمهور گفت: به هر حال در شرایط جنگ اقتصادی دشمن فشار وارد میکند و ما می‌بینیم قیمت ارز به صورت مصنوعی بالا می‌رود و می‌خواهیم برای جبران مسئله به مردم کمک کنیم.
احمدی‌نژاد افزود: برخی این کار را به ضرر اقتصاد می‌دانند اما اینکه عده‌ای ده‌ها میلیارد ببرند، از نظر آنها بلا اشکال است. در حالی که خدمت و حمایت از مردم وظیفه حاکمیت است.
وی ادامه داد: مردم اصل کار هستند و باید معیشت آنها را تامین کنیم و در صورتی که مردم مورد توجه قرار گیرند،‌همه امپراطور‌ها و دزدها تاریخ هم جمع شود نمی‌توانند لطمه‌ای وارد کنند.
رئیس جمهور گفت:‌ کشور ایران بزرگ و ثروتمند و اقتصاد ما در حال رشد است اما وقتی به خاطر چاله کنی دشمن دست انداز‌هایی ایجاد شود باید از مردم حمایت کنیم.
احمدی‌نژاد افزود: متاسفانه در این میان عده‌ای مانع می‌تراشنند و هر راهی که می‌رویم بر آن قفل می‌زنند و اگر از راهی دیگر برویم قفل‌های بیشتری به آن می‌زنند.
وی ادامه داد: ما می‌خواهیم پولی که از ملت می‌گیریم به خودشان بدهیم و کسی که بنزین بیشتر مصرف می‌کند پول بیشتری بدهد تا به اقشار ضعیف کمک شود اما می‌گویند این تورم‌زا است و نقدینگی ایجاد می‌کند.
رئیس جمهور گفت: ملت ایران با وحدت از همه موانع سنگین و گذشته عبور کرده و به لطف خدا از این مرحله نیز عبور کرده و بر دشمن فائق می‌شود.
احمدی‌نژاد افزود: هر کس تحت هر عنوان و با هر چهره و به هر بهانه‌ای در مسیر پیشرفت حرکت و منافع ملت بخواهد بایستد، از هر دسته و باندی که باشد ملت به لطف خدا او را زیر پای خود له می‌کند و با عبور از او قله‌های پیشرفت و عدالت را فتح خواهد کرد.
به گزارش فارس،وی در پایان خاطرنشان کرد که دولت در این سه ماهه تنظیم بودجه تصمیماتی خواهد گرفت که موجبات شادمانی همه ملت به ویژه جامعه بزرگ پیشکسوتان و بازنشستگان خواهد شد.

 +

پرویز کاظمی:

توزیع نقدی یارانه ها بدترین کار ممکن بود

ما عملا نمی توانیم نفی کنیم که تحریم هایی که برای کشور به وجود آمد اصلا اثر نداشته است. به هر حال فرآیند درآمدی ما را تحت تاثیر قرار داده است. فعالیت های اقتصادی ما با کشورهای دیگر را متاثر کرده است. نقل و انتقالات پولی و مالی را تحت تاثیر قرار داده است.

آفتاب:

مشکلات اقتصادی حال حاضر ایران ریشه در کجا دارد؟

تحریم ها، اقتصاد ایران را اینگونه آسیب پذیر کرده است یا آنچه اقتصاد ایران از آن رنج می برد ریشه در تصمیم هایی دارد که طی سال های گذشته اتخاذ شده است؟

اینها سوالاتی است که این روزها بسیار زیاد در فضای اقتصادی ایران دست به دست می شود.
به زعم بسیاری از کارشناسان تحریم ها اگرچه اقتصاد ایران را دچار مشکل کرده است اما تصمیم هایی که اتخاذ شده است را تحت هیچ شرایطی نمی توان نادیده گرفت.

نکته ای که پرویز کاظمی، وزیر رفاه دولت نهم نیز بر آن تاکید دارد و می گوید اگرچه تحریم ها ما را به لحاظ اقتصادی دچار مشکل کرد اما تدبیر ها و تصمیم هایی که اتخاذ شد مناسب نبود و اقتصاد ما را در شرایط کنونی قرار داد.

برای ریشه یابی مشکلات اقتصادی کنونی از پرویز کاظمی دعوت کردیم تا در کافه خبر حضور پیدا کند و درباره آنها توضیح دهد.
آنچه در ادامه می خوانید متن کامل گفت و گوی خبرآنلاین با پرویز کاظمی، وزیر رفاه دولت نهم درباره مشکلات روز اقتصاد ایران است.
نوسان هایی که شاخص های اقتصادی تجربه می کنند و اتفاق هایی که در بخش اقتصاد این روزها به وقوع پیوسته آن قدر خبر ساز است که می توان راجع به هر کدام از آنها ساعت ها گفت و شنید. مجموع اتفاق هایی که بار آن را در حال حاضر اقتصاد ایران تحمل می کند را چگونه تحلیل می کنید؟
مشکلات وجود دارد و کسی هم گمان نمی کنم آن را نفی کند که ما مشکل اقتصادی نداشته باشیم. مشکلات اقتصادی چیزی نیست که کسی بخواهد آن را انکار کند. منتها یک راه برون رفت از این شرایط وجود دارد. نکته دومی که اهمیت دارد دلایل این به وجود آمدن مشکلات است. یعنی ما یکی از روش هایی که در کار باید به آن توجه داشته باشیم آسیب شناسی و ریشه یابی است. این آسیب شناسی و ریشه یابی می تواند کمکی به ما کند تا نسخه مناسبی برای مشکل به وجود آمده تهیه کنیم.
هنگامیکه نسخه مناسب در دست مان باشد می توانیم بر مبنای آن عمل کنیم و خروج از بحران داشته باشیم. متاسفانه ما در مجموعه کشور عادت نکردیم خودمان را نقد کنیم. این یکی از ایراد هایی است که وجود دارد. همیشه به دنبال سبب های بیرونی گشتیم. به عبارت ساده تر به دنبال دلایل بیرونی هستیم بدون اینکه به دلایل درونی توجه کنیم. این ما را همیشه به انحراف برده است. شاید تصمیم هایی که برای این موضوع خواستیم بگیریم ما را منجر کرده که تصمیم مناسب بگیریم.
برای این توضیحاتی که مطرح کردید مثال هم می زنید؟
به عنوان مثال همین مباحثی که مطرح شده و این روزها هم خیلی صحبت سر آن است که آیا تحریم ها ما را به اینجا کشانده یا تصمیم ها و تدبیرها شرایط را اینگونه رقم زده است. این نکته مهمی است. من یک نکته ای هم اضافه کنم و آنهم اینکه ما عدم توجه به امکانات داخلی هم باید مد نظر داشته باشیم.
یعنی منظور شما این است که سوء مدیریت ها ما را به سویی برده است که ظرفیت های موجود را نادیده بگیریم؟
دقیقا. این ظرفیت ها دو بخش تحت عنوان سخت افزار و نرم افزار می شود. سخت افزار از باب امکانات موجود در کشور است. نرم افزار هم از جهت نیروی انسانی مطرح است. بحشی از دارایی های کشور نیرو های انسانی هستند. شما وقتی ژاپن را بررسی کنید خواهید دید که این کشور دارای مواد اولیه نیست و وارد کننده آن است اما به دلیل دانش و تکنولوژی ای که دارد مواد اولیه را به امکانات روز تبدیل می کند. بر این اساس دانشی که در اختیار دارد را می فروشد. این دانش هم توسط نیرو های انسانی دارد تولید می شود. این به عنوان یک دارایی و ثروت است که وجود دارد.
ما عملا نمی توانیم نفی کنیم که تحریم هایی که برای کشور به وجود آمد اصلا اثر نداشته است. به هر حال فرآیند درآمدی ما را تحت تاثیر قرار داده است. فعالیت های اقتصادی ما با کشورهای دیگر را متاثر کرده است. نقل و انتقالات پولی و مالی را تحت تاثیر قرار داده است. این مواردی است که اتفاق افتاده ولی نقطه دیگر این است که از تدبیرهای موجود به چه میزان برای استفاده از امکانات داخلی استفاده شده است. سال های سال است که ما باید از وابستگی به نفت خلاص شویم و در رابطه با آن خیلی بحث می شود.
این موضوع رهایی از وابستگی به نفت همواره مورد بحث بوده و بر آن تاکید شده است اما در عمل چندان به این سمت حرکت نکردیم. شما این را قبول دارید؟
ما باید در کشور به مدیریت و مهندسی فرآیند توجه کنیم. این خیلی مهم است. مدیریت از این جهت قابل توجه است که به کار گیری ابزارها و امکانات روز برای هدفی که می خواهیم به آن برسیم فراهم باشد. وقتی که آمار و ارقام را نگاه می کنیم از جهت گاز کشور ما دومین دارنده گاز در جهان هست. این خیلی قابل توجه است. از لحاظ نفت تقریبا کشور سوم به لحاظ منابع نفتی هستیم. یعنی از موضوع انرژی که اینقدر در دنیای امروز راجع به آن صحبت می شود ما هم نفت و هم گاز را در اختبار داریم.
حالا بیاییم و محاسبه کنیم درآمد هایی که از مشتقات نفتی و گازی برای کشور به وجود می آید چه اندازه است. ما باید از محل درآمد های نفت و گاز سرمایه گذاری هایی انجام دهیم که هم بتواند برای ما ارزش افزوده ایجاد کند و دوم اینکه از محل درآمد آن به طور مثال در کشاورزی سرمایه گذاری کنیم. شما مشاهده کنید ما در کشاورزی چه اندازه نوسان داریم. یک سوال با تمامی تبلیغاتی که صورت می گیرد به وارد کردن گندم احتیاج نداریم بعد مشاهده می کنیم که به سرعت واردات گندم در دستور کار قرار می گیرد. این نشان دهنده این است که ما به کشاورزی و تجهیزات مربوط به آن که می تواند ما را خودکفا کند کم توجه بوده ایم. بنابراین ما نیازمند کار بنیادی و اساسی در رابطه با بی نیاز شدن به نفت هستیم. هم دولت ها و هم مجلس ها کوتاهی کردند. همه ما به دنبال این هستیم که آمار و ارقام از رشد کاری خودمان ارائه کنیم.
تقریبا یک نارضایتی عمومی نسبت به تصمیم گیری های اقتصادی مشاهده می شود. شما اشاره کردید مجلس ها و دولت ها در رابطه با بی نیاز شدن به نفت کوتاهی کردند. می توان این نارضایتی را به همین حرکت نکردن به سوی بی نیاز شدن به نفت ارتباط داد؟
من با یک آمار و ارقامی که محکم است در این رابطه توضیح خواهم داد. این موضوعی که الان اتفاق افتاده مربوط به یکی دو سال اخیر نیست. ما باید کار اساسی، پایه ای و اصولی انجام دهیم. من اعتقاد دارم این اقدامات را افرادی می توانند انجام دهند که مدیرانی با محتوا باشند. یعنی علم و تجربه داشته باشند و بتوانند پیش بینی کنند. با علم روز مدیریت آشنا باشند و تبادلات جهانی را بشناسند. این مدیران اگر بر سر کار بیایند ما می توانیم جواب مثبت بگیریم. متاسفانه در حال حاضر هر مسئولی سریعا از آن تاریخی که مشغول به کار شده است آمار ها را ارائه می کند.
جالب اینکه در آمار هایی که ارائه می شود تقریا همه چیز رشد داشته است. اگر رشد کرده است چر این اندازه نارضایتی از سوی کارشناسان در رابطه با تصمیم های اقتصادی وجود دارد؟
ما کشور مان بیشتر از اینکه اقتصادی و فرهنگی باشد متاسفانه سیاسی است. عالم سیاست هم عالم حرف زدن است. شما اگر بیماری داشته باشید که نیاز به جراحی داشته باشد وقتی به بیمارستان مراجعه کنید قاعدتا یک تیم پزشکی برای عمل جراحی او تصمیم گیری خواهد کرد. ما نسخه هایی که برای اقتصاد و صنعت مان پیچیده ایم نسخه ای نیست که مداوا کننده آن باشد بلکه نسخه ای است که فقط می خواهد آن را مقطعی آرام کند. ما در سند چشم انداز آوردیم که رشد اقتصادی به طور میانگین 8 درصد است. هدف هم این است که در سال 1404 قدرت اول منطقه باشیم. در منطقه ما عربستان، ترکیه و قطر وجود دارد. حدودا 7 سال از ابلاغ سند چشم انداز می گذرد و هنوز یک سمینار مشاهده نکردیم برگزار شود تا در آن اهداف سند چشم انداز با واقعیت ها مقایسه شود.
شاید اساسا اعتقادی به این سمینار ها یا حتی فراتر از آن به برنامه ریزی وجود نداشته باشد چرا که دولت در همان ابتدای کار خود سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد. نظر شما چیست؟ من همان بحث مدیریتی که مطرح کردم به همین موارد می رسد. شما اگر آمدید برنامه چشم اندازی را تدوین کردید که با تلاش دست یافتنی بود درست است. قاعدتا نیروی انسانی، سازمان ها و ... باید در همین راستا بسیج شوند. یعنی انسجام برنامه ریزی های انجام شده به گونه ای باشد که به هدف مد نظر برسیم. ما مشاهده کردیم به فوریت برنامه 5 ساله پنجم پس از سند چشم انداز تدوین شد که در راستای سند چشم انداز نیست.
از آن مهم تر اینکه بودجه هر سال در راستای برنامه پنج ساله نیست. در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت سند چشم انداز محقق شود. باز به همان مثال پزشکی برگردیم. ما اگر به عنوان پزشک تشخیص دادیم فردی بیمار است باید برای او راه علاج پیدا کنیم. نمی توان به بیمار گفت شما خوب هستید.
ما اگر بخواهیم مسیر درست را طی کنیم باید بپذیریم شاخص های اقتصادی مان مشکل دارد. ما وقتی می آییم شاخص هایی مانند نقدینگی را از سیستم اقتصادی در می آوریم مشاهده می کنیم حدود 390 هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور داریم. این آمار برای تیر سال جاری است. آن را با اسنفد سال گذشته مقایسه می کنیم که در درصد رشد داشته است. این شاخص گویای این است که ما مشکل اقتصادی داریم. حالا وقتی ریشه یابی کنیم به این نتیجه می رسیم که برای تزریق پول هایی است که صورت گرفت. من واقعا باید به این نکته اشاره کنم که یکی از آسیب شناسی هایی که بیان می کند ما در وضعیت موجود قرار گرفتیم این است که « قانون هدفمند شدن یارانه ها » بسیار خوب بود اما اجرای آن بسیار بد انجام شد.
یعنی رشد نقدینگی و مشکلات حال حاضر اقتصاد را با اجرای قانون هدفمند شدن یارانه ها مرتبط می دانید؟
یک بخشی همین است. این موضوع هم فقط به دولت آقای احمدی نژاد بر نمی گردد. پس از جنگ تحمیلی این تصور به وجود آمد که ما باید قیمت ها را تعدیل کنیم و یارانه ها باید حذف شود. این رفتار معنی دارد. معنی آن این است که اگر سوخت 100 تومانی را 500 تومان فروختیم قاعدتا 400 تومان » ما به ازا » دارد. ساده ترین اقدام این است که 400 تومان را میان همه توزیع کنیم. این بد ترین کاری است که می شود انجام داد و دولت هم این کار را کرد.
بنابراین شما اعتقاد دارید توزیع نقدی یارانه ها اشتباه بود؟
این بد ترین کار ممکن بود.
در اجرای قانون هدفمند شدن یارانه ها به جای پرداخت نقدی یارانه ها شما چه راهکارهایی مد نظر دارید؟
توزیع نقدی قاعدتا نقدینگی را زیاد می کند و به دنبال آن تورم زیاد می شود. تقاضا برای برخی کالاها زیاد می شود.

می توانستیم از معافیت مالیاتی استفاده کنیم. این اثرش در بازار خیلی متعادل تر است.

یا اینکه در بخش سلامت سرمایه گذاری می کردیم. ما اگر آمده بودیم و در آمدی که حاصل شده را در بخش سلامت سرمایه گذاری کرده بودیم فردی که بیمار بود دیگر نگران هزینه های درمان نبود.

سوم اینکه بحث آموزش را می توانستیم مد نظر قرار دهیم. می توانستیم این پول را در بخش آموزش صرف کنیم.

چهارم هم اینکه می توانستیم سرمایه گذاری هایی انجام دهیم که اشتغال زا باشد.

اگر حذف یارانه ها با چنین اقداماتی همراه باشد قاعدتا جامعه به سمت تعادل حرکت می کند.
ما آمدیم و ساده ترین کار ممکن که توزیع نقدی یارانه است را انجام دادیم. این اقدام شاید در کوتاه مدت رضایتی را ایجاد کند اما در بلند مدت این رضایت ها از بین خواهد رفت.

به طور مثال در همین سال جاری که با نوسان هایی که برای ارز به وجود آمد این 45 هزار تومانی که به عنوان یارانه پرداخت می شود کجای هزینه های خانوار قرار گرفته است؟

ارزش پول از ابتدای سال تا کنون بالغ بر هشتاد درصد کم شده است. یعنی رقمی که فردی ابتدای سال به عنوان حقوق دریافت کرده در حال حاضر 80 درصد آن کم شده است. به تعبیری 80 درصد هزینه ها افزایش پیدا کرده است.

پس سیاستی که اعمال کردیم در اجرا مشکل داشته است. به همین دلیل هم مجلس مرحله دوم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را متوقف کرد.
بنابراین برگردیم به همان نکته ای که ابتدا مطرح کردید و آنهم اینکه نمی توان تمامی مشکلات کنونی اقتصاد ایران را به تحریم ها ارتباط داد و قاعدتا تدابیری هم که از سوی دولت اتخاذ شده مناسب نبوده است؟
قبول داریم که تحریم ها وجود دارد ولی تصمیم هایی که داریم می گیریم ما را به اینجا رسانده است. در کشور سرمایه گذاری های پایه ای و اصولی نکردیم. چه کسی آمد و بررسی کرد سرمایه گذاری هایی که صورت گرفت در حال حاضر چه وضعیتی دارد؟

برویم و ببینیم طرح های فولادی و سیمانی مان در چه وضعیتی قرار دارد.

ظرفیت سازی با تولید متفاوت است. ظرفیت سازی یعنی پول را بلوکه کردن اما تولید یعنی خروجی به همراه داشتن.

بنابراین مدیریت در این رابطه هم بسیار اهمیت دارد. ما نمی آییم و بررسی کنیم که کاهش ارزش پول ملی در درآمد سرانه چه تاثیری داشته است.

بر اساس آماری که بانک اقتصاد جهانی در سال 2010 داده است عنوان شده قدرت خرید ایران 888 میلیارد دلار است.

در حال حاضر ما در کجا قرار داریم وقتی ارزش پول ملی یک سوم شده است؟
در مجموع اقتصاد کوچک تر شده است. سرمایه ملی در مجموع کوچک تر شده است؟
دقیقا همینطور است. در سال 2010 رتبه ما هفدهم بود. الان باید بگردیم ببنیم در کجا قرار داریم.
در حال حاضر هم اعلام می شود هفدهمین اقتصاد جهان هستیم؟
به هر حال حرف مرد یکی است. بگذارید به بحث کاهش ارزش پول ملی بپردازم. این موضوع بر روی درآمد سرانه هم اثر گذار است. یک تاثیر بیرونی دارد و آنهم اینکه افرادی که از بیرون می خواهند بیایند و سرمایه گذاری کنند با ریسک بالایی که مقابل شان قرار گرفته است این کار را نمی کنند. علت آنهم این است که پول ارزش خود را از دست می دهد. بر این اساس علاقه مندی به سرمایه گذاری کاهش پیدا می کند. مهم ترین موضوع در کسب و کار ثبات اقتصادی است. آماری را مرکز آمار ایران اعلام کرده که بسیار جالب است. این آمار متعلق به بهار سال جاری است. قطعا الان بیشتر شده است.
هر متر مربع مسکن در منطقه 21 تهران معادل 9800 تومان قابل اجاره است.

در مقایسه با بهار سال قبل 43 درصد افزایش قیمت داشته است.

حالا آدمی با یک میلیون و پانصد هزارتومان که حقوق بسیار خوبی است و 250 هزار تومان آن بابت بیمه و مالیات کسر می شود را در نظر بگیرید.

این فرد اگر بخواهد برود در منطقه 21 تهران یک آپارتمان 100 متری بگیرد باید حدود یک میلیون تومان پرداخت کند.

250 هزار تومان هم برای هزینه حمل و نقل، خوراک و پوشاک باقی می ماند.

این خودش یک شاخص اقتصادی است.

ما باید اینها را جلوی خودمان بگذاریم و ببینیم ایراد کارمان کجاست.

آیا تمامی اینها ریشه در تحریم دارد یا اینکه تصمیم درست نگرفتیم؟

نظارت بر اجرای کار انجام دادیم؟

آدم های واجد شرایط باید وارد شوند تا تصمیم های درست اتخاذ کنند.

ما مدام دعوای میان دولت و مجلس را به دلیل این تصمیم ها شاهد هستیم.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

نوروز 89 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 20:6  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

جلال و بلال گنجارودی در کنار رودخانه ی سموش 1388 

"سلام"

افسانه87
عاشق: گر نريزم
دل چگونه تواند رهيدن؟
چون توانم كه دلشاد خيزم
بنگرم بر بساط بهاران
نیما یوشیج

263

"سُمُوش 2"

به محض استقرار ما در کنار چشمه و رودخانه ی سموش،

همان باد گرم شروع به وزیدن گرفت

ساعتی نگذشت که هوای سرد کوهستان،

گرم و تابستانی شد

بچه های همراه ما که کمتر در این موقع از سال

با چنین باد و هوای گرمی مواجه شده بودند

در پوست خود نمی گنجیدند

و

بسیار شاد و خوشحال

مشغول بازی با آب سرد و زلالِ رودخانه ی سموش شدند

و

ما بزرگترها هم مشغول آماده کردن ناهار

و

گرفتن و به سیخ کشیدن گوشت و کباب و گپ و گفتگو

+

در یک لحظه،

وزشِ باد گرم، بسیار شدید شد

تا جایی که توانست

بساط ما را به هم بریزد

و

می رفت تا پیک نیک نوروزی ما را درهم بکوبد

+

در همین لحظه

سر و کلّه ی اتومبیلی پیدا شد

حاجی گنجارودی و آقا سالار مهدی پور و آقای امید رحمانی تاکستانی

از سرنشینان آن بودند

-ظاهرا بعد از حرکت ما از خانه و روستای گنجارود به طرف کوه،

همین باد گرم، در آنجا هم شروع می شود

و

بابایِ پا به سن گذاشته ی من که همراه با بالا رفتن سنّش،

محافظه کارتر و محتاط تر شده

به دیگر اعضای خانواده اجازه ی حرکت نمی دهد

البته بعد از کلّی دعوا و تَشَر و مشاجره و دلخوری و تهدید،

به خاطر مقاومت و مُسِر بودن بچه ها و جوانترها

برای حرکت و ملحق شدن به جمع ما در کوهستان!!!-

حاجی گنجارودی با دستپاچگی و سراسیمه

از ماشین پیاده شد و آمد به طرف ما و گفت

تویِ این وضعیّت و این باد گرم

اینجا ماندن خیلی خطرناکه

سریع وسایل تان را جمع کنید و بریم خانه

+

بچه ها و جوانترها که

تازه متوجه ارزش آن هوای گرم

در کنار آب سرد رودخانه ی سُموش شده بودند

یکصدا به بابا بزرگ شان اعتراض کردند

و

مخالفت شان را اعلام نمودند

+

به پدرم عرض کردم

شما هم بمانید تا من بروم و مابقی افراد و وسایل را بیاورم

اصرار بابا بزرگ برای رفتن،

بر بچه ها و بزرگتر ها کار ساز نشد

2 باره به پدرم گفتم

پس اجازه بدهید تا بعد از مشورت با بچه ها و دیگر افراد همراه،

تصمیم لازم را برای ماندن و یا ترک کوه و منطقه ی سموش بگیریم

بناچار پدر و افراد همراهش

-البته افراد همراه که کباب های به سیخ کشیده شده را دیده بودند، به اکراه و اجبار پدر-

چاره ای جز بازگشت ندیدند

+

به محض اینکه پدر و دو همراهش از ما جدا شدند و برگشتند

بادِ شدیدِ توی کوهستان کاملا خوابید

به تلفن همراه شان زنگ زدم و گفتم که بادِ توی کوه خوابیده

شما هم دست بچه ها را بگیرید و بیایید

-البته پدر که آن باد شدید را لحظاتی قبل دیده بود

حق داشت به حرف من اعتنایی نکند-

جای شما واقعا خالی بود

ما ماندیم و آنهمه کبابی که

قرار بود شکم حدود 30 نفر را سیر بکند

از خیر هرچه برنج و نانی هم که قرار بود بعداً از راه برسد گذشتیم

- البته هرگز هم نرسید-

+

به جان عزیز آقای سلامت

این فقط سیخ و کباب بود که

در هوای گرم کوهستان گردش میکرد

و

در شکم حاضرین-11 نفر- جا خوش میکرد

باور بفرمایید که هرگز توی عمرم

نه اینقدر کباب دیده بودم

و

نه به این خوشمزگی خورده بودم

آخر کبابِ رویِ آتشِ هیزمِ کوهستان

و

آماده شده به دستِ آقا بلالِ گنجارودی

یک لذت دیگری دارد

و

به امتحانش می ارزد

+

نزدیکی های غروب،

بعد از کلّی تفریح و عکس گرفتن و بازی با آب و ماهیگیری و ...

به خانه برگشیم

از شما چه پنهان که

هر کسی از راه می رسید

چشم غرّه ای داشت و متلکی

بعضی ها را هم که اگر کارد می زدی خونشان در نمی آمد

بعضی های دیگر هم پشت سرِ هم می گفتند

"ای کارد به شکمتون نخوره که آنهمه کباب رو تنهایی خوردید!"

البته یکی 2 نفر هم مظلومانه می پرسیدند

"راستی راستی همه ی کباب ها رو به تنهایی خوردین؟!"

جلال گنجارودی

10-1-1389

 سموش 1388

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 22:32  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و بلال و جلال گنجارودی در کناره ی رودخانه ی سموش 1388 

"سلام"

افسانه86
افسانه: كه ز نو قطره اي چند ريزي؟
بينوا عاشقا
نیما یوشیج

ادامه از پست 262

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني

مسئولان زمینه برگزاری انتخابات قانونی و آزاد را فراهم كنند

تفكر شورايي، ضد خودمحوري، خودبيني و قانون‌گريزي است

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، امروز در ديدار جمعي از نمايندگان شوراهاي اسلامي شهرهاي كشور، تفكر شورايي را ضد خودمحوري، خودبيني و قانون گريزي دانست و با توجه به تأكيد مكرر دين اسلام به تفكر و مديريت شورايي گفت:

هرچند پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همه اعضاي شوراي انقلاب تفكر شورايي داشتند، ولي مرحوم آيت‌الله طالقاني در اين مورد بسيار پيگير بودند.

آفتاب

سرویس سیاسی

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه قانون تشكيل شوراها در مجلس شوراي اسلامي و در زمان دفاع مقدس به تصويب رسيد، گفت:

هرچند به دليل مشكلات و مضيقه‌هاي كشور، اجراي اين قانون تا سال 77 تحقق نيافت، ولي با انجام سه دوره انتخابات شوراهاي اسلامي، اكنون شاهد نقش‌آفريني خوب و مؤثر اين شوراها به عنوان يكي از اركان مردم‌سالاري در قانون اساسي هستم.
به گزارش آفتاب، ايشان با اشاره به سابقه قديمي كارهاي شورايي در كشور حتي در مناطق روستايي، يكي از راههاي تحقق تفكر شورايي را تشكيل شوراهاي اسلامي شهرها در سراسر كشور خواند و گفت:

تشكيل شوراهاي شهر ياري نيز به منظور كمك به تصميمات شوراهاي اسلامي و مشاركت آحاد مردم در تصميم‌گيري‌هاي شهري، يكي ديگر از آثار و بركات عملكرد شورايي است كه براي كشور تاكنون مؤثر و كارگشا بوده است.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در تبيين اهميت و جايگاه مشورت از ديدگاه اسلام، به آياتي از قرآن كريم كه پس از شكست اوليه مسلمانان در جنگ اُحد نازل شد، اشاره كرد و گفت:

در بحبوحه جنگ كه نفرات زيادي از سپاهيان اسلام حتي حضرت حمزه به دليل غفلت برخي براي حفاظت از تنگه اُحد به شهادت رسيده و خود پيغمبر نيز مجروح شده بودند و شرايط سختي براي مسلمانان و پيامبر پيش آمده بود، آيه‌اي بر پيامبر نازل شد كه رحمت خداوند شامل حال تو شد، چون نرمش نشان دادي و خشونت به خرج ندادي و همان جا خداوند توصيه مي‌فرمايد:

كساني را كه به غفلت پشت جبهه را خالي كردند، ببخش و حتي با آنان مشورت كن.
ايشان با اشاره به همزماني انتخابات شوراهاي اسلامي با رياست جمهوري گفت:

از هم‌اكنون برنامه‌ريزي‌ها و تشريك مساعي‌ها براي انجام خوب انتخابات شوراها همراه با انتخابات رياست جمهوري در دستور كار باشد تا اين موضوع مورد غفلت و تحت‌الشعاع قرار نگيرد.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، قانون كنوني انتخابات و تشكيل شوراهاي اسلامي را خوب توصيف كرد و گفت:

چنانچه نياز به تغييراتي در اين قانون احساس مي‌شود، بايد به صورت لايحه و در زمان مناسب كه منتج به نتيجه‌گيري مفيد شود به مجلس شوراي اسلامي ارائه شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سؤال يكي از حاضرين در مورد نقش و تكليف مردم در شرايط كنوني كشور به‌ويژه انتخابات گفت:

مردم متمدن، بافرهنگ و متدين ايران اسلامي همواره با درك شرايط و مقتضيات كشور به تكليف خود به خوبي عمل كرده‌اند و همان‌گونه كه مردم تكليف دارند در صحنه‌هاي انقلاب حضور داشته باشند، مسئولان نيز تكليف دارند زمينه حضور و مشاركت فعال مردم را در عرصه‌هاي مختلف از جمله انتخابات، به صورت قانوني و آزاد فراهم كنند.
+

"خودی و غیرخودی کردن نیروهای دلسوز مخلّ وحدت ملی است"

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

راه ایجاد هماهنگی و وحدت در کشور و مقابله با خطرات گزنده دشمنان، جمع سلایق مختلف زیر چتر منافع و مصالح نظام، حول محور اسلام و قانون اساسی است.

آفتاب: سرویس سیاسی

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، در ديدار جمعي از احزاب و اصلاح‌طلبان، پيروزي انقلاب اسلامي، توفيقات دوران دفاع مقدس، سازندگي و توسعه و پيشرفت كشور از ابتدا تاكنون را با حضور تأثيرگذار مردم ممكن دانست و گفت:

امام راحل عظيم‌الشأن بعد از پيروزي انقلاب اعلام كردند، مردم ولي‌نعمت ما هستند و همه چيز بايد با رأي و خواست مردم به پيش برود. 
به گزارش آفتاب،آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، عبور از مراحل سخت تثبيت انقلاب، رفراندوم و تدوين قانون اساسي و ساير مراحل دشوار دهه اول انقلاب را تنها در سايه حمايت بي‌دريغ و مجدّانه مردم ممكن خواند و تصريح كرد:

كدام انقلاب را در دنيا سراغ داريد كه بعد از گذشت دو ماه از پيروزي، انتخاب نظام سياسي را به رفراندوم بگذارد و به سرعت قانون اساسي كشور را تصويب و مجلس قانون‌‌گذاري و خبرگان را شكل دهد؟ 
عضو مجلس خبرگان رهبري، تلاش براي حذف و يا كمرنگ كردن نقش روحانيت و دستاوردهاي 30 ساله انقلاب را اولين هدف جرياني انحرافي خواند كه به دليل ملاحظاتي، دهه اول را نمي‌توانستند به طور مستقيم مورد حمله قرار دهند و بعدها با دستاويز قرار دادن ارزش‌ها و اعتقادات مقدسي چون امام زمان(عج) اهداف انحرافي خود را به ضرر منافع و پيشرفت كشور و نظام اجرا كردند. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجـاني با بيان اينكه انقلاب اسلامي همـه موفقيت‌هاي خود در عرصه‌هـاي دفاع مقدس، سازندگي، توسعه و پيشرفت را در سايه احكام اسلام، خرد و عقل‌جمعي و حضور همه‌جانبه مردم در صحنه‌هاي حساس به دست آورده است، گفت:

اگر از امكانات مادي، منابع انساني و موقعيت جغرافيايي كشور در چند سال اخير به خوبي استفاده مي‌شد و از فرصت افزايش درآمدهاي عظيم ارزي چند سال اخير در جهت خوداتكايي و حمايت از توليد پايدار بهره مناسب مي‌برديم، شرايط تحريم و تهديدهاي كنوني قدرت‌هاي جهاني را بهتر مديريت كرده و تهديدها را به فرصت‌ها تبديل مي‌كرديم. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني معرفي مردم و نظام اسلامي ايران از سوي دشمنان به عنوان غيرمتجانس با نظام و انضباط بين‌المللي و نيز تهمت‌هايي نظير تروريست و صادركننده مواد مخدر را ظلم به مردم متمدن، متدين و داراي تمدن كهن چندين هزار ساله خواند و تصريح كرد:

اذهان آزاده جهان و كساني كه عدل و انصاف را مدنظر قرار مي‌دهند، اذعان مي‌كنند كه ملت ايران، ملتي ريشه‌دار، آشنا و ملتزم به اصول جهاني و بين‌المللي و معتقد به ارزش‌هاي والاي اسلامي و انساني و مكتب پربار اهل بيت(ع) است. 
ايشان افزود:

بايد با عقلانيت و پرهيز از افراطي‌گري از حقوق ملتمان در قبال اين حجم از تهمت‌ها، به درستي دفاع كنيم. 
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در تبيين ايجاد وحدت ملي در كشور گفت:

وحدت ملي، يعني در عين داشتن اختلافات سليقه‌اي در مورد منافع و مصالح نظام وحدت و هماهنگي ايجاد شود. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني افزود:

راه ايجاد هماهنگي و وحدت در كشور و مقابله با خطرات گزنده دشمنان، جمع سلايق مختلف زير چتر منافع و مصالح نظام، حول محور اسلام و قانون اساسي است. 
عضو مجلس خبرگان رهبري با تأكيد بر لزوم حفظ و تقويت وحدت و انسجام ملي به منظور استحكام انقلاب و نظام اسلامي در داخل و عرصه بين‌المللي گفت:

در حال حاضر، همه دلسوزان كشور از جناح‌ها و گروه‌هاي گوناگون، بر لزوم پذيرش اشتباه و اصلاح رفتارها و سياست‌ها تأكيد دارند. 
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، خودي و غيرخودي كردن نيروهاي دلسوز و وفادار به نظام اسلامي و قانون اساسي را مخلّ وحدت و همدلي ملي دانست و تأكيد كرد:

در زمان امام راحل(ره) كه حزب جمهوري اسلامي در اوايل انقلاب، در اوج اقتدار و قدرت براي پيروزي در همه انتخابات بود امام درس بزرگي به مسئولان دادند و دستور فرمودند جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين در شهرستان‌ها نبايد كانديدا معرفي كند و اين نظر امام براي شكستن انحصار و انحصارگرايي در كشور بود. 
ايشان افزود:

بايد زمينه را براي حضور عادلانه و باانگيزه همه سلايق و گروه‌هاي وفادار و ملتزم به قانون اساسي فراهم كنيم تا انتخاباتي پرشور، عادلانه و كاملاً قانوني برگزار و چشم طمع دشمنان كشور را كور نماييم. 
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني تحزب و احترام به شخصيت حزبي افراد را از الزامات پويايي فضاي سياسي جامعه عنوان كرد و گفت:

بايد از تمام كساني كه با همه فشارها و تضييقات در چارچوب قانـون اساسي به فعاليت و مشاركت جمعـي ادامه داده و عِرق دين، ملـت و منافع نظام و مردم را دارند، تشكر و قدرداني كرد. 
در ابتداي اين ديدار آقاي بهمن‌زاده دبير شوراي هماهنگي جبهه اصلاح‌طلبان با اشاره به مشكلات فعاليت احزاب اصلاح‌طلب در شرايط كنوني گفت: با همه موانع و مشكلات پيش روي فعالان اصلاح‌طلب، آنان خود را موظف و ملتزم به ادامه كار و فعاليت براي ايجاد فضايي مشاركت‌جويانه مي‌دانند. 
همچنين دكتر مصطفي كواكبيان، عنايت و توجه پدرانه آيت‌الله هاشمي به گروه‌هاي وفادار به نظام و كساني كه كار جمعي و حزبي مي‌كنند را مورد تقدير قرار داد و گفت:

معتقديم در انتخابات پيش رو جريان اصلاح‌طلب تنها با اجماع و مشاركت حداكثري و نيز در سايه برگزاري انتخاباتي آزاد و قانوني، برقراري عدالت تبليغاتي و نظارت بر عدم استفاده از امكانات دولتي توسط مجريان و ناظران انتخابات مي‌تواند موفقيت‌هاي خوبي به دست آورد. 
دكتر محتشمي، دبير كل حزب آزادي نيز با اشاره به كلام مولاي متقيان كه «مدارا را رأس سياست‌ها» عنوان ‌كردند، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را سمبل مدارا در كشور خواند و گفت:

در طول تاريخ نظام اسلامي تا زماني كه در صحنه داخلي و بين‌المللي با مدارا رفتار و عمل كرده‌ايم، پيشرفت و توسعه داشته‌ايم و زماني كه دست از مدارا برداشته‌ايم، فرصت‌ها را تبديل به تهديد كرده‌ايم. 
همچنين در ادامه دكتر حق‌شناس كارشناس رسانه‌اي با بيان تاريخچه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و بيان فرصت‌ها و تهديدهاي سه دهه گذشته، فرصت موجود تا انتخابات رياست جمهوري آينده را مقطعي حساس براي زايش و تولدي مجدد براي تغيير و اصلاح وضع موجود و استفاده از پتانسيل اصلاح‌طلبان در آينده كشور خواند.

+
با تشریح اوضاع اقتصادی كشور

آیت‌الله هاشمی

افزایش تعداد بیكاران و تعطیلی بخشی از كارخانه‌ها با شعار ایجاد شغل تطبیق ندارد

وضع كنونی نتیجه تلاقی مدیریت ناكارآمد و طمع قدرت‌های استكباری است

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از اعضای چهارمین نشست مجلس كارگری، بابیان اینكه از جوانی با مشقات و سختی‌های كارگران و كشاورزان آشنا و آنرا احساس كرده‌ام، گفت:

كارگران علیرغم اینكه همواره قانع بوده حقوقشان به درستی ادا نشده، اما كمترین هزینه، خطر و دردسر را برای كشور داشته‌اند و در مقابل با صداقت و سخت‌كوشی نیازمندیهای جامعه را تا حد توان تأمین كرده‌اند.

آفتاب

سرویس سیاسی

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با تشریح اوضاع اقتصادی كشور، تصریح كرد

در حال حاضر درآمد و هزینه این قشر در كشور باهم تطابق ندارد و بسیاری از مزدبگیران در تأمین معاش خانواده خود مشكل دارند.

به گزارش آفتاب، عضو مجلس خبرگان رهبری به درآمدهای سرشار و بی‌سابقه نفتی كشور در سالیان اخیر اشاره كرد و با بیان استعدادهای بی‌نظیری چون نیروی انسانی تحصیلكرده، جوان و مواهب مادی و معنوی خدادادی تأكید

كرد:

در حال حاضر بسیاری از واحدهای تولیدی و صنعتی و كشاورزی در حالت نامطلوبی به سر می‌برند، و افزایش تعداد بیكاران و تعطیلی بخشی از كارخانه‌ها با شعار ایجاد شغل تطبیق ندارد. باید اشكال را شجاعانه شناخت و درصدد رفع معایب و سوء‌مدیریت‌ها برآمد.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی وضع كنونی كشور را نتیجه تلاقی مدیریت ناكارآمد و طمع قدرتهای استكباری خواند و با ابراز تأسف از این وضع گفت:

استكبار جهانی همواره به دنبال تأمین منافع خود است و ما نیز می‌توانیم مدبرانه، حقوق خود را تأمین و از عظمت مردم متمدن ایران و نظام و انقلاب اسلامی دفاع كنیم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود:

مردم ایران با ایثار و فداكاری، انقلاب، دفاع مقدس، سازندگی و عرصه‌های دیگر را با موفقیت به سرانجام رساند و با ساخت زیربناها، كشور را در موقعیت جهش بزرگ قرار داد، لذا مسئولین كشور باید قدر این نعمت را بدانند و تدبیر، تلاش، پیشرفت و توسعه را به مردم عزیز ایران ارزانی دارند.

+

از پیروزی اوباما تا ادبیات نژادپرستانه مدعیان وطنی ارزشگرایی

آفتاب: 

"کاخ سفید میزبان رئیس جمهور سیاه باقی ماند... حقوقدان سیاه پوست چهار سال دیگر هم در کاخ سفید باقی می ماند. "

جملات فوق، تیتر و لید خبر پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در یک سایت مدعی ارزش مداری در ایران است.

ناگفته پیداست که تیتر و لید فوق، بار آشکار نژادپرستانه دارد و تاکید آنها بر رنگ پوست اوباما، تاکید ضداسلامی و غیر اخلاقی است.

این نحوه پوشش پیروزی یک سیاستمدار، فارغ از غیرحرفه ای بودنش، سند گویایی است از پیوند سست روزنامه نگاری و اخلاق در کارنامه روزنامه نگارانی که بیش از آنکه به اعتلای "حرفه روزنامه نگاری" بیندیشند، خود را گروههای اقماری کلوپ های سیاسی ایدئولوژیک می دانند.

در این سبک روزنامه نگاری، توهین و تحقیر اگر در خدمت ایدئولوژی مقبول آن روزنامه نگار باشد، امری رواست. فراغت این شیوه از پوشش خبری وقایع سیاسی جهان از معیارهای اخلاقی، ناشی از پاسخگو نبودن صاحبان چنین سبکی به افکار عمومی است.

وقتی برای بازتاب خبر پیروزی اوباما بر رامنی، این همه بر سیاه پوست بودن اوباما تاکید می شود، به خوبی پیداست که نویسنده و تایید کننده این خبر، با وجود آگاهی اش به قبح اخلاقی نژادپرستی نزد افکار عمومی داخل و خارج کشور، خود را نیازمند پاسخگویی به "مردم" نمی‌دانند. نگارنده خبر، از اوباما بیزار است و برای ارضای حس نفرت خود، چنگ زدن به دامن ادبیات نژادپرستانه را هم بر خود حلال می داند. هدف وسیله را توجیه می کند!

جالب است که چنین روزنامه نگارانی، بر طبل ارزشگرایی هم می‌کوبند. جا دارد بپرسیم کدام مجموعه ارزش ها مد نظر این دوستان است؟

اگر ارزش های راست افراطی اروپا در 80 سال گذشته مد نظر باشد، در این صورت استفاده از ادبیات نژادپرستانه بلامانع است. راست افراطی جهان غرب با رنگین پوستان مشکل دارد. از آدولف هیتلر تا مارین لوپن، نامزد انتخابات ریاست جمهوری اخیر فرانسه، چهره های جریان راست افراطی در اروپا بوده و گرایش های نژادپرستانه داشته اند. گیرم یکی بیشتر و دیگری کمتر.

اما روزنامه نگاران ارزشگرای جناح اصولگرا در ایران، ظاهراً از ارزش های مد نظر جریان راست افراطی در جهان غرب پیروی نمی کنند. آنها مدعی پیروی از ارزش های اسلام ناب هستند. حال سوال این است که اسلام ناب چه نسبتی با ادبیات نژادپرستانه و تحقیر نژادی انسان ها، ولو دشمنان، دارد؟

روزنامه نگار مسلمانی که خود را محق به استفاده از تیتر و ادبیات نژادپرستانه می داند، چگونه مسلمانی است؟!

جریان راست افراطی در ایران، به خوبی نشان داده است که برای دفاع از ارزش های ادعایی مد نظرش، با آسودگی خاطر، همان ارزش‌ها را زیر پا می گذارد. مثلاً برای دفاع از صداقت، دروغ می گوید. برای دفاع از اخلاق اسلامی، بدیهیات اخلاق اسلامی را نقض می‌کند. برای رفع رذیلت های کوچک از سطح جامعه، جامعه را گرفتار رذیلت های بزرگ می سازد. برای اصلاح رفتار مردم، دست به دامان خشونت‌هایی می شود که صد بار بدتر از کاستی های موجود در رفتار مردم‌اند.

این رویکرد عجیب به عالم خارج، ناشی از نوعی خودشیفتگی است. یعنی شخص باورمند به فلان عقیده، برای تطبیق واقعیت با ذهنیت خودش، خود را محق به انجام هر کاری می داند. و گاه چنان در این ورطه غرق می شود که پاک فراموش می کند ورود او به عرصه مبارزه برای "تغییر واقعیت"، با هدف تحقق همان اصولی بوده است که او در فرایند این مبارزه، شبانه روز مشغول نقض آنهاست.

در واقع در این روند شگفت انگیز، خودشیفتگی فرد بر باورهای او غلبه می کند و او برای تحقق باورهای "خودش"، عملاً باورهایش را زیر پا می گذارد.

چنین فردی اگر در جامعه و فرهنگ دیگری متولد شده و رشد کرده بود، باورها و عقاید دیگری را قربانی خودشیفتگی اش می کرد. برای او، باورهای اخلاقی و دینی اش اهمیت ثانویه دارد. آنچه مهم است باورهایی است که "او" برگزیده است.

سال هاست که در ادبیات ضدامپریالستی راستگرایان وطنی، نقدهای تکرارشونده ای را بر نقض حقوق سیاه پوستان در ایالات متحده آمریکا، می خوانیم. اما چنانکه پیداست، اگر تحقیر سیاه پوستان به کار همین منتقدان بیاید، حکم حلیت استفاده از ادبیات نژادپرستانه را هم صادر می کنند و در خبری کوتاه درباره پیروزی یک رئیس جمهور در انتخابات کشوری که دشمن قلمداد می شود، به انحاء گوناگون و به قصد تحقیر، سیاه پوست بودن آن رئیس جمهور را به رخ خواننده خبر می کشانند.

به گزارش بازتاب، ارزشگرایانی از این دست، بی تردید با این رویکرد خود به عالم و آدم، نه تنها کمکی به رشد ارزش های اسلامی مد نظر خود نمی کنند، بلکه تیشه به ریشه این ارزش ها می زنند و جوانان و حتی پیران ایران را به ورطه دوری از ارزش های اسلامی می اندازند که پیامبر گرامی اش مبعوث شد برای اتمام مکارم اخلاق.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

اشکورات گیلان 1388 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 19:30  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و ضیا مهدی پور گنجارودی 1390 

"سلام"

افسانه86
افسانه: كه ز نو قطره اي چند ريزي؟
بينوا عاشقا
نیما یوشیج

262

"سُمُوش 1"

آیا تا به حال به مناطق کوهستانی گیلان،

بخصوص منطقه ی کوهستانی رحیم آباد در شرق گیلان،

سر زده اید یا نه؟!

جای شما خالی،

امسال بنای ما بر این شد تا روز هفتم عید

ناهار را در کنار رودخانه ی معروف به سُمُوش

و

چشمه ی پُر آبی که در همانجا و به همین نام جریان دارد

صرف نماییم

+

مهمان بزرگواری هم

از یکی از شهرهای ایران به ما افتخار داده بودند

که وضع مالیش خوب میباشد

او با سماجت و بزرگواری خودش،

هزینه ی خرید 10 کیلو گوشت گوسفندی را متقبّل شدند

(که از 3 عدد ران تشکیل شده بود)

+

من و آقا بلال و دیگر اعضای خانواده

به همراه آن مهمان بزرگوار

زودتر از دیگران حرکت کردیم

تا مقدّمات ناهار را فراهم نماییم

(آماده کردن گوشت و کباب و گرفتن جای مناسب برای نشستن و ...)

و

دیگران هم دیرتر

زحمت تدارک برنج و نان و دیگر مایحتاج ضروری را ببینند

به موقع رسیدیم و جای مناسبی را در کنار رودخانه

و

نزدیک چشمه ی پُر آب و زلال سُمُوس فراهم نمودیم

+

این را هم اضافه بکنم که در گیلان سبز ما

در بعضی از مواقعِ سال

بادهای گرمی که گیلانی ها به آن گرمَش می گویند

شروع به وزیدن می کند

و

هوای سرد کوهستان را شدیدا گرم می نماید

و

البته گاهی مواقع

بر اثر بی احتیاطی برخی افراد سهل انگار

موجبات آتش سوزی های وسیع

در مناطق جنگلی گیلان فراهم می شود

ادامه دارد

(1-سموش: رودخانه ی سموش نزدیک ترین مکان تفریحی به شهر رحیم آباد می باشد و تقریبا متصل به حوزه ی شهری می باشد.
این رودخانه به طول 13 کیلومتر از دره ای بین روستاهای جـــواهردشت و رودپشته دشت شروع و بعد از عـــــبور از میان جنگلهای استل دار، دورگاودشت، کـــاوی گو، چنارچال، توساکله... و هراتبر به رودخانه ی پلرود در محل سد پلرود متصل می شود.
این رودخانه از ارتفاع 2000 متری سرچشمه گرفته و در ارتفاع 100 متری  پایان می یابد و از کنار 6 روستا می گذرد.
دو شاخه ی اصلی به نامهای داران گو رود و سموش رود دارد که در روستای گوسفند گویه به هم می پیوندند و از این منطقه به بعد به دلیل پر آب بودن و شیب کم آن در یک مسیر آبرفتی دره ای زیبا جریان می یابد که امروزه از نقاط پر طرفدار گردشگری در منطقه ی رحیم آباد می باشد.
آب رودخانه بسیار صاف و زلال است و سنگ هایی که در این مسیر قرار دارند به دلیل فرسایش، کوچک و تقریبا بزرگ ترین آنها نیم متر می باشد.
دره ی ایجاد شده در مسیر رودخانه بسیار عریض و در بعضی نقاط به بیش از 500 متر می رسد و بهترین مکان را برای توریسم تفریحی فراهم آورده است.
در هر نقطه ی این پارک طبیعی آواز پرندگان به گوش می رسد و صدای رود هم آزار دهنده نیست. تمام این منطقه برای شنا مناسب است و حداکثر عمق آب به یک متر می رسد که برای کودکان جذابیت خاصی دارد. این منطقه دارای تمشک وحشی است که بسیار مورد توجه است.
چشمه های زیادی درکنار این رودخانه دیده می شود که بزرگترین آن "کهن چشمه" است که از دل سنگی  می جوشد و آب زلال و شفافی دارد.
در کنار چشمه غاری وجود دارد که در نگاه اول مثل این است که صخره ای از وسط شکافته شده باشد. ورودی غار نزدیک به یک متر است و تا 7 متر هم هر فرد عادی می تواند برود، اما بیشتر از آن امکان ندارد، چون معبر آن فوق العاده تنگ و ترسناک است! ولی شکل سنگهای غار زیباست.
منطقه ی سموش به دلیل برخورداری از آب و هوای مناسب، رودخانه ی زلال و شفاف، پارک جنگلی مناسب، قرارگرفتن درنزدیکی شهر و جاده، از مناطق پر رفت و آمد توریسم تفریحی است.)

نوشته های جلال و گنجارود 1391 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 22:28  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و محمد محمدی گنجارودی 1391 

"سلام"

افسانه85
ناشناسي دلم برد و گم شد
من پي دل كنون بي قرارم
ليكن از مستي باده ي دوش
مي روم سرگران و خمارم
جرعه اي بايدم تا رهم من
نیما یوشیج

ادامه از پست 261

1

احمد خرم

"موفقیت‌های اقتصادی، اوباما را دوباره رئیس جمهور کرد"

باراک اوباما رئیس جمهور فعلی آمریکا با پیروزی مقابل میت رامنی رقیب جمهوریخواه وی اسکان خود را در کاخ سفید به مدت چهار سال دیگر تمدید کرد.

آفتاب:

ماراتن چند ماهه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سرانجام با ابقای نخستین رییس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا در کاخ سفید به پایان رسید تا چهار سال دیگر جهان شاهد همان سیاست‌هایی باشد که چهار سال است با آنها آشناست.
اوباما در نهایت توانست با کسب 303 رای الکترال کالج یک دور دیگر مستاجر کاخ سفید باقی بماند. در این بین بسیاری از کارشناسان انتخاب دوباره اوباما و برنده شدن و تکرار ریاست او را برای صلح جهانی، رشداقتصاد جهانی و بازار‌های مالی مثبت ارزیابی می‌کنند.
احمد خرم وزیر راه دولت اصلاحات با اشاره به این نکته که اوباما در شرایطی که اقتصاد جهان و کشور آمریکا دررکود به سر می‌ برد، کار خود را آغاز کرد،به «آی پسند» گفت:

اوباما که در دوره قبل وارث جنگ‌های باقی مانده از دوران جورج بوش بود، این بار در حالی کلید کاخ سفید را در دست می‌گیرد که روند مثبتی در نرخ رشد اقتصادی این کشور مشاهده‌ می شود.
او فضای اقتصادی جهان و روابط بین کشور‌ها را به شدت متاثر از انتخابات آمریکا و پیروزی باراک اوباما در این انتخابات دانست و افزود: مردم سراسر جهان قادر به رأی‌دادن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیستند، اگرچه نتیجه این انتخابات در زندگی اکثر مردم جهان تأثیر دارد. آنطور که می‌گویند، غیر آمریکایی ‌ها مشتاق پیروزی دوباره اوباما بودند نه برنده شدن میت رامنی که این امر محقق شد.


انتخاب اوباما و صلح جهانی
این کارشناس اقتصادی با اشاره به پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، برنده شدن و تکرار ریاست او را برای صلح جهانی، رشداقتصاد جهانی و بازار‌های مالی مثبت ارزیابی کرد و گفت:

شخصیت آرام و به دور از هر تندی و تیزی او را در جهت ایجاد فضای آرام برای حرکت‌های سیاسی و اقتصادی موثر است از طرفی اساسا ریاست جمهوری آمریکا معمولا دو دوره‌ای بوده است از این رو ریاست یک دوره‌ای اوباما نشان از التهاب داشت که انتخاب ایشان نشان داد که فضای اقتصادی و سیاسی جهان به سمت آرامش در حرکت است.
وزیر راه دولت سید محمد خاتمی با بیان اینکه اوباما طی چهارسال گذشته حرکتی مناسبی را در مسیر بهبود اقتصاد ایالات متحده از خود بروز داده است، دو سیاست جهت‌دار کردن مالیات و بیمه همگانی را از عوامل اصلی موفقیت او در انتخابات ریاست جمهوری این کشور دانست و ادامه داد:

در کشوری همچون آمریکا که یک کشور سرمایه‌داری است فشار آوردن بر دهک‌های سرمایه‌داری کاری بسیار سخت و پیچیده‌ای است اما شاهد بودیم که اوباما به قدری دقیق و حساب شده این سیاست را اجرایی کرد که هیچ تحریکی در جامعه ایجاد نشد و اینگونه تعادل و عدالت اقتصادی در این کشور افزایش و دهک‌های پایین و بالا تا حدودی نسبت به گذشته به یکدیگر نزدیک شدند.
خرم در ادامه در رابطه با دیگر دلایل موفقیت اولین رییس جمهور آمریکا می‌افزاید:

اوباما اقتصاد ورشكسته و صنايع را بازسازي كرده است، درست است كه بيكاري را صد درصد از بين نبرده است اما به اقتصاد نيمه جان امريكا رمق داده است، در حوزه بيمه‌ها نيز توانسته است پوشش عمومي دهد. به‌طور كلي در بحث رفاه، بيمه و بيكاري تا حدودي موفق ظاهر شده است.
به گفته او، بر اساس گزارشات اعلام شده در آمریکا، درآمد و هزینه‌های اشخاص که می‌تواند تاثیر مثبتی بر مصرف داشته باشد به ترتیب 4 دهم درصد و 8 دهم درصد در ماه میلادی سپتامبر (شهریور ماه) افزایش یافت. همچنین شاخص قیمت مسکن مربوط به 20 شهر بزرگ آمریکا در ماه میلادی اگوست (مرداد ماه) در مقایسه با سال قبل از آن دو درصد رشد داشت که بسیار فراتر از انتظار بود، اما مهم‌ترین خبر در هفته گذشته افزایش 151 هزار نفری اشتغال بخش خصوصی و 171 هزار نفری بخش غیرکشاورزی بود که نشانه‌هایی از تاثیر مثبت سیاست‌های فوق انبساطی فدرال رزرو بر بخش واقعی اقتصاد آمریکا داشت.
وزیر راه دولت خاتمی، بر این باور است که در چهار سال بعدی ریاست جمهوری اوباما اصلاحات دیگر اقتصادی از جمله کاهش نرخ بیکاری در دستور کار اولین سیاه پوش کاخ سفید قرار خواهد گرفت چنانچه در برنامه‌های اقتصادی خود همواره بر ایجاد یک میلیون شغل تولیدی تا سال 2016 به وسیله تشویق شرکت ها به انتقال عملیات خود در ایالات متحده از طریق اقدامات مالی و ایجاد 12 میلیون شغل به وسیله تقویت رشد اقتصادی از طریق مالیت های کمتر ، مقررات زدایی، باز کردن بازارها، و گسترش تولید نفت و گاز آمریکا تاکید کرده است.
خرم همچنین در ادامه‌می افزاید :

رییس جمهور فعلی آمریکا تحول بزرگی را در صنعت ساختمان سازی در کشور آمریکا ایجاد کرده است و از آنجایی که این صنعت در تمامی جوامع تاثیر به سزایی در ایجاد اشتغال داشته‌ می توان در تحقق کاهش نرخ بیکاری در دوره دوم ریاست جمهوریش داشته باشد.


انتخاب دوباره اوباما و اقتصاد ایران
این کارشناس اقتصادی در رابطه با تاثیر انتخاب اوباما بر رابطه ایران و آمریکا گفت :

مشی اوباما مذاکره و ایجاد رابطه با ایران است به طوری که به زعم من چنانچه جمهوری اسلامی ایران در رابطه با انرژی هسته ای به مذاکره تن دهد به طور قطع برخورد مثبتی از او شاهد خواهیم بود.
خرم در ادامه با تاکید بر اینکه مسئولان اقتصادی باید منافع ملی را در رویکرد‌های سیاسی و اقتصادی مورد توجه قرار دهند و با یک برخورد تعاملی وارد مذاکرات پیرامون انرژی هسته‌ای شوند، تصریح کرد:

از زمانی که پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت رفته است همواره تحریم‌ها رو به جلو بوده است این در حالی است که با تعامل و مذاکره می توانیم جهت‌گیری تحریم‌ها را عوض کرده و به جای رشد و تشدید فزاینده به سرازیری تحریم بیافتیم و در نهایت به یک ثبات اقتصادی دست یابیم.


رویکرد تقابل به جای تعامل
وزیر راه دولت اصلاحات التهابات ارزی در ماه‌های گذشته را مورد اشاره قرار داد و خاطر نشان کرد:

افزایش قیمت دلار معضل امروز اقتصاد ما نیست بلکه آنچه فعالان اقتصادی و عموم مردم را با مشکل مواجه کرده است نوسان قیمت دلار است. مسئولان باید توجه داشته باشند که در فضای نوسانی قدرت تصمیم گیری کاهش و ریسک سرمایه گذاری افزایش و در نهایت به توقف فعالیت‌های اقتصادی منجر‌می شود.
او معتقد است:

رویکرد ما در گذشته تقابل بوده نه تعامل. این در حالی است که اگر جمهوری اسلامی به تعامل با جامعه جهانی نپردازد و توافقاتی را در نتیجه مذاکرات با جامعه بین المللی نداشته باشد به طور قطع با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد.


اوباما مرد عمل نه سخن
خرم در رابطه با ویژگی‌های اخلاقی اوباما نیز گفت :

او فردی دموکرات بوده ضمن اینکه عملکرد او بیش از سخن گفتنش بود. بر عکس آقای بوش که بیشترحرف‌می زد و جنجال‌می آفرید اوباما بدون اینکه فضای سنگین کلامی بسازد کار خود را انجام‌می داد .چراکه سیاست‌های صلح طلبانه اوباما نسبت به رامنی در خصوص ایران می تواند سرمایه گذاری در ایران را افزایش دهد . از دیگر سو پیروزی اوباما به معنی تداوم سیاست های انبساطی بانک مرکزی آمریکاست که سبب کاهش ارزش دلار و افزایش قیمت فلزات اساسی و طلا می شود.
او در رابطه با میت رامنی نیز گفت:

رامنی به‌هرحال یک جمهوری‌خواه بود و هم‌حزبی بوش و نمی‌توانست از اقدامات دولت قبلی آمریکا مبرا دانسته شود به طوری که رامنی تمایل دارد مانند جورج بوش در مسیر راهبردهای نظامی گام بردارد و علیه کشوری اسلامی اقدام نظامی صورت دهد و از آنجایی که جنگ به معنای ویرانی کشور در 50 سال بعدی است انتخاب اوباما به دلیل رویکرد تعاملیش برای ما مناسب‌تر است.


تفکر جنگ تفکر خائنانه‌ای است
این کارشناس اقتصادی معتقد است :

هر تفکری که ایران را به سمت جنگ بکشاند تفکر خائنانه‌ای است و باید به هر قیمتی از آن پرهیز کرد.
او در پایان خاطرنشان کرد :

تحقق اهداف اقتصادی از جمله کاهش نرخ بیکاری و تورم، رشد و ثبات اقتصادی، در گروه تعامل با دنیا و تعامل در داخل کشور و به کارگیری نیروهای متخصص و کارآمد است هر چند که این نیروها منتقد و معترض دولت باشد.

مسئولان باید توجه داشته باشند که بستن رسانه‌ها به دلیل انتقاد هیچ دردی از مشکل اقتصاد رفع نمی‎کند تنها آب به آسیاب دیگران ریختن است.

نوشته های جلال و باراک اوباما در مراسم قدردانی از اعضای تیم مبارزات انتخاباتی خود، از کنترل احساسات خود ناتوان ماند و جلوی دوربین‌تلویزیون اشک شوق ریخت. فیلم گریستن قدرتمندترین مرد جهان در شبکه‌های اجتماعی پربیننده‌ترین است.

"سخنرانی باراک اوباما پس از پیروزی در انتخابات"

جمهوری ۲۰۱۲ آمریکا، در بین هواداران پر شور خود در شهر شیکاگو حاضر شد

او در سخنانی از طرفدارانش، خانواده خود، همکاران و دوستانش تشکر کرد. باراک اوباما ضمن تشکر از جو بایدن، او را بهترین معاون رییس جمهوری آمریکا خواند.
رییس جمهوری آمریکا سخنان خود را خطاب به جمعیت حاضر با گفتن این جمله آغاز کرد:« از شما خیلی متشکرم»
رییس جمهوری آمریکا گفت:« می خواهم از هر آمریکایی که در این انتخابات شرکت کرد، تشکر کنم، هم از شمایی که برای اولین بار رای دادید، و یا در صف های طولانی، زمان زیادی را منتظر ماندید، و البته باید این ] انتظار زیاد در صف رای دادن [ را حل کنیم .»
آقای اوباما گفت:« چه شما یک نشانه ] انتخاباتی [ اوباما داشتید، یا یک نشانه رامنی، باعث شدید که صدایتان شنیده شود و یک تغییر به وجود آوردید.»
رییس جمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنانش گفت که با میت رامنی، رقیب جمهوری خواهش صحبت کرد و به او، و به پل رایان، یار انتخاباتی میت رامنی، به خاطر کمپین انتخاباتی شان تبریک گفت.
باراک اوباما گفت:« ما به شدت مبارزه کردیم، اما این مبارزه فقط برای این بود که عمیقا عاشق این کشور هستیم، و قویا به آینده اش اهمیت می دهیم.»
 آقای اوباما گفت:« از جورج گرفته تا لنور، تا پسر آنها میت، خانواده رامنی انتخاب کرده اند که به آمریکا از طریق خدمات عمومی به آمریکا» خدمت کنند. او گفت: «این میراثی است که ما امشب به آن افتخار می کنیم و به آن آفرین می گوییم.»
 باراک اوباما گفت در هفته های آینده، با میت رامنی، برای همکاری در حوزه هایی که امکان آن وجود دارد، برای پیشبرد امور کشور گفتگو خواهد کرد.
آقای اوباما همچنین با تشکر از فعالان ستاد انتخاباتی اش، این تیم را بهترین  کمپین، و فعالان داوطلب آن را، بهترین داوطلبان در «تاریخ سیاست» خواند.
باراک اوباما در مورد میشل اوباما گفت: اگر به خاطر زنی که ۲۰ سال پیش حاضر شد با من ازدواج کند نبود، من این مردی که امروز هستم، نبودم.باراک اوباما گفت:«میشل، هیچ وقت بیشتر از این عاشقت نبودم؛ هیچ وقت بیشتر از این افتخار نکرده بودم که آمریکا عاشق تو به عنوان بانوی اول شود.»
باراک اوباما همچنین در مورد دو دخترش، ساشا، و مالیا گفت:«شما جلوی چشم ما بزرگ می شوید، و به دو زن قوی، باهوش و زیبا، درست مثل مادرتان، تبدیل می شوید و من به شما افتخار می کنم.»
باراک اوباما گفت: می دانم که کمپین های انتخاباتی می تواند بعضی وقت ها کوچک، و یا حتی احمقانه به نظر برسد، اما « اگر فرصت آن را داشتید که با یکی از افرادی که در راه پیمایی های ما شرکت کرده بودند، و در کنار یک طناب در یک سالن ورزشِ یک دبیرستان تجمع کرده بودند صحبت کنید، یا افرادی را می دیدید که تا دیروقت در دفتر یک ستاد انتخاباتی در یک منطقه کوچک، دور از خانه کار می کردند، شما چیز دیگری ] از کمپین های انتخاباتی [ کشف می کردید.»
رییس جمهوری آمریکا گفت: شما صدای عزم راسخ یک هماهنگ کننده جوان فعالیت ها را می شنیدید، که برای پیشرفت، به کالج رفته است و می خواهد اطمینان یابد همه کودکان، همان فرصت را نیز پیدا کنند.
باراک اوباما گفت:«دموکراسی در یک کشور۳۰۰ میلیون نفری می تواند پر سر و صدا، شلوغ، و پیچیده باشد. ما نظرات خود را داریم. هر کدام از ما عقایدی داریم که عمیقا آن ها را حفظ کرده ایم. و هر زمان از دشواری ها عبور می کنیم، و هر وقت به عنوان یک کشور تصمیمات بزرگ می گیریم، لزوما، احساسات به جوش می آید، اختلافات تحریک می شود.»
رییس جمهوری آمریکا گفت: «این بحث هایی که می شود، نشانه آزادی ماست».
او گفت: «ما هرگز نمی توانیم فراموش کنیم مردم در کشور های دور، صرفا برای پیدا کردن فرصت ابراز مخالفت در مورد مسائلی که اهمیت دارد، ] یا [ برای پیدا کردن امکان رای دادن ، مثل کاری که امروز ما انجام دادیم، زندگی خود را به خطر می اندازند».
باراک اوباما گفت به رغم همه اختلافاتمان، همه ما برای آینده آمریکا یک امید مشترک داریم.
او گفت: می خواهیم کودکانمان در کشوری بزرگ شوند که در آن به بهترین مدارس و بهترین معلمان دسترسی داشته باشند. کشوری که همچنان در جهان رهبر فناوری، و کشف، و نوآوری باشد و همه شغل های خوب و مشاغل جدید به دنبال آن بیاید
باراک اوباما گفت: «می خواهیم کشوری را به فرزاندانی منتقل کنیم که در سراسر جهان از احترام و تحسین برخوردار باشد. کشوری که قدرتمندترین ارتش کره زمین و بهترین نیروهایی که دنیا تاکنون شناخته، آن را حفظ می کنند، و البته، کشوری که با اعتماد از این دوره جنگ عبور می کند، تا یک صلحی که بر اساس وعده آزادی و شان همه انسان ها است را شکل دهد.»
باراک اوباما گفت: «ما به یک آمریکای بخشنده، دلسوز و بردبارعقیده داریم، آمریکایی که درهایش به روی رویاهای دختر یک مهاجر، که در مدارس ما درس می خواند و به پرچم ما متعهد است، باز باشد. آمریکایی که آغوشش به روی کودک یک کارگر در کارولینای شمالی که می خواهد پزشک یا دانشمند، یا مهندس و یا یک کارآفرین، یا یک دیپلمات و یا حتی یک رییس جمهوری شود، باز باشد. این آینده ای است که ما امید آن را داریم. این تصویری است که ما آن را سهیم هستیم. این جایی است که ما باید به آن برسیم.»
رییس جمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنانش گفت: «امشب شما به اقدام و عمل رای دادید، نه سیاست طبق معمول. شما ما را انتخاب کردید تا بر شغل های شما تمرکز کنیم، نه شغل خودمان. و در هفته ها و ماه های در پیش رو انتظار دارم با رهبران هر دو حزب تماس بگیرم و با آنها کار کنم تا با چالش هایی که می توانیم با هم حل کنیم روبرو شویم. اقتصاد ما در حال بهبودی است. یک دهه جنگ رو به پایان است. یک کمپین طولانی انتخاباتی اکنون پایان یافته است. و چه رای شما را بدست آوردم، یا بدست نیاوردم، من به شما گوش دادم، از شما یاد گرفتم، و شما من را به یک رییس جمهور بهتر تبدیل کردید.»
رییس جمهوری آمریکا گفت: «اما معنای این آن نیست که وظیفه شما تمام شده است. نقش شهروند در دموکراسی ما با رای شما تمام نمی شود».
او کاهش کسری تجاری، اصلاح قانون مالیات، درست کردن نظام مهاجرت، رها ساختن آمریکا از وابستگی به نفت خارجی را از جمله کار های پیش روی خود دانست.
باراک اوباما گفت: آمریکا هیچوقت این نبوده است که برای ما چه کاری می توانید انجام دهید، آمریکا یعنی ما چه کاری می توانیم با هم انجام دهیم، چه کاری از طریق فعالیت سخت، و طاقت فرسا انجام دهیم، این اصلی است که ما بر اساس آن شکل گرفتیم.
باراک اوباما گفت: «این کشور بیشتر از هر کشور دیگری ثروت دارد، اما این علت غنی بودن ما نیست. ما قوی ترین ارتش تاریخ را داریم، اما این علت قوی بودن ما نیست. در سراسر جهان به دانشگاه های ما، فرهنگ ما، غبطه می خورند، اما این علت آن نیست که از سراسر جهان به سواحل ما می آیند.»
رییس جمهوری آمریکا گفت: «چیزی که آمریکا را استثنایی کرده است، پیوند هایی است که متنوع ترین ملت روی زمین را به هم نگه داشته است. اینکه  آینده ما مشترک است، اینکه این کشور تنها زمانی ] درست [ کار می کند که ما تعهدات خاصی را نسبت به یکدیگر و نسل آیند قبول کنیم، تا آزادی ای که آمریکاییان بسیاری برای آن جنگیده اند و جان داده اند، با مسوولیت ها و با حقوقی همراه است که از جمله آنها، عشق، امور خیریه، خدمت، و وطن پرستی است.»
باراک اوباما گفت به آینده آمریکا هیچوقت از امشب، خوشبین تر نبوده است.
او گفت: «عقیده دارم که می توانیم وعده بنیانگذاران آمریکا را حفظ کنیم، این که اگر شما حاضر باشید سخت کار کنید، فرقی نمی کند چه کسی هستید، یا از کجا آمده اید، یا چه شکلی هستید، یا عاشق کجا هستید. اهمیتی ندارد که سیاه هستید، یا سفید، یا لاتین تبار، یا آسیایی، یا بومی آمریکا، جوان یا پیر، پولدار یا فقیر، توانا یا معلول، شما می توانید اینجا در آمریکا موفق باشد، اگر حاضر باشید تلاش کنید.»
باراک اوباما گفت: «با هم، با کمک شما و به یاری خدا، ما مسیر خود را رو به جلو ادامه می دهیم و به دنیا یاد آوری می کنیم که چرا در بزرگترین کشور دنیا زندگی می کنیم

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

نوشته های جلال و گنجارود 1391 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 19:26  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و بلال گنجارودی 1391 

"سلام"

افسانه85
ناشناسي دلم برد و گم شد
من پي دل كنون بي قرارم
ليكن از مستي باده ي دوش
مي روم سرگران و خمارم
جرعه اي بايدم تا رهم من
نیما یوشیج

261

"دعوا 2 و 1"

با دعوا موافقی یا مخالف؟!

اصلا تا بحال، توی زندگی ات، دعوا کرده ای یا نه؟!

من که از دعوا وحشت دارم

شدیداً

اصلا دوست ندارم با کسی دعوا بکنم

از قدیم گفته اند

"توی دعوا که نون و حلوا پخش نمی کنند!"

 اگر هم کتک نخوری و ناقص نشوی

اقلّکم سبک که میشوی؟!

+

آیا تا به حال دقّت کرده ای که

دعوا هم مدل های مختلفی دارد؟!

اگر موافق باشید

چند مدلش را با هم مرور می کنیم

1-"دعوا" با الف.

2-"دعوای" اینجوری.

3-"دعوای" همینجوری.

4-"دعوایی" که هنوز شروع نشده

پای سلاح گرم و سرد هم به میان می آید.

نتیجه

از آنجایی که طرفِ چاقو به دست

خیلی گرم و داغ و عصبانی و جو گیر شده است

چاقو را حواله ی شکم طرف مقابلش میکند

و

توی چشم بر هم زدنی

شکم طرف دعوایش را

سفره و خونین و مالین

و

راهی بیمارستانش میکند

شاید هم اصلا به بیمارستان نرسیده

یکراست و اُفُقی،

راهی سرد خانه بشود!

+

بقیّه اش هم که معلوم است

زننده ی چاقو اگر پارتی داشته باشد

و

یا شانس بیاورد و عمودی بالای دار نرود

اقلّکم سال های شیرین زندگیش را

باید توی زندان باشد

و

آب خُنک بخورد!

+++

+

"دعوا 2"

5-"دعوایی" که هنوز شروع نشده

این فُحش و بد و بیراست که به هوا بلند می شود

البته گاهی اوقات محترانه

و

گاهی هم رکیک و نا محترمانه

به نظر من، باید قبول کرد که

هر چند دعوا همه مدلش خیلی بد می باشد

ولی دعوای این مدلی

از دعوای آن مدلی

(که همراه با سلاح گرم و سرد می باشد)

خیلی بهتر است

+

آقای سلامت تعریف می کرد

یک روز توی حمّام بودم

و

داشتم با صدای قشنگم حال میکردم که

به یکباره سر و صدای توی کوچه،

نظرم را به خودش جلب کرد

هر چند نمی دیدم

ولی از نوع سر و صدا

می شد فهمید که دو تا از همسایه ها با هم دعوا گرفته اند

هرچه دقت کردم

از مشتُ لگدُ چوبُ کاردُ چاقو و چاقو کشی خبری نشد که نشد

ولی درعوض

توی هر 4 کلمه حرفی که ردّ و بدل می شد

6 کلمه فُحش و بد و بیرا قاطی داشت

دست آخر هم همسایه ها از راه رسیدند

و

به دعوا و فحش و فحّاشی فیصله دادند

+

آقای سلامت ادامه داد

در عوض به یاد دارم حدود 15 سال قبل

دو تا جوان کم سن و سال در محلّه ی ما

شوخی شوخی با هم دعوا گرفتند

و

یکی از آن دو نفر که زودتر جوگیر میشد و آتشی

شوخی شوخی چاقویش را

از محل ناف توی شکم طرف دعوایش فرو برد

و

یکراست راهی قبرستانش کرد

و

100 البته خودش هم

همچنان توی زندان هست

و

دارد آب خُنک میخورد

+

و یا اینکه یکی دیگر را می شناسم

توی دعوا یک چشم رفیقش را ناقص و کور کرد

تازه

شانس آورد که بابای پولدارش

با پرداخت دیه ی چند ده میلیونی اش

او را از زندان آزادش کرد

البته این را هم بگویم که

عذاب وجدان یک لحظه راحتش نمی گذارد

و

هر وقت که رفیقش را می بیند

کلی خجالت میکشد و شرمنده می شود

(از اینکه عزیز ترین رفیقش را نابینا کرده است)

جلال گنجارودی

27-1-1389

نوشته های جلال و نمایی از گنجارود به سمت کوه های البرز 1391 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 21:17  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و جلال گنجارودی 1391 

"سلام"

افسانه84
كه همه فصل ها هست تيره
از گشته چو ياد آورم من
چشم بيند، ولي خيره خيره
پر ز حيراني و ناگواري
نیما یوشیج

ادامه از پست 260

۲

"ماست، بمب کلسیم"

کارشناس صنایع غذایی معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی یزد با بیان این‌که ماست یک منبع عالی کلسیم است، افزود:

یک بسته 250 گرمی ماست حاوی یک سوم میزان کلسیم لازم روزانه است.

آفتاب:

"اکبر کمالی" اظهار کرد:

ماست با برآوردن نیاز مصرف کننده به غذاهای سالم، غذایی سریع، ساده و مطبوع برای اغلب افراد است.

وی ادامه داد:

برای یافتن سالم‌ترین ماست که چربی و قند کمی داشته باشد، باید برچسب تغذیه‌ای روی آن را چک کنید به عبارتی افراد باید به یاد داشته باشند که قند در این برچسب شامل قندهای افزوده شده و لاکتوز، قند طبیعی شیر است.

کمالی تصریح کرد:

یک وعده ماست ساده حاوی هشت تا دوازده گرم قند لاکتوز بدون قندهای اضافی است. در صورتی که ماستها حاوی میوه،‌ عصاره میوه، شربت ذرت پر فروکتوز، شربت نیشکر یا سایر شیرین‌کننده‌ها باشند، قند آنها را نیز باید نظر بگیرید.

وی اضافه کرد:

ماست غنی از پروتئین، کلسیم و ویتامین‌های گروه B است و در بسیاری از موارد با ویتامین D نیز غنی می‌شود.

او با اشاره به اینکه ماست نسبت به میزان مشابه از شیر گاو اندکی بیشتر کلسیم دارد، ادامه داد:

ماست همچنین منبعی غنی از پتاسیم، ریبوفلاووین، ویتامین B12 و فسفر است.

کمالی توصیه کرد:

چند وعده خوردن ماست کم‌چربی یا بی‌چربی در روز می‌تواند کمبودی که اغلب کودکان و بزرگسالان در میزان لازم روزانه کلسیم، پتاسیم، و ویتامین D دارند را برطرف کند.

وی اضافه کرد:

ماست تازه حاوی باکتری‌های مفیدی است که دل ‌آشوبه را برطرف می‌کند و به حرکات معده نظم می‌دهند و ایمنی بدن را تقویت می‌کنند بنابراین به منظور تأمین مزیت‌های فوق از ماست‌هایی استفاده کنید که پس از فرآیند تخمیر گرما داده نشده‌ باشند، چرا که حرارت اغلب باکتری‌های مفید فعال را می‌کشد.

به گزارش ایسنا،این کارشناس صنایع غذایی در پایان متذکرشد:

افرادی که دچار عدم تحمل به لاکتوز هستند و نمی‌توانند شیر بخورند، ممکن است ماست‌های تازه که حاوی باکتری‌های فعال هستند را تحمل کنند، زیرا فرآیند تخمیر تا حدی به هضم لاکتوز کمک می‌کند و آن را برای این افراد قابل‌هضم‌تر می‌کند.

نوشته های جلال دکتر علی شریعتی، در ایام جوانی در حین ورزش.

"شش سخن تفکربرانگیز اینشتین"

عنوان یکی از آخرین پست‌های وبلاگ یک پزشک است.

آفتاب

در این پست می‌خوانیم: گاهی لازم است پست‌های روتین را متوقف و نوشته‌های متفاوت‌تری منتشر کنیم؛ نوشته‌هایی که به نظر بسیار مهم‌تر از معرفی گجت‌ها و اخبار حوادث فناوری و خبرهایی هستند که تاریخ مصرف محدودی دارند.
اگر طالب زندگی خلاق‌تر و نشاط‌ آورتری هستید، باید گاه تأمل و روی سخنان حکمت‌آمیز بزرگان دقت کنید؛ سخنانی که با گذشت زمان، رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرند و می‌توانند نسل‌های متعددی را به پیش ببرند. اینشتین در سال ۱۸۷۹ زاده شد، اما سخنان او تا به امروز معتبر باقی مانده‌اند.
در اینجا با هم شش سخن قصار اینشتین را مرور می‌کنیم:
۱- از گذشته بیاموز، برای امروز زندگی کن، به امید فردا باش.
سخن زیبایی است، ممکن است این حرف را پیش از این هم شنیده باشید، نوع بشر این توانایی تفکر را دارد و می‌تواند حتی لحظه آغاز خلقت و «بیگ بنگ» را با نگاه به کرانه‌های دنیا ببیند، اما در عالم عمل، نگاه خردمندانه به گذشته در جهت درس گرفتن برای زندگی موفق در روز، صورت نمی‌گیرد، بسیاری از ما در آینده‌های نامحتمل زندگی می‌کنیم و چیزی را که هم‌اینک در روبروی ماست، از دست می‌دهیم.
۲- مطرح کردن پرسش‌ها و احتمالات تازه و مشاهده کردن مشکلات قدیمی از زاویه دید تازه، نیازمند تخیل خلاق است و باعث پیشرفت‌های حقیقی در دانش می‌شود.
وقتی من در دبستان بودم موفقیت در گرو گفتن پاسخ‌ درست سؤالات بود، هر سوال تنها یک پاسخ درست داشت و بس. اما با گذشت زمان رفته رفته متوجه شدم که خیلی از سؤالات یک پاسخ ندارند و «یک تعداد» پاسخ «احتمالی» دارند.
از همین رو، شیفته این شدم که به مسائل به صورت طیف و نه یک رنگ واحد نگاه کنم و دیگر ابهام پیرامون آنها آزارم نمی‌دهند. تصور می‌کنم که اینشتین از طریق فیزیک کوانتوم و سخنان خردمندانه‌اش خیلی‌ها را به این سمت سوق داده است.
۳- مهم‌ترین تلاش بشر، کوشش در جهت حفظ اخلاقیات در اعمالش بوده است، توازن داخلی ما و حتی وجودمان به این امر بستگی دارد. فقط اخلاق در اعمالمان است که به زندگی‌مان زیبایی و بزرگی می‌بخشد.
هر گاه به زندگی عادی خودمان و یا کارنامه زندگی افراد بزرگ تاریخ، صاحبان شرکت‌های بزرگ و یا ورزشکاران نامی نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که فقط دسته‌ای از آنها که اخلاق را در کار و رقابت با دیگران رعایت کرده‌اند، در ذهنمان، تصویری نیکو دارند. افراد جاه‌طلب، ساعی و نابغه زیاد پیدا می‌شوند، اما فقط آنهایی که این استعداد را با حفظ اخلاق به کار می‌گیرند، شایسته ماندگار شدن همیشگی را در ذهن ما دارند.
۴-
کل زندگی در واقع یک رشته انتخاب است. ببینید که چه تعداد زیادی از مردم پیدا می‌شوند که در عادات روزانه‌شان به دام افتاده‌اند، آنها گیج و هراسناک و نامتمایز به نظر می‌آیند. برای یک زندگی بهتر باید شیوه زندگی‌مان را انتخاب کنیم.
گرچه ممکن است همیشه و همه جا حق انتخاب وجود نداشته باشد و این حق گاهی از ما سلب شود، اما اگر خوب به زندگی‌تان نگاه کنید می‌بینید که شما می‌توانسته‌اید در برهه‌هایی انتخاب‌های بهتری داشته باشید، اما به دلایلی خود را سرکوب کرده‌اید:
- انتخاب شیوه صرف کردن وقت آزادتان
- انتخاب داشتن زندگی‌ای سالم و رسیدن به تناسب اندام یا شکم‌پرست بودن
- انتخاب اینکه کار کنید یا به مسافرت بروید
- انتخاب اینکه محل زندگی خودتان را تغییر بدهید یا سال‌های سال با دریغ و درد در جایی که درکتان نمی‌کنند و به شعورتان توهین می‌کنند، زندگی کنید.
- انتخاب اینکه ظرفیت‌های فکری و استعدادهایتان را عملی کنید یا باعث هرز رفتن آنها بشوید و به کارهای تکراری غیرخلاق خو کنید.
بله! زندگی همه‌اش انتخاب است.
۵- واقعا دیوانگی است که یک کار را بارها و بارها تکرار کنید و انتظار نتایج متفاوتی داشته باشید.
ترجمه فارسی‌ این حرف این می‌شود «آزموده را آزمودن خطاست!»
این سخن بدیهی به نظر می‌رسد، اما در مقام عمل بیشتر مردم پیرامون ما هر روز به صورت‌های مختلف ابراز شگفتی می‌کنند که چرا با وجود اینکه رفتار و کاری را با پشتکار ادامه می‌دهند، تغییری مشاهده نمی‌کنند، سخن قصار دیگری وجود دارد که می‌گوید:
«جهان ‌های نو وقتی زاده می‌شوند که طرح‌ها و قالب‌های کنونی در هم بشکنند.»
اگر یک جامعه به طرح‌ها، تفکرات و عادات قدیمی خود ادامه بدهد، نباید انتظار «تغییر» داشته باشد.
۶- دو شیوه برای گذران زندگی وجود دارد. اینکه تصور کنید هیچ معجزه‌ای وجود ندارد و اینکه هر چیزی را در حکم معجزه بپندارید.
زندگی ما ، خود یک معجزه تکراریست. ما به یاری حیات مدام و هماهنگ ۱۰۰ میلیارد سلول بدنمان در سیاره‌ای خُرد در پهنه گیتی که نظمی ظریف دارد، زندگی می‌کنیم. ما می‌توانیم با کالبدمان زیبایی را درک کنیم، تنفس کنیم، یک تماس محبت‌آمیز را احساس کنیم، گلی را ببوییم، فکر کنیم و دیگران را شفا بدهیم، پس زاویه دید خود را عوض کنید و به نیمه پر لیوان بنگرید.

در پایان به سبک برخی نوشته‌های سایت‌ها و وبلاگ‌های خارجی و یا محصولاتی مثل DVDها و بلو ری‌ها، دوست دارم یک جایزه اضافی یا Bonus به شما بدهم!
معمولا صاحبان صنایع بزرگ «واقعی»، یعنی آنهایی که با عینی کردن باشکوه تخیلاتی که در ابتدای امر هیچ کس اهمیتی به آنها نمی‌داد، حرف‌ها و پندهای زیادی برای گفتن دارند.
رئیس شرکت آمازون -جف بزوس- یکی از همین افراد است، او چند وقت پیش در بازدیدی از دفتر سایت ۳۷signals حرف‌های جالبی زد:
افرادی که همیشه در طول زمان حق به آنها داده می‌شود، آنهایی هستند که به صورت پیوسته تفکرشان را تغییر می‌دهند. بزوس اصلا فکر نمی‌کند که ثبات فکری زیاد، خصیصه مثبتی باشد. او تصور می‌کند که اگر شما فردا ایده‌ای داشته‌ باشید که در تناقض با ایده امروزتان باشد، ذهن بیماری ندارید.
از دید او باهوش‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که به طور پیوسته در شناختشان از پیرامون تجدید نظر می‌کنند و به مشکلاتی که قبلا تصور می‌شد که پاسخی واحد برای آنها یافته‌اند، دوباره نگاه می‌کنند. این افراد، به صورت پیوسته، از زوایای مختلفی به مسائل می نکرند، ایده‌های جدید مطرح می‌کنند، در «نباید»های خود تجدید نظر می‌کنند و شیوه تفکر خود را به چالش می‌کشند.
البته اینها به این معنی نیستند که شما نباید زاویه دید شکل‌گرفته و منسجمی داشته باشید، بلکه غرض این است که شما باید دیدگاه کنونی خود را یک دیدگاه ثابت و بدون تغییر در نظر نگیرید.
از این دید، آدم‌های لجوجی که همیشه بر زاویه دید خود اصرار دارند، آنهایی که محو جزئیات می‌شوند و نمی‌خواهند با فاصله گرفتن از رویدادها، زاویه دید گسترده‌تری پیدا کنند، آنهایی هستند که با گذشت زمان غلط بودن تفکرشان به تدریج به همه ثابت می‌شود.

+

هشدار یک روانشناس درباره

شیوع افسردگی و اضطراب در اغلب خانواده‌ها

آفتاب

به گفته یک روانشناس بالینی،

کمتر از 20 درصد خانواده‌ها جو هیجانی شاد داشته و بیشتر خانواده‌ها جوی افسرده و مضطرب دارند.
دکتر محسن پهلوان در گفت‌وگو با ایسنا، در این رابطه افزود:

برخی از خانواده‌ها شکل خانواده خوابگاهی پیدا کرده و اعضای آن بدون داشتن هیچ حسی فقط در کنار هم زندگی می‌کنند.
وی ادامه داد:

برخی از خانواده‌ها نیز جوی خشن داشته و اعضای آن با آن که نسبت به هم بی‌اعتنا نیستند اما پرخاشگرند.
این روانشناس با اشاره به خانواده مقتدر به عنوان بهترین شکل خانواده اظهار کرد:

در این خانواده کودک پذیرفته شده و همه نسبت به هم احساس دلسوزی دارند. توقع والدین از کودکان بر اساس اقتضای سنی آنها بوده و وظایف به راحتی قابل انجام است. همچنین کودکان اجازه تصمیم‌گیری داشته و می‌توانند افکارشان را به راحتی مطرح کنند.
پهلوان اساس خانواده مستبد را برخلاف خانواده مقتدر که اساس آن بر احترام است، ترس دانست و افزود:

رابطه اعضای این خانواده‌ها سرد و طرد کننده بوده و تحقیر در آن نسبت به بچه‌ها زیاد است و همه حرف‌ها به گونه‌ای است که عزت نفس اعضا را به شدت تهدید می‌کنند.
همچنین والدین از طریق فشار، تنبیه و دریغ کردن محبت کودک خود را کنترل می‌کنند. اما باید توجه داشت که این فشارها تنها تا سن نوجوانی ادامه پیدا می‌کند زیرا پس از آن فرد دیگر قابل کنترل نیست.
به گفته وی، خانواده سهل‌گیر شکل‌ دیگری از انواع خانواده است که رابطه اعضای آن صمیمی و توقعات در آن بسیار کم بوده و یا اصلا وجود ندارد. در این جو بیشتر تصمیمات را کودک می‌گیرد.
وی با بیان اینکه در شکل خانواده بی‌اعتنا اعضا بسیار کناره‌گیر هستند، اظهار کرد:

در این خانواده میان اعضا تبادل احساس صورت نگرفته و بین آنها روابط خوبی وجود ندارد و والدین نسبت به تصمیمات فرزندان به کلی بی‌تفاوتند.
این روانشناس با تاکید بر لزوم صرف وقت برای بهبود روابط خانوادگی بیان کرد:

برخی از خانواده‌ها مانند یک پیمانکار به پروسه پرورش فرزندانشان نگاه می‌کنند که این کار در درازمدت صدمات بسیاری را به خانواده خواهد زد.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

طبیعت گنجارود گویا صفرعلی چالکسرایی و گوساله اش باشد 1391 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 20:15  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و ادای احترام احمدی‌نژاد به زن اندونزیایی 

"سلام"

افسانه85
ناشناسي دلم برد و گم شد
من پي دل كنون بي قرارم
ليكن از مستي باده ي دوش
مي روم سرگران و خمارم
جرعه اي بايدم تا رهم من
نیما یوشیج

ادامه از پست 261

۱

کواکبیان

خاتمی تردید را کنار بگذارد و به صحنه بیاید

دبیرکل حزب مردم‌سالاری گفت:

سیدمحمد خاتمی اولویت اول ماست و از او درخواست می‌کنیم تردیدها را کنار بگذارد و به عرصه انتخابات بیاید.

آفتاب:

مصطفی کواکبیان در همایش ملی تبیین طرح مناسک که از سوی این حزب برگزار شده بود، اظهار کرد:

درصورتیکه خاتمی به صحنه بیاید، دیگر اختلافی نیست و همه اجماع نسبی روی وی دارند.
وی یادآور شد:

همه ما دغدغه اسلام، انقلاب، نظام، خط امام و اصلاحات را داریم اما باید روش‌هایمان را یکی کنیم و به این دغدغه‌ها برسیم که نتیجه‌بخش باشد.
این نماینده مجلس هشتم، شرایط اقتصادی، سیاسی، بین‌المللی، فرهنگی و اجتماعی کشور را نامناسب توصیف و ابراز عقیده کرد:

ما شرایط خوبی در عرصه بین‌المللی نداریم. در ایران برای سوریه جلسه می‌گذاریم و ونزوئلا در آن شرکت می‌کند و حتی کشورهای همسایه هم در این نشست حضور نمی‌یابند یا اینکه کشورهای انقلاب کرده منطقه قطعنامه حقوق بشری علیه ما صادر می‌کنند.
دبیرکل حزب مردم‌سالاری با اشاره به شرایط اقتصادی کشور نیز خاطرنشان کرد:

دولت باید با تدبیر خود این وضع را کنترل می‌کرد. نمی‌شود همه‌چیز را به پای تحریمی بگذاریم که از اول آن را قبول نداشتیم. در ابتدای دولت آقای موسوی دلار 150 تومان بود و وقتی تحویل آقای هاشمی شد، یعنی بعد از 8 سال به 400 تومان و بعد از 8 سال دولت خاتمی هم به 800 تومان رسید. حتی اگر به طور طبیعی کنترل می‌شد، باید به 1500 تا 1600 تومان می‌رسید اما آن‌ها یکباره فنر را رها کردند.
کواکبیان همچنین با انتقاد از وضعیت اداری کشور گفت که کشور از نظر فرهنگی وضعیت خوبی ندارد و افزود:

در حال حاضر ما 3800 نفر زندانی خارج از کشور داریم که اکثرا قاچاقچی و معتاد هستند و متاسفانه نظیر نگاهی که ما قبلا به افغانستان به عنوان صادرکننده مواد مخدر داشتیم، اکنون نیز برخی در خارج همان نگاه را به ما دارند.
وی با انتقاد از تعطیل شدن خانه احزاب یادآور شد:

احزابی که توقیف شدند هم باید با حضور هیات منصفه توقیف می‌شدند اما این اتفاق نیفتاد.
این نماینده اصلاح‌طلب مجلس هشتم با تاکید بر اینکه "تغییر اوضاع کشور تنها با حضور گرم اصلاح‌طلبان در سراسر کشور میسر خواهد بود"، گفت:

با انزواطلبی هیچ اتفاقی نمی‌افتد.
وی ادامه داد:

ما معتقدیم روش اصلاح‌طلبی روش امام حسین(ع) و روش انبیاء بوده و ما هم تا جایی که توانایی داریم باید به دنبال اصلاح جامعه و امور باشیم.
کواکبیان با اشاره به پیگیری طرح مناسک از سوی حزب اعتماد ملی، درس گرفتن از تجربه تلخ انتخابات 84 را علت این امر دانست و افزود:

ما اصلاح‌طلبان احمدی‌نژاد را تحویل جامعه دادیم؛ چراکه در آن زمان افراد زیادی از اصلاح‌طلبان کاندیدا شده بودند. من همان موقع طرح‌هایی داشتم که دوستان اصلاح‌طلب به آن توجه نکردند وگرنه این اتفاق نمی‌افتاد. حتی اگر یک میلیون رای برای آقای کروبی تقسیم می‌شد، این وضع را نداشتیم.
کواکبیان با انتقاد از اینکه برخی، اصلاح‌طلبان را مساوی فتنه‌گران می‌دانند، گفت:

متاسفانه کاری که می‌شد در یک ماه آن را حل کرد 8 ماه طول دادند تا بگویند که اصلاح‌طلبان از صحنه حذف شوند اما اصلاح‌طلبان زنده‌اند و همین همایش این موضوع را نشان می‌دهد. اصلاح‌طلبان باید ادامه حیات دهند زیرا با یک جناح نمی‌شود کشور را اداره کرد.
دبیرکل حزب مردم‌سالاری با بیان اینکه "اگر دولت بعدی دست اصلاح‌طلبان بیفتد باید از اصولگرایان معتدل و واقع‌بین هم استفاده کنند"، افزود:

همه باید دست در دست هم کشور را اداره کنند. طرح مناسک هم جرقه اولیه‌ای است که مجمع روحانیون می‌تواند پیشتاز اجرای آن شود. ما خوشحال می‌شویم که حصرها برداشته شود، زندانیان سیاسی آزاد شوند، از مطبوعات رفع توقیف شود، از سایت‌ها رفع فیلتر و از احزاب اصلاح‌طلب رفع توقیف شود اما شرط اصلی، رعایت دقیق قانون انتخابات است.
کواکبیان با بیان اینکه "باید جلوی سوءاستفاده از اموال دولتی و بیت‌المال را از همین حالا گرفت"، تاکید کرد:

باید عدالت تبلیغاتی رعایت شود. برخی افراد هر کانالی از تلویزیون را که می‌زنیم به عنوان کارشناس یک موضوع در حال صحبت هستند یا از تریبون‌های نمازجمعه استفاده می‌کنند.
به گزارش ایسنا؛ دبیرکل حزب مردم‌سالاری در پایان تصریح کرد:

از 35 حزب اصلاح‌طلب که در جلسه امروز دعوت شده بودند، تنها 5 تا 6 حزب حضور نیافتند و مابقی در سطح دبیران کل یا اعضای شورای مرکزی در جلسه حضور داشته‌اند.

+

علیخانی

"خاتمی محبوب است، سراغ او بروید"

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب با تاکید بر لزوم اجماع اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: خاتمی محبوب است و باید به سراغ او برویم.

آفتاب:

قدرت‌الله علیخانی در همایش ملی تبیین طرح مناسک که از سوی حزب مردم‌سالاری برگزار شد، اظهار کرد: اصلاح‌طلبان به یک اجماع حداکثری - 80 درصدی - نیاز دارند. ما هم دلمان می‌خواهد در صحنه باشیم و حتما در انتخابات شرکت کنیم و زحمات آقایان را هم اجر می‌نهیم اما بدون اجماع خودتان را زحمت ندهید، زیرا آبی گرم نمی‌شود.
این نماینده پیشین مجلس با اشاره به انتقادات اصلاح‌طلبان مجلس از دولت هشتم خاطرنشان کرد: کسانی که آن روز به حرف‌های ما اعتراض می‌کردند امروز خودشان معترض شده‌اند و حتی برخی از ما تندتر حرف می‌زنند اما موضع‌گیری علیه دولت در حال حاضر هنر نیست.
به گزارش ایسنا، علیخانی با اشاره به اهانت‌های صورت گرفته به برخی چهره‌ها یادآور شد: متاسفانه به حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی یادگار امام، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی استوانه انقلاب و سیدمحمد خاتمی رییس اصلاحات توهین‌های زیادی شد اما این‌ها روز به روز به محبوبیت‌شان افزوده شد و موقعیت آقای هاشمی هم که در کشور معلوم است.
وی با تاکید بر لزوم یافتن راهی عقلایی برای تغییر وضعیت فعلی، این راه را از طریق انتخابات میسر دانست و افزود: باید وضعیت را با صندوق‌های رای تغییر داد و خواسته‌های مردم را به کرسی نشاند اما تا بزرگان نیایند کار درست نمی‌شود؛ اگرچه این جلسات مقدس و زحمات شما قابل تقدیر است.
علیخانی تاکید کرد: اصلاحات محور، ریشه و استوانه احتیاج دارد و از یک سو آیت‌الله هاشمی رفسنجانی فراجناحی و ملی هستند و نمی‌توان ایشان را در یک جریان گنجاند. ایشان البته باور دارند که خیلی مشکلات بوجود آمده است و دلشان می‌خواهد وضعیت اصلاح شود اما چون بحث انتخابات است باید سراغ خاتمی بروید؛ تعارف نداریم اصلاحات به نام خاتمی ثبت و ضبط شده است. من در دور اول ریاست جمهوری وی با ناطق نوری بودم اما به هر حال خاتمی محبوبیت و پایگاهی دارد، همچنان که در روز عید غدیر چند هزار نفر به دیدنش رفتند.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: هرکس بخواهد وارد عرصه انتخابات شود باید با راس نظام هماهنگی داشته باشد. تندروی نتیجه نمی‌دهد پس باید اصل را خاتمی قرار دهیم. اگر او در انتخابات حضور یابد، زحمتی ندارد زیرا رای 20 تا 25 میلیونی پای او خوابیده است اگر هم موانعی وجود دارد کسی که خاتمی به او مهر تایید زده وارد شود.
مشاور پارلمانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین گفت: آیت‌الله هاشمی به آن شکل وارد صحنه نمی‌شوند اما اگر چهره اصلاح‌طلب متعادلی که حکومت بتواند با او کار کند وارد شود، بارها گفته که از چنین آدمی حمایت می‌کند وگرنه ما راه دیگری نداریم.
علیخانی اوضاع اقتصادی کشور را نامطلوب و نارضایتی‌های مردم را رو به افزایش دانست و تصریح کرد: همه ما وصل به نظام و انقلاب هستیم و بهتر از این نظام هم گیر نمی‌آوریم پس باید همه دست به دست هم اشکالاتش را برطرف کنیم.
وی همچنین با قدردانی از حزب مردم‌سالاری برای برگزاری این نشست گفت: زحمات شما قابل تقدیر است؛ شما همه دلتان اصلاح می‌خواهد و طرفدار نظام و آرمان‌های امام (ره) هستید.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

نوشته های جلال و نمایی از گنجارود 1391 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 17:40  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و عاطفه مهدی پور گنجارودی دختر آقا سالار و شهلا خانم گنجارودی 1391 

"سلام"

افسانه84
كه همه فصل ها هست تيره
از گشته چو ياد آورم من
چشم بيند، ولي خيره خيره
پر ز حيراني و ناگواري
نیما یوشیج

260

جمعه ها با فیلسوفان و اندیشمندان برجسته11

سوفيست ها(سوفسطاييان)2
نخستين كسى كه سوفيست نام گرفت پرتاگوراس بود.

چند سوفيست مهم بعد از او عبارتند از : گورگياس , پروديكاس , هيپياس كه طرفداران زيادى داشتند كه به آنها گوش مى كردند.
سوفيستها در وارد شدن به هر زمينه اى ايرادى نمى ديدند به طوريكه سريعا شروع با استدلال در آن زمينه مى كردند.

گاهى اوقات بعضى از آنها به خاطر غلط نشان دادن چيزى كه درست به نظر مى رسد يا اثبات اينكه سفيد سياه است به خود مى باليدند.

براى مثال گورگياس مدعى بود كه در زمينه اى كه در آن صحبت مى كنيد نيازى نيست كه اطلاعات زيادى داشته باشيد , او خود به هر سوال بدون اندكى ملاحظه پاسخ مى گفت.
به اعتقاد بسيارى از آنان براى رسيدن به مقصود فقط تسلط بر زبان و مهارت در بازى با كلمات كافى است.

آنها بنا به همين موضوع سعى مى كردند كه هنگام مباحثه حريف را اغفال و سردرگم سازند و اگر اين امر ممكن نبود سعى مى كردند با خشونت در گفتار و ايجاد سرو صدا حريف را مغلوب سازند.

در بسيارى از موارد نيز سعى در تحت تاثير قرار دادن مردم بوسيله استعارات و لطايف و پارادوكسها داشتند تا بيان حقايق.

به خاطر همين موضوع است كه لفظ "سفسطه" به عنوان استدلال باطل به كار برده مى شود.

تقريبا در اواخر قرن پنجم پيش از ميلاد سوفيست ها رو به افول گذاشتند و بعد از آن نيز دو بار ديگر در يونان مطرح شدند , بار اول در قرن دوم ميلادى بود كه در آن زمان به سخنرانان حرفه اى كه در مجامع عمومى مردم را تحت تاثير قرار مى دادند عنوان سوفيست را اطلاق مى كردند.

آنان نيز مانند سوفيست هاى قبلى دائم در سفر بودند.

بار دومى كه دوباره سوفيست ها ظاهر شدند در قرن چهارم ميلادى بود كه تقريبا مقارن با قدرت گرفتن مسيحيت در اروپاست.

سوفيست ها در اين زمان تلاش و فلسفه خود را به مبارزه با مسيحيت اختصاص دادند. تقريبا در قرن پنجم ميلادى كم كم كلمه سوفيست تبديل به لفظى اهانت آميز شد كه براى كسى كه غلط استدلال مى كرد به كار مى رفت.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

گنجارود و ماه تابانش در روز ارسالی از بلال گنجارودی 1391 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 22:2  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و محمد صادق و جلال گنجارودی و این محیط زیستی که برایمان درست کرده اند 1391 

"سلام"

افسانه83
خنده اي ناشكفت از گل من
كه ز باران زهري نشد تر
من به بازار كالافروشان
داده ام هر چه را، در برابر
شادي روز گمگشته اي را
اي دريغا! دريغا! دريغا
نیما یوشیج

ادامه از پست 259

"مناظره اصغرزاده و شریعتمداری"

برنامه دیروز، امروز، فردا با رویکرد مناظره‌ای با حضور حسین شریعتمداری و ابراهیم اصغرزاده برگزار شد.

آفتاب

عضو شورای اول شهر تهران و از دانشجویان پیرو خط امام با حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان در برنامه تلویزیونی دیروز، امروز، فردا به بررسی مسائل روز پرداختند.
گزیده ای از سخنان به نقل از سایت انتخاب را در ادامه می‌خوانید:
ابراهیم اصغرزاده:
*** در ماجرای اشغال سفارت آمریکا به هیچ وجه قصد ما این نبود که برویم و آنجا بمانیم. می خواستیم نهایتاً 2 یا 3 روز آنجا را اشغال کنیم که اعتراض خود را نشان بدهیم. اما حمایت امام از این حرکت، آن را از یک اقدام غیرحرفه ای به یک اقدام انقلابی تبدیل کرد.
*** ما به عنوان دانشجویان پیرو خط امام(ره) نقش "بوعزیزی" تونس را در آن مقطع انقلاب ایفا کردیم.
*** اشغال سفارت انگلیس در سال گذشته یک کپی برداری کاریکاتوری از اقدام سال 58 دانشجویان خط امام بود. آن حرکت باعث تحول در حرکت انقلاب و همزادپنداری در آحاد جامعه شد ولی اشغال سفارت انگلیس در سال گذشته، باعث انزجار مردم و عدم همراهی آنها شد و الآن ما باید هزینه و خسارتش را بپردازیم.
*** به این راحتی نباید به نسلی که انقلاب را بر دوششان جلو بردند، تهمت زد. این که بگوییم همه دولتهای قبلی خیانت کرده اند، یک شوخی است. توهم توطئه یک نوع بیماری است. به نظر من هیچ یک از دولت های قبلی به دنبال رابطه با آمریکا نبوده اند.
*** انتخابات پیش رو انتخابات حیاتی است اما باید به جای اقتصاد، صلح طلبی و مذاکره با جامعه بین المللی مهمترین محور است. اگر قرار باشد مذاکره ای شروع شود باید بعد از مشارکت بالای مردم در انتخابات ۹۲ و مقتدرانه باشد، مذاکره به معنی رابطه نیست.
*** آمریکا هراسی باعث می شود ما قدمی برنداریم. باید به کارشناسان و دیپلماتهایمان اعتماد بدهیم که آنها بررسی کنند چه امتیازهایی می شود از آمریکا گرفت.
*** اگر دارای توانایی و اجماع ملی نباشیم پای میز مذاکره شکست می خوریم ولی ما می خواهیم زندگی مردم را راحتتر کنیم.
*** هر چه قائم مقام فراهانی به فتحعلی شاه گفت باید با روس ها مذاکره کرد، گفت، نه ما میجنگیم. بعد دیدیم نتیجه اش عهدنامه های ترکمن چای و گلستان شد.
*** دولت های خاتمی و هاشمی در دستآوردهای هسته‌ای به مراتب از دولت فعلی قوی تر بوده و دولت فعلی که ورق پاره هایی بیش نمی دانست مصوبات شورای امنیت را و می گفت که اینقدر اینها قطعنامه بدن تا قطعنامه دونشون پر بشه، من از ادبیاتی که دولت بکار می برد خیلی ناراحت شدم.
***یکبار با مرحوم حاج احمد آقا صحبت می کردیم و حاج احمد آقا در مورد اینکه رییس جمهور یک کشور باید مودبانه برخورد بکند، مثالی زد و گفت مرحوم رجایی که حضرت امام(ره) هم خیلی ایشان را دوست داشت، در جواب آقای "میتران" که تبریک گفته بود، یک نامه ای رو دادند و در آن نوشته بود ای آقای میتران، ای فرانسه، شما فلان هستید و اینها. امام گفته بودند، وقتی به شما تبریک گفتند جواب تبریک شون رو بدید. یک دیپلمات باید با ادب باشد، باید رفتار مودبانه داشته باشد، اونوقت اینکه ما بگیم "ممه رو لولو برد"، ،فلان و وقتی سازمان ملل در نیویورک مراسم دارد برای ده ها نفر دنبال ویزا باشیم و بعد برویم آنجا در بهترین هتل اقامت کنیم و حرفهای خودمان را بزنیم، حرفهایی که همه‌ی آنها هزینه دارد برای انقلاب. من هم در مورد عملکرد دولت فعلی معتقدم این عملکرد بسیار ضعیف است.
***رابطه با آمریکا بحث کلان نظام است در حد من و آقای شریعتمداری نیست. بحث هایی که ما انجام می دهیم در سطح کارشناسی است، ما کاری می کنیم که در تصمیم سازی ها تاثیر بگذارد وگرنه قانون اساسی در مورد اینکه چه کسی تصمیم گیرنده است تکلیف را روشن کرده.
***اینکه بگوییم دولت هاشمی و خاتمی در جهت ارتباط با آمریکا حرکت کرد ، ضمن احترامی که برای آقای شریعتمداری قائل هستم این نوع تفکر را نوعی توهم توطئه می دانم. توهم توطئه یک بیماری است، یعنی اینکه طرف فکر می کند که آمریکا آنقدر قلدر و بزرگ است که از صبح تا شب برای ما نقشه می کشد که تا گاوماهی خانه ما هم او تصمیم می گیرد، از آن سو یک بیماری هم مقابلش هست که ساده اندیشی است، که فکر می کند اگر رابطه با آمریکا برقرار کنیم تمام مشکلات حل می شود؛ ارز ارزان می شود، ترافیک تهران حل می شود، آلودگی هوا از بین می رود و ... بین این دو سیاه و سفید دیدن، باید یک راه منطقی را طی کنیم. اینکه شعار بدهیم آمریکا در امور داخلی ایران مداخله کرده در این چند سال، اینها همه شوخی است و نوعی فرار از مسئولیت. این شما را به یک آرامش خیالی می کشاند که کلاً همه چیز را ول کنیم و بگوییم اصلاً نمی توانیم با او مذاکره کنیم.
*** مذاکره لولو خورخوره نیست و بستگی به آن دارد که چه کسی مذاکره می کند، دکتر مصدق در دادگاه لاهه بر سر حقوق ایران مذاکره کرد و ما به حقوقمان رسیدیم. فتحعلیشاه هم قائم مقام فراهانی گفت مذاکره کند و او نپذیرفت و گفت: نه می‌جنگم. رفت گلستان و ترکمانچای را داد و سرزمین های ایران را از دست داد. مذاکره فی نفسه نه خوب است و نه بد. یک روش است. مهم این است که چه کسی مذاکره کند و کی؟ ما می گوییم بین مذاکره و رابطه گام های متعددی است. در مورد اینکه دولت آقای هاشمی و دولت آقای خاتمی مقدمات فروش مملکت را فراهم کردند، این انگی است که "کیهان" همان زمان هم زد و این انگ زدن را همین الان هم ...
***ای کاش روزنامه کیهان که منهم یک زمانی در روزنامه کیهان بودم، منتهی زمانی که من و آقای خاتمی در روزنامه کیهان بودیم مردم صف می کشیدند کیهان را می خریدند و الان من نمی دانم تیراژش چقدر است. ای کاش دفتر کیهان در میدان توپخانه نبود، در میدان آزادی، میدان رفاقت، میدان دوستی، یکجایی دفترش بود که بیشتر ادبیاتش یک ادبیات دوست مدارانه، مدارا طلبانه‌تری می شد.
***من اعتراض داشتم که چرا با آقای کلینتون دست ندادید. رییس جمهور یک کشور رییس جمهور یک ملت است، ما اعتراضمان این بود که چرا قاطع نایستادید. اصلاً صحبت ما این نیست که اگر بحثی مطرح شد یعنی می خواهید رابطه برقرار کنید. تکلیف رابطه معلوم است که چه کسی تعیین می کند ولی دولت ها وظیفه شان این است که شرایطی را ایجاد کنند که منافع کشور را تعیین نماید. چه دولت آقای هاشمی، چه دولت آقای خاتمی و چه دولت احمدی نژاد، باید ایران را از معرض تهدید بودن خارج کند. باید اجماع جهانی را در هم بشکند. نمیشه اینجا نشست و گفت ما می خواهیم با دنیا بجنگیم و دنیا با هم متحد شوند و بعد مثل کره شمالی بنشینیم و عزا بگیریم که حالا چکار کنیم .
*** شعار را باید وقتی داد که باور پذیر باشد .وقتی شعار داده شد و مردم کوچه و خیابان آن را باور نکردند این شعار فایده ای ندارد .

+
حسین شریعتمداری:
**** انقلاب اسلامی برای صدورش به ویزا و روادید نیازی ندارد و دلگرمی محرومان جهان است.
**** درگیری ما با آمریکا درگیری ماهوی است و تنها در دو حالت پایان می یابد؛ یا ما از اسلام ناب در حاکمیت دست بکشیم یا آمریکا از خوی استکباری اش دست بردارد و مادامی که این اتفاق نیفتد درگیریها ادامه دارد.
***** شواهد نشان می دهد که آمریکایی ها مفاد قرارداد الجزایر را نپذیرفتند که نمونه اش فتنه ۸۸ بود.
*****انتظار میرفت اصلاح طلبان از سخنان نتانیاهو که گفته بود سرمایه اصلی ما در ایران اصلاح طلبان هستند موضع گیری می کردند.
**** آمریکایی ها براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود نام بردند که هرگز تغییر نمی کند.
***** من در پاسخ به این اظهارات برخی که می گویند با صرفنظر از مسائل هسته ای تحریم ها برچیده می شوند می گویم که اتفاقا تحریم ها چند برابر خواهند شد.
****ادبیات گفتاری رئیس جمهور باید مناسب و متین باشد.
****فتنه ۸۸ از روی فرمول سه ضلع امریکا و انگلیس و اسرائیل پیروی می کردند و این قابل انکار نیست.
****شما به آقای خاتمی اعتراض کرده اید که با کلینتون دست نداده؟ خاتمی سه بار با جورج سوروس صهیونیست معروف دست داده است.
****بنا بر اذعان خود اصلاح طلبان نمی شود ارتباط جورج سوروس را با آنان انکار کرد.
****مذاکره بستگی به شرایط و مختصات مذاکره کننده دارد، نه شخص. مذاکره یک تعریف کلاسیک دارد. در هر مذاکره ابتدا کف مذاکره را تعیین می کنند و یک سقف. وقتی آن را از قبل مشخص می کنند این قابل قبول نیست.
****تعریف کلاسیک مذاکره عبارتند: از اینکه در هر مذاکره ای ابتدا کف مذاکره تعیین می شود، کف مذاکره مجموعه مقولات مورد اشتراک طرفین و سقف آن نقطه ای است که طرفین می خواهند به آن برسند.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 نوشنه های جلال و گنجارود 1391

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 20:1  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و جلال گنجارودی 1391

"سلام"

افسانه83
خنده اي ناشكفت از گل من
كه ز باران زهري نشد تر
من به بازار كالافروشان
داده ام هر چه را، در برابر
شادي روز گمگشته اي را
اي دريغا! دريغا! دريغا
نیما یوشیج

259

"دعوا 1"

با دعوا موافقی یا مخالف؟!

اصلا تا بحال، توی زندگی ات، دعوا کرده ای یا نه؟!

من که از دعوا وحشت دارم

شدیداً

اصلا دوست ندارم با کسی دعوا بکنم

از قدیم گفته اند

"توی دعوا که نون و حلوا پخش نمی کنند!"

 اگر هم کتک نخوری و ناقص نشوی

اقلّکم سبک که میشوی؟!

+

آیا تا به حال دقّت کرده ای که

دعوا هم مدل های مختلفی دارد؟!

اگر موافق باشید

چند مدلش را با هم مرور می کنیم

1-"دعوا" با الف.

2-"دعوای" اینجوری.

3-"دعوای" همینجوری.

4-"دعوایی" که هنوز شروع نشده

پای سلاح گرم و سرد هم به میان می آید.

نتیجه

از آنجایی که طرفِ چاقو به دست

خیلی گرم و داغ و عصبانی و جو گیر شده است

چاقو را حواله ی شکم طرف مقابلش میکند

و

توی چشم بر هم زدنی

شکم طرف دعوایش را

سفره و خونین و مالین

و

راهی بیمارستانش میکند

شاید هم اصلا به بیمارستان نرسیده

یکراست و اُفُقی،

راهی سرد خانه بشود!

+

بقیّه اش هم که معلوم است

زننده ی چاقو اگر پارتی داشته باشد

و

یا شانس بیاورد و عمودی بالای دار نرود

اقلّکم سال های شیرین زندگیش را

باید توی زندان باشد

و

آب خُنک بخورد!

ادامه دارد

 نوشته های جلال و گنجارود 1391

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 21:57  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و بلال گنجارودی 1391

"سلام"

افسانه83
خنده اي ناشكفت از گل من
كه ز باران زهري نشد تر
من به بازار كالافروشان
داده ام هر چه را، در برابر
شادي روز گمگشته اي را
اي دريغا! دريغا! دريغا
نیما یوشیج

ادامه از پست 259

۲

پیش‌بینی یک هفته‌نامه معتبر آمریکایی

"رییس جمهور بعدی آمریکا با ایران دارای قابلیت هسته‌ای مواجه می‌شود"

«فارین پالسی» با تاکید بر اینکه ایران از هیچ خط قرمزی در چهار سال بعد هم عبور نمی‌کند، نوشت: اسرائیل قابلیت حمله موفقیت‌آمیزی را ندارد و اکثریت اندیشمندان آمریکایی چنین اقدامی را احمقانه می‌دانند.

آفتاب:

هفته‌نامه «فارین پالسی» طی گزارشی به قلم «استیفن.ام .والت» در خصوص «حقایق پیش روی رییس جمهور آینده آمریکا» در آغاز با طرح سئوالی می‌نویسد: آیا خیلی زود نیست که از هم اکنون درباره رئوس کاری سیاست خارجی و موضوع امنیت ملی کشور که رییس جمهور آینده با آن مواجه خواهد شد صحبت کرد؟
بر اساس این گزارش، فارغ از این‌که چه‌کسی در ششم نوامبر پیروز خواهد شد، مسئله مهم محدودیت در برنامه ریزی و در خصوص امنیت ملی آمریکا طی چهار سال بعدی است. حتی اگر مسئله کاهش سرتاسری بودجه را نادیده بگیریم با این وجود فشار زیادی بر بودجه دفاعی کشور وجود خواهد داشت. تمامی وعده‌های «رامنی» مبنی بر تلاش برای افزایش بودجه دفاعی ،گسترش نیروی دریایی و غیره را فراموش نمایید. اگر او موفق به شکست «اوباما» شود تازه به واقعیت تعیین بودجه و دردسرهای آن پی خواهد برد و با توجه به وضعیت این روز بودجه باید انتظار محدودیت‌هایی را داشت.
البته به‌طور یقین در زمینه سیاست خارجی و امنیت ملی با موارد متعجب کننده روبرو خواهیم شد. شاید حداقل این بخش از دستور کاری رییس جمور قابل پیش بینی باشد. به‌خاطر داشته باشید که «جورج دابلیو بوش» هرگز متوجه ماجرای یازده سپتامبر نشد یا اوباما که پیش بینی بهار عربی را نکرد و مجبور شد تا زمان زیادی را بر بایدها و نبایدها در مصر ، لیبی، سوریه، بحرین و مکان‌های دیگر صرف کند. در هیچ فهرست کاری نمی‌توان موارد احتمالی را در نظر گرفت و به‌طور یقین می‌توان گفت که رییس جمهور بعدی با مواردی مواجه خواهد شد که به سختی قابل پیش‌بینی هستند.
به گزارش فارس، اما رییس جمهور با چه مواردی بدیهی مواجه خواهد شد؟ آشکارا او مجبور است که عقب نشینی از افغانستان ،روابط متعادل با چین، ترویج روابط با مکزیک و دیگر همسایگان را حفظ کند و در عین حال امید داشته باشد که بهم ریختگی منطقه یورو از این بدتر نخواهد شد. اما موارد دیگری نیز وجود دارند که باید رییس جمهور بعدی به‌آن دقت کند.
* آمریکا و اداره کردن متحدان آسیایی
مهم نیست که در مورد اهمیت همکاری با چین که البته اجتناب ناپذیر است چه‌قدر می‌شنوید. هرچند که انتظار نبرد را هم نمی‌توان در چهار سال آینده داشت. در عوض عنصر کلیدی رقابت و تلاش برای نفوذ در آسیا خواهد بود . آمریکا تقریبا در حال تلاش برای تقویت روابط با ژاپن، کره ،هند و جاهای مختلف دیگر در جنوب شرقی آسیاست و در مقابل چین نیز درحال تلاش برای محدود کردن نقش آمریکا در این منطقه است.
بنابراین رهبری این اتحاد بسیار سخت‌تر از اداره ناتو طی جنگ سرد است. فاصله جغرافیایی بسیار گسترده‌تر از آنی است که تصور می‌شود. از سوی دیگر روابط بین برخی از متحدان آسیایی ما خوب نیست به عنوان مثال می‌توان به شکست توافق‌نامه بین ژاپن و کره جنوبی در اوائل سال جاری در زمینه به اشتراک‌گذاری موارد اطلاعاتی اشاره داشت.
* آمریکا تاکنون فاقد مهارت دیپلماتیک خاص در جنوب شرقی آسیا بوده است
از این گذشته شرکای ما در ناتو روابط اقتصادی کمی را با اتحاد جماهیر شوری سابق داشتند درحالی که متحدان آسیایی ما به شدت وابسته به اقتصاد چین هستند. به‌طور خلاصه حفظ موقعیت امنیتی در آسیا نیاز به تخصص و زبر دستی در دیپلماسی داردکه تاکنون آمریکا دارای چنین مزیتی نبوده است. رییس جمهور آینده نیاز به تیمی خوب دارد و مجبور خواهد بود که وقت خود را متوجه این منطقه و مشکلات سیاسی موجود در آنجا نماید.
* تعامل با بهار عربی
جهان عرب در میان تحولات وسیع و غیرقابل پیش‌بینی قرار دارد و احتمالا حکومت‌هایی را ایجاد خواهد کرد که بسیار بیشتر از حکومت‌های قبلی به احساسات مردم واکنش نشان خواهند داد. این حکومت‌ها احتمالا دموکراسی تمام و کمالی نخواهند بود اما حاکمان آن بیشتر از پیشینیان خود نگران افکار عمومی هستند اما این فرآیند زمان خواهد برد و شاید سال‌ها و نه چند ماه طول بکشند.
*خاورمیانه اولویت اول دیپلماسی آمریکاست
همانطور که در لیبی و سوریه شاهد بودیم برخی وقایع در حقیقت وضعیت امنیت ملی آمریکا را زیر سئوال ‌برند. آیا این حوادث فرصتی برای کاستن از نفوذ ایران ، و حمایت و کمک به پیشبرد دموکراسی هستند و نیروهای ضد آمریکایی را به حاشیه خواهند کشانید؟ یا این‌که آیا سقوط نظم کهن و تضعیف دوستان سنتی آمریکا امکان رشد احساسات ضد آمریکایی را در منطقه فراهم خواهد ساخت؟ اگر عربستان، اردن، لبنان و کردها در گرداب حوادث غوطه‌ور شوند آنگاه چه خواهد شد؟ با توجه به اتفاقاتی که در حال حاضر صورت می‌گیرد، اوباما یا رامنی وقت زیادی را باید صرف این بخش از جهان بنمایند. اما حداقل اوباما متوجه شده است که از اهرم‌های زیاد برای مقابله با حوادث دراین منطقه برخوردار نیست . در واقع دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در این منطقه دچار گرفتاری بزرگی هستند.
* موضوع فلسطین و اسرائیل و لزوم به تغییر رویکرد
رییس جمهور بعدی آمریکا احتمالا با این واقعیت مواجه خواهد شد که راه حل تشکیل دو کشور بین فلسطین و اسرائیل امکان پذیر نیست و باید به‌طور جدی در فکر جاگزین جدیدی در سیاست خارجی آمریکا و در قبال این مسئله باشد. اوباما این واقعیت را متوجه شده و رامنی نیز به جمهوری خواهان گفته است که فکر نمی‌کند در زمینه این مسئله به موفقیتی برسد.
در این بین نه فلسطین و نه اسرائیل در این‌مورد با واقع‌گرایی برخورد نمی‌کنند . از سوی دیگر راه حل ایجاد دو کشور به وصله ناجوری برای سیاستمداران مبدل شده است که خود را در پشت آن مخفی کرده‌اند در حالی‌که واقعیت این است که امکان موفقیت این راه حل روز به روز کمتر می‌شود.
باید پرسید که آیا تعهد خود را به اسرائیل از دست خواهیم داد و یا تلاش خواهیم کرد تا یک کشور متحد با ساکنین فلسطینی و اسرائیلی همراه با دموکراسی شکل گیرد؟
* زندگی با ایران دارای قابلیت‌های هسته‌ای محتمل خواهد بود
مهم نیست که چه کسی پیروز خواهد شد. درباره موضوع هسته‌ای ایران هم‌اکنون گزارش‌ها مبنی بر تمایل اوباما البته بعد از انتخاب شدن در حل و فصل دیپلماتیک این مسئله حکایت دارند و نباید شکی داشت که دولت رامنی حداقل تمایل در به‌کارگیری چنین رویه‌ای را داشته باشد اما در مجموع به نظر می‌رسد که آمریکا خود را به تدریج آماده پذیرش ایران هسته‌ای و نه ایران مجهز به سلاح هسته‌ای خواهد کرد.
ایران از هیچ خط قرمزی در چهار سال بعد عبور نخواهد کرد و این بدین مفهوم است که این کشور هیچ سلاح هسته‌ای و یا غنی سازی اورانیوم 90٪ را آغاز نخواهد کرد. آن‌ها این کار را انجام نخواهند داد زیرا این اقدام باعث حمله نظامی آمریکا بر علیه‌شان خواهد شد. در نتیجه با عدم انجام چنین کاری دیگر حمله‌ای از سوی آمریکا یا اسرائیل نیز محتمل نخواهد بود.
البته اسرائیل نیز قابلیت حمله راهبردی موفقیت آمیزی را ندارد و اکثریت اندیشمندان آمریکایی نیز چنین اقدامی را احمقانه می‌دانند. با این‌که نمی‌توان به‌طور کلی گزینه جنگ را از میان برداشت زیرا گاهی اوقات برخی کشورها اقدام‌های احمقانه‌ای می‌کنند اما بهرحال با قطعیت فراوان باید گفت که نبردی در کار نخواهد بود.
بنابراین رییس جمهور آینده با ایران دارای قابلیت هسته‌ای که اگر روزی بخواهد از لحاظ تئوری قابلیت ساخت بمب هسته‌ای را خواهد داشت مواجه خواهد شد. حتی اگر ما به یک تعامل دیپلماتیک رسمی با ایران نرسیم به اینه مفهوم که ایران امکان غنی سازی اورانیوم در سطح پایین را داشته باشد و تحریم‌ها به تدریج برداشته شوند، آن‌گاه رییس جمهور منتخب باید دقیقا همانند دیگر قطب‌‌های هسته‌ای جهان با ایران برخورد کند . خلاصه باید گفت که در این‌باره رییس جمهور بعدی باید اقدام‌های زیادی را انجام دهد.
* آمریکا باید در حوزه سایبری و اطلاعاتی تغیییراتی را در خود ایجاد کند
سرانجام این‌که رییس جمهور بعدی نیاز به تفکر زیادی درباره آینده آمریکا دارد. آمریکا از سال 1990 به این سور در چهار جنگ مشارکت داشته است و هم اینک نیز با پهپادها عملیاتی ویژه ای را در نیمی از کشور های جهان انجام می‌دهد. باید به شدت درباره نبرد سایبری و امنیت سایبری نگران بود . آمریکا در حالی از این سلاح‌ها برای مقاصد تهاجمی استفاده می‌کند اگر کسی دیگر از آنها برعلیه آمریکا استفاده کند، آنگاه این استفاده غیرقانونی تلقی خواهد شد.
کارشناسان آمریکایی هم‌اکنون با لفظ «نبرد پیشگیرانه» سعی در توجیه این اقدام دارند و گویی از خیل گزینه‌ها تنها این یک مورد باقی مانده است. انگار آن‌ها فراموش کرده‌اند که نبرد پیشگیرانه به مفهوم حمله به کشورهایی شده است که بر علیه ما حمله نکرده‌ یا قصد انجام آن‌را نیز ندارند. نبرد پیشگیرانه به آنی گفته می‌شود که ژاپن در «پرل هاربر» بر علیه آمریکا انجام داد.
* روسای جمهور آمریکا باید لیاقت فرماندهی کل قوا را داشته باشند
هم اکنون ارتش آمریکا به‌جای تکیه بر ارتش شهروندی که در جنگ‌ جهانی اول، دوم و نبرد کره بر آن تمرکز داشت صاحب ارتش حرفه‌ای است که از نظرات مختلف منتقدان دانشگاهی سود می‌برد.
این در حالی است که سیاستمداران آمریکایی به‌ندرت تجارب نظامی داشته‌اند به طوری‌که نه کلینتون نه بوش و نه اوباما و رامنی هیچ کدام در ارتش خدمت نکرده و فرزندانشان نیز در ارتش نبوده‌اند و در واقع این حقیقت اجتناب ناپذیر بر آن‌ها و در رابطه با هدایت ارتش تاثیر گذاشته است. تاکنون نه اوباما و نه رامنی هیچ کلمه مهمی را درباره ارتش در مناظره‌های خود بیان نکرده‌اند و حتی درباره کیفیت رهبری نظامی سخنی به میان نیاورده‌اند درحالی که در عراق و افغانستان شاهد خلا این مسئله بودیم.
سیاستمداران آمریکایی نیز به ندرت درباره صلح حرفی می‌زنند در عوض آن‌ها با اراده مستحکم از به‌کارگیری نیروی قهریه سخن می‌گویند.
* آمریکا باید شفاف سازی بیشتری کند
همچنین بعد از ماجرای 11 سپتامبر ، آمریکا پهنه گسترده‌‌ای از نیروهای اطلاعاتی و سازمان‌های ضد خرابکاری را که فعالیت‌هایشان مخفیانه بوده و حتی در خفا به آن‌ها پول پرداخت می‌شده است را شکل داده‌است. عقل سلیم و تاریخ به ما می‌گوید که فقدان شفافیت و مسئولیت پذیری معمولا رفتار بدی را منجر خواهد شد و احتمالا روزی نسبت به آنچه که طی یک دهه گذشته در آمریکا اتفاق افتاد دچار بهت خواهیم شد.

اما چه کسی ناظر این موارد خواهد بود؟ بیشتر چهره‌های دانشگاهی که سرشان شلوغ است و تازه نسبت به موضوع امنیت ملی احساس نا رضایتی می ‌کنند. جریان‌های رسانه‌ای نیز عملکردشان بستگی به رابطه آن‌ها با افراد در راس قدرت دارد. بنابراین امیدوار هستیم که رییس جمهور بعدی آمریکا با همه چالش‌های دیگرِ، برخی از موارد اعمال شده بعد از ماجرای 11 سپتامبر را لغو کند و ما را به سمت و سوی کشوری که در آن از عصبانیت و خشم کاسته شده و بیشتر به استفاده از دیپلماسی تمایل دارد سوق دهد. البته نمی‌توان بابت چنین اتفاقی خیلی دل بست زیرا با توجه به برنامه کاری رییس جمهور ، وی برای تعامل با این مسئله مشغله کاری فراوانی خواهد داشت و علاوه بر آن مسائل اجتناب ناپذیری که ایجاد شده و باعث رنجش او خواهند شد نیز وجود خواهند داشت.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 گنجارود 1391

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 19:56  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و باراک اوباما چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا شد. 17-8-1391 

"سلام"

افسانه83
خنده اي ناشكفت از گل من
كه ز باران زهري نشد تر
من به بازار كالافروشان
داده ام هر چه را، در برابر
شادي روز گمگشته اي را
اي دريغا! دريغا! دريغا
نیما یوشیج

ادامه از پست 259

۱

 اوباما 303 - رامنی 206

سخنرانی پیروزی اوباما

تشکر از همه ملت آمریکا و تقاضای همکاری با رامنی

آفتاب

سرانجام باراک اوباما توانست با کسب 274 رای الکترال کالج چهار سال دیگر را در کاخ سفید باقی بماند. او به همراه همسرش میشل و هوادارانش پیروزی در انتخابات را در اوهایو جشن گرفتند.

هواداران اوباما در شیکاگو ستاد مرکزی تبلیغات او ، به شادی و پایکوبی می پردازند اما هوادران رامنی در ستاد مرکزی او در بوستون در سکوت کامل به سر می برند.

براساس نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، باراک اوباما پیروز انتخابات شد. 
به نقل از منابع خبری، میت رامنی با سخنرانی در جمع هوادارانش در بوستون شکست در انتخابات و پیروزی اوباما را پذیرفت.
رامنی همچنین در تماس تلفنی با اوباما، پیروزی در انتخابات را به وی تبریک گفت.
رامنی در سخنرانی اش در در میان هواداران خود در بوستون ضمن پذیرش شکست و تبریک به اوباما گفت: هم اکنون زمان چالش های بزرگ برای آمریکاست و امیدوارم رئیس جمهور در رهبری ملت ها موفق باشد.
رامنی سپس در حالی که همسر و 5 فرزندش بر روی سن حاضر شده بودند در میان تشویق هواداران، تریبون سخنرانی را ترک کرد.
اندکی پس از رامنی، اوباما نیز در میان هوادارانش در شیکاگو حضور یافت و سخنرانی پیروزی را ارائه کرد و از رقیب خود، رامنی و ستاد تبلیغاتی او تشکر کرد و گفت: در نظر دارم به زودی با رامنی ملاقات کنم تا برای آینده برنامه ریزی کنیم. خانواده رامنی خدمات بزرگی را برای آمریکا داشتند. رامنی برای خدمت به آمریکا تلاش زیادی کرد و علت اختلاف میان دو کاندیدا، تفاوت دیدگاه ها برای خدمت به ملت آمریکا بود.
اوباما با اعلام اینکه آینده ای بهتر را برای آمریکا می بیند گفت: ملت هایی وجود دارند که مانند ملت ما برای حق انتخاب ، تلاش می کنند.
او همچنین از همه ملت آمریکا ، معاونش جو بایدن ، ستاد تبلیغاتی اش، هواداران و همه ملت آمریکا که در انتخابات شرکت کرده و به یکی از کاندیداها رای داده اند تشکر کرد.
همچنین به گزارش بی بی سی، اوباما اضافه کرد: اگر تلاش کنیم، چه پیر باشیم چه جوان، چه معلول باشیم چه سالم، چه فقیر باشیم چه غنی، با تلاش وکوشش می‌توانیم خوشبخت شویم. با وجود تمام مشکلاتی که داشتیم، هیچگاه به اندازه اکنون امیدوار به آینده نبوده‌ام.
به گزارش عصر ایران،وی اضافه کرد: آمریکا بیشترین ثروت دنیا را دارد اما آنچه ما را ویژه می سازد قدرت اتحاد در مقابل سختی‌ها با وجود تفاوت‌هایمان است. ما به آمریکای سخاوتمند و صلح طلبی اعتقاد داریم که صلح و آزادی برای همه دنیا بیاورد. با وجود اختلاف نظرهایمان، اکثر ما آرزوهای مشابه برای آمریکا داریم، که کودکانمان زندگی برابری داشته باشند. چه طرفدار اوباما بودید چه طرفدار رامنی، صدای خود را به گوش همه رساندید و تغییر ایجاد کردید.
برای نخستین بار، باراک اوباما در صفحه توئیتر خود اعلام کرد برنده انتخابات شده و برای 4 سال دیگر رئیس جمهور ایالات متحده خواهد ماند.
این دومین بار پس از جنگ دوم جهانی است که یک رییس جمهور دموکرات برای بار دوم به کاخ سفید راه می یابد . بیل کلینتون رییس جمهوری اسبق آمریکا نخستین دموکراتی بود که توانست در انتخابات سال 1996 برای بار دوم به کاخ سفید راه یابد.
با انتشار خبر پیروزی ، هواداران اوباما در شیکاگو ستاد مرکزی تبلیغات او ، به شادی می پردازند و شعار می دهند" 4 سال دیگر" اما هوادران رامنی در ستاد مرکزی او در بوستون در سکوت کامل به سر می برند.
تاکنون 80 درصد از آرا شمرده شده است و مشخص شده اوباما تنها با اختلاف یک درصد توانست پیروز انتخابات باشد.
همچنین شماری از هواداران اوباما با تجمع مقابل کاخ سفید در واشنگتن دی سی ، به جشن و شادی می پردازند.
پس از آن ، اوباما نیز در جمع هوادارانش در شیکاگو حاضر می شود و سخنرانی پیروزی را ارائه خواهد کرد.
براساس اطلاعات رسمی، تا این لحظه ، اوباما 303 رای الکترال کسب کرده است.
در مقابل، میت رامنی 206 رای الکترال کسب کرده است. رامنی در ایالت اوهایو نتوانست پیروز شود و همچنان سنت شکست جمهوریخواهان در این ایالت و همزمانی ناکامی آنها در انتخابات به جای خود باقی مانده است. تا کنون در تاریخ انتخابات آمریکا هیچ نامزد جمهوریخواهی بدون کسب آرای اوهایو نتوانسته است به کاخ سفید راه یابد.
همچنین اوباما توانست در دو ایالت کلیدی دیگر برای جمهوریخواهان یعنی نیوهمشایر و ویکانسین ، رامنی را شکست دهد . یکی از دلایلی که رامنی پاول رایان را نامزد معاونت خود کرده بود کسب آرای ایالت ویسکانسین بود. رایان نماینده مردم این ایالت در مجلس نمایندگان آمریکا است. ایالت ویکانسین در انتخابات سال 2008 نیز به اوباما رای داده بود.
هر کاندیدایی که بتواند حداقل 270 رای الکترال کسب کند به کاخ سفید راه خواهد یافت .

 نوشته های جلال و شادی در کنیا بعد از پیروزی اوباما

چه کسانی به اوباما تبریک گفتند؟

باراک اوباما نامزد دمکرات ها در پرهزینه ترین انتخابات ریاست جمهوری تاریخ آمریکا با کسب 274 الکترال کالج برای دومین دوره متوالی رییس جمهور آمریکا شد. اما واکنش های داخلی و خارجی به پیروزی اوباما چه بود؟ چه کسانی به باراک اوباما تبریک گفتند؟

آفتاب

میت رامنی
میت رامنی، نامزد جمهوری خواه آمریکا پس از شکست از باراک اوباما در انتخابات، از مردم آمریکا، همسر و فرزندانش تشکر کرد. رامنی گفت: از پل رایان، معاون خودم برای هر‌ آنچه در این کمپین و انتخابات انجام داد، تشکر می‌کنم. ما تمام تلاش خود را کردیم تا وارد کاخ سفید شده و کشور آمریکا را ارتقاء دهیم. اما این امکان نصیب اوباما شد.
بی‌بی‌سی، گزارش داد؛ وی در ادامه با تشکر از همسر خود "ان رامنی" گفت: همسرم بانوی اول فوق العاده‌ای برای آمریکا می‌شد. همچنین از فرزندان و خانواده آنها تشکر می‌کنم که برای چندین هفته از خانه‌هایشان دور بودند تا در کمپین‌های من در سراسر آمریکا حضور داشته باشند. همچنین لازم است که از تیم خودم، فعالان و تمامی مردمی که هوادار من بودند و از هیچ تلاشی برای حمایت از من فروگذاری نکردند تشکر کنم.
دیوید کامرون
دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس در پیامی پیروزی مجدد باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را به وی تبریک گفت.
ایهود باراک
رئیس حزب کارگر رژیم صهیونیستی در نامه‌ای پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را به وی تبریک گفت. ایهود باراک، وزیر جنگ این رژیم: شک ندارم که دولت اوباما به حمایت از امنیت اسرائیل ادامه خواهد داد.
استفن هارپر؛ جولیا گیلارد
استفن هارپر و جولیا گیلارد، نخست‌وزیران کانادا و استرالیا در بیانیه‌های جداگانه، پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را به وی تبریک گفتند.
بنیامین نتانیاهو
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ضمن تبریک به اوباما به دلیل پیروزی در انتخابات گفت: اتحاد استراتژیک بین آمریکا و اسرائیل قوی‌تر از هر زمان دیگری بوده است.
هو جین تائو؛ ون جیابائو
هو جین‌تائو، رئیس‌جمهور و ون جیابائو، نخست‌وزیر چین در پیام‌هایی پیروزی مجدد باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تبریک گفتند.
محمد مرسی
سخنگوی محمد مرسی، رئیس‌جمهور مصر ضمن تبریک پیروزی باراک اوباما به مردم آمریکا گفت: امیدواریم دولت منتخب ایالات متحده، برای دستیابی به منافع هر دو ملت آمریکا و مصر کار کند.
الیو دی روپو
نخست‌وزیر بلژیک در بیانیه‌ای ضمن تبریک پیروزی مجدد اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، آن را نشانه‌ای دلگرم‌کننده برای آینده آمریکا، جهان و بلژیک دانست.
هرمان فان رومپوی
"هرمان فان رومپوی" رئیس اتحادیه اروپا از پیروزی مجدد اوباما ابراز رضایت کرد.
ویلیام هیگ
"ویلیلم هیگ" وزیر امور خارجه انگلیس نیز با تبریک به اوباما از ادامه همکاری با آمریکا در مسائل مهم سیاست خارجی خبر داد.
حمادی الجبالی
نخست وزیر تونس هم از پیروزی مجدد اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا استقبال کرد.
میشل اوباما
میشل اوباما پس از پیروزی دوباره همسرش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از طریق شبکه اجتماعی توئیتر از مردم آمریکا تشکر کرد. وی در جملاتی کوتاه اظهار داشت: از حمایتها و دعاهای شما تشکر می کنم.
بنابر آخرین گزارش ها باراک اوباما با 303 رای الکترال بر رقیب خود میت رامنی از حزب جمهوریخواه که 203رای الکترال به دست آورده، پیروز شده است.
اوباما پس از پیروزی چه گفت؟
باراک اوباما در اولین سخنرانی خود پس از پیروزی مجدد در انتخابات گفت: ما آمریکایی هستیم و با هم به سوی آینده حرکت می‌کنیم. از همه آمریکایی‌هایی که در انتخابات شرکت کردند چه به من و یا به رامنی رای دادند تشکر می‌کنم. صدای شما شنیده شد.
جمهوری‌خواهان در آمریکا تاکنون با کسب 226 کرسی از مجموع 435 کرسی مجلس نمایندگان آمریکا در مقابل 173کرسی دموکرات‌ها، اکثریت این مجلس را حفظ کردند.


تهیه و تنظیم

آقای سلامت

نوشته های جلال و تصویر‌‌خانوادگي اوباما پس‌از‌ماراتن انتخابات 2012 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 17:44  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و جلال گنجارودی و حسین علیجانی گنجارودی 5-8-1391 گنجارود 
حسین علیجانی گنجارودی-جلال گنجارودی

"سلام"

افسانه83
خنده اي ناشكفت از گل من
كه ز باران زهري نشد تر
من به بازار كالافروشان
داده ام هر چه را، در برابر
شادي روز گمگشته اي را
اي دريغا! دريغا! دريغا
نیما یوشیج

259

"کتاب فروش ناشی!"

یادِ من آید که روزی مادرم

این 2 ضرب المثل را برایم زمزمه کرد و گفت

"پسرم تو اینکاره نیستی!"

و

"هر کسی را بهر کاری ساخته اند!"

+

از شما چه پنهان که دوستی عزیز و گرانمایه

کتابی نوشتند

و

60 جلد از آن کتاب ها را

بعد از چند تماس تلفنی و گرفتن آدرس

برایم پُست کردند

قرارِ تلفنی ما این شد که غیر از چند جلد

(که به دوستان عزیز و نزدیک هدیه میشود)

مابقی به فروش رسانده بشود

تا مقداری از هزینه های چاپ کتاب تامین گردد

+

با تجربه ای که از دوره ی خدمت سربازی ام

در سال های 58 و 59

و

در یکی از پادگان های ارتش داشتم

(یادم می آید در روز و به پول امروز 700 تا 800 هزار تومان و شاید هم بیشتر، فروش کتاب داشتیم!)

احساسم این بود که کتاب ها را چند روزه

به فروش خواهم رساند

ولی اصلا حواسم نبود که بعد از 30 سال

و

این دنیای اینترنت و ماهواره

و

آن دنیای جهان سومی که ما برای مردم خود درست کرده ایم

دیگر جایی برای خریدِ کتاب های غیر درسی و غیر مدرسه ای و غیر دانشگاهی

(که بالاجبار باید خریده بشود)

نگذاشته ایم که تا آقا و یا خانمی

بیاید و پولی هم برای خریدن کتاب های اینجوری تقدیم بکند

واقعا که توی این 30 ساله ی بعد از انقلاب

با کتاب و کتاب خوانی و کتابخوان،

چه ها که نکرده ایم؟!

+

البته ناگفته نماند که

هری پاتر هم

توی همین دوره و همین زمانه

منتهی در آنور دنیا

توی 1 روز و 1 ماه،

میلیون ها جلد از کتابش را به فروش میرساند

و

صدای بعضی ها را در اینور دنیا و در صدا و سیما در می آورد که

"چرا اینجوری رکورد شکنی میکند؟!"

+

داشتم می گفتم که توی ذهنم این بود

"حتماَ کتاب ها چند روزه و به هفته نرسیده به فروش خواهند رفت!"

ولی نشان به همان نشان که

کتاب ها روی دستم باد کردند و آنهم چه باد کردنی

تا جایی که صدای اهلِ خانه را هم در آمد

یکی می گفت

از اتاقم ورش دار، جا ندارم

دیگری می گفت

توی اتاقم نیار، دست و پا گیره

خانمم گفت

کتابخانه پُر از کتاب های درسیِ بچه هاست

اگر دوست داری بیاورش توی آشپزخانه!

آقا به جان عزیز شما

معرکه ای درست کرده بود این کتاب ها برای ما که نگو

هروقت یادم می آید مو بر بدنم سیخ میشود

مانده بودم که با این کتاب ها چه بکنم؟!

باور بکن کار بجایی رسید که

نان خشکی هم راضی نشد تا آن ها را به قیمت مُفت ببرد!

حتّی یک بار خانمم پیشنهاد داد

یک پنجم قیمت کتاب ها را نذر بکن بلکه کتاب ها به فروش برسد!

+

نزدیک بود کارم با آن کتاب ها

به نذر و نیاز برسد که به یکباره توی ذهنم زد

برای خلاصی از دست کتاب ها

از نویسنده ی محترمش اجازه بگیرم

و

کتاب ها را یکجا به دانش آموزان مدرسه ای هدیه بکنم

+

دست به کار شدم

و

زنگ زدم به صاحب کتاب ها

و

اجازه خواستم

که در جوابم با مهربانی و گشاده دستی فرمودند

خیلی خوبه

فقط می ماند 60 وعده شام و ناهاری که

به جای قیمت کتاب ها باید در خدمت من و خانواده ام باشی

+

البته با اجازه شما

آنچه را که از ذهنم گذشته بود عملیاتی کردم

و

کتاب ها را با دو دست ادب

به دانش آموزان مدرسه ای تقدیم نمودم!

امّا اینکه شامش را هم بدهم

خیلی بعیده

مگر اینکه سُنبِه خیلی پُر زور باشد!!!

جلال گنجارودی

25-1-1389

نوشته های جلال و گنجارود و منصور حبیب پور گنجارودی 5-8-1391 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 21:59  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

مطالب قدیمی‌تر